اللهـم ارزقـنـا توفیق الشــهادة

وبلاگ با نام اللهـم ارزقـنـا توفیق الشــهادة
پیش از شهید محسن حججی، «عبدالله اسکندری» و «رضا اسماعیلی» نیز از نخستین ی م ع حرم هستند که تیزی تیغ جنگ تروریست های تکفیری آن ها را همچون سالار شهیدان بی سر کرده است.به گزارش مشرق، از زمان حضرت یحیی (ع) تا حسین بن علی (ع) در سال ۶۱ هجری یا جنایت های کومله و دموکرات و زخمی که منافقین و ضد انقلاب بر تن م عان میهن باقی گذاشته اند؛ «ذبح» انسان رازی سر به مهر باقی مانده است؛ رازی که با هر جنگ قتلی در دست جلادان و دشمنانِ جبهه حق می شود. رازی که همچون تبر بر پیکر درختی تنومند زده می شود تا آن را بخشکاند اما غافل از اینکه هر زخم جوانه ای می شود که پیچک وار گریبان دشمن را می گیرد تا از نفس بیفتد و نابود شود.تاریخ گواه آن است که جلادان همواره با کشتار در پی قوام حکومت خویش بوه اند. نمونه زنده و به روز آن رفتارهای ناجوانمردانه گروه تروریستی در کشورهای ی است. اعضای این گروه آن چنان از اصل انسانی خود دور شده اند که با توحشی حیوانی انسان های بی گناه را از دم تیغ خود می گذرانند.از آغاز تحرکات گروه تروریستی در منطقه «عبدالله اسکندری» و «رضا اسماعیلی» از جمله ی م ع حرم هستند که تیزی تیغ جنگ تروریست های تکفیری آن ها را بی سر کرده است. روایت شهادت هر یک از این جان سپاری ها قصه پر غصه ایست که سر دراز دارد.نخستین فرمانده ذبیح م ع حرمشهید عبدالله اسکندری از جمله فرماندهان دوران دفاع مقدس است که با پایان آن و تجربه ای که آموخته بود با آغاز تحرکات به عنوان مستشار نظامی به کشور رفت و آنجا روز ششم داد ماه سال ۱۳۹۳ به همراه رزمندگان مقاومت ی به دفاع از حرم مطهر حضرت زینب کبری(س) و مقدسات مسلمانان پرداخت و به درجه رفیع شهادت نائل آمد. اسکندری از م عان حرم در و رئیس سابق بنیاد شهید استان فارس بود.پیکر او پس از شهادت به دست گروه تروریستی «اجناد الشام» افتاد و جلادی به نام «ابوجعفر» که از فرماندهان این گروه تروریستی بود سر از تن بی جانش جدا و تصاویر آن را در حالی که بر نیزه رفته بود در فضای مجازی منتشر کرد. البته طولی نکشید که وعده خدا محقق شد و با کشته شدن ابوجعفر به دست ، این بار تصویر لاشه او بود که در معرض دید جهانیان قرار گرفت و دل همه دوستداران شهید را شاد کرد.اعظم سالاری همسر این شهید روایت می کند: آ ین جمله ایشان را همیشه به یاد دارم، در همان تماس آ به من گفت تصدقت شوم برایم دعا کن، اتفاقاً همرزمانش هم خندیدند. من با خنده گفتم: دوستانت می خندند! گفت: اشکال ندارد بگذار بخندند. آ ین جمله ایشان به من همین بود؛«تصدقت شوم برایم دعا کن.»حاج عبدالله سال ۱۳۵۸ وارد شد و در کردستان و مریوان حاضر بود. اولین حضور ایشان در جبهه گرد بود. همسرم همرزم جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان بودند. اسکندری در مدت حضورشان در جبهه ها تک تیرانداز، تیربارچی، نیروی اطلاعات شناسایی و غیره بود. در عملیات خیبر فرمانده «لار» بود. در عملیات بدر جانشین فرمانده گردان، در والفجر ۸ جانشین رئیس ستاد تیپ الهادی و در عملیات های کربلای ۱، ۳، ۴، ۵ و ۸ رئیس ستاد تیپ الهادی بود. شهید در عملیات والفجر ۱۰ جانشین تیپ ی و در عملیات بیت المقدس۴ فرماندهی تیپ ی را بر عهده داشت. از دیگر مسئولیت های حاجی، فرماندهی ی رزمی ۴۶ هادی (ع)، فرماندهی تیپ ۴۶ هادی(ع)، فرماندهی ی رزمی قرارگاه مدینه منوره، فرماندهی ی تیپ ۴۲ قدر و فرماندهی ی رزمی جبهه مقاومت بود. همسرم در عرصه های سازندگی هم فعالیت داشت که در احداث سد کرخه احداث جاده نیریز در استان فارس، طرح توسعه نیشکر، اجرای طرح های سد و بسیاری دیگر از فعالیت های جهادی سهیم بود. طی سال های جنگ نیز کمتر فرصت می کرد به ما سربزند و مرتب در مناطق عملیاتی بودند.همچنین فرزند شهید عبدالله اسکندری توضیح می دهد: بعد از شهادت پدر پیکر ایشان به ما بازگردانده نشد. اما صحبت هایی بود که با مبادله اسیر، یا پرداخت هزینه ای بتوانیم پیکر پدر را بازپس بگیریم. اما ما به مادرمان گفتیم که مادر جان به انی که می خواهند پیکر پدر را بازگردانند، بگویید ما راضی نیستیم که یک ریالی از پول بیت المال صرف این گروه خبیث شود. حتی یک اسیر هم نباید آزاد شود. پدر رفته بود تا آنها را به درک واصل کند. ما برای آنچه در راه خدا داده ایم، توقعی نداریم و حاضر نیستیم که به ازای پیکر پدرمان ریالی از بیت المال هزینه شود. زیرا هر اقدامی کمک به آنها محسوب می شود.نخستین دانشجوی ذبیح م ع حرمرضا اسماعیلی، جوان شهید و دانشجوی افغانستانی م ع حرم بود که در مشهد س ت داشت. رضا نایب قهرمان وزن ۵۵ کیلوگرم پرورش اندام استان اسان رضوی بود و در فردوسی مشهد تحصیل می کرد. او به تازگی داماد شده بود چند ماه پس از شهادت او فرزندش به دنیا آمد و اسمش را محمدرضا گذاشتند.رضا در زمان مقابله با گروه تروریستی همواره سربند «یا علی ابن طالب» به پیشانی خود می بست و با همین سربند نیز به اسارت درآمد. همرزمان رضا روایت می کنند: وقتی حرامی ها به سراغش آمده بودند بیسیم را روشن کرده بودند تا ما را زجر دهند.شهید اسماعیلی مدت ها پیش به عنوان م ع حرم حضرت زینب(س) داوطلب اعزام به شد و به تیپ فاطمیون پیوست و بسیار سریع فنون رزم را آموخت. او برای باز پس گیری شهرک شیعه نشین «زمانیه» واقع در غوطه شرقی از چنگال گروه های تکفیری درگیری شدیدی رخ داد در هر روز فقط چند ساعت آتش بس در آن منطقه وجود داشت در یکی از این آتش بس ها رزمندگان فاطمیون متوجه حضور نداشتن یکی از نیروها شده بودند از همین رو رضا برای جستجوی همرزمش به محل درگیری رفت.او در حین جستجو با نیروهای دشمن درگیر و سپس زخمی ‎شد. متأسفانه به دلیل شدت مجروحیت توان بازگشت نداشت و اسیر آن ها شد. صبح روز یکشنبه ششم بهمن ماه ۱۳۹۲ رزمندگان م ع حرم توانسته بودند شهرک زمانیه را از دست تکفیری ها نجات بدهند برای همین و سریعاً منطقه را برای پیدا نیروهای مفقود و شهید خود واکاوی د.در جریان حضور م عان حرم در منطقه چند تروریست اسیر شدند. اما پیکر رضا اسماعیلی را درحالی یافتند که سری بر بدن نداشت و این موضوع همگان را به گریه انداخت. سر بریده رضا هیچگاه یافت نشد و پیکر او بدون سر در خاک آرام گرفت. پس از پایان درگیری٬ همرزمان او از انتشار تصویر سر بریده رضا درون جعبه ای به وسیله تروریست ها خبر دادند.

اطلاعات

  • منبع: http://abdollah64.blogsky.com/1397/02/26/post-8/
  • مطالب مشابه: شهید حججی
  • کلمات کلیدی: شهید ,پیکر , ,گروه ,م ع ,بودند ,گروه تروریستی ,فرماندهی ی ,تروریستی , ی رزمی ,حضرت زینب , «عبدالله اسکندری»
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
روایت برادر شهید م ع حرم:خاطره شهید بیضایی از آزادسازی اطراف حرم حضرت زینب(س) در شب تاسوعازنگ زد و گفت که امروز منطقه اطراف حرم را بطور کامل از دست تکفیری ها که تا پانصد متری حرم پیش آمده بودند درآوردیم و از سمتی که دست تکفیری ها بود وارد حرم شدیم.به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، احمدرضا بیضایی، برادر شهید م ع حرم محمودرضا بیضایی با ذکر خاطره ای از تاسوعای سال 92 از برادر شهید خود می گوید:
خاطره شهید بیضایی از آزادسازی اطراف حرم حضرت زینب(س) در شب تاسوعا
" شب «تاسوعا» پیامک زده بود که «سلام. در بهترین ساعت عمرم به یادت هستم؛ جایت خالی.» ی اعت بعدش زنگ زد و گفت که امروز منطقه اطراف حرم را بطور کامل از دست تکفیری ها که تا پانصد متری حرم پیش آمده بودند درآوردیم و از سمتی که دست تکفیری ها بود وارد حرم شدیم، از امشب هم چراغ های حرم را شبها روشن نگه خواهیم داشت. از اینکه در شب تاسوعا اطراف حرم حضرت زینب (س) را پا ازی کرده بودند خیلی خوشحال بود. قبل از آ ین سفرش پرچم قرمز رنگی را بعنوان یادگاری داد. آنرا از وقتی که رفت زده ام روی دیوار. رویش نوشته است: «کلنا عباسک یا بطلة کربلا - لبیک یا زینب» "

شهید محمودرضا بیضایی، اولین شهید م ع حرم تبریزی است که در 29 دی ماه سال 92 مصادف با میلاد اکرم(ص) و صادق(ع) در قاسمیه به شهادت رسید.

اطلاعات

https://sabetin.ir/wp-content/uploads/doaa-imam-zaman.jpgفوائد دعا برای فرج زمانبا فایل pdf زیر در اختیار داشته باشید https://sabetin.ir/wp-content/uploads/pdf.png

اطلاعات

زن عجله داشت تا به قرار هفتگی اش برسد.
پوشیه اش را مرتب کرد و به راهش ادامه داد .
کمی آن طرف دو تا دختر توجهش را جلب د.


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

اطلاعات


!! یک جوان 33 ساله مصری با مدرک فوق دیپلم اقتصاد که «محمد عبد واب رمضان» نام دارد، در یکی از روستاهای مصری ادعا کرده که مهدی منتظر (عج) است و یک از ملائکه در تسخیر وی هستند. این جوان مصری گفت: من حتی با حضرت عیسی (ع) دیدار کرده و از نزدیک با وی آشنا شده ام ! من خیلی از چیزهایی که دیگران نمی دانند را می دانم! من از حقایق زیادی اطلاع دارم ! «محمد عبد واب رمضان» همچنین گفت: من و خانواده ام از نسل علی بن أبی طالب (ع) هستیم و جد بزرگ ما حسن (ع) است! من در ابتدا یک کشاورز ساده بودم. اما یک روز که خو ده بودم، ناگهان چیزهای زیادی در خواب به من الهام شد. در خواب دیدم که درب های آسمان به روی من باز شده است! این مدعی مهدویت در ادامه ادعاهای خود افزود: پس از اینکه درب های آسمان به رویم باز شد، ستاره و خورشیدهای زیادی را در آسمان دیدم. وقتی از خواب بیدار شدم دیدم که یک فرشته به نام شیخ محمود دارد با من حرف می زند. او به من گفت: تو باید در این زمین با فساد مبارزه کنی ما هم به تو کمک می کنیم! تو مهدی منتظر هستی! تو خلیفه خداوند در زمین هستی! با ظهور تو در دنیا فساد پایان خواهد یافت و کلیساهای یهودیان و یان به مسجد تبدیل خواهند شد! هر ی که را نپذیرفت، کشتنش با شمشیر جایز خواهد بود! بیت المقدس و عراق هم از دست گران آزاد خواهند شد. این جوان مصری در ادامه ادعاهای خود گفت: بیشتر حرف آن فرشته که برایم تعجب برانگیز بود، آشنا شدنم با دجال بود. فهمیدم که عموی من همان دجالی است که همیشه درباره وی سخن گفته می شود! فهمیدم که او از نسل فرعون است و در اصل عموی واقعی من نیست! اکنون من منتظر نزول عیسی هستم تا با هم به مبارزه به فساد بپردازیم و سرزمین های ی را آزاد کنیم! خانواده «محمد عبد واب رمضان» که از پدر و مادر و پنج خواهر و سه برادر دیگرش تشکیل شده نیز ادعاهای وی را تأیید کرده و تلاش می کنند با داستان پردازی مهر تأییدی بر این ادعاها بزنند.

اطلاعات

  • منبع: http://abdollah64.blogsky.com/1397/03/05/post-18/
  • مطالب مشابه: ظهور زمان قل در مصر با لشکری از ملائکه!
  • کلمات کلیدی: مسیح ,مصری ,خواب ,ادعاهای ,فساد ,آسمان ,عبد واب رمضان» ,درب‌های آسمان ,ادامه ادعاهای ,عیسی مسیح , این جوان ,«محمد عبد واب رمضان»
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
واسطه ازدواج شهید عبدالمهدی کاظمی و همسرش مرضیه بدیهی، شهید سید مجتبی علمدار بود. هر دو به این شهید متوسل می شوند تا همسری متدین نصیبشان شود و طی یک رؤیای صادقه، شهید علمدار، عبدالمهدی را به همسرش معرفی می کند. به این ترتیب ازدواج خوبان شکل می گیرد و 9 سال ادامه می یابد. یک زندگی شیرین که با شهادت عبدالمهدی در در تاریخ 29 دی ماه 94، به سرنوشتی زیباتر ختم می شود. حالا که کمتر از یک سال از شهادت عبدالمهدی می گذرد، با همسرش مرضیه بدیهی همکلام شدیم تا هرچه بیشتر از این شهید م ع حرم بدانیم. شهیدی که آیت الله بهجت پیش بینی شهادتش را در روز تاج گذاری زمان(عج) کرده بود و طبق همین پیش بینی، عبدالمهدی آسمانی شد.

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

اطلاعات