عبرت ها

وبلاگ با نام عبرت ها
همه ما می دانیم از مهمترین وسایل الکتریکی در هر خانه یخچال است. شاید درخانه ای تلویزیون یا لباسشویی یا کولر وجود نداشته باشد اما یخچال به عنوان یکی از وسایل بدون جایگزین، در هر خانه ای وجود دارد و اب شدن آن می تواند ضررهای مالی به ما وارد کند. بنابراین نگهداری مناسب از آن و در صورت اب شدن، تعمیر آن در سریع ترین زمان ممکن امری مهم است.حضور افراد مجرب و متخصص برای تعمیر یخچال در صورت بروز مشکلاتی در کارکرد صحیح و درست آن، لازم و ضروری است تا در کوتاه ترین زمان، بهترین کار را تحویل مشتری دهد.یک تعمیر یخچال خوب تعمیری است که به دست افراد متخصص و مجرب انجام شود و این تعمیرکاران در هر زمان در دسترس و با مشتری در ارتباط باشد و بهترین مشاوره را به آن ها بدهد.چرا باید از تعمیرکاران مجرب در تعمیر یخچال استفاده کرد؟در صورت سفارش برای تعمیر یخچال توسط افراد بدون سابقه کار یا تعمیرگاه هایی که نام نیکی ندارند علاوه بر طولانی شدن زمان تعمیر یخچال که ممکن است از نابلد بودن تعمیرکار سرچشمه بگیرد، در بسیاری از موارد مشاهده شده که بدلیل تشخیص اشتباه عیب یخچال، مشتری هزینه های اضافی متحمل شده بدون اینکه خودش متوجه این هزینه اضافی شده باشد. حتی اگر تعمیر یخچال در آن لحظه انجام شود ممکن است بدلیل استفاده از جنس نامناسب جایگزین در تعمیر یخچال، یخچال خیلی زود مجددا اب شود و نیاز به تعمیر دوباره داشته باشد که هزینه های اضافی را ایجاد می کند.تعمیر یخچال خود را به چه انی باید بسپاریم؟آموزش دیده و باتجربه باشند: همانطور که گفته شد یک تعمیرکار یخچال خوب می تواند با تشخیص درست و سریع در زمان و هزینه ها صرفه جویی کند.در اسرع وقت دسترس باشند: همانطور که گفته شد، یخچال یکی از کالاهای ضروری و مهم هر خانه ای است که در صورت اب شدن نیازمند تعمیر سریع است.کاری تضمین شده تحویل بدهند: تعمیر یخچال باید با ضمانت انجام شود تا هزینه های اضافی بجا نگذارد.تعمیر را در محل و بدون جابجایی انجام دهد

اطلاعات

  • منبع: http://dquran.blogsky.com/1397/08/18/post-17/تعمیر-یخچال
  • مطالب مشابه: تعمیر یخچال
  • کلمات کلیدی: یخچال ,تعمیر ,انجام , اب ,اضافی ,صورت ,تعمیر یخچال ,باشند همانطور ,هزینه‌های اضافی ,صورت اب
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
آن هنگام که مریم در حجره بود، پس مریم به اندرشد و اندر آن جا، سَر بشست و جامه اند وشید.پس آنگه جبریل، خویشتن بر صورت مردی به او نمود. مریم چون وی را بدید که اندر آمده است، گفت: من به خدا بازداشت خواهم از تو اگر هستی تو از پرهیزکاران.و مریم همی بترسید. جبریل چون دانست که مریم همی بترسید، گفت: مترس که من آدمی نیستم که من رسولِ خداوندِ توأم و اندر تو پدید آرم پاک فرزندی.مریم چون دانست که آدمی نیست، دلش به جای باز آمد و با جبریل مناظره کرد و گفت: مرا چگونه فرزند باشد که مرا هرگز هیچ آدمی لمس نکرده است و من از فساد کاران و پلیدکاران نباشم.

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

اطلاعات

سایلی در مسجد ب ا خاست و ی را گفت: مرا یک درم سیم بده. او گفت: قرآن دانی؟ گفت: سورت «الحمد» دانم. گفت: برخوان. الَحمد بخواند به قرائتی نیکو. او گفت: ثواب این به من فروش. سایل گفت: به چه می ی؟ گفت: به هر چه دارم از خانه و مُلْک و جامه و تَجمُّل و... .درویش روی بگردانید و گفت: من، این بازرگانی نمی کنم. من آمدم تا به تو حاجت و ضرورَت خود فروشم نه آن که سخن پادشاه و کلامِ حَق بفروشم.چون آن درویش از مسجد بیرون آمد، منزلش دور بود، ابری درآمد و تگرگ با گرفت. آن درویش، پناه به جایی برد. در آن ساعت، سواری را دید با جامه ای سبز، بدره ی (کیسه ی) زَر بر زین نهاد. بر او سلام کرد و گفت: تویی که نفروختی کلام مولا را به چیزی از مالِ دنیا؟ گفت: منم. آن بدره ی زر به او داد. گفت: بگیر و در کار خویش صرف کن و چون آن صرف کنی، دیگر از من طلب کن. گفت: تو کیستی؟ گفت: من آن یقین توام به خدای.درویش آن بدره را فرو ریخت، ده هزار درم نقره بود، هر درمی را یک سو نبشته سوره ی «قل هُوَ اللّه » و بر دیگر سو نبشته بود سوره ی «الحمد». منبع : http://www.hawzah.net

اطلاعات

  • منبع: http://dquran.blogsky.com/1390/04/24/post-9/
  • مطالب مشابه: یقین به خدا
  • کلمات کلیدی: بدره ,درویش
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
داستان حضرت نوح از قدیمترین داستانهای ان و امتهای گذشته است. قوم نوح به پرستش خدایان ساختگی روی آورده بودند و حضرت نوح بارها و بارها سعی در آگاه نمودن آنان کرده بود ولی هر بار او را تکذیب می نمودند و به بهانه های مختلف که اوبشری همچون دیگر انسانهاست از وی نافرمانی می د. حضرت نوح با دعوت ایشان به شیدن در مورد هفت آسمان، پرتو افشانی خورشید و نور ماه و نیز یادآوری نعمتهای زمین از آنها می خواست که به خدای واحد ایمان آورند اما، آنان هر بار بیش از پیش خداوند را منکر شده و او را دروغگو انگاشتند و می گفتند:32 هود:قالوا یـنوح قد جـدلتنا فاکثرت جد لنا فاتنا بما تعدنا ان کنت من الصـدقینگفتند: ای نوح براستی با ما مجادله کردی و چه مجادله دور و درازی هم با ما کردی و اگر راست میگوئی هر چه به ما وعده می دهی (هم اکنون بر سر ما) بیاور.

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

اطلاعات

  • منبع: http://dquran.blogsky.com/1390/04/24/post-11/
  • مطالب مشابه: داستان حضرت نوح (ع)
  • کلمات کلیدی: حضرت ,داستان حضرت
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْهنگامى که حضرت یوسف علیه السلام به سلطنت مصر رسید، چون در سالهاى قحطى عزیز مصر فوت کرده بود زلیخا کم کم فقیر گردید، چشمانش کور شد، به علت فقر و کورى بر سر راه مى نشست و از مردم براى گذران خود گدایى مى کرد به او پیشنهاد د، خوب است از ملک بخواهى به تو عنایتى کند سالها خدمت او مى کردى . شاید به پاس خدمات و محبتهاى گذشته به رحم نماید.ولى باز هم عده اى او را از این کار منع مى د که ممکن است به واسطه عشق ورزى و هوى پرستى اى که نسبت به او داشتى تا به زندان افتاد و آن همه رنج کشید خاطرات گذشته برایش تجدید شود و تو را کیفر نماید.زلیخا گفت : یوسفى را که من مى شناسم آن قدر کریم و بردبار است که هرگز با من آن معامله را نخواهد کرد. روزى بر سر راه او بر یک بلندى نشست .هر وقت حضرت یوسف علیه السلام خارج مى شد جمعیت کثیرى از رجال و بزرگان مصر با او همراه بودند زلیخا همین که احساس کرد یوسف نزدیک او رسید گفت :

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

اطلاعات

  • منبع: http://dquran.blogsky.com/1390/04/24/post-13/
  • مطالب مشابه: ازدواج یوسف و زلیخا
  • کلمات کلیدی: زلیخا ,یوسف ,علیه السلام ,یوسف علیه ,حضرت یوسف
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
می کنم آغاز با نام خدای رحمان سرگذشت هود را در چند داستان
حضرت هود(علیه السلام) از انبیاء الهی و نام مبارکش هفت بار در قرآن آمده است، و یک سوره به نام او نامیده شده است.[۱]
وی از نوادگان حضرت نوح(علیه السلام) است، که با هفت واسطه به او می رسد. سلسله نسب او را چنین ذکر کرده اند: «هود بن عبدالله بن رباح بن خلود بن عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح».[۲]
آن حضرت دو هزار و ششصد و چهل وهشت سال بعد از هبوط آدم(علیه السلام) به دنیا آمد. نام پدرش عبدالله (شالخ) [۳]، و نام مادرش بکیه[۴] می باشد.
او دومین ی است که در برابر بت و بت پرستی قیام و مبارزه کرد.[۵]
ابن بابویه گفته است: آن حضرت را برای این هود(ْع) گفتند، که از ضل قومش هدایت یافته بود و از سوی خدا برای هدایت قوم گمراهش برانگیخته شده بود.[۶]

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

اطلاعات

آخرین ارسال ها