خانه دوست

وبلاگ با نام خانه دوست

هفته پیش یکی از ماموین و گزاران مسجد به رحمت خدا رفت و امشب پیش مسجد به رحمت خدا رفت... یا صاحب ا مان سربازان میروند، چرا شما نمی آیی.... شادی روحشان فاتحة مع الصلوات....

اطلاعات


در پی پست دیروز یعنی پست دوست ب خواب دیدم بسیار گریه میکنم و انگار به سوی نوری حرکت میکنم شخصی آمد از من اجازه گرفت و گفت میخواهم تو را ببوسم اجازه میدهی؟ من هم با حیایی که در خواب بر من غالب شده بود، اجازه دادم. ولی او به جای یک بوسه ، در حالی که چشمانم پر از اشک بود چند بوسه به صورتم زد و گریه کرد و به من گفت چقدر نورانی هستی... خدایا از تو ، فقط خودت را میخواهم نه دوست اعتباری... یا رفیق من لا رفیق له

اطلاعات

بسیار زیباست دعوت مداح عراقی از ایرانی ها #حب-الحسین-یجمعنا متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
دریافت
حجم: 10.3 مگابایت انی که به کربلا میروند حتما با ع گرفتن از خودشان و برادران عراقی وحدت آفرین بشوند و ع و ها را در فضاهای مجازی به اشتراک بگذارند به کوری چشم دشمنان... یک عمر زیارت عاشورا میخوانیم و به این جمله هم می رسیم: إنّی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم(دوستی با دوستان اهل بیت و دشمنی با دشمنان اهل بیت) اما اربعین امسال وقت عمل به این جمله است. با گفتن هر روزه ی این جمله در طول مسیر اربعین خداوند ما را امتحان میکند تا مشخص شود کدام یک از ماها بر حرف خود می مانیم...

اطلاعات


یک حدیث در مورد امر به معروف و نهی از منکر: عن علی علیه السلام : وما أعمالُ البِرِّ کُلُّها والجِهادُ فی سَبیلِ اللّه ِ عِندَ الأمرِ بِالمَعروفِ والنَّهیِ عَنِ المُنکَرِ ، إلّا کَنَفثَةٍ فی بَحرٍ لُجِّیٍّ . على علیه السلام : همه کارهاى خوب و جهاد در راه خدا، در مقایسه با امر به معروف و نهى از منکر نیست مگر همچون آب دهانى که در دریایى ژرف انداخته شود.(نهج البلاغه، حکمت374) خداوند توفیق داد یک مقاله با موضوع بررسی علل ترک امر به معروف و نهی از منکر نوشتم. میتونید اینجا کنید... دریافت
توضیحات: #بررسی-علل-ترک-امر-به-معروف-و نهی-از-منکر-از-دیدگاه-روایات
#علل-فردی-و-اجتماعی-ترک-امر-به-معروف-و-نهی-از-منکر

اطلاعات


حافظ بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت و اندر آن برگ و نوا خوش ناله های زار داشت گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض پادشاهی کامران بود از گ عار داشت در نمی گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست م آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن شیخ صنعان قه رهن خانه خمار داشت وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر ذکر تسبیح ملک در حلقه ر داشت چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت ...


اطلاعات


امشب را قرآن می خواندم به این دو آیه رسیدم:
سوره یوسف آیه 32
قَالَتْ فَذَٰلِکُنَّ الَّذِی لُمْتُنَّنِی فِیهِۖ وَ لَقَدْ رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَۖ وَ لَئِنْ لَمْ یَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَیُسْجَنَنَّ وَ لَیَکُونًا مِنَ الصَّاغِرِینَ (زلیخا) گفت: «این همان ی است که بخاطر (عشق) او مرا سرزنش کردید! (آری،) من او را به خویشتن دعوت ؛ و او خودداری کرد! و اگر آنچه را دستور می دهم انجام ندهد، به زندان خواهد افتاد؛ و مسلّماً خوار و ذلیل خواهد شد!»
سوره یوسف آیه 33
قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِۖ وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَ أَکُنْ مِنَ الْجَاهِلِینَ (یوسف) گفت: «پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اینها مرا بسوی آن می خوانند! و اگر مکر و نیرنگ آنها را از من باز نگردانی، بسوی آنان متمایل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود!» حضرت یوسف حاضر شد در زندان بیفتد ولی اسیر دامی که زلیخا برای او پهن کرده بود نشود.
شرایط امروزی هم مثل شرایط حضرت یوسف است...
تا گرانی زیاد می شود و شرایط به ظاهر به ضرر ما تمام می شود، نباید از اعتقادمان دست بکشیم.
مگر در شعب طالب حدود سه سال با یارانش تحریم نشد ولی ی از یارانش دست از اعتقادشون نکشیدند و حاضر شدند با یک دانه ما در طول روز اکتفا کنند.
به زندانی که زلیخاهای اطرافمان پهن کرده است، سلام کنیم ولی اسیر این زلیخاها نشویم.
به خدا بگوییم: خدایا زندان که هیچ، از پی دیدن تو، دادن جان کار من است.

اطلاعات

حرفی است از دلم....
با آدم دروغگو و دو رو و منافق نمی شود بحث کرد... بلکه نمی شود هم نشین شد ، نمی شود دوست شد، رفیق شد... چون تو فکر میکنی دوستِ شفیق و دلسوزی است ولی از پشت، خنجره کینه ی نارفیقی اش را میزند. از صاف و سادگی و صداقت تو سوء استفاده می کند و نقطه ضعفت را به دشمنت می گوید. در واقع خودش دشمن است.... می گوید تو را دوست دارم ولی نمی دانی که سر ب ت را دوست دارد نه تو را نام آدم را نمی شود بر اینها نهاد... لعنت بر تو، ای ه نِ نارفیق

خواهشاً با دروغگو ه ن نشوید...


دشتمان گرگ اگر داشت نمی نالیدم
نیمی از گله ی ما را سگ چوپان خورده

"مجتبی سپید"

اطلاعات


_*یک لحظه سکوت و عُمری تفکر و تَلَذُّذ*_
امروز به من گفته شد زیاد خدا خدا خدا نکنید زیراکه زدگی می آورد. با خودم گفتم چرا باید این حرف را بزند؟ چرا ما خدا را آن جور که باید نشناختیم؟ حقیقت دین چیزی جز نشاط نیست...!
وقتی دلت میگیرد، وقتی عزیزی می میرد، وقتی مشکلات آن جور به استخوانِ بدنت فشار می آورد که دیگر تحملی نداری، آن وقت گرمای دلت می شود خدا خدا خدا خدا حتی در نشاط، چه درخلوت و چه در جلوت.
حضرت علی (علیه السلام) در دعای کمیل به خدایش می گوید: گیرم که بر عذاب تو صبر کنم خدای من، بر دوری تو چگونه صبر کنم؟ یعنی واقعا حضرت علی از دین لذت نبرده؟
به عنوان یک طلبه می گویم: من دینی را که لذت ندارد نمی خواهم، شما هم به سمتش نروید. دین را آن جور که هست نفهمیدیم، یعنی به ما نفهماندند. یک مشت احکام وجوب و حرمت را به ما گفته اند و ما را ترسانده اند. چرا از عشق سخن نگفته اند، چرا؟ هر ی حاضر است به مقدار ناچیزی از دنیا، قناعت کند ولی لحظه ای معشوقش را رها نکند. وقتی حرف از خدا می شود، حرف از عشق است، حرف از نشاط و چشیدن لذت است. اکثر گریه های اولیاء خدا به خاطر نشاط و رسیدن به معشوق است. فکر کنم دیده باشی، ی را که لحظه ی وصالِ معشوقش می رسد، از شوق گریه اش میگرد وچقدر بی ت می کند و چقدر لذت می برد.
اکنون چه کنم که قلم را توانش نیست...
آری دوستان! چه خوب گفت: بهترین چیز، رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است...
یا حق بگوییم و با حق باشیم...
#نشاط_در_دین #دین_نشاط_آور

اطلاعات


می گویند: کربلا قسمت نیست، دعوت است!! خدایا…! من معنی قسمت و دعوت را نمیدانم! اما تو….معنی طاقت را میدانی…مگر نه؟ دل من لک زده تا کنج حرم. بنویس کربلا اربعین....

اطلاعات


براى هر چیزى آفتی است احادیثی در مورد آفت
رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله : آفةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ ، وآفةُ الشَّجاعة البغیُ ، وآفةُ السَّماحةِ المَنُّ ، وآفةُ الجَمالِ الخُیَلاءُ ، وآفةُ العِبادةِ الفَتْرةُ ، وآفةُ الحدیثِ الکِذبُ ، وآفةُ العلمِ النِّسْیانُ، وآفةُ الحِلمِ السَّفَهُ ، وآفةُ الحَسَبِ الفَخْرُ ، وآفة الجُودِ السَّرَفُ . (1) خدا صلى الله علیه و آله : آفتِ زیرکى غرور است،آفت شجاعتْ ، آفت بخشندگى منّت، آفت زیبایى تکبّر، آفت عبادتْ سستى، آفت سخن دروغ، آفت علمْ فراموشى، آفت بردبارى سب رى، آفت بزرگ زادگى ف فروشى و آفت سخاوت، زیاده روى. عنه صلى الله علیه و آله : آفةُ الدِّینِ الهوى . (2) خدا صلى الله علیه و آله : آفت دین، هواى نفس است. الإمامُ علیٌّ علیه السلام : لکلِ شیءٍ آفةٌ، وآفةُ العلمِ النِّسیانُ، وآفةُ العِبادةِ الرِّیاءُ ، وآفةُ اللّبِّ العُجْبُ ، وآفةُ النَّجابةِ الکِبْرُ ، وآفةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ ، وآفةُ الجُودِ السَّرَفُ ، وآفةُ الحیاءِ الضَّعْفُ ، وآفةُ الحِلمِ الذّلُّ ، وآفةُ الجَلَدِ الفُحْشُ . (3) على علیه السلام : هر چیزى آفتی دارد؛ آفت علم فراموشى است، آفت عبادتْ ریا، آفت دمندى خودپسندى، آفت نجیب زادگى تکبّر، آفت زیرکى غرور،آفت سخاوت زیاده روى، آفت حیا ناتوانى، آفت بردبارى خوارى و آفت نیرومندى از حد گذراندن [ در گفتار و کردار]. عنه علیه السلام : الجُبْنُ آفةٌ . (4) على علیه السلام : ترس، آفت است. عنه علیه السلام : الهوى آفةُ الألبابِ . (5) على علیه السلام : هوس، آفت دهاست. عنه علیه السلام : آفةُ الإیمانِ الشِّرکُ . (6) على علیه السلام : آفتِ ایمان، شرک است. عنه علیه السلام : آفةُ الیقینِ الشَّکُّ . (7) على علیه السلام : آفت یقین، شک است. عنه علیه السلام : آفةُ النِّعَمِ الکُفْرانُ . (8) على علیه السلام : آفت نعمتها، ناسپاسى است. عنه علیه السلام : آفةُ الطّاعةِ العِصْیانُ . (9) على علیه السلام : آفت طاعت، نافرمانى است. عنه علیه السلام : آفةُ الشَّرَفِ الکِبْرُ . (10) على علیه السلام : آفت بزرگ زادگى، تکبّر است. عنه علیه السلام : آفةُ الذَّکاءِ المَکْرُ . (11) على علیه السلام : آفت زیرکى ، حیله گرى است. عنه علیه السلام : آفةُ الِعبادةِ الرِّیاءُ . (12) على علیه السلام : آفت عبادت، ریاست. عنه علیه السلام : آفةُ السَّخاءِ المَنُّ . (13) على علیه السلام : آفت سخاوت، منّت گذارى است. عنه علیه السلام : آفةُ الدِّینِ سوءُ الظّنِّ . (14) على علیه السلام : آفت دین، بدگمانى است. عنه علیه السلام : آفةُ العقلِ الهوى . (15) على علیه السلام : آفت د، [ پیروى از ]خواهشهاى نفسانى است. عنه علیه السلام : آفةُ المجدِ عَوائقُ القضاءِ . (16) على علیه السلام : آفت بلندپایگى، موانع قضا و قدر است. عنه علیه السلام : آفةُ النّفسِ الوَلَهُ بالدّنیا . (17) على علیه السلام : آفت نفس، شیفتگى به دنیاست. عنه علیه السلام : آفةُ المشاوَرةِ انتِقاضُ الآراءِ . (18) على علیه السلام : آفت م ، درهم ش تن آراء است. عنه علیه السلام : آفةُ المُلوکِ سُوءُ السِّیرةِ . (19) على علیه السلام : آفت شاهان، بدرفتارى است. عنه علیه السلام : آفةُ الوُزَراءِ خُبْثُ السَّریرةِ . (20) على علیه السلام : آفت ان، بدسگالى است. عنه علیه السلام : آفةُ العُلَماءِ حُبُّ الرِّئاسةِ . (21) على علیه السلام : آفت عالمان، حبّ ریاست است. عنه علیه السلام : آفةُ ا ُّعَماءِ ضَعْفُ السّیاسةِ . (22) على علیه السلام : آفت زمامداران، ضعف سیاست (تدبیر) است. عنه علیه السلام : آفةُ الجُنْدِ مُخالفةُ القادَةِ . (23) على علیه السلام : آفت لشکر، س یچى از فرماندهان است. عنه علیه السلام : آفةُ الرِّیاضةِ غَلَبةُ العادةِ . (24) على علیه السلام : آفت تمرین و ریاضت، چیره شدن عادت است. عنه علیه السلام : آفةُ الرّعِیّةِ مخالفةُ الطّاعةِ . (25) على علیه السلام : آفت رعیت، نافرمانى است. عنه علیه السلام : آفةُ الوَرَعِ قلّةُ القَناعةِ . (26) على علیه السلام : آفت پارسایى، کمىِ قناعت است. عنه علیه السلام : آفةُ القُضاةِ الطّمعُ . (27) على علیه السلام : آفت قاضیان، طمع است. عنه علیه السلام : آفةُ العُ ِ قلّةُ الوَرَعِ . (28) على علیه السلام : آفت اشخاص عادل، کمىِ پارسایى است. عنه علیه السلام : آفةُ الشُّجاعِ إضاعَةُ الحَزْمِ . (29) على علیه السلام : آفت [شخص] شجاع، وانهادن دور شى و احتیاط است. عنه علیه السلام : آفةُ القویِّ استضعافُ الخَصْمِ . (30) على علیه السلام : آفت قدرتمند، ناتوان شمردن دشمن است. عنه علیه السلام : آفةُ الحِلمِ الذّلُّ . (31) على علیه السلام : آفت بردبارى، خوارى است. عنه علیه السلام : آفةُ العَطاءِ المَطْلُ . (32) على علیه السلام : آفت بخشش، تأخیر و تعلّل ورزیدن است. عنه علیه السلام : آفةُ الاقتِصادِ البُخلُ . (33) على علیه السلام : آفت صرفه جویى، بخل است. عنه علیه السلام : آفةُ الهَیبةِ المِزاحُ . (34) على علیه السلام : آفت هیبت و شکوه، شوخى است. عنه علیه السلام : آفةُ الطّلَبِ عدَمُ النَّجاحِ . (35) على علیه السلام : آفت جستجو، کامیاب نشدن است. عنه علیه السلام : آفةُ المُلْکِ ضَعْفُ الحِمایةِ . (36) على علیه السلام : آفت کشوردارى، سستى در حمایت از کشور است. عنه علیه السلام : آفةُ العُهودِ قلّةُ الرِّعایةِ . (37) على علیه السلام : آفت پیمانها، خوب رعایت ن آنهاست. عنه علیه السلام : آفةُ الرِّیاسةِ الفَخْرُ . (38) على علیه السلام : آفت ریاست، ف فروشى است. عنه علیه السلام : آفةُ النَّقْلِ کذبُ الرّوایةِ . (39) على علیه السلام : آفت گزارش دادن، دروغ نقل است. عنه علیه السلام : آفةُ العلمِ ترکُ العملِ بهِ . (40) على علیه السلام : آفت علم، عمل ن به آن است. عنه علیه السلام : آفةُ العملِ ترکُ الإخلاصِ . (41) على علیه السلام : آفت عمل، نداشتن خلوص است. عنه علیه السلام : آفةُ الجُودِ الفَقرُ . (42) على علیه السلام : آفت بخشندگى، نادارى است. عنه علیه السلام : آفةُ العامّةِ العالمُ الفاجرُ . (43) على علیه السلام : آفت مردم، عالِم فاسد است. عنه علیه السلام : آفةُ العَدلِ الظّالمُ القادرُ . (44) على علیه السلام : آفت عد ، ستمگرِ قدرتمند است. عنه علیه السلام : آفةُ العُمرانِ جَورُ السّلطانِ . (45) على علیه السلام : آفت آبادانى، ستمگرىِ فرمانرواست. عنه علیه السلام : آفةُ القُدرةِ منعُ الإحسانِ . (46) على علیه السلام : آفت قدرت، خوددارى از نیکوکارى است. عنه علیه السلام : آفةُ اللّبِّ العُجْبُ . (47) على علیه السلام : آفت خِرَد، خودپسندى است. عنه علیه السلام : آفةُ الحدیثِ الکذبُ . (48) على علیه السلام : آفت سخن، دروغ گفتن است. عنه علیه السلام : آفةُ الأعمالِ عَجْزُ العُمّالِ . (49) على علیه السلام : آفت کارها، ناتوانى کارگزاران است. عنه علیه السلام : آفةُ الآمالِ حُضورُ الآجالِ . (50) على علیه السلام : آفت آرزوها، فرا رسیدن اجلهاست . عنه علیه السلام : آفةُ الوفاءِ الغَدْرُ . (51) على علیه السلام : آفت وفادارى، پیمان شکنى است. عنه علیه السلام : آفةُ الحَزْمِ فَوتُ الأمرِ . (52) على علیه السلام : آفت دور شى و احتیاط، کار از کار گذشتن است. عنه علیه السلام : آفةُ الأمانةِ الخیانةُ . (53) على علیه السلام : آفت امانت، خیانت است. عنه علیه السلام : آفةُ الفقهاءِ عدمُ الصِّیانةِ . (54) على علیه السلام : آفت فقیهان، نداشتن صیانت [نفس ]است. عنه علیه السلام : آفةُ الجُودِ ّبذیرُ . (55) على علیه السلام : آفت بخشش، ول جى است. عنه علیه السلام : آفةُ المَعاشِ سُوءُ ّدبیرِ . (56) على علیه السلام : آفت معاش، بى تدبیرى است. عنه علیه السلام : آفةُ الکلامِ الإطالةُ . (57) على علیه السلام : آفت سخن گفتن، پرگویى است. عنه علیه السلام : آفةُ الغِنى البُخْلُ . (58) على علیه السلام : آفت توانگرى، بخل است. عنه علیه السلام : آفةُ الأمَلِ الأجَلُ . (59) على علیه السلام : آفت آرزو، اجل است. عنه علیه السلام : آفةُ الخیرِ قَرینُ السُّوءِ . (60) على علیه السلام : آفت خوبى، ه ن بد است. عنه علیه السلام : آفةُ الاقتِدارِ البغیُ والعُتُوُّ . (61) على علیه السلام : آفت نیرومندى، ستمگرى و سرکشى است. عنه علیه السلام : رأسُ الآفاتِ الوَلَهُ باللّذّاتِ . (62) على علیه السلام : سرآمد آفتها، شیفتگى به لذّتها (خوشگذرانى) است. عنه علیه السلام : شرُّ آفاتِ العقلِ الکِبْرُ . (63) على علیه السلام : بدترین آفتِ خِرَد، خود بزرگ بینى است. (1) کنز العمّال : 44091 (2) کنز العمّال : 44121 (3) کنز العمّال : 44226.(4) غرر الحکم : 89(5) غرر الحکم : 314(6) غرر الحکم : 3915(7) غرر الحکم : 3916(8) غرر الحکم : 3917(9) غرر الحکم : 3918(10) غرر الحکم : 3919(11) غرر الحکم : 3920(12) غرر الحکم : 3921(13) غرر الحکم : 3923(14) غرر الحکم : 3924(15) غرر الحکم : 3925(16) غرر الحکم : 3922(17) غرر الحکم : 3926(18) غرر الحکم : 3927(19) غرر الحکم : 3928(20) غرر الحکم : 3929(21) غرر الحکم : 3930(22) غرر الحکم : 3931(23) غرر الحکم : 3932(24) غرر الحکم : 3933(25) غرر الحکم : 3934(26) غرر الحکم : 3935(27) غرر الحکم : 3936(28) غرر الحکم : 3937(29) غرر الحکم : 3938(30) غرر الحکم : 3939 .(31) غرر الحکم : 3940(32) غرر الحکم : 3941(33) غرر الحکم : 3942(34) غرر الحکم : 3943(35) غرر الحکم : 3944(36) غرر الحکم : 3945(37) غرر الحکم : 3946(38) غرر الحکم : 3950(39) غرر الحکم : 3947(40) غرر الحکم : 3948(41) غرر الحکم : 3949(42) غرر الحکم : 3951(43) غرر الحکم : 3952(44) غرر الحکم : 3953(45) غرر الحکم : 3954(46) غرر الحکم : 3955(47) غرر الحکم : 3956(48) غرر الحکم : 3957(49) غرر الحکم : 3958(50) غرر الحکم : 3959(51) غرر الحکم : 3960(52) غرر الحکم : 3961(53) غرر الحکم : 3962(54) غرر الحکم : 3963(55) غرر الحکم : 3964(56) غرر الحکم : 3965(57) غرر الحکم : 3966(58) غرر الحکم : 3969(59) غرر الحکم : 3970(60) غرر الحکم : 3971(61) غرر الحکم : 3972(62) غرر الحکم : 5244(63) غرر الحکم : 5752

اطلاعات


غروب پاییز

غروبِ پاییز می آید هزاران برگِ پاییزیلباسِ زرد خود، بر تنبه زیر گام های عابری خستهخزان و خشکی خود را ، به نجوا باز می گویندغروبِ پاییز و چشمانی که تا با ش تنها به قدر یک بهانه، فاصله باقی است،یکی آمد، کلیدِ قفلِ لب های مرا ،آهسته بردار ی من، این سکوتم، آ ین سرمایه ام را، با ی قسمت نخواهم کردبه تنهایی قسم، دلتنگِ دلتنگممیان آسمانِ دل گرفته، با دلِ تنگم، فقط، یک پنجره راه استغروب و و پاییز، عجب ترکیبِ دلتنگیولی من خسته ام از حسِ تنهاییمرا با غم حس نیستمرا با غصه کاری نیستدلم می خواهد از فردا، رها سازم خودم را از غم و دلتنگی و تشویشمن از شنبه خودم را دوست خواهم داشتو با این جسم و روحم ، مهربانی ها که خواهم کردو از یکشنبه با مردم، قراری تازه خواهم داشتتبسم هدیه خواهم داد و دستانی که می بخشنددوشنبه با خدا، من عهد می بندمبرایش بنده ای باشم، همان جوری که می خواهد ، مهربانی هدیه خواهم کردو می بخشم تمام آن انی را که من را ،سخت آزردندو در چهارشنبه این هفته زیبا، که می آیدخدا را بر تمام داده هایش شکر خواهم گفتو در پنجشنبه، از دنیا و هر چیزی که دارم شاد خواهم شدبا رضایت، زنده خواهم بودبا سخاوت ،مِهر خواهم دادبا سعادت، بهره خواهم بر ی این لحظه را، امروز را، آ چه باید کرد؟کاش می شد از همین امروز من، دنیای خود را تازه می که میدانم رَدایِ حزن را من بر غروبِ پاییز پوشاندمو چیزی جز همین احساس، در شه هامان جا نمی ماندکه باید من رها سازم زِ خود، این باورِ تاریکِ خود راکنون باید همین امروز، این لحظهدر غروب پاییز، برخیزمو دنیای خودم، آنگونه ای سازم که می خواهمکه در دنیای من ،جز من، ی را قدرت تغییرِ کاری نیستتوانستن، چه حس ناب و زیباییسلام ای باور روحی ز جنس روح یکتا خالق پاک خداوندیسلام ای خالقِ دنیایِ من ، ای منتبسم ، قفلِ لب های مرا بگشودو اینک آن بهانه، تا ببارد چشم نمناکمو می بارد به روی این دل روشنکنون یک پنجره تا آسمان باز استتنِ کوچه، همچنان خشک استهزاران برگ پاییزی، به خشکی گوشه دیوار می لغزندهزاران شکر، انسانم!نه برگی خشک، در دستانِ بادِ سردِ پاییزی!غروبِ پاییز و امیدم به فر که می آید. «کیوان شاهبداغی»

اطلاعات


چند توصیه از حضرت آیت الله بهجت: برای دوری از ریا، لا حول و لا قوه الا بالله را زیاد بگویید برای دوری از عصبانیت، زیاد صلوات بگویید برای تمرکز فکر، لا اله الا الله زیاد بگویید اگر میخواهید در کارتان گره نیفتد و موفق شوید، تا میتوانید استغفار کنید (اگر اثر نکرد جوابگویش من هستم)

اطلاعات


براى هر چیزى آفتی است احادیثی در مورد آفت
رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله : آفةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ ، وآفةُ الشَّجاعة البغیُ ، وآفةُ السَّماحةِ المَنُّ ، وآفةُ الجَمالِ الخُیَلاءُ ، وآفةُ العِبادةِ الفَتْرةُ ، وآفةُ الحدیثِ الکِذبُ ، وآفةُ العلمِ النِّسْیانُ، وآفةُ الحِلمِ السَّفَهُ ، وآفةُ الحَسَبِ الفَخْرُ ، وآفة الجُودِ السَّرَفُ . (1) خدا صلى الله علیه و آله : آفتِ زیرکى غرور است،آفت شجاعتْ ، آفت بخشندگى منّت، آفت زیبایى تکبّر، آفت عبادتْ سستى، آفت سخن دروغ، آفت علمْ فراموشى، آفت بردبارى سب رى، آفت بزرگ زادگى ف فروشى و آفت سخاوت، زیاده روى. عنه صلى الله علیه و آله : آفةُ الدِّینِ الهوى . (2) خدا صلى الله علیه و آله : آفت دین، هواى نفس است. الإمامُ علیٌّ علیه السلام : لکلِ شیءٍ آفةٌ، وآفةُ العلمِ النِّسیانُ، وآفةُ العِبادةِ الرِّیاءُ ، وآفةُ اللّبِّ العُجْبُ ، وآفةُ النَّجابةِ الکِبْرُ ، وآفةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ ، وآفةُ الجُودِ السَّرَفُ ، وآفةُ الحیاءِ الضَّعْفُ ، وآفةُ الحِلمِ الذّلُّ ، وآفةُ الجَلَدِ الفُحْشُ . (3) على علیه السلام : هر چیزى آفتی دارد؛ آفت علم فراموشى است، آفت عبادتْ ریا، آفت دمندى خودپسندى، آفت نجیب زادگى تکبّر، آفت زیرکى غرور،آفت سخاوت زیاده روى، آفت حیا ناتوانى، آفت بردبارى خوارى و آفت نیرومندى از حد گذراندن [ در گفتار و کردار]. عنه علیه السلام : الجُبْنُ آفةٌ . (4) على علیه السلام : ترس، آفت است. عنه علیه السلام : الهوى آفةُ الألبابِ . (5) على علیه السلام : هوس، آفت دهاست. عنه علیه السلام : آفةُ الإیمانِ الشِّرکُ . (6) على علیه السلام : آفتِ ایمان، شرک است. عنه علیه السلام : آفةُ الیقینِ الشَّکُّ . (7) على علیه السلام : آفت یقین، شک است. عنه علیه السلام : آفةُ النِّعَمِ الکُفْرانُ . (8) على علیه السلام : آفت نعمتها، ناسپاسى است. عنه علیه السلام : آفةُ الطّاعةِ العِصْیانُ . (9) على علیه السلام : آفت طاعت، نافرمانى است. عنه علیه السلام : آفةُ الشَّرَفِ الکِبْرُ . (10) على علیه السلام : آفت بزرگ زادگى، تکبّر است. عنه علیه السلام : آفةُ الذَّکاءِ المَکْرُ . (11) على علیه السلام : آفت زیرکى ، حیله گرى است. عنه علیه السلام : آفةُ الِعبادةِ الرِّیاءُ . (12) على علیه السلام : آفت عبادت، ریاست. عنه علیه السلام : آفةُ السَّخاءِ المَنُّ . (13) على علیه السلام : آفت سخاوت، منّت گذارى است. عنه علیه السلام : آفةُ الدِّینِ سوءُ الظّنِّ . (14) على علیه السلام : آفت دین، بدگمانى است. عنه علیه السلام : آفةُ العقلِ الهوى . (15) على علیه السلام : آفت د، [ پیروى از ]خواهشهاى نفسانى است. عنه علیه السلام : آفةُ المجدِ عَوائقُ القضاءِ . (16) على علیه السلام : آفت بلندپایگى، موانع قضا و قدر است. عنه علیه السلام : آفةُ النّفسِ الوَلَهُ بالدّنیا . (17) على علیه السلام : آفت نفس، شیفتگى به دنیاست. عنه علیه السلام : آفةُ المشاوَرةِ انتِقاضُ الآراءِ . (18) على علیه السلام : آفت م ، درهم ش تن آراء است. عنه علیه السلام : آفةُ المُلوکِ سُوءُ السِّیرةِ . (19) على علیه السلام : آفت شاهان، بدرفتارى است. عنه علیه السلام : آفةُ الوُزَراءِ خُبْثُ السَّریرةِ . (20) على علیه السلام : آفت ان، بدسگالى است. عنه علیه السلام : آفةُ العُلَماءِ حُبُّ الرِّئاسةِ . (21) على علیه السلام : آفت عالمان، حبّ ریاست است. عنه علیه السلام : آفةُ ا ُّعَماءِ ضَعْفُ السّیاسةِ . (22) على علیه السلام : آفت زمامداران، ضعف سیاست (تدبیر) است. عنه علیه السلام : آفةُ الجُنْدِ مُخالفةُ القادَةِ . (23) على علیه السلام : آفت لشکر، س یچى از فرماندهان است. عنه علیه السلام : آفةُ الرِّیاضةِ غَلَبةُ العادةِ . (24) على علیه السلام : آفت تمرین و ریاضت، چیره شدن عادت است. عنه علیه السلام : آفةُ الرّعِیّةِ مخالفةُ الطّاعةِ . (25) على علیه السلام : آفت رعیت، نافرمانى است. عنه علیه السلام : آفةُ الوَرَعِ قلّةُ القَناعةِ . (26) على علیه السلام : آفت پارسایى، کمىِ قناعت است. عنه علیه السلام : آفةُ القُضاةِ الطّمعُ . (27) على علیه السلام : آفت قاضیان، طمع است. عنه علیه السلام : آفةُ العُ ِ قلّةُ الوَرَعِ . (28) على علیه السلام : آفت اشخاص عادل، کمىِ پارسایى است. عنه علیه السلام : آفةُ الشُّجاعِ إضاعَةُ الحَزْمِ . (29) على علیه السلام : آفت [شخص] شجاع، وانهادن دور شى و احتیاط است. عنه علیه السلام : آفةُ القویِّ استضعافُ الخَصْمِ . (30) على علیه السلام : آفت قدرتمند، ناتوان شمردن دشمن است. عنه علیه السلام : آفةُ الحِلمِ الذّلُّ . (31) على علیه السلام : آفت بردبارى، خوارى است. عنه علیه السلام : آفةُ العَطاءِ المَطْلُ . (32) على علیه السلام : آفت بخشش، تأخیر و تعلّل ورزیدن است. عنه علیه السلام : آفةُ الاقتِصادِ البُخلُ . (33) على علیه السلام : آفت صرفه جویى، بخل است. عنه علیه السلام : آفةُ الهَیبةِ المِزاحُ . (34) على علیه السلام : آفت هیبت و شکوه، شوخى است. عنه علیه السلام : آفةُ الطّلَبِ عدَمُ النَّجاحِ . (35) على علیه السلام : آفت جستجو، کامیاب نشدن است. عنه علیه السلام : آفةُ المُلْکِ ضَعْفُ الحِمایةِ . (36) على علیه السلام : آفت کشوردارى، سستى در حمایت از کشور است. عنه علیه السلام : آفةُ العُهودِ قلّةُ الرِّعایةِ . (37) على علیه السلام : آفت پیمانها، خوب رعایت ن آنهاست. عنه علیه السلام : آفةُ الرِّیاسةِ الفَخْرُ . (38) على علیه السلام : آفت ریاست، ف فروشى است. عنه علیه السلام : آفةُ النَّقْلِ کذبُ الرّوایةِ . (39) على علیه السلام : آفت گزارش دادن، دروغ نقل است. عنه علیه السلام : آفةُ العلمِ ترکُ العملِ بهِ . (40) على علیه السلام : آفت علم، عمل ن به آن است. عنه علیه السلام : آفةُ العملِ ترکُ الإخلاصِ . (41) على علیه السلام : آفت عمل، نداشتن خلوص است. عنه علیه السلام : آفةُ الجُودِ الفَقرُ . (42) على علیه السلام : آفت بخشندگى، نادارى است. عنه علیه السلام : آفةُ العامّةِ العالمُ الفاجرُ . (43) على علیه السلام : آفت مردم، عالِم فاسد است. عنه علیه السلام : آفةُ العَدلِ الظّالمُ القادرُ . (44) على علیه السلام : آفت عد ، ستمگرِ قدرتمند است. عنه علیه السلام : آفةُ العُمرانِ جَورُ السّلطانِ . (45) على علیه السلام : آفت آبادانى، ستمگرىِ فرمانرواست. عنه علیه السلام : آفةُ القُدرةِ منعُ الإحسانِ . (46) على علیه السلام : آفت قدرت، خوددارى از نیکوکارى است. عنه علیه السلام : آفةُ اللّبِّ العُجْبُ . (47) على علیه السلام : آفت خِرَد، خودپسندى است. عنه علیه السلام : آفةُ الحدیثِ الکذبُ . (48) على علیه السلام : آفت سخن، دروغ گفتن است. عنه علیه السلام : آفةُ الأعمالِ عَجْزُ العُمّالِ . (49) على علیه السلام : آفت کارها، ناتوانى کارگزاران است. عنه علیه السلام : آفةُ الآمالِ حُضورُ الآجالِ . (50) على علیه السلام : آفت آرزوها، فرا رسیدن اجلهاست . عنه علیه السلام : آفةُ الوفاءِ الغَدْرُ . (51) على علیه السلام : آفت وفادارى، پیمان شکنى است. عنه علیه السلام : آفةُ الحَزْمِ فَوتُ الأمرِ . (52) على علیه السلام : آفت دور شى و احتیاط، کار از کار گذشتن است. عنه علیه السلام : آفةُ الأمانةِ الخیانةُ . (53) على علیه السلام : آفت امانت، خیانت است. عنه علیه السلام : آفةُ الفقهاءِ عدمُ الصِّیانةِ . (54) على علیه السلام : آفت فقیهان، نداشتن صیانت [نفس ]است. عنه علیه السلام : آفةُ الجُودِ ّبذیرُ . (55) على علیه السلام : آفت بخشش، ول جى است. عنه علیه السلام : آفةُ المَعاشِ سُوءُ ّدبیرِ . (56) على علیه السلام : آفت معاش، بى تدبیرى است. عنه علیه السلام : آفةُ الکلامِ الإطالةُ . (57) على علیه السلام : آفت سخن گفتن، پرگویى است. عنه علیه السلام : آفةُ الغِنى البُخْلُ . (58) على علیه السلام : آفت توانگرى، بخل است. عنه علیه السلام : آفةُ الأمَلِ الأجَلُ . (59) على علیه السلام : آفت آرزو، اجل است. عنه علیه السلام : آفةُ الخیرِ قَرینُ السُّوءِ . (60) على علیه السلام : آفت خوبى، ه ن بد است. عنه علیه السلام : آفةُ الاقتِدارِ البغیُ والعُتُوُّ . (61) على علیه السلام : آفت نیرومندى، ستمگرى و سرکشى است. عنه علیه السلام : رأسُ الآفاتِ الوَلَهُ باللّذّاتِ . (62) على علیه السلام : سرآمد آفتها، شیفتگى به لذّتها (خوشگذرانى) است. عنه علیه السلام : شرُّ آفاتِ العقلِ الکِبْرُ . (63) على علیه السلام : بدترین آفتِ خِرَد، خود بزرگ بینى است. (1) کنز العمّال : 44091 (2) کنز العمّال : 44121 (3) کنز العمّال : 44226.(4) غرر الحکم : 89(5) غرر الحکم : 314(6) غرر الحکم : 3915(7) غرر الحکم : 3916(8) غرر الحکم : 3917(9) غرر الحکم : 3918(10) غرر الحکم : 3919(11) غرر الحکم : 3920(12) غرر الحکم : 3921(13) غرر الحکم : 3923(14) غرر الحکم : 3924(15) غرر الحکم : 3925(16) غرر الحکم : 3922(17) غرر الحکم : 3926(18) غرر الحکم : 3927(19) غرر الحکم : 3928(20) غرر الحکم : 3929(21) غرر الحکم : 3930(22) غرر الحکم : 3931(23) غرر الحکم : 3932(24) غرر الحکم : 3933(25) غرر الحکم : 3934(26) غرر الحکم : 3935(27) غرر الحکم : 3936(28) غرر الحکم : 3937(29) غرر الحکم : 3938(30) غرر الحکم : 3939 .(31) غرر الحکم : 3940(32) غرر الحکم : 3941(33) غرر الحکم : 3942(34) غرر الحکم : 3943(35) غرر الحکم : 3944(36) غرر الحکم : 3945(37) غرر الحکم : 3946(38) غرر الحکم : 3950(39) غرر الحکم : 3947(40) غرر الحکم : 3948(41) غرر الحکم : 3949(42) غرر الحکم : 3951(43) غرر الحکم : 3952(44) غرر الحکم : 3953(45) غرر الحکم : 3954(46) غرر الحکم : 3955(47) غرر الحکم : 3956(48) غرر الحکم : 3957(49) غرر الحکم : 3958(50) غرر الحکم : 3959(51) غرر الحکم : 3960(52) غرر الحکم : 3961(53) غرر الحکم : 3962(54) غرر الحکم : 3963(55) غرر الحکم : 3964(56) غرر الحکم : 3965(57) غرر الحکم : 3966(58) غرر الحکم : 3969(59) غرر الحکم : 3970(60) غرر الحکم : 3971(61) غرر الحکم : 3972(62) غرر الحکم : 5244(63) غرر الحکم : 5752

اطلاعات



#لذت_بیشتری_دارد
پس از هجوم موشک ها و سقوط دلار، شنیدن دوباره این جمله پرزیدنت در رژه ۳۱ شهریور امسال لذت بیشتری دارد: " حالا قدر #موشک_هایمان را بیشتر از گذشته میدانیم"

اطلاعات


عجیب مردمی هستیم ما بعضی ها اینقدر از وضعیت اقتصادی ناله میکنند که انسان خیال میکنه که فشار اقتصادی نه تنها رو ستون فقراتش تأثیر گذاشته بلکه روی امعا و احشا ی طرف هم تاثیر گذاشته. این در حالی است که، ی که از این وضعیت اقتصادی جزع و فزع میکرد، خودش الان یه محتکر فوق حرفه ای است.

پ.ن: منظور بعضی از همین مغاز دارها و بعضی از همین مردمی که ب خبرش رسید که رور به روی صرافی ها صف بسته بودند وقتی به خودمون رحم نمیکنیم چه جور خدا به ما کمک کنه... به بعضی باید گفت رویتان سیاه باد. آخه هر کودکی میدونه که شبکه های خارجی دشمن ماهاست و نباید به حرف دشمن اعتماد کرد...متاسفم... منفعت ملی مهمتر از منفعت شخصیه، خوش انصاف...!


اطلاعات



خبر های خوب و امیدوار کننده


نا سندی نتانیاهو از عملیات موشکی ایران علیه تروریست ها بنیامین نتانیاهو روز دوشنبه آنچه را که تلاش ایران برای ربط دادن به حمله تروریستی اخیر در شهر اهواز خواند، به زعم خود، "خنده دار" توصیف کرد نتانیاهو افزود: «این واقعیت که بر روی موشک های شلیک شده (توسط ایران) به ˈمرگ بر ˈ نوشته شده بود، همه چیز را ثابت می کند.» اپ آ ین خبرhttp://akharinkhabar.ir/app
♦️هلاکت دستیار اصلی ابوبکر بغدادی در حمله موشکی یک رسانه عراقی از کشته شدن یکی از مهمترین ان گروه در حمله موشکی به مقر این گروه تروریستی خبر داد. به گزاش شبکه تلویزیونی الاباء عراق در خبری اعلام کرد «ابوعلی الم نی» از ان حلقه اول نزدیک به ابوبکر بغدادی بر اثر اصابت موشک های پاسداران به مقر این گروه به هلاکت رسیده است
سرلشکر باقری:نخستین مرحله انتقام حمله تروریستی اهواز اجرا شد پهپادها برای اولین بار باعبور از فضای چند کشور خودشان را با دقت تمام به هدف رساندند و ضربات سنگینی به دشمن وارد د
کویت صادرات نفت به را متوقف کرد بر اساس آمار ارائه شده از سوی اداره اطلاعات وزارت انرژی ، کویت پس از ۲۵ سال صادرات نفت خود به را متوقف کرده است.
قیمت جهانی نفت با جهشی خیره کننده به 85.28 دلار رسید
توان رزمی پهپاد ایرانی رسانه های صهیونیستی را شگفت زده کرد رو مه ی «یسرائیل هیوم»: پاسداران در این تهاجم از پهپادهایی استفاده کرد که برای اولین بار در عملیات رزمی به کار گرفته می شوند. آنچه که امروز مشخص شده آن است که شاهد حضور شاخص جدیدی در عملیات رزمی ایران هستیم. این مورد تازه وارد همان هواپیماهای بدون خلبان است که توانمندی مانور بسیار بالایی داشته و به شدت شبیه به پهپاد یی است که در خاک ایران سقوط کرده بود/ اعتماد http://akharinkhabar.ir/app/ قیمت دلار در تابلوی صرافی ها به ۱۴۳۵۰ رسید! فریب برخی کانال های دلال ارز را نخورید، منفعت آنان دراینست که قیمت را همچنان صعودی نگه دارند و اخبار کاهش ارزشش را سانسور کنند/ تسنیم
کاهش ۳۱۰ هزار تومانی قیمت سکه برای آگاهی از آ ین قیمت های ارز، طلا، خودرو و موبایل اپ "آ ین خبر" را نصب و از بخش آ ین قیمت ها به لحظه پیگیر باشید لینک نصب http://akharinkhabar.ir/app/ ♦️خبرنگار "آ ین خبر" از تبریز گزارش می دهد: فروشندگان دلار در تبریز صف کشیده اند اما ی یدار نیست / دلار در تبریز با قیمت 15 هزار تومان هم یدار ندارد با وجود اعلام برخی از سایت ها و صرافی ها مبنی بر فروش دلار با قیمت 15 هزار تومان ولی یداری با این قیمت ها در بازار نیست. بیشتر دلالان فعلا قصد ید ندارند و همه فروشندگان منتظر فروش دلارهای خود با قیمت های بسیار پایین و 14500 تومان و حتی 14 هزار تومان هستند. جمعیت زیادی هم اکنون در خیابان دارایی تبریز حضور دارند و بیشتر آنها فروشنده هستند.
کاهش قیمت گوجه به ۳۶۰۰ تومان/ توزیع گسترده سیب‎زمینی در بازار حسین اصغری، مدیر کل دفتر سبزی و صیفی: با ممنوعیت صادرات قیمت هر کیلو گوجه فرنگی در ده فروشی ۳۶۰۰ تومان و در مزرعه به قیمت هر کیلو ۲ هزار تومان ید و فروش شده است. امسال سرمازدگی، سیل، بارندگی شدید و خسارت دیگری در مزارع گوجه فرنگی نداشتیم بنابر این هیچگونه کمبود تولید نداریم. اپ آ ین خبر http://akharinkhabar.ir/app/

کاهش قیمت گوشی موبایل در بازار در پی تداوم کاهش نرخ ارز در دو روز اخیر، قیمت گوشی کاهش یافته و تمایل فروشندگان برای فروش کالا بیشتر شده است،البته قیمت ها هنوز نسبت به هفته گذشته که هر دلار ۱۴ هزار تومان بود، بالاتر است. اپ آ ین خبر http://akharinkhabar.ir/app/
♦️اسامی ۱۶ نفر از محکومان پرونده های اقتصادی اخیر محمد عطریان، رامین تاجیک، رضا مردمیدان حاجی آقایی، حسین ی، شاهین سیمرغ محکوم به ۲۰ سال حبس ولی صدفی ۱۲ سال حبس علیرضا حسن زاده ظرفی، علیرضا لوینی به ۱۲ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محمد راستگوی کوکی ۱۰ سال حبس و ۵۰ ضربه شلاق پویا نوبخت، شاهرخ ، مهرافزا ۱۰ سال حبس علیرضا روند و نوید خورشید ترکمانی ۸ سال حبس و ۵۰ ضربه شلاق مجتبی نوروزی و محمد هاشمی ۷ سال حبس نوید زهره وند ۶ سال حبس/ تسنیم

اطلاعات



دیگه خسته شدم از این همه حجاب. خدایا مثل اینکه تلنگر دیگه فایده نداره. کمک کن تا با هم این رو برداریم که من بی تو هیچم...




اطلاعات

  • منبع: http://elaallah.blog.ir/post/170/خستگی
  • مطالب مشابه: خستگی
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.




شکر خداوند بهانه نمی خواهد
همین که وجود دارم خدایا شکرت
خدایا شکر به هیچ بهانه ای...





اطلاعات

  • منبع: http://elaallah.blog.ir/post/164/خدایا-شکر
  • مطالب مشابه: خدایا شکر
  • کلمات کلیدی: خدایا
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

این هم #غیرت-پسربچه-ایرانی
یه روز یه پسر بچه خوشتیپ که خیلی شلوغ کرده بود، مامانش تا بیرون حیاط دنبالش دوید، پسرک همون جلوی در ایستاد و جلوتر نرفت، مامانش هم اون رو گرفت و کتکش زد، وقتی برگشت تو خونه با چشمای پر اشک به مامانش گفت: فکر نکن نمی تونستم فرار کنم، فرار ن به خاطر اینکه تو چادر سرت نبود.
#حجاب #چادر #غیرت #خانه-دوست

اطلاعات

#معجزه-عاشورا...#معجزه- -حسین-علیه-السلام سخنرانی پناهیان: متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

دریافت
مدت زمان: 2 دقیقه 24 ثانیه

حتما ببینید...نبینید ضرر کردیید #خانه-دوست

اطلاعات

آیا سؤال می شود یا خیر؟
سؤال: در سوره «الرّحمن» می خوانیم: «فَیَوْمَئِذٍ لا یُسئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ اِنْس وَ لا جانّ؛ در آن روز هیچ از انس و جن از گناهانش سؤال نمی شود» (سوره ی الرّحمن، آیه ی 39) با این که در آیات متعدّد دیگری می خوانیم: در آن روز از گناهان سؤال می شود؟
پاسخ: همان طور که آیات بعد این سوره گواهی می دهد، منظور از سؤال ن از گناهان در این جا این است که سؤال زبانی از آنها نمی شود که آنها مانند این جهان با «زبان» پاسخ گویند، بلکه قیافه هایشان حاکی از اعمال آنهاست و دست و پا و اعضای تن آنان تمام اعمال و گفتارشان را بازگو می کند. در دو آیه بعد در همین سوره می فرماید: «یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسیماهُمْ؛ مجرمان از چهره هایشان شناخته می شوند!» در سوره «یس» نیز می فرماید: «اَلْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلی اَفْواهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنَا اَیْدیهِمْ وَ تَشْهَدُ اَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ؛ امروز بر دهانشان مهر می نهیم و دستهایشان با ما سخن می گویند و پاهایشان کارهایی را که انجام می دادند شهادت می دهند.» (سوره ی یس، آیه ی 65) بنابراین، اگر در آیه مورد بحث می فرماید «سؤال نمی شود» یعنی سؤال زبانی نمی شود.
منبع:پاسخ به پرسشهای مذهبی(آیت الله مکارم )

#خانه- دوست#تناقض- در- قرآن#سوال- - از- اعمال- انسان#آیه-قرآن#سوره- الرحمان#سؤال- زبانی#تناقض-در-خانه-دوست#تناقض-در-آیات-قرآن#

اطلاعات



چرا عید غدیر از همه ی اعیاد بالاتر است؟
انقلاب: اینکه در بعضی از تعبیرات گفته شده است که عید غدیر عیدالله الاکبر و از همه ی اعیاد بالاتر است، علّت این و وجه این چیست؟ خب، در قرآن کریم آیاتی هست که به غیر از مسئله ی غدیر به مسئله ی دیگری قابل تطبیق نیست. همین آیه ی معروف «الیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم فَلا تَخشَوهُم وَ اخشَونِ اَلیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ اَتمَمتُ عَلیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسلامَ دیناً» که در اوایل سوره ی مائده است، با غیر مسئله ای در وزن و اهمّیّت و اندازه ی مسئله ی غدیر، قابل تطبیق نیست. امروز روزی است که دشمنان -کفّار- از دین شما مأیوس شدند. چه چیزی مگر بر دین اضافه شد که دشمن را مأیوس کرد؟ ...این تعبیر درباره ی ، زکات و جهاد نیامده است. پس این یک قضیّه ی دیگری غیر از احکام فرعی است. آن قضیّه چیست؟ —قضیّه ی ی جامعه ی ی؛ —قضیّه ی نظام حکومت و ت در جامعه ی ی. ۹۵/۰۶/۳۰ #عید-غدیر#بالاتر-بودن-عید-غدیر-از-همه-اعیاد-دیگر#عید-ولایت#عید-الله-الاکبر#

اطلاعات

زیبایی های کلام معصومین را دری م فقط معصوم میتواند اینگونه با خدا مناجات کند فرازی از دعای عرفه حسین علیه السلام:اِلهی مَنْ کانَتْ مَحاسِنُهُ مَساوِی فَکَیْفَ لا تَکُونُ مَساوِیْهِ مَساوِی خدای من ی که خوبی هایش بدی بوده، پس چگونه بدی هایش بدی نباشد؟و مَنْ کانَتْ حَقائِقُهُ دَعاوِی فَکَیفَ لا تَکُونُ دَعاوِیْهِ دَعاوِی و ی که حقیقتگویی هایش همه ادعا بوده، پس چگونه ادعاهایش ادعا نباشد؟ خدایا مرا به خاطر بدی های به ظاهر خوب ببخش... خدایا اینگونه خواندن در مقابل تو، توهین به تو است... خدایا آنگونه که شایسته ای، نمی توان تو را ثنا و سپاس گفت...پس ببخش خدایا، ببخش...
اما از گلستان سعدی اینگونه آمده:
از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش به در آید.
بنده همان به که ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدای آورد ورنه سزاوار خداون نتواند که به جای آورد درحالی که (قَلیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکور) کم هستند بندگانی که شکر کنند...

اطلاعات

علی علیه السلام می فرمایند: ربّ متحرّز من شی‏ء فیه آفته چه بسا پرهیز کننده از چیزی که آفت و بلای او در همان پرهیز از آن است (نه در خود آن)
غررالحکم أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

اطلاعات

انسان ها هرچقدر هم که خوب باشند امکان دارد گاهی اشتباه کنند مگر اینکه آن انسان معصوم باشد
با یکبار بدی انسان ها، خوبی هایشان را فراموش نکنید
و هیچگاه از بدی های ناخواسته دیگران ناراحت نشوید
ان شاءالله انی که ناراحت شده اند می بخشند

اطلاعات

  • منبع: http://elaallah.blog.ir/1397/05/10/اشتباه
  • مطالب مشابه: اشتباه
  • کلمات کلیدی: انسان
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
اللهُمَّ ربَّ شهرِ رمضان خداحافظ ماه رمضان دیگه فرصتی نمونده
چِشای پُر ابر و بارون
دیگه مهمونی تمومه
دوباره فراغ و هجرون
لحظه سختِ وداعه
نفس ها حبسِ تو
کِی تا سال دیگه زنده است
این شب ها رو باز ببینه
یا کریم الهی العفو _ یا کریم الهی العفو
ای خدا چه زود تموم شد
لحظه ناب و روشن
نور و مناجات
سحرهای دل سپردن
دوباره ندبه و ناله
اشک و آه و بی قراری
دوباره یه سال غریبی
حصرت و چشم انتظاری
دوباره حصرتِ پرواز
دوباره پرهای بسته
دوباره پایِ
دوباره بالِ ش ته

نکنه آروم بگیری
گریه کن دلِ ش ته
ماس کنه به چشماش
هر کی بارش رو نبسته
یا کریم الهی العفو - یا کریم الهی العفو
نجوا و وداع با ماه رمضان با صدای سید مهدی میرداماد:

متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="autostart" value="false">

اطلاعات

این نامه در دوران دفاع مقدس نوشته شده: با سلام به زمان علیه السلام و درود به . سلام به رزمندگان : اسم من زهرا می باشد .این هدیه را که نان خشک و بادام است برای شما فرستادم.پدرم میخواست جبهه بیاید ولی او با موتور زیر ماشین رفت و کشته شد.من 9 سال دارم و نصف روز مدرسه میروم و نصف دیگر را قالی میبافم.مادرم کار میکند.ما پنج نفر هستیم.پدرم مُرد و ما باید کار کنیم.من 92 روز کار تا برای شما رزمندگان توانستم نان بفرستم.از خدا می خواهم که این هدیه را از یک یتیم قبول کنید و پس ندهید و مرا کربلا ببرید.آ من و مادرم خیلی روزه می گیریم تا جی داشته باشیم.مادرم خودم احمد و بتول و تقی که برادر کوچکم هست سلام میرسانیم. خدا نگهدار شما پاسداران باشد.

اطلاعات

حضرت آیت الله مصباح یزدی از لابه لای قرآن آیاتی در مورد رستاخیز و روز قیامت بیرون آورده اند و آن آیات را از ابتدای قیامت تا انتهای آن مرتب کرده اند که حقیقتا کار بسیار دشواری است. حتما بخوانید و بدانید که قرآن چگونه قیامت را به تصویر می کشد تصویر رستاخیز در قرآن ۱ـ وضع زمین و دریاها و کوهها ۲ـ وضع آسمان و ستارگان ۳ـ شیپور مرگ شامل: شیپور حیات و آغاز رستاخیز ۴ـ ظهور حکومت الهى و انقطاع سَبَبها و نَسَبها ۵ـ محکمه عدل الهى ۶ـ بسوى اقامتگاه ابدى ۷ـ بهشت ۸ـ دوزخ وضع زمین و دریاها و کوهها
در زمین ز له عظیمى پدید مى آید1 و آنچه در اندرون آن است بیرون مى ریزد2 و اجزاى آن، متلاشى مى گردد3، ودریاها شکافته مى شوند4، و کوهها به حرکت در مى آیند5 و در هم کوبیده مى شوند6 و مانند تلّ شنى مى گردند7 و سپس به صورت پشم حلّاجى شدهدر مى آیند8. و آنگاه در فضا، پراکنده مى شوند9 و از سلسله کوههاى سر به آسمان کشیده، جز سرایى باقى نمى ماند10.
وضع آسمان و ستارگان
ماه11 و خورشید12 و ستارگان عظیمى که بعضى از آنها میلیونها بار از خورشید ما بزرگتر و پرفروعتر است به تیرگى و خاموشى مى گرایند13، و نظم حرکت آنها به هم مى خورد14، و از جمله ماه و خورشید به هم مى پیوندند15 و آسمانى که همچون سقف محفوظ و محکمى بر این جهان، احاطه کرده است سست و متز ل مى شود16 و مى شکافد و از هم مى درد17 و طومار آن در هم مى پیچد18 و اجرام آسمانى به صورت ف مذابى در مى آید19 و فضاى جهان پر از دود و ابر مى شود20.
رستاخیز ادامه دارد...
1. (ز ال / 1)، (حج / 1)، (واقعه / 4)، (مزمل / 14).
2. (ز ال / 2)، (انشقاق / 4).
3. (الحاقّه / 14)، (فجر / 2).
4. (تکویر / 6)، (انفطار / 3).
5. (کهف / 47)، (نحل / 88)، (طور / 10)، (تکویر / 2).
6. (الحاقّه / 4)، (واقعه / 5).
7. (مزمل / 14).
8. (معارج / 9)، (قارعه / 5).
9. (طه / 105-107)، (مرسلات / 10).
10. (کهف / 8)، (نبأ / 20).
11. (القیامه / 8).
12. (تکویر / 1).
13. (تکویر / 2).
14. (انفطار / 2).
15. (القیامه / 9).
16. (طور / 1)، (الحاقّه / 16).
17. (الرحمن / 37)، (الحاقّه / 16)، (مزمل / 18)، (مرسلات / 9)، (نبأ / 19)، (انفطار / 1)، (انشقاق / 1).
18. (انبیاء / 104)، (تکویر / 11).
19. (معارج / 8).
20. (فرقان / 25)، (دخان / 10).

اطلاعات

ادامه تصویر رستاخیز در قرآن: بسوى اقامتگاه ابدى
سپس حکم الهى اعلام شده1 نیکوکاران و تب اران از یکدیگر جدا مى شوند2 و مؤمنان، روسفید و شاد و خندان بسوى بهشت3، و کافران و منافقان، روسیاه و اندوهگین و با ذلّت و خوارى به سوى دوزخ، روانه مى گردند4 و همگى از دوزخ، عبور مى کنند5 در حالى که از چهره مؤمنان، نور مى تابد و راهشان را روشن مى سازد6 و کافران و منافقان در تاریکى به سر مى برند.
منافقانى که در دنیا با مؤمنان، اختلاط داشتند آنها را صدا مى زنند که رو به سوى ما کنید تا از نور شما استفاده کنیم، و پاسخ مى شنوند که باید براى اکتساب نور، به عقب (به دنیا) برگردید! باز مى گویند: مگر ما در دنیا با شما نبودیم؟ و پاسخ مى شنوند: چرا، در ظاهر با ما بودید ولى خودتان را گرفتار کردید و دلهایتان دچار شکّ و تردید و قساوت شد و امروز، کارتان ی ره شده و از شما و از کافران، عوضى پذیرفته نمى شود و سرانجام، کافران و منافقان در کام دوزخ فرو مى روند7 هنگامى که مؤمنان به بهشت، نزدیک مى شوند درهاى آن گشوده مى شود و فرشتگان رحمت به استقبال آنان مى آیند و با سلام و احترام، مژده سعادت ابدى به ایشان مى دهند8.
و از سوى دیگر، هنگامى که کافران و منافقان به دوزخ مى رسند درهاى آن باز مى شود و فرشتگان عذاب، با خشونت آنان را مورد سرزنش قرار داده به ایشان وعده عذاب ابدى مى دهند.
بهشت
در بهشت، باغهاى وسیع به پهناى آسمانها و زمین9 و پوشیده از انواع درختها با همه گونه میوه رسیده و در دسترس10 و ساختمانهاى باشکوه و نهرهاى آب زلال11 و شیر و عسل و طهور12، و از هر چیزى که مورد میل و رغبت بهشتیان باشد13 و فوق خواسته هاى آنان وجود دارد14.
بهشتیان با لباسهاى حریر و پرنیان و انواع زینتها آراسته15 و رو در روى یکدیگر بر تختهاى مرصّع و بسترهاى نرم، تکیه مى دهند و به حمد و سپاس الهى مى پردازند16 و سخن بیهوده اى بر زبان نمى آورند و نمى شنوند17. نه سرما ایشان را مى آزارد و نه گرما18، نه رنج و خستگى و ملالى دارند19 و نه ترس و اندوهى20، و نه در دل، کینه و کدورتى21.
پیش خدمتان زیبا در اطرافشان حرکت مى کنند22 و جامهاى بهشتى به آنان مى نوشانند که لذّت و نشاط زاید الوصفى مى بخشد و هیچ گونه آفتى ندارد23. و از انواع میوه ها و گوشت مرغان، تناول مى کنند24 و از مصاحبت همسران زیبا و مهربان و ناآلوده بهره مى برند25. و از همه بالاتر، از نعمت روحى رضوان الهى برخوردار مى شوند26 و لطفهایى را از پروردگارشان دریافت مى دارند که ایشان را غرق سرور مى سازد و هیچ نمى تواند تصوّرى از مرتبه آن سرور، داشته باشد27. و این سعادت بى مانند و نعمتهاى وصف ناشدنى و رحمت و رضوان و قرب الهى براى همیشه ادامه خواهد یافت28 و پایانى نخواهد داشت29.
رستاخیز ادامه دارد... ادامه مطلب

اطلاعات

برای بیست و چهار میلیون


انسان متأسفم؛

فقط همین.

اطلاعات

تا به حال غصه دار و غمگین ندیده بودمش. همیشه دندان های صدفی سفید فاصله دارش از پس لبان خندانش دیده می شد. قرص روحیه بود! نه در تنگناها و بزبیاری ها کم می آورد و نه زیر آتش شدید و دیوانه وار دشمن. یک تنه می زد به قلب دشمن. به قول معروف خطر پیشش احساس خطر می کرد! اسمش قاسم بود. پدرش گردان دیگر بود. تره می رود، قاسم به باباش. هر دو ب بودند و دل زنده. خبر شهادت دادن به برادر و دوستان شهید، با قاسم بود:
- سلام ابراهیم. ح چطوره؟ دماغت چاقه؟ راستی ببینم تو چند تا داداش داری؟
- سه تا، چه طور مگه؟
- هیچی! از امروز دو تا داری. چون داداش بزرگت دیروز شهید شد!
- یا حسین!
به همین راحتی! تازه کلی هم شوخی و خنده به تنگ خبر می بست و با شنونده کاری می کرد که اصل ماجرا یادش برود هر چی بهش می گفتم که: «آ مرد مؤمن این چطور خبر دادن است؟ نمی گویی یک هو طرف سکته می کند یا حالش بد می شود؟» می گفت: «دمت گرم. از کی تا حالا خبر شهادت شده خبر بد و ناگوار؟!»
- منظورم اینه که یک مقدمه چینی، چیزی...
- یعنی توقع داری یک ساعت لفتش بدم؟ که چی؟ برادر عزیزتر از جان! یعنی به طرف بگویم شما در جبهه برادر دارید؟ تا طرف بگوید چطور؟ بگویم: هیچی دل نگران نشو. راستش یک ترکش به انگشت کوچکه پای چپش خورده و کمی اوخ شده و کلی رطب و یابس ببافم و دلش را به هزار راه ببرم و بعد از دو ساعت فک تکاندن و مخ تیلیت خبر شهادت بدهم؟ نه آقاجان این طرز کار من نیست. صلاح مملکت خویش خسروان دانند! من کارم را خوب فوت آبم.»
نرود میخ آهنین در سنگ! هیچ طور نمی شد بهش حالی کرد که... بگذریم. حال خودم معطل مانده بودم که به چه زبان و حسی سراغ قاسم بروم و قضیه را بهش بگویم. اول خواستم گردن دیگران بیندازم. اما همه متفق القول نظر دادند که تو – یعنی من – فرمانده ای وظیفه من است که این خبر را به قاسم بدهم.
قاسم را کنار شیر آب منبع پیدا . نشسته و در طشت کف آلود به رخت چرکهایش چنگ می زد. نشستم کنارش. سلام علیکی و حال و احوالی و کمکش . قاسم به چشمانم دقیق شد و بعد گفت: «غلط نکنم لبخند گرگ بی طمع نیست! باز از آن خبرها شده؟» جا خوردم.
- بابا تو دیگه کی هستی؟ از حرف نزده خبر داری. من که فکر می کنم تو علم غیب داری و حتی می دانی اسم گربه همسایه چیه؟
رفتیم و رخت ها را روی طناب میان دو چادر پهن کردیم. بعد رفتیم طرف رودخانه که نزدیک اردوگاه بود. قاسم کنار آب گفت: «من نوکر بنده کفشتم. قضیه را بگو، من ایکی ثانیه می روم و خبرش را می رسانم. مطمئن باش نمی گذارم یک قطره اشک از چشمان نازنین طرف بچکه!»
- اگر بهت بگویم، چه جوری خبر می دهی؟
- حالا چی هست؟
- فرض کن خبر شهادت پدر یکی از بچه ها باشد.
- بارک الله. خیلی خوبه! تا حالا همچین خبری نداده ام. خب الان می گویم. اول می روم پسرش را صدا می زنم. بعد خیلی صمیمانه می گویم: ماشاءالله به این هیکل به این درشتی! درست به بابای خد امرزت رفتی!... نه. اینطوری نه.
آهان فهمیدم. بهش می گویم ببخشید شما تو همسایه تان ی دارید که باباش شهید شده باشد؟ اگر گفت نه می گویم: پس خوب شد . شما رکورددار محله شدید چون بابات شهید شده!... یا نه. می گویم شما فرزند فلان شهید نیستید؟ نه این هم خوب نیست. گفتی باید آرام آرام خبر بدم. بهش می گویم، هیچی نترس ها. یک ترکش ریز ده کیلویی خورد به گردن بابات و چهار پنج کیلویی از گردن به بالاش را برد ... یا نه ....
دیگر کلافه شدم. حس افتاده بود تو دنده و خلاص نمی کرد.
- آهان بهش می گویم: ببخشید پدر شما تو جبهه تشریف دارن؟ همین که گفت: آره. می گویم: پس زودتر بروید پرسنلی گردان تیز و چابک مرخصی بگیرید تا به تشییع جنازه پدرتان برسید و بتوانید زودی برگردید به عملیات هم برسید! طاقتم طاق شد. دلم لرزید. چه راحت و سرخوش بود. کاش من جاش بودم. بغض و اشکی جلوی چشمانم کشیده شد. قاسم خندید و گفت: «نکنه می خوای خبر شهادت پدر خودت را به خودت بگی؟! اینکه دیگه گریه نداره. اگر دلت می خواد خودم بهت خبر بدم!» قه قه خندید. دستش را تو دستانم گرفتم. دست من سرد بود و دست او گرم و زنده. کم کم خنده اش را خورد. بعد گفت: «چی شده؟» نفس تازه و گفتم: «می خواستم بپرسم پدرت جبهه اس؟!» لبخند رو صورتش یخ زد. چند لحظه در سکوت به هم نگاه کردیم. کم کم حالش عادی شد تکه سنگی برداشت و پرت کرد تو رودخانه. موج درست شد. گفت: «پس خیاط هم افتاد تو کوزه!» صدایش رگه دار شده بود. گفت: «اما اینجا را زدید به خاکریز. من مرخصی نمی روم. دست راستش بر سر من.» و آرام لبخند زد. چه دل بزرگی داشت این قاسم.

اطلاعات

  • منبع: http://elaallah.blog.ir/1397/01/05/بابات-کو
  • مطالب مشابه: بابات کو؟
  • کلمات کلیدی: قاسم ,گویم ,شهادت ,شهید ,داری ,لبخند ,گویم ببخشید
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
سوره البقرة آیه 155
وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ
الْأَمْوَالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ ۗ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ

قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاهش
در مالها و جانها و میوه ها، آزمایش می کنیم؛ و
بشارت ده به استقامت کنندگان!

أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

اطلاعات

من همان کودک اعصار و قرونم
در غروبی آرام
توی آن کوچه
که چون خواب خدا رنگین بود
رفته بودم ز درختی بالا
تا که از لانه ی نور
جوجه را بردارم
رهگذاری آمد
او نشانی مرا یافته بود از سهراب
آمد از من پرسید
«خانه دوست کجاست؟»
من نگاهش
دیدگانش ، به خدا
رنگ بد خون را داشت
و دهانش ، بوی گند مرداب
جامه اش رنگین بود
لیک دیدم که دلش سخت سیاه
در کف اش شمشیری
بر لبانش صد آه...
گفتمش ، بیهُوده این راه دراز آمده ای
بازگرد
و به همان که تو را داد نشانی بَر گو
خانه ی دوست کجاست ؟
در زمانی بس دور
به روایت ز همه ریش سپیدان در شهر
چند قدم ، بس کوتاه
پای آن سرو بلند
زیر آن شاخه ی انگور
در کنار برکه
بقل بوته ی آن نرگس خوش چشم
همین
بوی باران می داد
ولی افسوس ابش د
پس دگر از من و از هیچ ی
باز مپرس
خانه ی دوست کجاست؟
او از اینجا رفته است
او نخواهد آمد

# ایرج پرنده #

أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

اطلاعات

مناظره صادق (ع) با ابوحنیفه در مورد فتوا دادن ابوحنیفه بر اساس قیاس:
روزی ابوحنیفه برای ملاقات با صادق به خانه
آمد، اجازه ملاقات خواست ولی امـام اجازه ندادند.
ابوحنیفه می گوید: دَمِ در، مقداری توقف تا اینکه
عده ای از مردم کوفه آمدند، اجازه ملاقات خواستند
حضرت به آن اجازه داد. من هم با آنها داخل خانه
شدم وقتی به حضورش رسـیدم گفتم: شایسته است،
که شـما ای به کوفه بفرستید مردم آن سامان را
از ناسزا گفتن به اصحاب حضرت محمد (ص) نهی
کنید. بیش از ده هزار نفر در این شـهر به یاران
ناسزا می گویند.
فرمود: مردم از من نمی پذیرند.
ابوحنیفه: چگونه ممکن است سخن شـما را نپذیرند در
صورتی که شـما فرزند خدا هستید؟
می فرماید: تو خودت یکی از همانها هستی که
گـوش به حرف مـن نمی دهی! مگر بدون اجازه من
داخـل خانه نشدی؟ بدون اینکه بگویم ننشستی؟ بی
اجازه شروع به سخن گفتن ننمودی؟
آنگاه در ادامه فرمود: شنیدیم که تو بر اساس
قیاس فتوا می دهی؟
ابوحنیفه گفت: آری.
امـام فرمودند: وای بر تـو اولین ی کـه براساس
قیاس نظر داد شـیطان بود. وقتی که خداوند به او
دستور داد که به آدم سجده کند، گفت: من سجده نمی
کنم، زیرا که من را از آتش آفریدی و انسان را از خاک.
و آتش گرامی تر از خاک است.
سپس برای اثبات بطلان قیاس مـواردی از قوانین
را که بر مخالف این اصل می باشد ذکر کرد و
فرمود: به نظر تو کشتن ی به ناحق مهمتر است یا
؟ ادامه مطلب

اطلاعات

سوال: چرا صالحان ، گرفتار مشکلات هستند و
مجرمان و گنا اران ، در رفاه به سر می برند ؟ پاسخ: از آنجا که خداوند اولیای خود را دوست دارند ،
لذا اگر خلافی کنند ، فوراً آنان را با قهر خود می گیرد
تا متذکر شوند چنانکه خداوند در قران میفرمایند:
اگر سخنی را که ما نگفته ایم به ما نسبت دهند،
با قدرت او را به قهر می گیریم:
(لو تقبل علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه بالیمین)
و همچنین اگر مومنین خلافی کنند ، چند روزی
می گذرد مگر آنکه گوشمالی می شوند. اما اگر نااهلان
خلاف کنند ، خداوند به آنان مهلت می دهد و هرگاه
مهلت سرآمد آنان را هلاک می کنند:
(وجعلنا لمهلکهم موعدا)
و اگر امیدی به اصلاح شان نباشد ، خداوند حسابشان
را تا قیامت به تاخیر می اندازد و به آنان مهلت می دهد
تا پیمانه شان پر شود:
(انما نملی لهم لیزدادوا اثما )
به یک مثال توجه کنید:
اگر قطره ای چای روی شیشه عینک شما بریزد، فوراً
آن را پاک میکنید.
اما اگر قطره ای چای روی لباس سفید شما بریزد،
صبر می کنید تا به منزل بروید و لباس خود را عوض
کنید.
و اگر قطره ای روی قالی زیر پای شما بریزد، آن را رها
می کنید تا مثلاً شب عید به قالیشویی ببرید.
خداوند نیز با هر به گونه ای رفتار می نماید و
براساس شفافیت و تیرگی روحش ، کیفر او را به تاخیر
می اندازد.
أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

اطلاعات

بارش شبنم آرزو بر چهره نیاز
گاهی تو را
به گریه وا میدارد
بی آنکه
ی صدای زجه ات را بشنود!
دستی از آنسوی قاب ع زندگی
بسویت دراز میگردد
و بی آنکه گرمی اش را
احساس کنی
از تو دور میشود !
و همواره این سؤال
ذهنت را به چالش میکشاند
که براستی
خانه دوست کجاست؟
# خسرو امینی #
# أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم #

اطلاعات

سوال: چرا صالحان ، گرفتار مشکلات هستند و مجرمان و گنا اران ، در رفاه به سر می برند ؟ پاسخ: از آنجا که خداوند اولیای خود را دوست دارند ، لذا اگر خلافی کنند ، فوراً آنان را با قهر خود می گیرد تا متذکر شوند چنانکه خداوند در قران میفرمایند: اگر سخنی را که ما نگفته ایم به ما نسبت دهند ، با قدرت او را به قهر می گیریم: (لو تقبل علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه بالیمین) و همچنین اگر مومنین خلافی کنند ، چند روزی می گذرد مگر آنکه گوشمالی می شوند. اما اگر نااهلان خلاف کنند ، خداوند به آنان مهلت می دهد و هرگاه مهلت سرآمد آنان را هلاک می کنند: (وجعلنا لمهلکهم موعدا) و اگر امیدی به اصلاح شان نباشد ، خداوند حساب شان را تا قیامت به تاخیر می اندازد و به آنان مهلت می دهد تا پیمانه شان پر شود: (انما نملی لهم لیزدادوا اثما ) به یک مثال توجه کنید: اگر قطره ای چای روی شیشه عینک شما بریزد، فوراً آن را پاک میکنید. اما اگر قطره ای چای روی لباس سفید شما بریزد، صبر میکنید تا به منزل بروید و لباس خود را عوض کنید. و اگر قطره ای روی قالی زیر پای شما بریزد، آن را رها می کنید تا مثلاً شب عید به قالیشویی ببرید. خداوند نیز با هر به گونه ای رفتار می نماید و بر اساس شفافیت و تیرگی روحش ، کیفر او را به تاخیر می اندازد.

اطلاعات

  • منبع: http://elaallah.blog.ir/1396/12/14/شبهه
  • مطالب مشابه: شبهه
  • کلمات کلیدی: خداوند ,آنان ,بریزد، ,مهلت ,قطره ,مهلت می‌دهد ,آنان مهلت ,خلافی کنند
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
نردبانی خواهم ساخت
همه از جنس دعا
از زمین تا عرش خدا
پله هایش همه از جنس نیاز
پله ها را یک به یک طی خواهم کرد
تا بیایم
و بیایی
به در خانه دوست...
و بیایی
نظری بر منِ دل خسته کنی...

# شاعر: سید عبدالرضا زینت بخش #

# أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم #

اطلاعات

من گم شده ام
در هیاهوی شهر شلوغ
در همهمه ی مردمان فریب
در میان آهن و سنگ
در میان فریاد ماشین ها
در ظرفی پر از غذا
در جیبی پر از پول
در خانه ای پر از تنهایی
من گم شده ام
راه را نشانم دهید
تا بدانم
خانه دوست کجاست؟

# شاعر: صید علی ملکی #

أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

اطلاعات

چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن
عالم ربّانی، ملّا زین العابدین سلماسی، می گوید: «روزی جناب علاّمه بحرالعلوم وارد حرم المؤمنین(ع) شد و این بیت را می خواند: «چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن به رخت نظاره سخن خدا شنیدن» از علاّمه در مورد خواندن این بیت سؤال . ایشان فرمود: «وقتی وارد حرم المؤمنین(ع) شدم، دیدم حضرت مهدی(ع) را که با صدای بلند در بالای سر، قرآن تلاوت می فرمود وقتی صدای آن بزرگوار را شنیدم، آن بیت را خواندم. وقتی وارد حرم شدم، آن حضرت قرائت قرآن را قطع کرد و از حرم بیرون رفتند.» # نجم الثّاقب #


# داستان کوتاه # داستانهای علماء # دیدار علماء با زمان # دیدار علامه با زمان # علامه بحرالعلوم # صوت قرآن # چه خوش است صوت قرآن # داستان بزرگان #

اطلاعات

خانه دوست اینجاست! در دلِ پیرترین بوته خاک من گلی خواهم کاشت و بدو ریشه زِ جان خواهم داد سبدِ خاطره ی فردا را من به او خواهم داد و به او خواهم گفت: که در آن جاری شو و به میقات بیا از سرازیریِ آن کوه بلند از شکافِ تنِ این تشنه کویر پا به پای منِ تنها، تو بیا و مرا پیدا کن و درونِ قفسِ شیشه عمر از محبت، از عشق از لطافت، از مهر از صداقت، از شعر از خدا، از ایمان دستِ من را بَر گیر و بنایی نو ساز و به سهراب بگو... خانه دوست همین جاست! بیا!

# شاعر بهنام عزت نژاد # # خانه دوست # خانه دوست همین جاست # جو به سهراب # در جواب سهراب # اشعار خانه دوست # شعر نو # اشعاری در مورد خانه دوست #

اطلاعات

  • منبع: http://elaallah.blog.ir/1396/12/10/خانه-دوست-همین-جاست
  • مطالب مشابه: خانه دوست (۳)
  • کلمات کلیدی: خانه ,دوست ,خواهم ,سهراب ,خانه دوست ,دوست خانه ,دوست همین ,همین جاست
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
خانه دوست کجاست؟ خانه دوست همین است تو اگر دوست بداری او را خانه اش در دلِ توست گردِ غفلت به دلت بنشسته آب و جارو بزن این خانه ی دل را بتکان این همه اندوه ز دل که دلت خانه ی اوست دیگر اکنون مپرس خانه دوست کجاست؟ تو اگر دوست بداری او را خانه اش در دلِ توست آری آن دوست خداست خانه اش در دلِ توست...
# شاعر رضا باقری #

# خانه دوست اینجاست # خانه دوست کجاست # خانه دوست داشتنی # خانه ی دوست همین است # خانه خدا # آن دوست خداست # خانه دوست دل است # دوست خانه # دوست خدا #

اطلاعات

خانه دوست نمایان راه پیداست و لیک پای را یارای رفتن نیست
حال من را دریاب که در این پای رمق دیگر نیست نای من هر چه که بود فقط اندازه پیدا شدن جایت بود
حال من را دریاب و ببین دل مردست و از دوری تو پژمرده ست
خانه دوست کجاست ؟ خانه دوست نمایان راه پیداست ولیک پای را یارای رفتن نیست...

# شاعر مهدی حاجیانی #

اطلاعات

  • منبع: http://elaallah.blog.ir/1396/12/12/خانه-دوست-پیدا-شد
  • مطالب مشابه: خانه دوست (۸)
  • کلمات کلیدی: دوست ,خانه ,خانه دوست ,رفتن نیست ,دوست نمایان  ,یارای رفتن
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
شرفیاب شدن مرحوم شیخ مرتضی انصاری خدمت زمان علیه السلام و پرسیدن سؤالات از آن حضرت یکی از شاگردان مرحوم شیخ مرتضی انصاری می گوید: «نیمه شبی در کربلای معلاّ از خانه بیرون آمدم، در حالی که کوچه ها گل آلود و تاریک بودند و من چراغی با خود برداشته بودم. از دور شخصی را مشاهده ، که چون به او نزدیک شدم دیدم، م شیخ انصاری است. با دیدن ایشان به فکر فرو رفتم و از خود پرسیدم که آن بزرگوار در این موقع از شب، در این کوچه های گل آلود با چشم ضعیف به کجا می روند؟! از بیم آنکه مبادا ی در کمین ایشان باشد، آهسته به دنبالش حرکت . شیخ آمد و آمد تا در کنار خانه ای ایستاد و در کنار در آن خانه زیارت جامعه را با یک توجّه خاصّی خواند، سپس داخل آن منزل گردید. من دیگر چیزی نمی دیدم امّا صدای شیخ را می شنیدم که با ی سخن می گفت. ساعتی بعد به حرم مطهّر مشرّف گشتم و شیخ را در آنجا دیدم. بعدها که به خدمت آن جناب رسیدم و داستان آن شب را جویا شدم پس از اصرار زیاد به من، فرمودند: «گاهی برای رسیدن به خدمت « عصر» (عجّل اللَّه تعالی فرجه الشّریف) اجازه پیدا می کنم و در کنار آن خانه (که تو آن را پیدا نخواهی کرد.) می روم و زیارت جامعه را می خوانم، چنانچه اجازه ثانوی برسد خدمت آن حضرت شرفیاب می شوم و مطالب لازم را از آن سرور می پرسم و یاری می خواهم و برمی گردم.» سپس شیخ مرتضی انصاری از من پیمان گرفت که تا هنگام حیاتش این مطلب را برای ی اظهار نکنم.» # ملاقات با زمان عج # # ملاقات علما بزرگ با زمان # شیخ انصاری # ملاقات با زمان # دیدار شیخ انصاری با زمان # دیدار علماء با زمان # دیدن- -زمان #

اطلاعات

سلام بر خدا و شهیدان خدا و بندگان پاک و مخلص او.
بعد از مدت ها کشمکش درونی که هنوز هم آزارم می دهد، برای رهایی از این زجر، به این نتیجه رسیده ام و آن در این جمله خلاصه می شود: خدایا! عاشقم کن.
از این که بنده بد و گنه کار خدایم، سخت شرمنده ام و وقتی یاد گناهانم می افتم، آرزوی مرگ می کنم؛ ولی باز چاره ام نمی شود. به راستی که (ان الانسان لفی خسر) هیچ برگ برنده ای ندارم که رو کنم؛ جز این که دلم را به دو چیز خوش کرده ام؛
یکی این که با این همه گناه، دوباره مرا به سرزمین پاک و اخلاص و صفا و محبت باز گرداند؛ پس لابد دوستم دارد و سر به سرم می گذارد؛ هر چند که چشم دلم کور است و نمی بینم و احساسش نمی کنم؛ اگر چنین نبود، پس چرا مرا به این جا آورد؟
دوم این که قلبی رئوف و مهربان دارم و با همه بدی هایم، بسیار دلسوزم. لحظه ای حاضر به تحمل هر گونه رنجی می شوم؛ بله به این دو چیز دلم را خوش کرده ام.
پس ای پروردگار من! اگر دوستم داری که مرا به این جا آورده ای، پس مرا به آرزویم که... برسان و یا به این خاطر که نمی توانم باعث رنجش ی شوم، پس بیا و مرا مرنجان و خشنودم کن و مرا با خودت... .
دنیا برای ضعیف نفسان، یک گرداب هلاکت است. اگر لحظه ای به خودمان واگذارده شویم، وای بر ما که دیگر نابودیمان حتمی است. خوشا آن که به یاری او، در این گرداب هلاک گردد.
ای حسین!
ای مظلوم کربلا!
ای شفیع لبیک گویان! ندای هل من ناصرت را من نیز لبیک گفتم (به خواست او) شفاعتم کن و مگذار در این گرداب هلاکت هلاک گردم و ای خدا... .
بسیار بد و ضعیفم و در مقابل گناه، یارای مقاومت ندارم؛ زیرا هنوز نشناختمت و حتی در راه شناختت نیز زحمت نکشیده ام؛ زیرا ضعیف و پایبند به این دنیایم و نمی توانم از خوشی ها و آسایش های محض و پوشالی این دنیا دل م و در راه شناختت سختی کشم؛ سختی ای که پر از شیرینی و لذت است؛ ولی افسوس که این سختی و حلاوت نصیبم نمی گردد.
خالقا! تو را به خودت قسم، تو را به ان و ان زجر کشیده و معصومت قسم، بسیار عاشقم کن.
اگر چنین کنی که از دریای رحمت و کرامتت چیزی کاسته نمی شود و زیانی به تو نمی رسد.
همه آرزویم این است که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم، برسم به آرزویی
اگر چنین کنی، دیگر هیچ نخواهم؛ چون همه چیز دارم. می دانم اگر چنین کنی، از این بند، رهایی یافته و دیگر به سویت پر... .
خدایا! دل ش ته و مهربانم را مرنجان.
تو خود گفتی که به دل ش تگان نزدیکم؛ من نیز دل ش ته دارم.
ای انی که این نوشته را یا بهتر بگویم این سوز دلم و این درد دل نمی دانم چه بگویم این تجربه تلخ و یا این وصیت نامه یا این پیام و یا در اصل این خواهش و تقاضای عاجزانه را می خوانید، اگر من به آرزویم رسیدم و دل از این دنیا کندم، بدانید که نالایق ترین بنده ها هم می توانند به خواست او به بالاترین درجات دست یابند؛ البته در این امر شکی نیست؛ ولی بار دیگر به عینه دیده اید که یک بنده گنه کار خدا به آرزویش رسیده است.
یا رب زِ کرم، بر من درویش نگر
هر چند نیَم لایق بخشایش تو
بر حال من خسته دل ریش نگر
حال که به عینه دیدید، شما را به خدا قسم، عاجزانه ماس و استدعا می کنم بیایید و به خاکش بیفتید؛ زار زار گریه کنید و امیدوار به بخشایش و کرمش باشید و با او آشتی کنید؛ زیرا بیش از حد مهربان و بخشنده است. فقط کافی است یک بار از ته دل صدایش کنید؛ دیگر مال خودتان نیستید و مال او می شوید؛ دیگر هر چه می کند، او می کند و هر کجا می برد، او می برد؛ ولی در این راه، آماده و حاضر به تقبل هر گونه سختی و رنج، همانند مظلوم کربلا حسین و پیامدار او زینب باشید؛ هر چند که سختی و رنج های ما در مقایسه با آنها نمی تواند قطره ای در مقابل دریا باشد. بله، خداگونه شدن، مشقات و مصائب دارد....
شنبه 7/4/65 ساعت 5 بعدازظهر بنده مخلص و گن ار، حاج امینی

اطلاعات

  • منبع: http://elaallah.blog.ir/1396/12/04/وصیت-نامه-شهید
  • مطالب مشابه: وصیت نامه شهید
  • کلمات کلیدی: سختی ,چنین ,بنده ,قسم، ,آرزویم ,کنم؛ ,وصیت نامه ,چنین کنی، ,مظلوم کربلا ,گرداب هلاکت
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
جبران شدن اشتباه شیخ مفید توسّط زمان علیه السلام می گویند از روستایی مردی خدمت شیخ مفید رسید و در مورد زنی حامله که فوت کرده و فرزندش زنده است سؤال کرد که: «آیا باید شکم این زن را کرده و طفل را بیرون آوریم و یا این که با آن بچّه، او را دفن کنیم؟» شیخ مفید فرمود: «با همان بچّه او را دفن کنید.»پس آن مرد برگشت. در وسط راه دید مرد اسب سواری از پُشت سر، سریع می آید، وقتی به نزدیک مرد رسید، گفت: «ای مرد! شیخ مفید فرموده است که شکم آن زن را کنید و طفل را بیرون بیاورید و زن را دفن کنید.» آن مرد نیز همین کار را کرد. پس از مدّتی اتّفاق را برای شیخ مفید بیان د، شیخ فرمود: «من ی را نفرستادم و معلوم است که آن شخص صاحب الامر (ع) بوده است. حالا که در احکام دینی اشتباه می کنم همان بهتر که دیگر احکام دینی را بیان نکنم.» پس به خانه رفتند و درب خانه را بستند و بیرون نیامدند. ناگاه از حضرت ولی عصر (ع) نامه ای برای شیخ مفید آمد که: «بر شما واجب است تا احکام دینی را بیان کنید و ما هم شما را همراهی کنیم و مواظب باشیم که اشتباه نکنید.» پس شیخ مفید دوباره شروع به بیان احکام دین کرد. #نجم الثّاقب##شیخ مفید#اشتباه شیخ مفید#جبران شدن اشتباه شیخ مفید#زن حامله# زمان=ولی عصر=ولی امر#اشتباه علماء#جبران اشتباه توسط زمان#دیدن زمان#ملاقات زمان با علماء#دیدار شیخ مفید با زمان#نامه زمان#تصحیح اشتباه شیخ مفید توسط زمان#

اطلاعات

چگونه می شود که حضرت فاطمه سلام الله علیه برترین ن جهان است در حالی که خدا می گوید مریم برترین است؟ («ای مریم خدا تو را برگزید و پاک کرد و بر همه جهانیان برتر گرداند؛ سوره آل عمران 42)
پاسخ : همین سوال از ان نیز پرسیده می شود و آن بزرگواران جواب کافی و لازم را دادند. گرامی فرمود: «مریم سرور و سید ن زمان خودش بود اما دخترم فاطمه سیده ن عالمین است از اولین آنها تا آ ین آنها » ( بحار الانوار ج 43 ص 24)
در تفسیر نمونه آمده است: «هیچ معنافاتی ندارد که کلمه« العالمین » برای مریم به معنی مردم زمان خودش به کار رفته باشد چرا که این کلمه در قرآن و عبارات معمولی به معنی مردمی که در یک زمان عصر و زمان زندگی می کنند، می باشد به طوری که در مورد بنی می خوانیم: «انی فضلتکم علی العالمین؛ من شما را بر جهانیان برتری دادم» که بدیهی است منظور برتری بر مردم عصر خود بوده است، نه تمام جهانیان تا روز قیامت که مسلمین را هم شامل شود.(تفسیر نمونه ج 2 ص 542)

#شبهه حضرت فاطمه# برتری حضرت مریم بر حضرت فاطمه#برترین جهانیان#برترین زن#سیده نساء العالمین#مریم برترین ن#زهرا برترین ن#پاسخ پاسخ شبهه#برتری حضرت مریم بر حضرت فاطمه از نظر قرآن#

اطلاعات

در پست های قبل تعریف خودپسندی و و آثار و پیامدهای آن بیان شد. حال می خواهیم راه های درمان آن را بیان کنیم.
راه های درمان بیماری خودپسندی و عجب:
۱- خاطر نشان به اینکه هر توفیقی که به او می رسد از جانب خداست. سوره نور آیه ۲۱ می فرماید: «...و لولا فضْلُ اللهِ علیکم و رحمتُهُ ما زکی منکم منْ احدٍ ابَدا...» «اگر فضل و رحمت خدا شامل شما نبود، هیچ از شما هرگز تزکیه نمی شد»
۲- توجه به این که اعمال تا زمانی مورد قبول خداوند قرار می گیرد که تا قیامت باقی بماند و به فنا نرود زیرا بر اثر ریا اعمال حبط می شود و از بین می رود
۳- توجه به اینکه منبعِ تمام کمالات خداوند است و هر کمالی که از خداوند به او می رسد با عنایت خداوند است ( همواره می فرمود: خدایا یک چشم بهم زدن من را به خودم وا مگذار) از این سخن می فهمیم که پاک ترین انسانها، جز به عنایت حق ، مسیر کمال و خوبی ها را طی نخواهند کرد.
۴- مقایسه خود با افراد بالاتر از خود
۵- عمل بر خلاف اقتضائات خودپسندی: مثلا دائما از لطف و عنایت خدا سخن بگوید و از ضعف و بدبختی انسان سخن بگوید.
۶- یادآوری آثار رذیله خودپسندی و خواندن روایات و احادیث در این مورد
۷- بداند که با وجود عجب و خودبزرگ بینی ، هیچ عملی از انسان قبول نمی شود و مقبول درگاه حق قرار نمی گیرد.
۸- توجه به عاقبت کار : زیرا ملاک سعادت و شقاوت ، عاقبت کار است. هان مشو مغرور بر افعال خود هان مشو مسرور بر احوال خود این عبادت های تو مقبول نیست تا ندانی عاقبت کار تو چیست؟
۹- انجام عمل بر خلاف صفت خودپسندی: یکی از بهترین راهها ، ش ته نفسی و ان ار نفس است به صورت اعتراف با زبان و عمل، البته تصور کند که با این کار نه چیزی را از دست نمی دهد بلکه خداوند او را عزیزتر هم می کند.
یکی قطره باران ز ابری چکید خجل شد چو پهنای دریا بدید که جایی که دریاست من کیستم گر او هست حقا که من نیستم چو خود را به چشم حقارت بدید صدف در کنارش به جان پرورید سپهرش به جایی رسانید کار که شد نامور لؤلؤ شاهوار بلندی از آن یافت کو پست شد در نیستی کوفت تا هست شد
۱۰- خودشناسی به اینکه چه بوده؟ چه هست؟ چه خواهد بود؟ (راه خودپسندی را با خود شناسی ببندید؛ تحف العقول، ص ۲۸۵) حضرت علی علیه السلام، نقش نگرش انسان به گذشته ی خود، در درمان خودپسندی اینگونه بیان می فرماید: (انسان با ف و مباحات چه کار؟ که آغازش نطفه و پایانش لاشه ای بد بوست، روزی ی خود را به تنهایی نمی تواند به دست آورد و مرگ را نمی تواند از خود دفع کند؛ نهج البلاغه، ص ۷۳۶، محمد دشتی) «برگرفته از کتاب بیماریهای اخلاقی از همت سهراب پور»


# خودپسندی = عجب # درمان بیماری خودپسندی # آثار خودپسندی # درمان خودپسندی # تعریف خود پسندی # بیماری های اخلاقی # پیامد خودپسندی # نشانه های خودپسندی # علائم خود پسندی # بررسی و درمان بیماریهای اخلاقی از دیدگاه # درمان خودپسندی در روایات و احادیث # همت سهراب پور # کتاب بیماریهای اخلاقی # خودپسندی چیست # خودبینی # خود بزرگ بینی #

اطلاعات

تفسیر «اللّه » الإمامُ علیٌّ علیه السلام : اللّه ُ مَعْناهُ المَعْبُودُ الّذِی یَأْلَهُ فِیْهِ الْخَلْقُ وَیُؤْلَهُ إلَیْهِ ، وَاللّه ُ هُوَ المَسْتُورُ عَنْ دَرْکِ الأبْصَارِ ، المَحْجُوبُ عَنِ الأوْهَامِ وَالخَطَرَاتِ .( وحید : 89/2) على علیه السلام : اللّه به معناى معبودى است که آفریدگان درباره او حیرانند و [نیز] ى که بدو پناه برده مى شود. اللّه ، هموست که از دیده ها پوشیده است و از وهم و خیال در . عنه علیه السلام ـ فی تفسیر قوله : «اللّه » ـ : هُوَ الّذی یَتَألَّهُ إلیهِ عِندَ الحَوائِجِ وَ الشَّدائِدِ کُلُّ مَخلوقٍ عِندَ انقِطاعِ الرَّجاءِ مِن جَمیعِ مَن هُوَ دونَهُ ، وتَقَطُّعِ الأسبابِ مِن کُلِّ مَن سِواهُ( وحید : 231/5) على علیه السلام ـ در بیان معناى «اللّه » ـ : او ى است که هر مخلوقى ، به هنگام نیازها و سختى ها و قطع امید از همه چیزهاى دیگر و دست نداشتن به غیر او ، شیدایش مى شود . الإمامُ الباقرُ علیه السلام : اللّه ُ مَعْنَاهُ المَعْبُودُ الّذِی ألِهَ الخَلْقُ عَنْ دَرْکِ مَاهِیَّتِهِ والإحَاطَةِ بِکَیْفِیَّتِهِ( وحید : 89/2) باقر علیه السلام : اللّه به معناى معبودى است که خلایق در رسیدن به چیستى او و احاطه بر چگونگى اش حیرانند. الإمامُ الکاظم علیه السلام ـ فی مَعنَى «اللّه » ـ : اِستَولى عَلى ما دَقَّ وجَلَّ(الکافی : 1/115/3) کاظم علیه السلام ـ در معناى «اللّه » ـ : بر هر چیز کوچک و بزرگ ، چیره است . الإمامُ الرِّضا علیه السلام : إنَّ فی تَسمِیَةِ اللّه ِ عزّ وجلّ الإِقرارُ بِرُبوبِیَّتِهِ وتَوحیدِهِ(عیون أخبار الرضا : 2/93/1) رضا علیه السلام : در نامیدن خداوند عز و جل به اللّه ، اقرار به ربوبیت و یگانى او نهفته است. #الله=خدا#الله=معبود#تفسیر الله#معنای الله#الله در روایت#وجود الله#تفسیر الله در روایات#

اطلاعات

  • منبع: http://elaallah.blog.ir/1396/11/29/تفسیر-الله-در-روایات
  • مطالب مشابه: تفسیر الله در روایات
  • کلمات کلیدی: علیه ,الله ,السلام , ,تفسیر ,«اللّه ,علیه السلام ,علیه السلام ـ ,السلام  اللّه ,تفسیر الله ,معناى «اللّه ,علیه السلام  اللّه
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
ادامه مطلب بدبینی و سوءظن... در پست قبل سوءظن را تعریف کردیم و منشاء آن را بیان کردیم اما حال می گوییم که آثار و پیامدهای بدبینی چیست؟
آثار و پیامدهای بدبینی:
۱- مردم گریزی: یکی از اثرات بد بینی مردم گریزی است زیرا زندگی اجتماعی بر اساس انس و الفت میان انسانها و اعتماد متقابل است و اگر انسان ها به یکدیگر بدگمان شوند اعتماد متقابل خدشه دار می شود و الفت به تنفر تبدیل می شود (هر خوشبین باشد از همگان گریزان شود؛ غررالحکم حدیث ۹۰۸۴)
۲- نابودی عبادت: (میزان الحکمه جلد ۷ صفحه ۳۳۹۶؛ بپرهیز از بدگمانی زیرا بدگمانی عبادت را فاسد می کنند) از آنجایی که بدگمانی موجب قضاوت نادرست می شود و به تبع آن موجب بدگویی و غیبت می شود در نتیجه فساد عبادت را به دنبال دارد
۳- ناآرامی: یکی از آثار بدبینی ناآرامی است، زیرا بدگمانی یکی از بیماری های خطرناک روحی است و شخص بدبین همواره عذاب میکشد و دلش بر اثر افکار باطل تیره شده است. ( علی علیه السلام می فرمایند: بدگمانی صاحبش را هلاک و دوری کننده از شخص بدگمان رستگار می گرداند)
۴- عدم اعتماد متقابل: سوء ظن باعث بی اعتمادی به دیگران می شود افراد به چشم خیانت کار به هم می نگرند و از یکدیگر فرار می کنند. (بدترین مردم ی است که به سبب بد گمانی به مردم اعتماد نمی کند و ی هم به سبب کردارش به او اعتماد نمی کند؛ میزان الحکمه ج ۷ ، ص۱۱۵۶۶)
۵- برانگیختن دیگران بر شرارت ها: سوء ظن موجب می شود تا کارهای شایسته به فساد تبدیل شود زیرا سوءظن موجب بی اعتمادی و واکنش های منفی در دیگران می شود
۶- خوشحال : یکی دیگر از آثار و پیامدهای بدبینی خوشحال است که باعث خشم خداوند می شود
۷- عدم تکریم و تجلیل از بدبین و با دیده ی حقارت نگاه به او
۸- کوتاهی در ادای حق بدبین از طرف دیگران
۹- جستجو عیوب و لغزش ها: بر خلاف ی که به دیگران حسن ظن داشته باشد. ۱۰- بدنهاد و بد سرشت شدن شخص بد بین
۱۱- محروم شدن از دوستان دلسوز
برگرفته از کتاب بیماری اخلاقی از همت سهراب پور منتظر ادامه مطلب باشید... در ادامه راههای درمان بیماری بدبینی بیان خواهد شد ادامه دارد...
#آثار سوءظن#ریشه های سوءظن#منشا بدبینی#تعریف بدبینی#درمان سوء ظن#پیامد بدبینی#آثار بدبینی#درمان بدبینی#بدگمانی#بدبینی#سوءظن#

اطلاعات

  • منبع: http://elaallah.blog.ir/1396/11/25/بدبینی-و-آثار-آن
  • مطالب مشابه: بدبینی و آثار آن
  • کلمات کلیدی: بدبینی ,آثار ,بدگمانی ,سوءظن ,دیگران ,موجب ,اعتماد متقابل ,پیامدهای بدبینی , شیطان ,خوشحال ,بدبینی درمان
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

آخرین جستجو ها