امنیت و آرامش

وبلاگ با نام امنیت و آرامش
معلم وارد کلاس شد، چشمش بە نوشته ی روی تخته افتاد: ” ورود خانم های بی حجاب بە کلاس درس ممنوع!” عصبانی شد و بە دفتر رفت، مدیر بە کلاس آمد، اول با زبان خوش پرسید: چه ی این جمله را نوشته؟ ی جواب نداد، مدیر عصبانی شد. بچه ها را خارج کرد و بە صف کشید و تا توانست با چوب بە کف دستشان زد، باز ی چیزی نگفت. شهید محمد رضا توانگر ادامه مطلب

اطلاعات

دیدگاه انقلاب ی در خصوص حجاب: حجاب، به معنای منزوی زن نیست، اگر ی چنین برداشتی از حجاب داشته باشد، این، یک برداشت کاملاً غلط است. مسئله حجاب به معنای جلوگیری از اختلاط و بی قید و شرط زن و مرد در جامعه است. زیرا و اختلاط بی قید و شرط، هم به ضرر جامعه و هم به ضرر زن و مرد، بخصوص به ضرر زن است. 26 / 10 / 1368

اطلاعات

آهنگ truth of touch اثر یانی - آهنگ

اطلاعات

سوره ی حمد یا فاتحه الکتاب سوره ی بقره قسمت 01 سوره ی بقره قسمت 02 سوره ی بقره قسمت 03 سوره ی بقره قسمت 04 سوره ی بقره قسمت 05 سوره ی آل عمران قسمت 1 سوره ی آل عمران قسمت 2 سوره ی آل عمران قسمت 3 سوره ی نساء بخش اول سوره ی نساء بخش دوم سوره ی نساء بخش سوم در صورت لینک لطفاً در قسمت نظرات با ما در میان بگذارید.

اطلاعات

hd انیمیشن پرنسس رویاها 2017 - آپارات

اطلاعات

ومن یکفر بالطّاغوت و یومن بالله فقداستمسک بالعروة الوثقی
یکی از این طاغوت ها هنر است. همچنین تکنولوژی و هرگونه مادّیات دیگر اعم از مردم پرستی و تبعیت از مردم
یکی از بزرگترین این طاغوت ها علم و دانش است. که حج بزرگ و نامرئی است و اعقتاد آوردن به حجاب بودن دانش و آگاهی امر سختی است.
چرا هنر یک طاغوت و بت و شرک است؟
چرا که عقل ما بشر، کوچک است و از حقایق عالم بی خبریم. در زندگی لحظات خیلی سختی هست که به آنها واقف نیستیم. به خاطر همین چیزی که در درجه ی اول باید جزو اولویت های ما باشد این است که یک زندگی آرامی را مهیا کنیم. یعنی بدور از هیجان ها و ماجراجویی ها و فتنه ها بمانیم. یک خانواده ای آرام ایجاد کرده و به حداقل درآمدها و به حداکثر امنیت تمرکز کرده و قایق زندگی و خانواده ی آرام خود را به جلو ببریم.
در حیات و در این عالم هستی، مجالی برای ماجراجویی و زیاده خواهی ها وجود ندارد. کوچکترین اعمال ما محاسبه می شود و کوچکترین اقدامی که می کنیم بلافاصله از طرف خدا پاسخ داده می شود.
هنر، برای چند انگیزه به وجود می آید و ما آنرا دنبال می کنیم. یکی برای ء کنجکاوی هایی که بشر در مورد کائنات و خالق خود دارد. هنر برای پاسخ گویی به حس کنجکاوی به وجود می آید و بشر با هنر به دنبال یافتن سوالهایی است. یا به عبارت دیگر، برای فریب دادن خود با جواب هایی که حقیقی نیستند. بشر عاشق بدل هاست. می داند که جواب سوال هایی که در مورد کائنات وجود دارد و درمورد حیات و مردم و زندگی، همه ی این جواب ها را دین می دهد. ولی بشر دوست دارد که حرفهای خدا را نشنود و برای خودش هرتفسیری که دلش می خواهد د. هنر یعنی اهمیت ندادن به خدا و حرفها و جواب هایی که خدا ارائه می دهد و چسبیدن به منیّت و خود دوستی و تفسیر به نفس.
چیزی که باعث می شود حتی افراد متدیّن هم هنر را دوست داشته باشند، این است که هنر توام با زیبایی هم هست. اثر یک هنرمند زیبا هم هست. به خاطر زیبایی ما فریب می خوریم و در دام تفسیر به نفس می افتیم.
انگیزه های دیگری هم برای گرایش به هنر وجود دارد. یکی از آنها شهرت و اسم و عنوان پرستی است. ما در غریزه ی خود دوست داریم که معروف، محبوب، مشهور، و قدرتمند شویم. بعضی ها با هنر به دنبال رسیدن به این استثنا و الگو و قهرمان بودن می گردند. که این یکی از صفات بد انسانی در اخلاق شناخته می شود. انگیزه های مالی و و غیره را هم می توان نام برد.
ما حیات را نمی شناسیم. اگر بدانیم که کوچکترین اعمال ما در قبال خودمان و بخصوص هر انسان دیگری اعم از عزیزان و اطرافیان، تا غریبه هایی که در خیابان راه می روند، اثر گذار هستند و در قبال آنها پاسخ گو خواهیم بود، به دنبال ماجراجویی ها و هیجانات نمی رویم. وقتی از اعمالی که در طول عمر خود انجام داده ایم و نمی دانیم که چه کار کرده ایم و دل چه انی را ش ته ایم و اعتقادات چه انی را تغییر داده ایم، و چه کارهایی که کرده ایم و چه اثراتی که گذاشته ایم و چه مجازات هایی در پیش رو داریم، آن وقت سرمان را پایین نمی اندازیم که باید یک فرد مشهور و بزرگی بشویم و یا سرمان را بالا نمی گیریم که من قهرمان و الگو و نمونه ی کامل انسانیت هستم، بگوییم.
فرد عاقل ی است که نگران اعمالی است که در گذشته اش انجام داده است. نمی داند که به همنوعانش خوبی کرده است یا بدی. باید به فکر این باشد که بتواند آثار م ّب اع را که در گذشته و حال انجام داده است را پاک و جبران نماید. همچنین مواظب اعمال خودش در آینده باشد.
هنر یکی از بزرگترین تعلقات ما به دنیاست. اثری که یک نفر با یک کتاب یا هر رسانه ای در جهان می گذارد، محاسبه و مجازات یا پاداش را در پی خواهد داشت.

اطلاعات

  • منبع: http://amniatoaramesh.blog.ir/1397/07/09/طاغوت-هنر
  • مطالب مشابه: طاغوت هنر
  • کلمات کلیدی: هایی ,وجود ,داده ,کرده ,طاغوت ,جواب ,انجام داده ,وجود دارد ,جواب هایی ,مورد کائنات ,کوچکترین اعمال
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
مداحی حاج میثم مطیعی - سال 97 شب اول: دینشان دنیا و دینار است! (واحد) در این تاریخ پر غوغا زمان ما رسیده (واحد) کوفه میا حسین جان | برادر وحید نادری (نوا) شب دوم چه روضه هایی که با هر اشکش، خدا گناهامو می آمرزه (شور) | برادر وحید نادری شب سوم تنت به روی خاک بیابون اباعبدالله (شور) عاشق حسینیم به اباالفضل (شور)

اطلاعات

دیدگاه انقلاب ی در خصوص حجاب: حجاب، به معنای منزوی زن نیست، اگر ی چنین برداشتی از حجاب داشته باشد، این، یک برداشت کاملاً غلط است. مسئله حجاب به معنای جلوگیری از اختلاط و بی قید و شرط زن و مرد در جامعه است. زیرا و اختلاط بی قید و شرط، هم به ضرر جامعه و هم به ضرر زن و مرد، بخصوص به ضرر زن است. 26 / 10 / 1368

اطلاعات

رئیس جمهور به مشاور امنیت ملی کاخ سفید هشدار داده که حق آغاز جنگ با ایران را ندارد. © afp 2018 / saul loeb ترامپ : جنبه صلح آمیز برنامه هسته ای ایران باید تضمین شود به گزارش اسپوتنیک به نقل از فارس، نشریه دیلی بیست در گزارشی به نقل از یک دیپلمات سابق یی نوشته است که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ، در بدو آغاز به کار جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، به وی هشدار داده که حق آغاز جنگ با ایران را نخواهد داشت. به نوشته دیلی بیست، این دیپلمات سابق یی به طور کامل با روند تغییر مشاور امنیت ملی کاخ سفید آشنا بوده و در جریان آن قرار داشته است. این به دوره ای بازمی گردد که جان بولتون، جایگزین هربرت مک مستر شد. گزارش دیلی بیست تائیدکننده این نگاه مقامات ایرانی است که بر اساس محاسبات ، جنگی بین ایالات متحده و ایران در منطقه رخ نخواهد داد. دیلی بیست، روایت متفاوت تری را نیز از یک دیپلمات دیگر نقل کرده است. «من می دانم که تو در دوره مسئولیت قبلی، می خواستی چند جنگ را آغاز کنی. به تو چنین اجازه ای نخواهم داد.» این جمله را هم یک مقام ارشد کاخ سفید نقل کرده است. دیلی بیست همچنین مدعی است که تیم امنیت ملی ترامپ نگران است که طرف ایرانی با دیدار با ترامپ موافقت کند و از سوی ترامپ با تسهیل تحریم ها بدون به دست آوردن توافقی آن چنان سخت با ایران موافقت شود. به نوشته دیلی بیست، ترامپ جنگ با ایران را نمی خواهد، فقط می خواهد بگوید که توافقی بهتر از توافق اوباما با ایران به دست آورده و این را به مخاطبان خود در عرضه کند.

اطلاعات

سید شجاع الدین جعفری، برادر سعید، نقل می کند: «شبی که آقا سعید در بامداد آن، شهید شدند دسته ی ما عملیات داشت. یکی دو ساعت به غروب مانده بود... سعید به من گفت : «تو الان در سِنّی قرار داری که در معرض نگاه حرام هستی. چشمانت را پاک نگهدار و از گناه دوری کن» گفتم: «آقا سعید روزگار طوری نیست که بشود تقوا را آنطور که شما می گویید نگه داشت. صبح که از منزل بیرون می آئیم انی را می بینیم که حجابشان را درست رعایت نمی کنند» آقا سعید همانطور که سرش را با حوله خشک می کرد، پرسید: «سن شما بیشتر است یا من؟»گفتم: شما.حوله را از روی صورتش کنار زد و گفت: «به وجود مقدس زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) تا به امروزیک نگاه حرام نکرده ام» این قسم بزرگترین قسم سعید بود و چنان این حرف را محکم زد که اشک در چشمانم حلقه بست... شهید سید محمد سعید جعفری به نقل از رجانیوز

اطلاعات

معلم وارد کلاس شد، چشمش بە نوشته ی روی تخته افتاد: ” ورود خانم های بی حجاب بە کلاس درس ممنوع!” عصبانی شد و بە دفتر رفت، مدیر بە کلاس آمد، اول با زبان خوش پرسید: چه ی این جمله را نوشته؟ ی جواب نداد، مدیر عصبانی شد. بچه ها را خارج کرد و بە صف کشید و تا توانست با چوب بە کف دستشان زد، باز ی چیزی نگفت. شهید محمد رضا توانگر ادامه مطلب

اطلاعات

سید شجاع الدین جعفری، برادر سعید، نقل می کند: «شبی که آقا سعید در بامداد آن، شهید شدند دسته ی ما عملیات داشت. یکی دو ساعت به غروب مانده بود... سعید به من گفت : «تو الان در سِنّی قرار داری که در معرض نگاه حرام هستی. چشمانت را پاک نگهدار و از گناه دوری کن» گفتم: «آقا سعید روزگار طوری نیست که بشود تقوا را آنطور که شما می گویید نگه داشت. صبح که از منزل بیرون می آئیم انی را می بینیم که حجابشان را درست رعایت نمی کنند» آقا سعید همانطور که سرش را با حوله خشک می کرد، پرسید: «سن شما بیشتر است یا من؟»گفتم: شما.حوله را از روی صورتش کنار زد و گفت: «به وجود مقدس زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) تا به امروزیک نگاه حرام نکرده ام» این قسم بزرگترین قسم سعید بود و چنان این حرف را محکم زد که اشک در چشمانم حلقه بست... شهید سید محمد سعید جعفری به نقل از رجانیوز

اطلاعات

معلم وارد کلاس شد، چشمش بە نوشته ی روی تخته افتاد: ” ورود خانم های بی حجاب بە کلاس درس ممنوع!” عصبانی شد و بە دفتر رفت، مدیر بە کلاس آمد، اول با زبان خوش پرسید: چه ی این جمله را نوشته؟ ی جواب نداد، مدیر عصبانی شد. بچه ها را خارج کرد و بە صف کشید و تا توانست با چوب بە کف دستشان زد، باز ی چیزی نگفت. شهید محمد رضا توانگر زن کە وارد مغازه شد چهره ی محمود در هم رفت. سرش را انداخت زیر، لبش داشت زیر دندانش هایش می شد. هرچه زن می پرسید پسته کیلویی چند؟ جواب نمی داد. آ ش هم گفت: ما جنس نمی فروشم. زن با عصبانیت گفت مگه دست خودته؟ پس چرا در مغازه ات را نمی بندی؟ همان طور کە سرش زیر بود گفت: هروقت حجابت را درست کردی بیا تا بەت جنس بدم. شهید محمود کاوه می دانست از ساواکی ها می باشند و می خواهند براش پرونده سازی کنند. از او پرسیده بودند نظرت در مورد حجاب چیه؟ گفته بود: من کە نظری ندارم باید از ت پرسید! من فقط یه حدیث بلدم کە هر همسرش را بی حجاب در معرض دید دیگران قرار دهد بی غیرت است و خداوند او را لعنت می کند. ساواکی ازش پرسید شاه را داری می گی؟ خنده ای کرد و گفت من فقط حدیث خواندم. شهید محمد منتظر القائم

اطلاعات

مردم باید قدر امنیت و آرامش را بدانند. و قدر م عان امنیت و آرامشی که دارند را بدانند. امنیت و آرامشی که در آن، و به خاطر آن است که در آن کار می کنند و رفع نیازها می کنند و پیشرفت های اقتصادی و اجتماعی و معنوی و ... می کنند. برای همین، باید به خود و به همدیگر یادآوری کنند که این همه دارایی ها را مدیون امنیت و آرامش هستند و این امنیت و آرامش را مدیون م عان امنیت بیرونی و م عان و محافظان امنیت درونی هستند. این وظیفه ی همه ی مردم است که آماده و حاضر باشند که بروند و در مرزهای مملکت، از امنیت و آرامش این مملکت، دفاع کنند. این وظیفه ی اضطراری همه ی مردم است. هیچ حق ندارد، این را به مردم بگوید که شماها حق ندارید که در تامین امنیت مملکت، توانایی داشته باشید. هیچ این حق را ندارد به مردم بگوید که شماها عرضه ندارید. هیچ حق ندارد که برای مردم عرضه و توانایی تعیین کند. البته نه اینکه همه توانایی و عرضه داشته باشند، ولی تعداد انی که توانایی و عرضه دارند خیلی بیش از حد لازم است. و بسیارند انی که توانایی و عرضه شان خیلی بیشتر از انی است که در حال حاضر در حال تامین امنیت و آرامش مملکت هستند. پس با توجه به اینکه به افراد لایقتر و توانمندتر اجازه دخ در تامین امنیت و آرامش داده نشده است، انی که باعث و مانع شده اند که افراد لایقتر و توانمندتر وظیفه ی خودرا انجام دهند، گنا ارند. و باید مجازات شوند. این قاعده شامل اداره ی مملکت و همه ی ارگان ها نیز می شود. یعنی انی که مانع شده اند افراد لایقتر یعنی افراد تواناتر و باعرضه تر اداره امور مملکت را به دست بگیرند، گناه و جرم بزرگی مرتکب شده اند و باید مجازات شوند.

اطلاعات

فرض کنیم، وظیفه ی ما این است که متال جمع کنیم. ولی به خاطر میرال ها که در مملکت خود متال جمع نمی کنند، و ماهم نمی توانیم در آرامش و امنیت متال جمع کنیم، مجبوریم اول برویم و میرال ها را سرجای خود بنشانیم و بعد برگردیم و به ح نرمال خود و متال جمع کنیم. حالا، بعضی از ما مردم، رفته اند و از امنیت و آرامش دفاع می کنند. به خاطر همین آنها م ع شده اند و نمی توانند در حال حاضر متال جمع کنند. مامردم ولی در امنیت متال جمع می کنیم. پس منطقی است که ما به افرادی فداکار، متال هم بدهیم. بعد از آنکه دشمن هم محو شد، باید آن افراد هم برگردند و متال جمع کنند. و افرادی که متال جمع کرده اند و میلیاردر شده اند، آنها را کچآپ کنند. یک نکته ی مهم این است، اگر افرادی که م ع امنیت هستند، چه در حین انجام وظیفه یا فداکاری، چه بعد از محو شدن دشمن، نخواهند متال جمع کنند چه؟ یا توانایی و قدرت و قابلیت لازم برای جمع متال نداشته باشند چه؟ (اگر خودشان دشمن امنیت باشند چه؟ اگر خودشان میرال باشند چه؟ اگر خودشان دشمن جمع متال باشند چه؟) آیا این یعنی افرادی که لایق تکامل نیستند رفته اند واز امنیت و آرامش دفاع می کنند؟ آیا به این افراد می توان حالی کرد که تکامل چیز دیگری است؟ می توان حالی کرد که معیار اصلی جمع متال است. می توان به اینها حالی کرد که تامین امنیت، فقط زمانی معیار است که دشمن باشد و یا خطرناک شده باشد؟ و بعد از محو دشمن همه باید به ح نرمال برگردیم و متال جمع کنیم. و خود این متال جمع ن و دشمنی با جمع متال ِ بعضی هاست که باعث وجود پدیده ای بنام دشمن و خطر شده است. یعنی در آن مملکت، مردم به جمع متال سرگرم نیستند. به خاطر همین است که بخشی از جهان از ح نرمال خارج شده است. و آن غیر نرمال ها می خواهند مانع نرمال بودن بقیه افراد شوند. و مانع جمع متال توسط نرمال ها شوند. اگر این م عان امنیت، قائل به این هستند که علت وجود دشمن، این است که در آن مملکت، اعتقادی به جمع متال ندارند. خود این عدم اعتقاد به جمع متال، یعنی اعتقاد به شرارت، ورقابت. اگر م عان امنیت، به این خاطر می روند که غیرنرمال هارا دفع یا محو کنند که معیار جمع متال باشد. آن وقت آنها -م عان امنیت- خودشان نرمال هستند. معتقد به جمع متال هستند. ولی اگر معتقد به جمع متال نیستند، یعنی خودشان هم غیرنرمال هستند. خودشان هم باید دفع یا محو شوند.

اطلاعات

  • منبع: http://amniatoaramesh.blog.ir/1397/05/27/متال-جمع-می-کنیم
  • مطالب مشابه: متال جمع می کنیم
  • کلمات کلیدی: متال ,امنیت ,نرمال ,خودشان ,دشمن ,کنیم , متال ,ح نرمال ,توان حالی ,م عان امنیت، ,خودشان دشمن
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
معیار حفظ آرامش و امنیت است. معیار جمع متال است. در آرامش و در امنیت. هر اعتقادی به جمع متال نداشته باشد، دشمن است. خطر و تهدید و ویرانگر است. این ها دو دسته اند. بیرون از مجموعه و در درون مجموعه. م عان امنیت بیرونی، حق ندارند که از دشمنان درونی حمایت یا وجودشان را انکار یا خطرشان را کم اهمیت توصیف کنند. همانطور که م عان امنیت درونی، حق ندارند که از دشمنان بیرونی حمایت کنند یا آنها ار انکار کنند یا سهل انگاری کنند. یعنی مردم نه فقط باید از حفظ آرامش و امنیت قدردانی کنند. نه فقط باید به جمع متال معتقد باشند. بلکه باید از اهمیت حفظ امنیت بیرونی سخن بگویند. و از اهمیت حفظ امنیت درونی صحبت کنند. و از دفع خطرات و دشمنان بیرونی و از دفع و محو دشمنان درونی تکلم نمایند. معیار جمع متال است. هر منکر یا حامی دشمنان درونیِ جمع متال باشد، دشمن و معاند است، ولو اینکه به شدت در حال مبارزه با دشمنانِ خارجیِ جمع متال باشد. و هر منکر و حامی دشمنان خارجی امنیت و آرامش و جمع متال باشد، دشمن و معاند است، ولو اینکه به شدت و عمری در حال مبارزه با دشمنانِ درونی و داخلیِ امنیت و جمع متال باشد. و هردوی اینها یک غرض دارند. از بین بردن امنیت و آرامش و قاعده ی جمع متال. یعنی دشمنان امنیت و آرامش و جمع متال، به این تکنیک دست زده اند: که برای اینکه دشمنان خارجی یک مجموعه، بتوانند کار خودشان را آزادانه و راحت انجام بدهند، شروع می کنند به مبارزه با دشمنان درونی. بعد می شوند قهرمان. بعد از قهرمانی و آمر و همه کاره شدن، آنها امر می کنند که کاری به کار دشمنان بیرونی نداشته باشیم. یا برع . برای اینکه دشمنان درونی امنیت و جمع متال، بتوانند کار خود را ند و مانع امنیت و جمع متال شوند، شروع می کنند به مبارزه با دشمنان بیرونی و خارجی. بعد می شوند قهرمان. ی که همه به آنها مدیونند. بعد از این قهرمانی و دین بزرگ و جبران نشدنی، شروع می کنند به منّت گذاشتن. و چیزی که می خواهند این است که ی کاری به کار دشمنان درونی امنیت و جمع متال نداشته باشد. (به اینگونه، برای دشمنان درونی امنیت و جمع متال، و امنیت و راحتی فراهم می کنند. با قهرمان شدن به وسیله جنگیدن با دشمنان خارجی امنیت)

اطلاعات

پس یک آهن معیارِ اهل قلم باید این را بنویسد که یک اهریمنی هست، و قصد حمله به مهین را دارد. تا آهن را از شما بگیرد. گارگامل ها همان اهریمن های درونی هستند و به امثال راملوهای ساده لوح می گویند: « میرالها که اهریمن نیستند». «میرالها اهریمن هم باشند، با ما که کاری ندارند. با فلان جماعت خودفروخته مشکل دارند». «مگر قبل از اینکه اینها کدخدا شوند، میرالها با ما کاری داشتند؟ خیلی هم با ما دوست بودند» یا: « این نگهبانان خودشان تنش ایجاد می کنند خودشان القاعده ایجاد می کنند که مردم فکر کنند خطر و جنگ در حال تهدید کشور است و از این کدخداها حمایت کنند» «این نگهبانان دروغین هستند و فقط برای قهرمان شدن و محبوبیت، نگهبانی راه انداخته اند» «اهریمنی درکارنیست. اهریمن کجابود؟ اهریمن با ماچه کار دارد؟ چه کار می تواند د؟ مگر مقتدر نیستیم؟» آهن معیار اهل قلم باید بنویسد که چگونه راملوها، این حرفهارا باور می کنند، و نسبت به میرال ها، اعتقادشان را از دست می دهند. و وقتی اکثریت اعتقادشان را نسبت به میرالها از دست بدهند که آنها خطری دارند، چه می شود؟ آنوقت مردم انگیزه ی خود را به آهن معیاری از دست می دهند. بعد این آدم آهنی پرستی ای که به اسم آهن معیاری تحمیل مردم شده است از بین می رود. مردم به خود می آیند و می گویند: آدم آهنی چیست که برای من قیافه بگیرد؟ راملوها ناگهان یادشان می افتد که در این مجموعه، باغ وحش نیاز دارند. باغ وحشی که به خاطر آدم آهنی ها فراموشش کرده بودند. چرا؟ چون با اینکه از آدم آهنی ها خوششان نمی آید، ولی از ترس میرالها، اجازه داده بودند که آدم آهنی ها کدخدایان ده باشند. یعنی اگر میرالها نبودند، مردم دیگر خودشان ضد و دشمن آهن معیاری نمی شدند؟ چرا؟ چون مردم خودشان میرالها هستند. مردم خودشان ریشه و منشاء میرالها هستند. این جهل مردم است که ریشه ی درخت میرالهاست. ولی آدم آهنی ها، با میرالها می جنگند ولی با جهل نمی جنگند. بلکه جهل را قوی ترهم می کنند. یعنی با برگهای این درخت اهریمن می جنگند، ولی ریشه اش را قویتر و تنومندتر می کنند. چرا؟ چون می خواهند میرالها -اهریمن- را بردارند و خودشان جای آنها بنشینند. ---- به هرحال، آهن معیار اهل قلم، باید این را بنویسد، که همانطور که راملو هارا گارگامل ها، با آن حرفها فریب می دهند و طرفدار میرالها می کنند، از آن طرف، شاملوها، راملوها را دوباره طرفدار آهن، طرفدار کدخدایان، آدم آهنی ها، و دشمن میرالها می کنند. چگونه؟ مثلاً می گویند: «راملوها! حالا که طرفدار میرالها و دشمن کدخدایان و آدم آهنی ها شده اید، هیچ در دلتان احساس نمی کنید که نسبت به آهن بی تفاوت و دشمن شده اید؟» راملوها هم کمی فکر می کنند و می گویند «بله» شاملوها می گویند: «خوب معنی اش این نیست که اگر طرفدار کدخداها و آدم آهنی ها و دشمن میرالها بشوید، آنوقت است که نسبت به آهن حس دارید؟ فکر نمی کنید این آهن را صرفاً به خاطر دشمنی با میرالها دارید؟» به این ترتیب، شاملوها، دوباره راملوها را برده ی آدم آهنی ها می کنند. طرق دیگر... ------- آهن معیار اهل قلم باید بنویسد که شاملوها، راملوها را هدایت می کنند. گارگامل ها راملوها را گمراه می کنند. هرکدامشان مثلاً چهل تکنیک دارند برای گمراهی و 40 تکنیک برای هدایت. (حتی استراتژی و تاکتیک هم دارند) ----- عجبا که آهن معیار اهل قلم، متوجه خواهد شد که حرف زدن در مورد گمراهی و هدایت، چنان ممنوع است که حتی خود گارگامل ها از ترس و وحشت، دیگر دست از زیبا جلوه دادن میرالها برداشته اند. بلکه به شدت طرفدار آهن، و دشمنی با میرالها شده اند. ووقتی گارگامل ها دست از دشمنی با همسنخ های خود یعنی میرالها بردارند، مسلم است که راملوها هم دست از دشمنی بر می دارند و طرفدار آهن و برده ی آدم آهنی ها می شوند. چرا؟ چون آهن تبدیل شده است به یک چیز مضحک برای آنها. یعنی برای کدخداها، و آدم آهنیها. دیگر وقتی برای آدم آهنیها آهن یک بازیچه و ابزار برای کیف و حال و تفریح و ... باشد، مسلم است که گارگامل ها هم دست از دشمنی با آنها برمی دارند و دست از طرفداری از میرالها هم برمی دارند و به جمع خود آدم آهنی ها ملحق می شوند. چرا که آهن فقط یک بازیچه و تفریح نشده است. بلکه ابزاری برای قدرتمند شدن و تصاحب هم شده است. خود آدم آهنی ها و کدخداها، دارند با آهن، همان قدرتطلبی و شرارت و اهریمنی گری میرال ها را می کنند. معلوم است که گارگاملها به جمع اینها اضافه می شوند. گارگامل ها دیگر نیازی ندارند که در مورد میرالها تعریف کنند و آنها را خوب جلوه کنند. از این به بعد، بهتر است از همین کدخداها و آدم آهنی ها تعریف کنند و طرفداری اینها را ند. ------ از اول - کدخداها و آدم آهنی دیدند که یک میرالهایی وجود دارد، قصد دارد که بروند و از چاه، ابزار قدرت و تسلط بر راملوها را پیدا کنند. گفتند: عجب ناقلاهایی. چه زیرکهایی. چرا ما این کار را نکنیم؟ چرا ما نرویم و چاه را پیدا نکنیم و ابزارهای قدرت را به چنگ نیاوریم؟ بعد نیاییم و بر این راملوهای احمق سوار شویم و آنها را برده ی خود کنیم؟ همین کار را می کنیم. بعد - رفته اند سراغ راملوها. به شدت فریاد می زنند که ای وای، میرالها اهریمنند. میرالها قصد دارند که به شما حمله کنند. میرالها قصد دارند که بیایند و این آهن را از شما بگیرند. راملوها هم به وحشت افتاده اند. به همان آدم آهنی ها پناه برده اند. از ترس محکم به همان آهن ها چسبیده اند که مبادا میرالها بیایند و این آهن را (که از ماهیت وجودش بی خبرند، نمی فهمند که این آهن یک چیز مضحک و مضر است که الان فقط آنها را برده ی آدم آهنی ها کرده است، آهن دیگر آن آهن قدیمی نیست که ...) از چنگشان در بیاورند. و همچنین جان و ان را هم به خطر بیندازند. عمری است که آدم آهنی ها، با این حقه، کدخدایان و اربابانِ راملوها شده اند. -------- آهن معیار اهل قلم، متوجه خواهد شد: عده ای از آدم آهنی، به اطمینان و به رجای همین اهریمن شدن، آهن را معیار کرده اند. قصدشان همین است. چرا؟ چون آهن معیارهای فیلسوف را می کشند. خوار و نابودش می کنند. هم چنین: ------- آدم آهنی ها، دو عمل شرورانه بزرگ کرده اند که سه گروه از غافلین، مفسدین، و ظالمین را طرفدار خود ند. الف - به آنها اطمینان داده اند، که با آهن معیاری، خوراک مورد نیاز آنها را به آنها خواهند داد: یعنی بینوایان را تحت بردگی آنها در خواهند آورد. ب- فیلسوفها را در مجموعه، خوار و بی حیثیت خواهند کرد. نابودشان خواهند کرد. از طرفی، خود آدم آهنی ها، به شدت با فیلسوفها دشمنی و کینه ورزی دارند. چون آدم آهنی می خواهند، نه فیلسوف. آدم آهنی باید، قهرمان و کدخدا باشد، نه آدم آهنی فیلسوف. ونه فیلسوف. فیلسوف چه آهنی چه عادی، نباید در مجموعه وجود داشته باشد. در اصل - آدم آهنی ها خودشان را با مفسدین و ظالمین، شریک کرده اند. نه آنها را با خودشان. چون در اصل، فیلسوفها دشمن و خوار کننده ی مفسدین و ظالمین هستند، نه آدم آهنی ها. از وقتی که آدم آهنی ها خودشان را با مفسدین و ظالمین، همقطار کرده اند، خود به خود کور شده اند و دشمن فلسفه و فیلسوف هم شده اند، چیزی که با آهن معیاری دوست و ه ن است. ------- می خواهند اول تظاهر به آهن معیاری ند. بعد تظاهر به یک ارباب و بردگی نمایشی ند. مفسدین و ظالمین، تظاهر به بردگی نمایشی برای آدم آهنی ها ند. و وقتی که فیلسوفها، قبول د که آدم آهنی ها ارباب هستند، بعد آدم آهنی ها، مفسدین و ظالمین را ارباب بر فیلسوف ها کنند. بازی برد برد برای آدم آهنی ها و ظالمین و مفسدین. با یک نمایش دروغین ارباب و بردگی، فیلسوف ها قبول کنند که چنین قواعدی وجود دارد. بعد از قبول اجباری یا اختیاری، هر دو گروه ارباب فیلسوف ها می شوند. ------- در اصل- این آدم آهنی ها، طبق همان آهن معیاری، وظیفه ی قطعی و بی چون وچرا دارند که با مفسدین و ظالمین، دشمن و قهر باشند. ولی هرگز حاضر نیستند که با آنها دشمن و قهر باشند. چرا:؟ چون می دانند که باید به آنها می دادند. آهن معیاری را اختیاری می د نه اجباری. بعد از آهن معیاری اختیاری، آنها را تشویق و گرنه تهدید می د. با قاطعیت می گفتند که بعد از محو میرالها، نوبت به شما خواهد رسید. اگر به آهن معیاری ایمان نیاورید. و در روز موعود، بعد از محو میرالها، هرکدام از این افرادی که به آهن معیاری ایمان نیاورده اند را به دار مجازات می آویختند. ولی چه توقعی از آدم آهنی هایی که به آهن معیاری خیانت کرده و طغیان کرده اند وجود دارد؟ -------- به هر حال، یک آهن معیار اهل قلم، باید خودش را به نفهمی بزند، و بپندارد که هنوز، کدخداها و آدم آهنی ها راستگو و آهن معیار حقیقی هستند. و گمان کند که هنوز همچنان گارگامل ها وجود دارند - کما اینکه وجود دارند- و در حال گمراه راملو ها هستند و شاملوها هم در حال هدایت راملوها هستند. رمان بنویسد. در داستانش چند شاملو وجود داشته باشد. که نگران این هستند که مبادا آن چند راملویی که می شناسند، دوباره در اثر برخوردهای اجباری با گارگامل ها، گمراه شوند. دقیقاً شبیه کاسبی می ماند. یک روز مشتری های یک بقال می پرّند. و به سراغ بقال رقیب می روند. یک هفته بعد دوباره برمی گردند. هر بار هر بقال تکنیک های جدیدی به کار می برد. یکماه، تعداد راملوهایی که مخالف کدخداها و موافق میرالها شده اند: هفتاد درصد شده می شود. یکماه هم، تعداد راملوهایی که موافق کدخداها و مخالف میرالها شده اند، هفتاد درصد می شود.

اطلاعات

آخرین جستجو ها