گنجینه زمانه

وبلاگ با نام گنجینه زمانه
عاشورا را به آداب و رسوم ظاهری و متحجرانه بدل نکنیم بخش سوم:www.khabaronline.irدرست در این زمان که انتصاب ها صورت می گیرد و طرح های عمرانی توزیع می شود، حقوق محرومان و آبادانی مناطق عقب مانده با سنگدلی تمام نادیده گرفته می شود. در این اوضاع و احوال آیا مطالبه مفهومی دارد؟برادران، اساس پایندگی کشورها، عد و کرامت شهروندان است. اما در لبنان، مفهوم کرامت و انسان مفهومی ظاهری باقی مانده است. انحصارطلبی و بیدادگری و نادیده گرفتن حقوق دیگران، پایه های کشور را به لرزه درمی آورد و آیندۀ آن را به خطر می اندازد. ولی ما که برابری و حقوق مردم را مطالبه می کنیم، از میهن خود و آیندۀ آن محافظت می کنیم و به دنبال و کرامت هم وطنان هستیم. بدانید که این مسئولان هستند که با رفتار خود، امنیت و ثبات این کشور و همزیستی مردم را تهدید می کنند و مسئولان باید بدانند که ما به آنان اجازۀ چنین کاری را نخواهیم داد، چراکه می خواهیم لبنان پاینده بماند.ما پاسداران لبنانیم و برای دفاع از آن و به دست گرفتن اسلحه آماده ایم. منِ پیرمرد بیمار نیز آماده ام تا تفنگْ بردارم و در کنار شما به سوی مرزها بروم. من برای هر کاری که از من خواسته شود، آماده ام. چرا به مردم جنوب اسلحه نمی دهند تا از کشورشان دفاع کنند، ولی به دیگران سلاح می دهند تا باندهای مسلح تشکیل دهند و به حریم مردم کنند؟ چرا برای مناطق غیر از جنوب میلیون ها لیره هزینه می شود؟ طی چهار سال، 984 میلیون لیره هزینه کرده اند، ولی چیزی از آن، با وجود اعلام ج زمانبندی شده برای اجرای طرح، صرف جنوب و بعلبک و هرمل نشده است. دروغ هایی دربارۀ لیطانی گوش های ما را قلقلک می دهد، حتی یک قرش برای طرح لیطانی اختصاص نداده اند. همۀ حرف هایشان دروغ است.می گویند کشت توتون در لبنان زیان آور است، در حالی که می دانیم در همه جای دنیا سودآور است. دایرۀ دخانیات، امسال 58 میلیون لیره سود کرده است.دیروز فهمیدیم که هجده میلیون لیره برای جاده سازی اختصاص یافته، ولی حتی یک قرش برای جنوب هزینه نشده است. چرا؟ آیا مردم جنوب در شمار انسان نیستند؟!اینکه ما مراسم را در این سرزمین پاک برگزار کردیم، جایی که در ورودی آن خانه هایی دیدیم که به دست دشمن ویران شده است، بدین معناست که ما مشکلات این منطقه را درک می کنیم. ما مراسم شهادت حسین(ع) را در برابر چشم دشمن گر و در فاصلۀ چند متری او برگزار می کنیم.پس بر سر حاکمانمان فریاد می زنیم -اگر بشنوند- که به مردم جنوب اسلحه بدهید و بدانید که در این کشور عده ای نازپرورده اند و عده ای رنج کشیده؛ منطقه ای نازپرورده و منطقه ای محروم وجود دارد. ما عد را برای همه می خواهیم. ما خواهان دفاع از همگان هستیم، زیرا چنین می نماید که ما از منطقه ای هستیم که نانش شهروندان درجۀ سوم به حساب می آیند.

اطلاعات


عاشورا را به آداب و رسوم ظاهری و متحجرانه بدل نکنیم بخش اول: www.khabaronline.irمتن زیر سخنرانی موسی صدر در شهرک مرزی یاطر، در شهرستان بنت جبیل، به مناسبت عاشورای حسینی است. صدر در سخنانی در حسینیه یاطر به تشریح عبرت های عاشورا پرداخت و از اهالی جنوب خواست تا با زبانی جدید غیر از زبان مطالبه و درخواست سخن بگویند، زیرا به این زبانْ دیگر گوش نمی دهند، هرچند که فریاد برآورند.
حسین (ع) رخدادهای روز عاشورا را با خون خود رقم زد و خصوصیات و اه و نتایج این نبرد را به روشنی بیان کرد و نقاب از چهره دشمنانش برانداخت و درنده خویی آنان و زبونی اه شان را برملا کرد و به این وسیله، راه را برای شعله ور قیام هایی هموار ساخت که به سقوط بنی امیه انجامید. اگر ما به مراسم سنتی بسنده کنیم و از آن ها در راه مبارزه با باطل و یاری حق بهره نگیریم، این مناسبت را بی اثر و در نتیجه، اه حسین (ع) را تباه و مدفون کرده ایم. باید از نورافشانی این چراغ، که روغن آن از خون حسین (ع) است، روشنایی بگیریم و در کنار حق بایستیم و با باطل، در هر شکل و اندازه ای، بجنگیم.لبنان کشوری است که بر پایه همزیستی برابر میان مذاهب بنا شده است. لبنان کشور ها و کرامت انسان است. انحصارطلبان و انی که می خواهند حقوق دیگران را پایمال کنند یا مطالبات برحقشان را نادیده بگیرند، هر چند در صف مسئولان باشند، می خواهند موجودیت لبنان را از بین ببرند. ولی ما با مطالبه حقوق محرومان و مناطق عقب مانده و گروه های ستمدیده، از لبنان پاسداری و از موجودیت آن محافظت می کنیم. ما بر اساس آموزه های حسین (ع) این خط را تا پایان ادامه می دهیم، تا لبنان پایدار بماند و ما به کاروان حسین (ع) بپیوندیم....باید به این دست مراسم بسنده نکنیم تا بزرگداشت عاشورا به آداب و رسوم ظاهری و متحجرانه بدل نشود و گن اران در ورای آن پنهان نشوند و ستمگران حضور در این سوگواری ها را فرصتی برای تطهیر دامن خود در برابر ملت قرار ندهند و گریه و شرکت در این مراسم جانشین کار و تلاش نشود و خشم انقل و اعتراض سازنده را فروننشاند.

اطلاعات

ایام سوگواری شهادت حضرت اباعبدالله الحسین «علیه السلام» به محضربانوی دو عالم صدیقه کبری حضرت فاطمه زهر «سلام الله علیها» و خواهر پر صلابت و صبور داغدیده اش، خانم زینب «سلام الله علیها» و به محضر حضرت ولی عصر«عج» مهدی موعود تسلیت عرض می شود. تحریریه گنجینه زمانه

اطلاعات


خبرگزاری فارس- گروه فعالیت های قرآنی: در اهمیت اقامه صبح روایت بسیار زیادی از اهل بیت(ع) آمده است و حتی در برخی از آیات قرآن هم به اقامه در هنگام فجر اشاره شده است.یکی از این آیات آیه ۷۸ سوره مبارکه اسراء است که در آن صبح ی عنوان شده که توسط فرشتگان مورد مشاهده قرار می گیرد.أَقِمِ الصَّلَوةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَى‏ غَسَقِ الَّیْلِ وَقُرْءَانَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْءَانَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُوداًترجمه را به هنگام بازگشت خورشید (به سمت مغرب) تا تاریکى شب، بپادار، و همچنین قرآنِ سپیده‏ دمان را. همانا (قرائت) قرآن (به هنگام) فجر (در صبح) مورد مشاهده (فرشتگان) است.نکته ها«دلوک»، هنگامى است که خورشید از وسط آسمان روبه مغرب میل مى ‏کند که زوال نامیده مى‏ شود، و وقت ظهر و عصر است. و «غَسق اللیل» وقت مغرب و عشاست که تاریکى، فراگیر مى‏ شود و «فجر»، وقت صبح است.( تفسیر اطیب‏ البیان) صادق‏ علیه السلام مى‏ فرماید: اوّلین ى که واجب شد ظهر بود و آنگاه این آیه را تلاوت فرمودند.(اصول کافى، ج‏3، ص 275)در روایت دیگرى آمده است: اگر صبح در اوّل فجر اقامه شود، فرشتگان شب و روز هر دو آن را ثبت مى‏ کنند.(اصول کافى، ج‏3، ص 275) و «مشهود» بودن صبح نیز ممکن است به همین معنا باشد. یعنى هر دو گروه فرشتگان آن را مشاهده کرده و بر آن گواهى مى‏ دهند. تفسیر المیزان.پیام هامعیار شناخت اوقات در ، طبیعى است به نحوى که قابل فهم و درک همه در همه جا و همیشه باشد. «لدُلوک الشمس، غَسَق اللیل، الفجر»برنامه‏ هاى دینى، زمان‏ بندى شده است. «لدُلوک الشمس الى غَسَق اللیل» تنها عبادتى است که به نام «قرآن» توصیف شده است. «قرآن الفجر»قرآن و تلاوت آن در ، محور اصلى است. «قرآن الفجر»(179)در میان ها، صبح جایگاه ویژه‏اى دارد. «اِنّ قرآن الفجر کان مشهوداً» صلى الله علیه وآله فرمود: «لاصلوة الاّ بقرآن». (کنزالعمّال، ح 19698)

اطلاعات


گفت سر بالا کن ای مهمان ماوی به چشمت سرمه عرفان ماما پی امداد تو بر خواستیمگر تو پیوستی به ما، ما خواستیمعذر کمتر جو که در این بارگاهعفو می گردد به دنبال گناهآب از سر چشمه دل گل نبودسرکشی از نفس بود از دل نبودتو بدی کردی ولی بد نیستیخوب دادی امتحان رد نیستیتوبه را ما یاد آدم داده ایمما برائت را به مریم داده ایمما رهانیدیم یوسف را زچاهما مدد کردیم _ شد دور از گناههر عدم را جود ما موجود کردبوالبشر را نور ما مسجود ُرده را ما خود ا می کنیمدرد را عین مداوا می کنیمسر بلندی خصم دون پستت گرفتخاک پای مادرم دستت گرفتقطره بودی وصل بر دریا شدیتو دگر _ تو _ نیستی _ تو _ ما شدینیستی در بین ما دیگر غریبدوست می دارم تو را مثل حبیبگر چه صد جرم عظیم آورده ایغم مخور رو بر کریم آورده ای
علی انسانی

اطلاعات


بخش اول:
گروه دین و شه ـ مهند حامدی: فرمانده لشکر است. پهلوان جنگ است. ی حتی جرأت در چشمانش نگاه کند. فرمانده لشکر است! اولین ی که در کربلا دل بچه ها را لرزاند و راه را بر حسین (ع) بست حر بود. در گفت وگویی که با حسین (ع) داشت، حضرت با او گفت ثکلتک امک! اما حر در مقابل حضرت زهرا ادب کرد و همین ادب دستش را گرفت. «سر بلندی خصم دون پستت گرفت/ خاک پای مادرم دستت گرفت». حر، حر شد. روز چهارم روز حر نیست، روز همه ماست. باید برای خودمان مفصل گریه کنیم.

حر بن یزید ریاحی با هزار نفر، اولین ی بود که راه را بر حسین علیه السلام بست و اجازه نداد به سمتی حرکت کند. آن گاه که بر به دستور ابن زیاد سخت گرفت به او فرمود: «مادرت به عزایت بنشیند»
حر سر به زیر افکند و عرض کرد: «اگر غیر از شما در عرب ی نام مادرم را می برد پاسخ می دادم اما چه کنم که مادر شما فاطمه علیها سلام است.»روز عاشورا وقتی حسین علیه السلام فریاد بر آورد: «أما من مغیث یغیثنا لوجه الله؟ أما من ذاب یذب عن حرم رسول الله.» آیا فریادرسی نیست که به فریاد ما برسد؟ آیا ی نیست که از حریم و خاندانش دفاع کند؟
حر سخت بر خود لرزید و به عمر بن سعد گفت: «آیا به راستی با حسین علیه السلام خواهی جنگید؟» پاسخ داد: «ای والله قتالا ایسره ان تطیر الرؤس و تطیح الایدی.» آری، به خدای سوگند با او خواهم جنگید؛ پیکاری که آسان ترینش، جدا شدن سرها و دست هاست. حر بازگشت. در حالی که می لرزید، شخصی به او گفت: «اگر از من می پرسیدند شجاع ترین مردم کوفه کیست، شما را نشان می دادم. اینک این چه وضعی است که داری؟»

اطلاعات


یکی از اعمال نهم ذی الحجه خواندن دعای حسین(ع) در روز عرفه است که بعد از نمار ظهر و عصر قرائت می شود. در ذیل فرازهای نخست این دعای ملکوتی تقدیم شما سروران می شود.
اَلْحَمْدُ لله الَّذى لَیْسَ لِقَضآئِهِ ِعٌ وَلا لِعَطائِهِ مانِعٌ وَلا کَصُنْعِهِ صُنْعُ صانِعٍ وَهُوَ الْجَوادُ الْواسِعُ فَطَرَ اَجْناسَ الْبَدائِعِ واَتْقَنَ بِحِکْمَتِهِ الصَّنائِعَ لا تَخْفى عَلَیْهِ الطَّلایِـعُ وَلا تَضیعُ عِنْدَهُ الْوَدائِعُ جازى کُلِّ صانِعٍ وَرائِشُ کُلِّ قانعٍ وَراحِمُ کُلِّ ضارِعٍ وَمُنْزِلُ الْمَنافِعِ وَالْکِتابِ الْجامِعِ بِالنُّورِ السّاطِعِ وَ هُوَ لِلدَّعَواتِ سامِعٌ وَلِلْکُرُباتِ ِعٌ وَلِلدَّرَجاتِ رافِعٌ،
خداى را سپاس که براى حکمش برگرداننده اى، و براى بخشش بازدارنده اى و همانند ساخته اى ساخته هیچ سازنده اى نیست، و او سخاوتمند وسعت بخش است، انواع مخلوقات را پدید آورد، و ساخته ها را با حکمتش محکم نمود، طلیعه ها بر او پوشیده نمى ماند، و ودیعه ها نزد او ضایع نمى شود پاداش دهنده هر سازنده، و بى نیازکننده هر قناعت گر، و رحم کننده بر هر نالان، و فرو فرستنده سودها، و نازل کننده کتاب جامع با نور درخشان است، او شنونده دعاها، و دورکننده بلاها، و بالابرنده درجات،

وَلِلْجَبابِرَةِ قامِعٌ فَلا اِلهَ غَیْرُهُ وَلا شَىْءَ یَعْدِلُهُ وَلَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُاللَّطیفُ الْخَبیرُ وَهُوَ عَلى کُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَرْغَبُ إِلَیْکَ وَ اَشْهَدُ بِالرُّبُوبِیَّةِ لَکَ مُقِرّاً بِاَنَّکَ رَبّى وَ اِلَیْکَ مَرَدّى اِبْتَدَاْتَنى بِنِعْمَتِکَ قَبْلَ اَنْ اَکُونَ شَیْئاً مَذْکُورا وَخَلَقْتَنى مِنَ ُّرابِ ثُمَّ اَسْکَنْتَنِى الاَْصْلابَ آمِناً لِرَیْبِ الْمَنُونِ وَاخْتِلافِ الدُّهُورِ وَالسِّنینَ،

و کوبنده گردن کشان است، پس معبودى جز او نیست، و چیزى با او برابرى نمى کند، و چیزى همانندش نیست، و اوست شنوا و بینا، و لطیف و آگاه، و بر هرچیز تواناست.
خدایا به سوى تو رغبت می نمایم، و به پروردگاری تو گواهى مى دهم، اقرارکننده ام که تو پروردگار منى، و بازگشت من به سوى تو است، وجودم را با نعمتت آغاز کردى پیش از انکه موجودى قابل ذکر باشم، و مرا از خاک پدید آوردى، سپس در میان صلب ها جایم دادى، درحالى که از حوادث زمانه و رفت و آمد روزگار و سال ها،

فَلَمْ اَزَلْ ظاعِناً مِنْ صُلْبٍ اِلى رَحِمٍ فى تَقادُمٍ مِنَ الاَْیّامِ الْماضِیَةِ وَالْقُرُونِ الْخالِیَةِ لَمْ تُخْرِجْنى لِرَاْفَتِکَ بى وَلُطْفِکَ لى وَاِحْسانِکَ اِلَىَّ فى دَوْلَةِ اَئِمَّةِ الْکُفْرِ الَّذینَ نَقَضُوا عَهْدَکَ وَکَذَّبُوا رُسُلَکَ لکِنَّکَ اَخْرَجْتَنى لِلَّذى سَبَقَلى مِنَ الْهُدَى الَّذى لَهُ یَسَّرْتَنى وَفیهِ اَنْشَاءْتَنى وَمِنْ قَبْلِ ذلِکَ رَؤُفْتَ بى بِجَمیلِ صُنْعِکَ وَسَوابِـغِ نِعَمِکَ فابْتَدَعْتَ خَلْقى مِنْ مَنِىٍّ یُمْنى وَاَسْکَنْتَنى فى ظُلُماتٍ ثَلاثٍ بَیْنَ لَحْمٍ وَدَمٍ وَجِلْدٍ،

ایمنى بخشیدى همواره کوچ کننده بودم از صلبى به رحمى، درگذشته از ایام و قرنهاى پیشین، از باب رأفت و لطف و احسانى که به من داشتى، مرا در حکومت پیشوایان کفر، آنان که پیمانت را ش تند، و انت را تکذیب د، به دنیا نیاوردى، ولى زمانی به دنیا آوردى به خاطر آنچه در علمت برایم رقم خورده بود و آن عبارت بود از هدایتى که مرا براى پذیرفتن آن آماده ساختى، و در عرصه گاهش نشود و نمایم دادى، و پیش از آن هم با رفتار زیبایت، و نعمت هاى کاملت بر من مهر ورزیدى، در نتیجه وجودم را پدید آوردى از نطفه ریخته شده و در تاریکی هاى سه گانه میان گوشت و خون و پوست جایم دادى،

اطلاعات

شیخ آقابزرگ تهرانی معروف به صاحب الذریعه ...شاگردان بسیاری زیر نظر او تربیت شدند که عبارت اند از: .ابراهیم انصاری زنجانی خویینی· علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی· محمد رضا حکیمی· سید مرتضی نجومی،· سید جمال الدین استرآبادی· سید علی سیستانی· محمدصادق سعیدی· سید عبدالعزیز طباطبایی معروف به محقق طباطبایی،· محمود انصاری قمی· سید محمدحسن طالقانی،· سید محمدصادق بحرالعلوم،· مولانا رضا حسین خان رشیدی تر ،· محمد علی زاهد خمیرانی،· سید محمدمحسن نقوی،· شهید محراب سید محمدعلی قاضی طباطبایی،· سید محمدحسین حسینی جلالی.[نیازمند منبع]· محمدتقی شوشتری· محمدتقی داودی شاهرودی ادامه دارد ...

اطلاعات




عید کمال دین . سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت
المومنین ، حضرت علی «علیه السلام»
بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد
تحریریه وبلاگ گنجینه زمانه

اطلاعات


قرآن کریم پاسخ می دهد:

www.farsnews.com

خبرگزاری فارس: چرا گاهی دل انسان با ذکر و هم آرامش نمی گیرد؟گاهی انسان برای رسیدن به آرامشی که خدا وعده آن را داده ساعت ها به و ذکر می ایستد اما به آرامشی که می خواهد نمی رسد. علت این موضوع چه می تواند باشد؟خبرگزاری فارس- گروه فعالیت های قرآنی: خداوند در آیات ۲ و ۳ سوره مبارکه انفال به بیان خصوصیتی از مؤمنان پرداخته مبنی بر این که هرگاه نام خدا برده می شود دلهایشان از عظمتش لرزان خواهد شد. در عین حال در آیه ۲۳ سوره زمر ضمن تکرار این مطلب بیان شده که پس از خشیت الهی است که دل انسان آرامش می یابد.البته در جای دیگری هم در قرآن یاد خدا مایه آرامش دلها مطرح شده است. «ألا بذکر اللّه تَطمئنّ القلوب» ، با یاد خداوند دلها آرام مى‏ گیرد (رعد ۲۸). این دو آیه با هم منافاتى ندارد، زیرا در یک جا ترس از عظمت خداوند است و در جاى دیگر اطمینان به خداوند است.چنانکه در آیه‏ اى دیگر مى‏ خوانیم: «اللّه نَزّل احسن الحدیث کتاباً متشابهاً تَقشَعِرّ منه جلود الّذین یَخشون ربّهم ثمّ تلین جلودهم و قلوبهم الى ذکر اللّه» انى که از خداوند خشیت دارند با خواندن و شنیدن قرآن پوست بدنشان مى‏ لرزد و پس از مدّتى آرام شده و دلهایشان نرم مى‏ شود (زمر ۲۳).پس با نگاهی به آیه ۲ سوره مبارکه انفال و در عین حال آیه ۲۳ سوره مبارکه زمر در می ی م که یاد خدا هم مایه تلنگر و تذکر و خشیت است و هم مایه آرامش انسان در واقع ی که با شنیدن یاد خدا خشوع ورزد دلش آرام می گیرد. پس راه ب آرامش با یاد خدا خشوع و ترس از عظمت پروردگار است.حال گاهی برای انسان پیش می آید که باوجود ذکر زیاد و خواندن های فراوان باز هم به آرامش نمی رسد و دلیل آن را می توان اینجا دریافت.متن آیهإِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ ءَایَتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَناً وَعَلَى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ‏
الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَمِمَّا رَزَقْنَهُمْ یُنفِقُونَ‏ترجمهمؤمنان، تنها انى هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دلهایشان (از عظمت او) لرزان شود و هرگاه آیات خدا بر آنان تلاوت شود، ایمانشان را مى‏ افزاید و تنها ب روردگارشان توکّل مى‏ کنند.
آنان که را ب ا مى‏ دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‏ ایم، (به محرومان) انفاق مى‏ کنند.آرى، یاد قهر و عقاب الهى دل مؤمن را مى ‏لرزاند و با یاد لطف و مهر الهى، دلش آرام مى‏ گیرد، همچون کودکى که از والدین خود هم مى‏ ترسد، هم به آنان دلگرم است.«وَجل»، به ح اضطراب و خوف و ترس انسان گفته مى‏ شود که گاهى به خاطر درک مسئولیّت‏ ها و احتمال عدم انجام وظایف است و گاهى به خاطر درک عظمت مقام و هیبت الهى است. لذا در قرآن مى‏ خوانیم: «انّما یَخشَى اللّه من عباده العلماء»، تنها بندگان عالم و آگاه، از خداوند خشیت دارند.پیام هاآنکه با شنیدن نداى اذان و آیات الهى بى‏ تفاوت باشد، باید در کمال ایمان خود شک کند. «انّما المؤمنون اذا ذُکر اللّه وَجِلَت»ذکر نام خدا از سوى هر باشد، در مؤمن اثر مى‏ گذارد. «اذا ذُکر اللّه وَجِلَت»ایمان، با عشق و خشیت درونى همراه است. «المؤمنون... وَجِلت قلوبهم»ایمان، مراتب و درجاتى دارد و قابل کاهش و افزایش است. «زادتهم ایماناً»ترسى که ریشه در جهل داشته باشد بد است، ولى ترسى که از معرفت سرچشمه بگیرد پسندیده است. «المؤمنون ... وجلت»هر آیه‏ قرآن، حجّت و دلیل و نورى است که مى‏ تواند بر ایمان بیفزاید. «اذا تلیت... زادتهم ایماناً»مؤمن، میان بیم و امید است. «المؤمنون، وجلت قلوبهم، یتوکّلون» ى که تنها خداوند را ربّ خود مى ‏داند، تنها به او توکّل مى‏ کند. «على ربّهم یتوکّلون»نشانه‏ ایمان آن است که ابتدا دل مؤمن با یاد خدا خشیت پیدا مى‏ کند، «وَجِلَت قلوبُهم»، سپس با تلاوت و یادآورى آیات الهى، بر ایمانش افزوده مى‏شود، «زادتهم ایماناً» و توکّل بر خدا نموده، «یتوکّلون» را به پا مى‏ دارد، «یقیمون» و به دیگران نیز کمک مى‏ نماید. «ینفقون»رفتار انسان، برخاسته از انگیزه ‏ها، دیدگاه‏ ها و اعتقادات اوست. «انّما المؤمنون... یقیمون... ینفقون» ، انفاق بخشى از مال و دارایى را لازم دانسته است، نه تمام آن را. «ممّا رزقناهم ینفقون» (یکى از معانى «مِن»، تبعیض است) و انفاق مؤمن مقطعى نیست، بلکه مستمرّ و دائمى است. «یقیمون... ینفقون»انفاق، باید از مال حلال و روزى الهى باشد. «ممّا رزقناهم ینفقون»مؤمن، دارایى خود را بخشش الهى مى ‏داند، نه محصول دسترنج خویش و این عقیده، گذشت و انفاق را بر او آسان مى‏ کند. «ممّا رزقناهم ینفقون»منبع: تفاسیر نور و نمونه

اطلاعات

www.farsnews.comقسمت اول:
خبرگزاری فارس- گروه فعالیت های قرآنی: کعبه به عنوان قبله گاه مسلمانان و محل سالانه آنها مکانی است که خداوند امنیت آن را تضمین کرده و همه ساله میلیون ها نفر از اقصی نقاط جهان به سمت آن رهسپار می شوند.حال سؤال اینجا است که چرا خداوند چنین مکان مهمی را در سرزمینی خشک و بی آب و علف قرار داده است.به این آیه توجه کنیدرَّبَّنَآ إِنِّى أَسْکَنتُ مِن ذُرِّیَّتِى بِوَادٍ غَیْرِ ذِى زَرْعٍ عِندَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لَیُقِیمُواْ الصَّلَوةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِى إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الَّثمَرَتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ‏ (ابراهیم ۳۷)ترجمهپروردگارا! من (یکى) از ذرّیّه ‏ام را در وادى (و درّه‏ اى بى‏ آب و) بى‏ گیاه، در کنار خانه‏ گرامى و با حرمت تو ن ساختم. پروردگارا! (چنین ) تا ب ا دارند، پس دل‏ هاى گروهى از مردم را به سوى آنان مایل گردان و آنان را از ثمرات، روزى ده تا شاید سپاس گزارند.
وقتى خداوند در زمان پیرى ابراهیم، اسماعیل را به او عطا کرد، او را فرمان داد که این کودک و مادرش را در مکّه اسکان دهد. ابراهیم فرمان الهى را اطاعت نمود و سپس براى آنان دعا کرد.در روایات مى‏ خوانیم که باقرعلیه السلام فرمود: ما اهل بیت رسول‏ اللَّه‏ صلى الله علیه وآله، بقیه ذرّیّه ابراهیم هستیم که دل‏ هاى مردم به سوى ما گرایش دارد، سپس این آیه را تلاوت فرمودند: «ربّنا انى اسکنت ... فاجعل افئدة من النّاس»کعبه در منطقه‏ اى خشک و بى‏ آب و علف قرار گرفت تا مردم به واسطه‏ آن آزمایش شوند. چنانکه حضرت على‏ علیه السلام در خطبه‏ قاصعه چنین بیان فرمود: اگر کعبه در جاى خوش آب و هوایى بود، مردم براى خدا به زیارت آن نمى‏ رفتند. پس امتحان مسلمانان یکی از پاسخ های این سؤال استدعاى انبیاء مستجاب است. «و ارزقهم من الّثمرات»، «حَرَماً آمناً یجبى الیه ثمرات کل شى‏ء» (سوره قصص آیه ۵۷) حرمى امن که همه گونه ثمرات در آن فراهم مى‏ شود. باقر علیه السلام فرمود: هر میوه‏ اى که در شرق و غرب عالم هست در مکّه یافت مى‏ شود. پس یکی دیگر از دلایل قرار گرفتن مکه در سرزمین خشک و بی آب و علف حجاز فراهم شدن برکات و ثمرات برای مردم آن است.
ادامه دارد ...

اطلاعات



مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه اظهار داشت: همچنین شیخ صدوق و ابن شهر آشوب از ابوصلت روایت کرده اند که چون رضا (ع) به ده سرخ رسید، گفتند: یا ابن رسول الله ظهر شده است، نمی خوانید؟ حضرت پیاده شد و فرمود: آب بیاورید، گفتند: آب نداریم، پس با دست مبارک خود خاک زمین را کنار زد، چشمه ای جوشید حضرت و همراهانش وضو گرفتند و اثرش هنوز باقی است و چون به سناباد رسید، پشت مبارک خود را به کوهی گذاشت که دیگ ها را از آن می تراشند و گفت: خدایا! نفع ببخش به این کوه و برکت ده در هر چه در ظرفی گذارند که از این کوه تراشند و فرمود که برایش دیگ ها از سنگ تراشیدند و فرمود که غذایش را نپزند مگر در آن دیگ ها. پس از آن روز مردم دیگ ها و ظرف ها از آن تراشیدند و برکت یافتند.وی ادامه داد: از ابوهاشم جعفری نقل کرده اند که گفت: وقتی رجاء بن ضحاک، رضا (ع) را از طریق اهواز به سمت اسان می برد، چون خبر تشریف فرمایی به من رسید، خودم را به اهواز رساندم و خدمت حضرت شرفیاب شدم، آن موقع زمان اوج گرمای تابستان بود و ایشان نیز بیمار بودند. آن حضرت به من فرمودند: طبیبی برای ما بیاور! حرکت کرده و طبیبی حاذق را به خدمتشان آوردم، گیاهی را برای طبیبی توصیف کرد، طبیب از آن همه اطلاعات متعجب شد و گفت: هیچ را جز شما سراغ ندارم که این گیاه را بشناسد، فرمود: پس نیشکر تهیه کن، طبیب گفت: یافتن نیشکر در این فصل از آنچه در ابتدا نام بردید دشوارتر است، چرا که در این وقت سال نیشکر یافت نمی شود. حجت ال حسنلو بیان داشت: فرمود: هر دو در سرزمین شما و در همین زمان موجود است، آنگاه به من ـ ابوهاشم ـ اشاره کرد و فرمود: با او همراه شو و به آن سوی آب بروید، پس منی انباشته می ی د به سوی آن بروید مردی سیاه را خواهید دید، از او محل روییدن نیشکر و آن گیاه را بپرسید. ابوهاشم می گوید: من با آن طبیب به همان نشانی که فرموده بود رفتیم، سپس آن گیاه و نیشکر را تهیه کرده و به خدمت آن حضرت آوردیم، طبیب که از آن همه اطلاعات و علم غیب آن حضرت شگفت زده شده بود از من پرسید این مرد کیست؟ چون خبر این واقعه و کرامت به گوش رجاء بن ضحاک رسید او فوراً به یاران خود دستور داد را حرکت دهند.

اطلاعات


مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات گفت: حضور رضا (ع) به ایران سرشار از کرامت برای ایرانیان بود؛ چرا که پس از حضور ، مردم ایران با علوم اهل بیت (ع) بیشتر آشنا شدند و ت ائمه اطهار (س) را از نزدیک حس د.
به گزارش خبرنگار دین و شه خبرگزاری فارس، هشتمین خورشید فروزان آسمان ت، حضرت «علی بن موسی الرضا (ع) طبق قول مشهور در یازدهم ذی القعده سال ۱۴۸ هجری در شهر مدینه دیده به جهان گشود. مادر بزرگوار ایشان به اسامی متعددی خوانده می شدند. از جمله تکتم، خیزران، نجمه خاتون، طاهره و ام البنین. دوره ولادت، کودکی، نوجوانی و جوانی رضا (ع) در شهر مدینه سپری شد. در خصوص ولادت این بزرگوار روایتی از نجمه خاتون، مادر آن حضرت در کتب تاریخی بیان شده است. ایشان می فرماید: بعد از اینکه فرزندم علی متولد شد، دو دست خویش را به زمین گذارده بود و در حالی که سرش را به سوی آسمان بلند کرده بود لب های مبارکش را تکان می داد. گویی با خدای خویش سخنی داشت. پدرش موسی کاظم (ع) نوزاد را در آغوش گرفت و به من گفت: ای نجمه! این کرامت الهی بر تو مبارک باشد. سپس حضرت در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفتند و با آب فرات کام آن حضرت را برداشته و سپس فرزند را به من برگرداندند.علی بن موسی الرضا (ع) همانند سایر ائمه طاهرین از همان دوران کودکی رشد و کمال عقلی و اخلاقی فوق العاده ای داشت. پدرش از خود علاقه و اشتیاق فراوانی نسبت به او نشان می داد و علوم و معارف و اسرار ت را به وی تعلیم می داد و در تربیت فرزند خویش می کوشید. موسی کاظم (ع) برای آنکه شیعیان پس از شهادتش سرگردان و حیران نشوند، مقام شامخ ت فرزندش علی را به اصحاب نزدیک و شیعیان خاص و مورد اعتماد گوشزد می فرمود. مفضل بن عمر می گوید: خدمت موسی بن جعفر (ع) مشرف شدم؛ در حالی که فرزندش علی بن موسی الرضا (ع) را در دامنش نشانده بود و می بوسید. عرض : فدایت گردم با مشاهده سیمای این کودک علاقه و ارادتی برایش در قلبم ریشه دوانید که نظیر آن برای احدی جز شما در دلم قرار نگرفته است. حضرت فرمود: نسبت او به من همچون نسبت من به پدرم است. عرض . آیا پس از شما او صاحب امر و حجت خدا روی زمین است؟ فرمود: آری! هر ی از او پیروی کند، رستگار و هر از فرمانش س یچی کند، کافر می شود.به مناسبت سالروز ولادت هشتمین ستاره آسمان ولایت و ت حضرت علی بن موسی الرضا با حجت ال والمسلمین علی حسنلو مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه گفت وگو کردیم که در ادامه می آید: وی با بیان اینکه رضا (ع) در پرتو تعالیم سازنده و رشددهنده پدر بزرگوارش بزرگ شد و علوم و فضائل و مکارمی که آن حضرت از پدران ارجمندش به ارث برده بود، از او دریافت کرد، گفت: به همین خاطر رضا (ع) شایستگی مقام ت را به دست آورد. دوران کودکی و نوجوانی و جوانی رضا (ع) مصادف با خلافت تعدادی از خلفای عباسی بود، هنگام ولادت رضا (ع) منصور دوانیقی خلیفه عباسی در اوج قدرت و سلطه بود، منصور برای تثبیت پایه های حکومت خویش عده زیادی را به قتل رساند. پس از حکومت ظالمانه منصور پسرش مهدی عباسی روی کار آمد هر چند او در ابتدا به قتل و آزار و شکنجه دست نزد، اما پس از مدتی برنامه های ضد ی خویش را همانند پدرش آغاز کرد.ادامه دارد ...

اطلاعات


خوشا آنان که با حق آشنایند
مطیع محض فرمان خدایند
چو ابراهیم اسماعیل خود را
فدای امر الله می نمایند
عید سعید «قربان»، جشن «تقرب» عاشقان حق مبارک

اطلاعات


https://www.khabaronline.irفرهنگ > دین و شه - جمال آلماز در دیدار وابسته فرهنگی کشورمان در ارزروم ترکیه از افتتاح بزرگترین کتابخانه شرق ترکیه در ماه های آینده در شهر ارزروم خبر داد و گفت: در این کتابخانه، بخشی را به ایران اختصاص خواهیم داد.به گزارش خبرآنلاین به نقل ازسازمان فرهنگ و ارتباطات ی، کوروش مقتدری، وابسته فرهنگی جمهوری ی ایران در ارزروم ترکیه به منظور توسعه همکاری های فرهنگی و هنری با جمال آلماز، مدیرکل فرهنگ و گردشگری ارزروم دیدار و گفت‎ وگو کرد.جمال آلماز در سخنانی در این دیدار، با اشاره به رویکرد ترکیه در تعامل با شرق و همسایگان خود از جمله جمهوری ی ایران گفت: ادبیات ایران و تاریخ و فرهنگ آن بیش از هزار سال قدمت دارد و زمانی که کشورهای غربی وجود نداشتند، کشور ایران دارای ادبیات بوده است، بنابراین ما علاقه مند به گسترش همکاری های فرهنگی و هنری با ایران هستیم.مدیرکل فرهنگ و گردشگری ارزروم در ادامه، مطرح کرد: بزرگترین کتابخانه شرق ترکیه در ماه های آینده در شهر ارزروم افتتاح خواهد شد که در این کتابخانه، بخشی را به ایران اختصاص خواهیم داد.وی خواستار همکاری وابستگی فرهنگی کشورمان در ارزروم برای تجهیز این بخش به کتاب هایی در خصوص ادبیات، تاریخ و فرهنگ ایران شد.مقتدری، وابسته فرهنگی کشورمان در ارزروم نیز در این دیدار، ایران و ترکیه را دو کشور مهم در منطقه ارزی کرد و گفت: اراده تمردان دو کشور نیز توسعه روابط در تمامی سطوح از جمله حوزه فرهنگی است.وی ضمن اعلام آمادگی نمایندگی فرهنگی کشورمان برای توسعه همکاری های فرهنگی و هنری، به تعیین تبریز در سال ٢٠١٨ به عنوان پایتخت گردشگری کشورهای ی اشاره کرد خواستار حضور گردشگران شرق ترکیه در شهر تبریز شد.ب ایی نمایشگاه ع تبریز قدیم و جدید در ارزروم، اعزام هنرمندان دو کشور در جشنواره های فرهنگی و هنری یکدیگر و همکاری کتابخانه های شرق ترکیه با کتابخانه های استان های همجوار ایران از جمله موضوعاتی بود که در این دیدار مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت

اطلاعات

https://www.farsnews.comبه گزارش خبرنگار آیین و شه خبرگزاری فارس، «عباس عنقا» دبیر انجمن نغمه سرایان مذهبی شرق تهران به مناسبت دهه کرامت و فرارسیدن سالروز ولادت با سعادت آقا علی بن موسی الرضا(ع) شعری سروده است که در ادامه می آید:بوی خوش مشهد الرضا می آیدیا آنکه نسیم کربلا می آیدده مژده ز آسمان به آغوش زمینسلطان سریر ارتضا می آید******درویش بینوای تواَم یا ابالحسنچون کمترین گدای توأم یا ابالحسنمن حلقه کوب درگه میخانه ات شدممست از خم ولای توأم یا ابالحسنذیقعده است ماه طلوع جمال توشادم که در ثنای توأم یا ابالحسنسلطان تویی و حکم تو بر جزء و کل روانخاک در سرای توأم یا ابالحسنشاهی بود غلامی دربارت ای رضامن بنده رضای توأم یا ابالحسنزانو ن پنجره فولاد تو منمافکنده سر به پای توأم یا ابالحسنخو مرا به سفره احسان خود مدامشرمنده اعطای توأم یاابالحسنزهر جفا چو بردل و جانت شرر فکندسوزان دل از برای توأم یا ابالحسن«عنقا» به قاف فقر تو باشد ش ته بالپران کجا به سر سرای توأم یا ابالحسن

اطلاعات


آیین نور افشانی آستان برنامه زیبای دیگری بود که برای این شب باشکوه درنظر گرفته شده بود و در کنار آن مداحان و شاعران اهل بیت(ع) به مدح و ثنای عالم آل محمد پرداختند.سخنرانی حجت ال رئیسی تولیت آستان قدس رضوی و آیت الله سعیدی تولیت حرم حضرت معصومه(س) از دیگر برنامه های شب میلاد هشتم بود و اجرای برنامه توسط گروه های سرود و تواشیح و مسابقه از دیگر آیتم های جشن میلاد رضا(ع) بود که تا حدود ساعت 24 طول کشید.

اطلاعات

حضور عاشقان هشتم از حدود ساعت 17:30 بعد از ظهر و باوجود گرمای هوا به حدی چشم گیر بود که همه صحن میدان و خیابان های منتهی به آن مملو از جمعیت بود و این جمعیت در صحن جامع به اوج خود رسید و شب میلاد هشتم گرد همایی بزرگ شیعیان در حرم رضا(ع) جهت گرامی داشت میلاد هشتمین اختر تابناک آسمان ت و ولایت به ثبت رسید.باحضور کاروان زائران و خادمان در صحن جامع نوای نقاره های صحن انقلاب ی در حرم پیچید و دیگر خادمان همزمان به عطر افشانی و گلاب پاشی حرم نورانی رضا(ع) پرداختند و با این حال و هوای زیبا اجتماع صد ها هزار نفری زائران هشتم به استقبال اذان مغرب رفتند. https://www.farsnews.com

اطلاعات


وی افزود: از علی بن احمد وشا نقل کرده اند که گفت: از کوفه به اسان می رفتم، دخترم به من گفت: پدر این حله را بگیر و بفروش و از پولش یک فیروزه برای من ب ، حله را گرفتم و داخل یکی از لباس ها گذاشتم، چون وارد مرو شدم در کاروانسرایی منزل ، دیدم غلامان علی بن موسی الرضا (ع) آمدند، و گفتند: حله ای می خواهیم، غلامی مرده در آن دفن کنیم، گفتم که من حله ندارم، رفتند و دوباره برگشتند، گفتند که مولای ما سلام می رساند و می فرماید: در فلان چمدان و داخل لباس حله ای داری که دخترت داده و گفته: از پولش برایم فیروزه ای ب ، این پول حله است. پس من حله را به آن ها دادم. حجت ال حسنلو در پایان ابراز داشت: در اسان زنی به نام زینب ادعا کرد که من از نسل فاطمه (س) هستم، وقتی گفته این زن به رضا (ع) رسید، حضرت فرمود: هر که به حقیقت از نسل علی (ع) و فاطمه (س) باشد گوشتش بر درندگان حرام است تا اینکه مجلسی در حضور مأمون و مردم تشکیل شد، به آن زن فرمود: اگر در ادعای خود صادق هستی به میان درندگان برو، آن زن به (ع) فرمود: تو خودت نزد آن ها برو اگر راست می گویی آنها به تو آسیبی نمی رسانند، (ع) دیگر با آن زن سخن نگفت و برخاست و به طرف قفس درندگان رفت تا اینکه حضرت داخل قفس شد، همه درندگان روی دم نشستند، حضرت نزدیک رفت و دست به سر و صورت آنان کشید، در این هنگام همه مردم و ناظران با تعجب به حضرت نگاه د. سپس حضرت از داخل قفس بیرون آمدند و بعد آن زن را وارد قفس درندگان د و او ط درندگان شد.پایان

اطلاعات

نگاه تازه ای به عید پایان رمضان (بخش سوم) https://www.khabaronline.ir و در آ لیله القدر عظیمی را که خداوند آن را بر تر از هزار ماه قرار داده، دریافتیم و به فرمان خداوند آن را لحظه توبه و دعا و نقطه آغاز در ساختن زندگیِ جدیدِ آینده خود قرار دادیم؛ شبی که سرنوشتی روشن متناسب با گذشته درخشان امت ما رقم می خورد و استمرار حقیقی آن خواهد بود. ای لبنانیان ، هان، اینان برادران شمایند که در رمضان آموزش دیدند و با قلب هایی پاک و آکنده از محبت و با شه هایی درخشان و پرتوشه از پند ها و با تصمیمی قاطع و مخلصانه برای ساختن لبنانی زیبا و نیرومند آماده شده اند. ایشان دست های خود را به سوی شما دراز کرده اند، تا با شما در دفاع از لبنان و آباد آن و بهبود اوضاعش همکاری کنند. پس شما نیز دست های مخلص خود را به سوی ایشان دراز کنید و یک دل و هم صدا در یک جبهه به هم کمک کنید. در روز میلاد کمر همت ببندید و در برابر صهیونیست ها فریاد زنید: «این خانه پدر من و جایگاه عبادت است که شما لانه انش کرده اید.» ای عزیزان، میهن، پیش از جغرافیا و تاریخ، در قلوب و ضمایر ملت خود می زید و بدون احساس شهروندی و مشارکت، هیچ حیاتی برای وطن متصور نیست. این احساس باید سریع و صریح و مستمر در ارتقای خود از سطح مسائل خانوادگی و اقلیتی و فرقه ای و حزبی آشکار شود. اگر در لبنان فریادهایی از شمال برخیزد که از حقوق هم وطنان در بقاع دفاع کند و اگر در منطقه جبل بانگ مردمان بلند شود تا حرکت عمرانی و تلاش های دفاعی را به جنوب لبنان بازگرداند و اگر خانواده ها و افراد توانمند خصوصاً برای بالا بردن سطح زندگی زحمت کشان و محرومان کوشش کنند و اگر یک فرقۀ مذهبی تبعیض فرقه ای را در حق فرقه ای دیگر محکوم کند، این همان وطن دوستی ِ حقیقی و همان وسیله بقا برای هر کشوری است. شمـا ای مجاهدان فلسطینی، خداونـد ایـن شرافت را بـه شما عنایت کرد و برتریتان بخشید به اینکه عید را در سنگر ها و در میدان های جنگ پشت سر گذارید. پس اطمینان داشته باشید که ما در این روز ها و در هر روز با قلب و شه و زبان و دست خود با شما همراهیم. شما را یاری می دهیم و آزار و ستم را از شما برطرف می کنیم و صدای شما را به جهانیان می رسانیم. شما مشعل های راه ِ دشوار ما به سوی پیروزی هستید. شما طلایه داران ما و حامیان آینده اید، راهِ نبرد را با خو نهایتان روشن می کنید و با فدا جان و جسمتان امید و نیرو در جان ما بر می انگیزید.ادامه دارد ...

اطلاعات

نگاه تازه ای به عید پایان رمضان (بخش اول)https://www.khabaronline.ir

فرهنگ > دین و شه - معنا و مفهوم عید فطر، همواره مورد توجه عرفا و اهل دل بوده است.خبرآنلاین پیش از این در گزارش های خود به تبیین معنا و مفهوم اجتماعی، عرفانی و انسان شناسی عید فطر پرداخته است.
هلال عید به دور قدح اشارت کرد ...
هدیه یازده ماهه ای که در عید می گیریم/ پنج گروه مردم در روز عید عفو و بخشش و گذشت در مفهوم عمیق عید
در متن زیر نگاه تازه ای به عید پایان رمضان شده است. موسی صدر در پیامی که در تاریخ ۱۹۶۹/۱۲/۱۰ در بیروت منتشر شد از معنای عید، مفهوم وطن، مقاومت و دوره آموزشی ماه رمضان سخن می گوید. ترجمه فارسی این پیام به نقل از رو مه الجریده در جلد دوم مجموعه گام به گام با و همچنین کتاب نای و نی منتشر شده است. متن پیام را در ادامه می خوانید.بار دیگر ماه مبارک رمضان را، که فراقش بر ما گران می آیـد، وداع گفتیم و قدم در بارگاه عید سعید فطر نهادیم. این وداع و این تشرف بار ها و بار ها تکرار شده و باز هم در آینده به اذن خداوند تکرار خواهد شد. امیدواریم که ما به هنگام محاسبه به آن درجه از بلوغ رسیده باشیم و از پوسته ها و ظواهر این شعایر جاویدان الهی گذشته و دریافته باشیم که روزه و و عید فقط مناسک و سنت های تحمیلی نیستند که ما برای ارج نهادن به خدا تقدیم او می کنیم یا مالیات هایی نیستند برای عالم غیب که پیشاپیش می فرستیم؛ بلکه این عبادات نیروهای محرکه و انگیزه های تجدید نیروی حرکت در حیاتی سالم و تصحیح انحراف و خطا در سلوک انسانی است. ما به مرحله ای رسیده ایم که درمی ی م یک ساعت تفکر بهتر از عبادت چندین ساله است. تأ مل در شعایر و توجه به انگیزه ها همان چیزی است که شرع مطهر آن را نیت نام نهاده است و جوهر عبادت و محتوای حقیقی اعمال است.

اطلاعات

پای منبر انصاریان در ماه مبارک رمضان (بخش ششم)www.farsnews.comافسوس بازندگان راه سعادت در روز قیامتشما در طی راه سعادت اشتباه نکردید و جزء آیه «وَقَلِیلٌ مِنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ» شدید، اما اکثریت اشتباه د؛ یا با جهلشان زندگی را سنجیدند و راهی را که طی د، به هیچ عنوان به سعادت نرسیدند؛ اگر امکان داشت، سر قبرهایشان می رفتیم و به پروردگار می گفتیم که قبر آنها را بشکاف تا دو کلمه با ما حرف بزنند، می دیدید چه می گویند! آن طرف و نه اینجا(اینجا که نمی فهمند)، پروردگار از قول آنها در آ سوره عم یتسائلون نقل می کند: «یَا لَیْتَنِی کُنْتُ تُرَابًا»، ای کاش! من همان خاک زیر پا و زمین های کشاورزی بودم و آفریده نمی شدم که راه سعادت را اشتباه م و در جاده های انحرافی بیفتم؛ حالا در اینجا هم به خشم خدا، آتش جهنم، قهربودن همه انبیا و ائمه از خودم دچار و گرفتار بشوم. عجیب هم این است که در قرآن می گوید: یک نفر از اولین و آ ین میلیاردها میلیارد انسان پیدا نمی شود که به شفاعت و نجات اینها علاقه داشته باشد. غریب و تنها و بیگانه و بدبخت، سربه زیر، افسوس خور، دریغ خور، پشیمان و بیچاره هستند که تمام درهای فیوضات به روی آنها بسته است.این مقدمه بحث بود و اما؛ این اما به خواست خدا برای جلسه بعد است. سعادت نجات -چه در دنیا و چه در آ ت- میوه چیست؟ میوه چهار شناخت است که ببینیم حالا این چهار شناخت چیست؟پایان

اطلاعات

پای منبر انصاریان در ماه مبارک رمضان (بخش پنجم)www.farsnews.comداوری جاهلانه بدکارانیا در آیه دیگر به بدکاران دنیا می گوید: «افنجعل المسلمین کالمجرمین»، به خیال شما این بندگانی که تسلیم من هستند، رفیق من هستند و گوش بده به حرف من هستند، آنها را مثل شما مجرمین به حساب بیاورم؟ یعنی دوتایی شما را یکی بدانم؟ «ساء ما یحکمون» اگر فکر می کنید که من بندگان تسلیم خودم را با مجرمان یکی می دانم، داوری بدی می کنید و یک قاضی صد درصد جاهل نفهمی در این داوری خود تان هستید.سرانجام نیکوی رفاقت با صالحینچهار یا پنج جمله وجود مبارک حضرت زین العابدین دارند که راوی این چهار-پنج جمله حضرت موسی بن جعفر است. ایشان نقل می کنند که جدّم زین العابدین این مطالب را فرمودند و یکی از آن چند جمله این است: همراه شدن با شایستگانِ از عِباد خدا، رفیق شدن با صالحین و دوستی با انی که پروردگار عالم آنها را پسندیده است، «داعیة الی الصلاح» شما را به اصلاح همه جوانب وجودتان سوق می دهد. این حقیقت دارد! اینهایی که رفیق های خیلی خوب و بالاتر از خودشان دارند، پیوند قلبی هم با آن رفیق های بالاتر از خودشان دارند، اینها آدم های خیلی خوبی هستند. اینها چشم باز دارند! یک لحظه که چشم آدم باز بشود، گاهی همان یک لحظه سعادت ابدی اش را رقم می زند.بازندگان حقیقی واقعه کربلااین جریان خیلی جریان جالبی است! بعضی از دوستان هم هستند، برای اینها گفته ام. خیلی جریان با ارزشی است و روز عاشورا هم اتفاق افتاده است؛ ولی یک مقدمه باید برایتان بگویم. آنهایی که از طرف بنی امیه آمده بودند، ده ها نوع وعده به آنها داده بودند، تشویقشان کرده بودند که کوفه تا کربلا هفتاد کیلومتر است، بروید؛ وقتی برگردید، زمین می دهیم، مغازه می دهیم، زن ندارید زن می دهیم، پول ندارید پول می دهیم، طلا و نقره می دهیم و آنهایی هم که لیاقتش را دارند، صندلی می دهیم و فرماندارشان می کنیم، استاندارشان می کنیم، مدیرشان می کنیم. همه اینها به طمع این حرف ها به کربلا آمده بودند و همه هم ذوق زده بودند که این سفر زود تمام می شود و برمی گردند، به یک نان و نوای حس می رسند.هنوز جنگ شروع نشده بود عمرسعد یکی از افراد لشکرش را که به او اطمینان داشت و می شناخت، صدا کرد و گفت: یک پیغام دارم که می خواهم این پیغام را به تو بدهم تا برای حسین بن علی ببری. پیغام من را دقیق بده، جوابش را بگیر و بیاور. من در چند کتاب دیدم، اما ننوشته بود که پیغام عمرسعد به عبدالله چه بود، ولی هرچه بوده، پیغام مهمی بوده است.گفت باشد و پیغام را به او گفت. آمد و اجازه گرفت که من پیغامی دارم، سفیر و هستم، می خواهم به حضرت حسین بدهم. خیمه را نشان دادند و گفتندک حضرت حسین در این خیمه است، می توانی بروی و پیغامت را بدهی، جوابت را بگیری و بروی. تنها در خیمه نشسته بود که آمد و پیغام را داد، حضرت هم پیغام را کامل شنید، جواب پیغام را داد و فرمودند: برو و جواب را به عمرسعد بده. حسین دید که او تکان نمی خورد، فرمودند: مگر مأمور نیستی جواب پیغام را ببری؟ گفت: نه! فرمودند: می خواهی چه کار کنی؟ گفت: من آمدم که برنگردم و ماند، جزء همین 72 نفر شد.او تلخی رد تمام وعده ها را چشید و بعد، این تلخی در وجودش به چه عسلی از سعادت دنیا و آ ت تبدیل شد.به حلاوت بخورم زهر که شاهدْ ساقی است/ به ارادت بکشم درد که درمان هم از اوستزخم خونینم اگر به نشود، به باشد/خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم از اوستغم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد/ساقیا باده بده، شادی کین هم از اوستسعدیا گر د سیل فنا خانه عمر/دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوستاینها راه سعادت را پیدا د و حرکت هم د، با این عناوین هم در قرآن معرفی شدند: متقین، صدیقین، متوکلین، مجاهدین، عابدین، و نوع این عناوین پرمعنا و پرمغز است.ادامه دارد ...

اطلاعات

پای منبر انصاریان در ماه مبارک رمضان (بخش اول) www.farsnews.comبه گزارش خبرنگار دین و شه خبرگزاری فارس، حسین انصاریان مفسر، مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآن کریم در تازه ترین جلسه اخلاق خود در حسینیه همدانی ها در ماه مبارک مرضان به موضوع «برندگان و بازندگان راه سعادت» اشاره کرد که مشروح آن در ادامه می آید:برندگان و بازندگان راه سعادتبسم الله الرحمن الرحیم«الحمدلله رب العالمین الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابوالقاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین».جاده های ساختگی و انحرافی در مسیر هدایت بشراز زمان شروع زندگی در کره زمین تا الآن، البته در آینده هم همین طور است، تک تک مرد و زن دنیا فطرتاً و ذاتاً به دنبال سعادت و خوشبختی هستند؛ ولی اغلب انسان ها به فرموده قرآن مجید، اکثر آنها به دو علت در شناخت سعادت اشتباه داشته و اشتباه دارند: یک علت، جهل خودشان است. جهل یعنی تاریکی و تشخیص در تاریکی غیرممکن است، لذا بعضی از انبیا در سخن گفتن با امت ها خیلی با محبت به آنها می فرمودند: «بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ»، شما گروهی هستید که در جه زندگی می کنید. به قول حافظ:جنگ هفتادودو ملت، همه را عذر بنه/چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدن سانه یعنی یک سلسله مسائل خیالی و بافتگی و گروهی هم پیرو جاده سازانی شدند. این جاده ها یکی دو تا نیست و براساس ضل و گمراهی و هوای نفس ساخته شده است. آنها توانستند با مکر و حیله و فریب به امت ها بقبولانند که راه رسیدن به سعادت، این است که ما ارائه می کنیم. این جاده ها در روزگاران گذشته کم نبوده، الآن هم کم نیست. پروردگار در قرآن مجید از آن جاده های انحرافی به «سبل» تعبیر می کند که جمع «سبیل» است. «سبیل» یعنی راه، «سبل» یعنی راه ها و جاده های قل و انحرافی و ساختگی.صاحبان د، عاشق خوشبختی و رهایی در دنیا و آ تعده کمی از زمان آدم تا الآن به دنبال سعادت بودند و راه آن را پیدا د. اینها را خداوند متعال در قرآن مجید به عنوان «اولوالألباب»، یعنی صاحبان د و قوم یعقلون یاد کرده است. اینان عاشق خوشبختی و سعادت بودند، ولی راه رسیدن به سعادت را بلد نبودند و عارف به طریق نبودند، اما چون عقل داشتند، آمدند و در محضر نبوت و ت و اولیای خدا زانو زدند، به راهنمایی های آنها هم یقین د، جاده را از آنها یاد گرفتند و به سعادت و نجات در دنیا و آ ت رسیدند.ادامه دارد ...

اطلاعات

به نقل از سایت خبری خبرآنلاین، مدیر روابط عمومی مؤسسه غدیرشناسی گفت: مؤسسه غدیرشناسی در بخش های مختلفی همچون غدی ژوهی، خورشید هشتم، سیره نبوی، نذر غدیر، فضای مجازی، شیعه پاسخ می گوید، مباهله، ک ن، علامه امینی، لبیک یا محمد (ص)، از قدر تاغدیر، رادیو عترت، ، مهدویت، جریان های تکفیری، عرفان های نوظهور، خانواده علوی و بخش های دیگر در نمایشگاه قرآن کریم حضوری برجسته خواهد داشت. افزود: این مؤسسه وظایفی همچون پاسخگویى به سؤالات و شبهات و شناسایى خلأها و نیازها در عرصه فرق مختلف و عرفان های نوظهور را در نمایشگاه به عهده گرفته است که با دعوت از اساتید برجسته از حوزه علمیه قم، پذیرای مراجعه کنندگان به غرفه های مؤسسه غدیرشناسی در نمایشگاه است.وی در ادامه افزود: یکی دیگر از بخش های مهم مؤسسه غدیرشناسی در نمایشگاه امسال قرآن، جنبه سراسری پیدا رادیو غدیر است که با توجه به درخواست مسئولین نمایشگاه، این رادیو از اجرای برنامه برای مخاطبان خاص و غدی ژوهان به جنبه سراسری تغییر شکل داده و تحت عنوان رادیو عترت برای کل مخاطبین نمایشگاه قرآن، اجرا برنامه داشته باشد.این رادیو در نمایشگاه امسال در قالب دو برنامه دوساعته علاوه بر معرفی مؤسسه غدیرشناسی به مخاطبین عزیزنمایشگاه با حضور کارشناسان مذهبی و برجسته به شکل برنامه پرسش و پاسخ و تببین موضوعات مختلف مذهبی روز، به اجرای برنامه برای همه عزیزان خواهد پرداخت.مدیر روابط عمومی مؤسسه غدیرشناسی درباره بخش «شیعه پاسخ می گوید» گفت: کتاب گرانسنگ «شیعه پاسخ می گوید» از تالیفات ارزشمند آیت الله العظمی مکارم (مدظله) است که با قلمی روان به پاسخگویی به شبهات اعتقادی می پردازد که مؤسسه غدیرشناسی این پاسخگویی به شبهات را به صورت میدانی کرده و با دعوت از کارشناسان مذهبی در محل نمایشگاه، به صورت زنده در قالب رادیو عترت و پاسخگویی چهره به چهره، این موارد را پاسخ خواهد داد و همچنین مخاطبان را به شرکت در این مسابقه دعوت می کند. به بخش مباهله اشاره کرد و ادامه داد: مباهله سند افتخار است و متاسفانه فعالیت خاصی در این زمینه انجام نشده است که در این بخش در قالب آثار تجسمی و عینی فرستاده شده در موضوعات مختلف مباهله، در معرض دید بازدیدکنندگان قرار می گیرد.ایشان همچنین به بخش های مختلف و متنوع برای ک ن و نوجوانان اشاره و خاطرنشان کرد: که در این دو بخش از ونی دعوت شده که کاملا زبان برخورد با این قشر را بداند و با روش های کاملا امروزی، این قشر حساس و مهم را به آموزه های دینی جذب کند.

اطلاعات

جای دارد تا یاد کنیم از لحظه ای که پیکر مرحوم احمد احمدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و رییس موسسه «سمت»، فردا پس از تشییع در تهران و قم در حرم حضرت معصومه (س) به خاک س شد.حجت ال احمدی، شب گذشته در پی عارضه قلبی در بیمارستان تهران در گذشت. مراسم تشییع احمدی در ساعت ۱۱:۳۰ روز یکشنبه، ۲۰ داد ماه در محل سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی ها (سمت) برگزار شد و پیکر پس از انتقال به قم در حدود ساعت ۱۷ بعد از ظهر در حرم حضرت معصومه تشییع و به خاک س شد.مراسم ترحیم آن مرد فقید و شمند روز دوشنبه ۲۱ داد ماه از ساعت ۱۳ تا ۱۵:۳۰ در مسجد نور واقع در میدان شهید فاطمی تهران برگزار شد.مرحوم احمد احمدی در سال ۱۳۱۲ در روستای ک دان ملایر به دنیا آمد. وی پس از فراگرفتن دروس مقدماتی به حوزه علمیه بروجرد رفت و طی پنج سال دروس دینی را تا اوا سطح ۲ فراگرفت.سپس به حوزه علمیه قم رفت و دروس تفسیر و فلسفه ی را در سطوح عالی (اسفار و شفا) نزد علامه طباطبائی، درس فقه و اصول را نزد اساتیدی همچون ، سیدحسین طباطبایی بروجردی، آیات عظام سلطانی، مشکینی، محقق داماد و مرعشی فرا گرفت و همزمان ی فلسفه غرب را از تهران اخذ کرد. احمدی از سال ۱۳۵۲ عضو هیات علمی تهران بود و فلسفه ی و فلسفه غرب و فلسفه تطبیقی را در مقطع ی تدریس کرده بود.مرحوم احمدی که از سال ۱۳۶۰ به عنوان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی فعالیت داشت بنیان گذار سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی ها (سمت) بود و حدود ۳۳ سال مدیریت این سازمان را بر عهده داشت.وی همچنین از موسسان تربیت مدرس و در هفتمین دوره مجلس شورای ی، مردم تهران بود. از جمله آثار او می توان به کتاب های «بن لایه های شناخت» (تالیف)، «مختارات من نصوص الفلسفه ال یه» (تالیف)، «نقد تفکر فلسفی غرب» (ترجمه)، «تاملات در فلسفه اولی» (ترجمه) و «تاسیس مابعدالطبیعه اخلاق» (ترجمه) اشاره کرد.


اطلاعات


ملاصدرا می نویسد:
« من وقتی دیدم زمانه با من سر دشمنی دارد و به پرورش اراذل و جهال مشغول است و روز به روز شعله های آتش جه و گمراهی برافروخته تر و بدحالی و نامردی فراگیرتر می شود ، ناچار روی از فرزندان دنیا برتافتم و دامن از معرکه بیرون کشیدم و از دنیای خمودی و جمود و ناسپاسی به گوشه ای پناه بردم و در انزوای گمنامی و ش ته حالی پنهان شدم . دل از آرزوها ب و همراه ش ته دلان بر ادای واجبات ، کمر بستم و کوتاهی های گذشته را در برابر خدای بزرگ به تلافی برخاستم. نه درسی گفتم و نه کت تألیف نمودم ؛ زیرا اظهار نظر و تصرف در علوم و فنون و القای درس و رفع اشکالات و شبهات و .... نیازمند تصفیه روح و شه ، تهذیب خیال از نابسامانی و اختلال ، پایداری اوضاع و احوال ، و آسایش خاطر از کدورت و ملال است و با این همه رنج و ملالی که گوش می شنود و چشم می بیند چگونه چنین فراغتی ممکن است... ، ناچار ازهمراهی با مردم دل کندم و از انس با آنان مأیوس گشتم تا آنجا که دشمنی روزگار و فرزندان زمانه بر من سهل شد و نسبت به انکار و اقرارشان ، و عزت و اهانتشان بی اعتنا شدم. آن گاه روی فطرت به سوی سبب ساز حقیقی نموده ، با تمام وجودم در بارگاه قدسش به تضرع و زاری برخاستم و مدتی طولانی بر این حال گذراندم ؛ سرانجام در اثر طول مجاهدت و کثرت ریاضت ، نورالهی در درون جانم ت دن گرفت و دلم از شعله شهود مشتعل گشت. انوار ملکوتی بر آن افاضه شد و اسرار نهانی جبروت بر وی گشود و در پی آن به اسراری دست یافتم که در گذشته نمی دانستم و رمزهایی برایم کشف شد که به آن گونه از طریق برهان نیافته بودم و هر چه از اسرارالهی ، حقایق ربوی ، ودیعه های عرشی و رمز و راز صمدی را با کمک عقل و برهان می دانستم با شهود و عیان روشنتر یافتم. در اینجا بود که عقلم آرام گرفت و استراحت یافت و نسیم انوار حق ، صبح و عصر و شب و روز بر آن وزید و آنچنان به حق نزدیک شد که همواره با او به مناجات نشست .»
آثار ملاصدرا:
از ملاصدرا آثار درخشانی باقی مانده است که برخی از آنها عبارتند از : اسفار اربعه ، مبدأ و معاد ، دیوان اشعار، حدوث العالم ، مفاتیح الغیب ، متشابهات القرآن.
وفات ملاصدرا :
حکیم وارسته در طول عمر 71 ساله اش هفت بار با پای پیاده به حج مشرف شد و گل تن را با طواف کعبه دل صفا بخشید و در آ نیز سر بر این راه نهاد و به هنگام آغاز سفر هفتم یا در بازگشت از آن سفر به سال 1050 ه .ق در شهر بصره تن رنجور را وداع نمود و در جوار حق قرار گرفت ، و در همانجا به خاک س شد. اگر چه امروز اثری از مزار او نیست اما عطر دلنشین حکمت متعالیه از مُرکب نوشته هایش همواره مشام جان را می نوازد.

اطلاعات



-- شرایط اجتماعی ملاصدرا :
صدرالمتالهین، حکیم خانه به دوشی بود که به جرم روح و فکر ، مجبور شد از پایتخت و پایتخت نشینان روی گرداند. وی در مقدمه ی کتاب " اسفار" ، دلایل بیزاری خود را از جاهلان فرزانه نمای زمان خویش و عزلت و تصوف خود در ک (روستایی دورافتاده در سی کیلومتری شهر قم) را بیان داشته است. پس از بازگشت به شیراز ، شهرت صدرای عالمگیر شده بود و حکمت از نواحی و اطراف برای درک فیض به حضورش می شتافتند. او خود در مقدمه ی اسفار می گوید: «..... به تدریج آنچه در خود اندوخته بودم، همچون آبشاری وشان فرود آمد و چون دریایی پر موج، در منظر جویندگان و پویندگان قرار گرفت. » ملاصدرا پس از فراگیری علوم از انش ، برای تدریس به قم رفت و پس از آن به امر شاه عباس دوم به شیراز بازگشت و در آنجا به تدریس مشغول گردید.
او شاگردان بسیار داشت که از آن جمله ، ملامحسن فیض کاشانی و ملا عبد الرزاق لاهیجی را می توان نام برد.

اطلاعات



هر ج یک نوع مرگ است و هر ملاقات یک نوع رستاخیز.

شوپنهاور

اطلاعات



زیبایی اگرچه مایه شرافت است ،اما در معرض هزاران شر و آفت.

شوپنهاور

اطلاعات

دین و شه > شه - همشهری آنلاین:http://hamshahrionline.ir(بخش چهارم) ریشه های بدبینی شوپنهاوربه باور شوپنهاور از آنجا که اراده ای بی نظم و فاقد د در کانون برجاهستی آدمی قرار دارد، زندگی ی ره رنج است. زیرا این اراده همواره ناخشنود باقی می ماند. برای شوپنهاور لذت های زندگی فی نفسه مثبت نیستند، زیرا اموری گذرا و در واقع لحظاتی هستند که نا سندی در آن ها حاکم نیست. ولی این لحظات به زودی سپری می شوند و جای خود را به درد و رنجی می دهند که بر زندگی انسان مسلط است، درد و رنجی که ما را تا دم مرگ همراهی می کنند.شوپنهاور زندگینامه هر انسانی را یک «رنجنامه» می دانست و معتقد بود که این امر برای هر انسانی در پایان زندگی آشکار می شود که آرزوهایش در زندگی او را فریفته اند تا سرانجام به آغوش مرگ رهنمون شوند. «هر انسانی سرانجام چونان کشتی ش ته ای به بندر مرگ می رسد». از این منظر است که شوپنهاور زندگی آدمی را «نمایشی خنده دار و سوگ نمایشی توامان» می دید.افزون بر آن، خود آدمیان نیز متقابلا زندگی خود را به رنجی بیشتر تبدیل می کنند، رنجی که از گذرگاه بی عد ی، سنگدلی و ستم متقابل بر آنان تحمیل می شود. «وحشیان یکدیگر را می درند و متمدنان یکدیگر را می فریبند؛ این است چرخه جهان».شوپنهاور جهان انسانی را به جهنمی تشبیه می کند که «هم ارواح شکنجه دیده و هم شیاطین شکنجه گر آن خود انسان ها هستند». بدین سان زندگی برای او سراسر رنج است، نه چیزی خواستنی. او خوشبینی را پوچ می داند و رویکردی ابلهانه که رنج بشریت را با تلخی به تمس می گیرد.برای شوپنهاور باور به اراده، مبتنی بر توهم است. آزاد بودن به معنای آن است که آدمی آنچه را که می­خواهد انجام دهد، نه آنچه را که می­خواهد، بتواند بخواهد. اگر آدمی تلاش کند به معنای درک رایج، اراده­ای آزاد تصور کند، فهمش بازمی ایستد، زیرا تلاش می­کند چیزی نین یدنی را به شه درآورد. هر چه را که ما می­فهمیم، به یاری اصل سبب کافی به شه در می­آوریم، ولی خواستنی بی سبب و مستقل از انگیزه، قابل درک نیست. بر این پایه، ­ای که در حوزه­ خواستن یافتنی نیست، باید در هستی یعنی در شخصیت جستجو شود. راهی را که به آنجا منتهی می­گردد، احساس مسئولیت نشان می­دهد.برای شوپنهاور، ی به شناخت واقعی رسیده که فهمیده باشد زندگی سراسر رنج است. برای رهایی از این رنج تنها یک راه وجود دارد و آن خاموش اراده از درون است. ولی این امر برای شوپنهاور به معنای خودکشی نیست. به باور او، اراده را می­توان از گذرگاه هنر، زیبایی­شناسی و نگرش ایده­ها موقتا خاموش ساخت. فراتر از آن، اراده را می­توان از گذر خاموش­ساختن نیازها و رانش­های زندگی از کار انداخت، تا به آرامش و صلح درونی رسید.اگر لایبنیتس، فیلسوف آلمانی سده­ هفدهم بر این باور بود که جهانی که ما در آن زندگی می­کنیم، بهترین جهان ممکن است؛ شوپنهاور آن را بدترین جهان ممکن می­دانست. وی می­گفت اگر این جهان حتی کمی بد بود، اصلا نمی­توانست وجود داشته باشد.

اطلاعات

دین و شه > شه - همشهری آنلاین:http://hamshahrionline.ir(بخش دوم)نگاهی به زندگینامه شوپنهاورآرتور شوپنهاور در تاریخ ۲۲ فوریه ۱۷۸۸ در شهر دانتسیگ (گدانسک) چشم به جهان گشود. پدرش بازرگانی آزاده و فرهیخته و تحت تاثیر شه های ولتر بود که از حکومت نظامی گر پروس نفرت داشت. مادرش نویسنده ای شناخته شده بود. پس از نظامی آزادشهر دانتسیگ و انضمام آن به خاک پروس، خانواده شوپنهاور به شهر هامبورگ کوچ کرد. از همان آغاز برای آرتور جوان شغل بازرگانی درنظر گرفته شده بود و او مدتی پدرش در هامبورگ بود. ولی از چنین شغلی بیزار بود و از خود عطش زیادی برای ب دانش نشان می داد.
پس از مرگ پدر که بر اثر خودکشی روی داد، شوپنهاور به نزد مادرش در شهر وایمار رفت. این زمان مصادف بود با مصاف تاریخی «ینا» که در جریان آن یک جوان فرانسوی به نام ناپلئون بناپارت، های متفق پروس ـ زا ن را با ش تی سنگین روبرو ساخت و در تاریخ اروپا فصلی تازه گشود.مناسبات میان شوپنهاور و مادرش پرتنش بود. مادر شوپنهاور که زنی بافرهنگ بود، همواره او را از گرایش های تند ملی گرایانه و خطابه نویسی های پرشور و احساساتی منع می کرد. شوپنهاور از زمان اقامت در هامبورگ تحت تاثیر رومانتیست هایی چون نوالیس، شلگل و هوفمان قرار گرفته بود. از طریق شلگل با «فلسفه هندی» آشنا شد و بسیار تحت تاثیر آن قرار گرفت. او با یت میانه ای نداشت و به ویژه رگه های خشونت بار یهودی آن را طرد می کرد. در محفل روشنفکری دوستان مادرش در شهر وایمار، از جمله با گوته، شاعر نامدار آلمانی آشنا شد. بعدها در دفاع از آموزه رنگ های گوته رساله ای منتشر ساخت.شوپنهاور در سال ۱۸۰۹ برای تحصیلات عالی رهسپار گوتینگن شد، جایی که برای نخستین بار با شه های کانت آشنا شد و به شدت تحت تاثیر آن قرار گرفت. دو سال بعد برای تحصیل فلسفه و علوم طبیعی به برلین رفت و در کلاس های درس فیشته نیز شرکت کرد، ولی به سرعت از آن روی گرداند.در سال ۱۸۱۳ شروع به نوشتن رساله ای خود کرد. موضوع این رساله «ریشه های چهارگانه اصل سبب کافی» بود. در فاصله میان سال های ۱۸۱۴ تا ۱۸۱۸ مهم ترین اثر خود «جهان چونان اراده و تصور» را به رشته تحریر درآورد، ولی این اثر در آن زمان میان محافل فکری آلمان بازتاب چندانی نیافت. در سال ۱۸۱۹ به عنوان فلسفه در برلین استخدام شد. شوپنهاور که از هگل بیزار بود، ساعات تدریس خود را درست با ساعات کلاس درس هگل همزمان ساخت. ولی دانشجویان از کلاس های درس او استقبال چندانی ن د. همین امر باعث شد که تنها پس از دو ترم کار تدریس در را رها کند.شوپنهاور در سال ۱۸۳۱ از ترس بیماری وبا از برلین به فرانکفورت گریخت. در فرانکفورت تلاشی دوباره برای از سرگیری فعالیت آکادمیک انجام نداد. با پولی که به او به ارث رسیده بود، زندگی نسبتا راحتی را می­گذراند. سال­ها به نظر می­رسید که شوپنهاور به عنوان فیلسوف ناکام مانده است. انتشار کتاب فلسفه­ طبیعی او تحت عنوان «درباره­ اراده در طبیعت» در سال ۱۸۳۶ نیز تغییری در این وضع ایجاد نکرد.هنگامی که پنجاه ساله بود، رساله­ای منتشر ساخت تحت عنوان «درباره­ اراده­ آدمی». این رساله، جایزه­ «کانون شاهنشاهی دانش­های نروژ» را به خود اختصاص داد. با رساله­ دیگری تحت عنوان «دو مساله بنیادین فلسفه اخلاق» جایزه­ آکادمی کپنهاگ را ربود. این رویدادها به وجهه­ او در آلمان نیز افزود و نام او را بر سر زبان­ها انداخت. در سال ۱۸۴۴ کار نگارش جلد دوم «جهان چونان اراده و تصور» را به پایان رساند. شوپنهاور دیگر در محافل فکری و در میان دانشوران آلمان شخصیتی شناخته شده بود. وی خود را سزاوار این آوازه می­دانست و معتقد بود که بی­نام ماندن او در آلمان، صرفا ناشی از دشمنی محافل فلسفی آکادمیک کشور با او بوده است.اگر چه آوازه­ شوپنهاور دیر به دست آمد، ولی پایدار بود. تاثیر او از آن جهت گسترده بود که افزون بر حوزه­های معرفت­شناسی و اخلاق، آموزه­هایی نیز در قلمرو رهایی و فلسفه­ زندگی داشت، بدون این که در این عرصه­ها به سنت های دینی و جزمیات متوسل گردد. آرتور شوپنهاور در تاریخ ۲۱ سپتامبر ۱۸۶۰ در فرانکفورت چشم از جهان فروبست. در اتاق کارش دو مجسمه برنزی وجود داشت، یکی از کانت و دیگری از بودا.

اطلاعات



ایران > ی - همشهری آنلاین:
حضرت آیت الله معظم انقلاب ی در پیامی درگذشتِ عالم بزرگوار مرحوم آیت الله آقای حاج آقا نصرالله شاه آبادی را تسلیت گفتند.متن پیام تسلیت معظم انقلاب ی به این شرح است:بسم الله الرحمن الرحیم
درگذشت عالم بزرگوار مرحوم آیة الله آقای حاج آقا نصرالله شاه آبادی رحمة الله علیه را به بازماندگان مکرّم ایشان و بیت رفیع شاه آبادی و همه ارادتمندان ایشان تسلیت عرض میکنم و علوّ درجات ایشان را که از شاگردان و نزدیکان راحل عظیم الشأن و از وفاداران به انقلاب و خدمتگزاران نظام جمهوری ی بودند، از خداوند متعال مسألت مینمایم.
سیّدعلی
۲۲ اسفند ۱۳۹۶

اطلاعات


فرهنگ > ادبیات - مراسم تشییع پیکر داریوش شایگان روز دوشنبه ششم فروردین در مرکز دایره المعارف بزرگ ی برگزار می شود.www.khabaronline.irبه گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در پیامی که در کانال تلگرام مجله «بخارا» به سردبیری علی دهباشی منتشر شده درباره زمان مراسم تشییع پیکر زنده یاد داریوش شایگان آمده است:«ستاره ای دیگر از بزرگان علوم انسانی ایران و شورای عالی علمی مرکز دائرة المعارف بزرگ ی خاموش شد.داریوش شایگان بامداد امروز، دوم فروردین ۱۳۹۷ به یاران نازنین از دست رفته خود در شورای عالی علمی مرکز دائرة المعارف بزرگ ی پیوست. یاران بزرگ و درخشانی چون ایرج افشار، عباس زریاب خوئی، عبدالحسین زرین کوب، قمر آریان، احمد تفضلی، شرف الدین اسانی، محمدابراهیم باستانی پاریزی، عنایت الله رضا، محمدحسن گنجی و بسیاری دیگر از نام آوران و ستارگان بی بدیل علوم انسانی که شورای عالی علمی و مرکز دائرة المعارف بزرگ ی را بدرود و به دیار ابدی شتافتند.حال در آغازین روزهای بهاری، شمند بزرگ معاصر، داریوش شایگان از میان ما رفت. به همین مناسبت مراسم وداع، تشییع و بدرقه در روز دوشنبه ششم فروردین ۱۳۹۷ ساعت ۹ صبح و با اقامه توسط آیت الله سیدمصطفى محقق داماد، در سرسرای مرکز دائرة المعارف بزرگ ی برگزار خواهد شد.»

اطلاعات



سرچشمه ی عشق با علی آمده استگل کرده بهشت تا علی آمده استشد کعبه حرمخانه میلاد علی(ع)کز کعبه صدای یا علی آمده است

اطلاعات

بخش اول ...www.khabaronline.irفرهنگ > دین و شه - شخصیت ممتاز و ارزنده مولای متقیان اگرچه بیش از سایر نوابغ بشری مورد تحلیل و ارزی قرار گرفته است ولی باز درباره اش ناگفته های بسیار وجود دارد و بی گمان کلک و زبان نویسندگان و گویندگان از بازگویی برازندگی های شخصیت یگانه صاحب نهج البلاغه همچنان ناتوان و قاصر مانده است.نویسندگان و محققان دانش دوست و ای از افراد از همان دوره زندگانی علی علیه السلام شیفته شخصیت دریاسان او شدند و فضایل او را اگرچه دیگران دشمنکام نخواستند، در ضمن سخنان و یا نوشته های خود جاودانه د.تا آن جا که با هرچه دور شدن از زمان شهادت حضرت در مسجد کوفه تا این عصر روز به روز بر شمار دوستداران و ارادتمندان وی افزوده می شود.ابوالعینای شاعر گفته است: «اگر من بخواهم فضایل تو را بازگویم چنان است که به هنگام ظهر از روشنی روز خبر دهم که بر هیچ پوشیده نیست » .خداوند در قرآن کریم می فرماید: «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا.» (مریم: 96) ; همانا انی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، خداوند به زودی برای آنان دوستانی نیکو قرار می دهد. اکرم صلی الله علیه وآله نیز می فرمایند: «علی علیه السلام در قول و فعل خود از معصیت به دور است.هر سخنی که گوید و هر کاری که کند با دعوت دینی مطابقت دارد و داناترین مردم به معارف و شرایع هموست » .خواجه نصیرالدین توسی، ریاضی دان و فیلسوف بزرگ ی، در کتاب تجرید الاعتقاد از المؤمنین علیه السلام این چنین یاد می کند:«علی علیه السلام داناتر از همگان بود.او حدسی نیرومند داشت و همیشه همراه رسول صلی الله علیه وآله بود.بخشش او از همه افزون بود و پس از پیغمبر پارساترین و فرزانه ترین مردم به شمار می آمد.ایمانش بر همه مقدم و سخنش از همه فصیح تر و شه اش از همه محکم تر بود.او سرچشمه فیاضی بود که دانشمندان دانش های خود را به او استناد می دادند» .ف الدین رازی، مفسر دانشمند و خبیر ی، که درباره نهج البلاغه شرح ناتمامی هم به او نسبت می دهند، درباره علی علیه السلام چنین اعتقادی دارد: «هر در دین پسر ابوطالب را پیشوای خود قرار دهد، همانا رستگار شده است.چون درباره اش فرمود: خدایا! علی هرگونه باشد، حق را بر محور وجودش بچرخان » .در صحیح مسلم آمده است: «دوست داشتن علی علیه السلام نشانه ایمان و دشمن داشتن او نشانه نفاق است » .احمد بن حنبل شیبانی معروف به «ابن حنبل » می گوید: «درباره هیچ یک از صحابه رسول الله صلی الله علیه وآله به اندازه علی بن طالب علیه السلام فضایل نقل نشده است ».میخاییل نعیمه، دانشمند ی عرب، معتقد است: «هیچ مورخ و نویسنده ای هر اندازه هم از نبوغ و رادمردی ویژه برخوردار بوده باشد، نمی تواند قیافه کاملی از انسان بزرگی مانند پیشوا علی علیه السلام را در مجموعه ای که دارای هزار صفحه باشد، ترسیم نماید و دورانی پر از رویدادهای بزرگ مانند دوران او را توضیح بدهد».جبران خلیل جبران، نویسنده پرشور ی، می گوید: «به عقیده من فرزند طالب نخستین ی بود از عرب که با روح کلی جهان ارتباط برقرار کرد و با آن هم نشین شد.هر شیفته او گشت، شیفتگی او وابسته به فطرت است و هر که به دشمنی او پرداخت، از ابنای جاهلیت است.علی علیه السلام هنوز پیام خود را به طور کامل به سراسر جهان نرسانده بود که به سرای جاوید شتافت.مرگ علی مانند مرگ ان روشن بین بود; همان انی که به شهری روی می آوردند و با مردمانی می زیستند که هرگز شایسته آنان نبودند».ایلیاپا ولیج، مورخ و خاورشناس روسی، در کتاب « در ایران » شخصیت المؤمنین را این گونه تفسیر می کند: «علی علیه السلام پرورده محمد صلی الله علیه وآله و عمیقا به وی و امر وفادار بود.علی تا سرحد شور و عشق پای بند دین بود.صادق و راستکار زیست و در امور اخلاقی همواره ده گیر بود.هم سلحشور بود و هم شاعر، و همه صفات لازمه اولیاءالله در وجودش جمع شده بود» .هنگامی که آراء و نوشته های دانشمندان ی را درباره مؤمنان علیه السلام بررسی می نماییم، بی تردید با دریایی از شگفتی تعبیر روبه رو می شویم. این تع ر ارزنده، به تصریح اکثریت از صداقت نفس و ارادت خالص آن ها حکایت می کند و این که شمندان معاصر معتقدند که «علی علیه السلام و کتاب او در میان مسلمانان غریب و تنهاست » و یا این که «ما شایستگی شناخت علی علیه السلام را از دست داده ایم و شناخت او را از مغزهای ما برده اند» ، قولی به تمام پذیرفتنی و مطابق با حقیقت تواند بود.با در نظر آوردن تحقیقات بسیار و کارساز مسلمانان باز باید بر این نکته اذعان کنیم که سهم غیرمسلمانان با انصاف و دانادل در شناخت و شناسانیدن چهره ناب علوی و کتاب ارجمندش اگربیش تر و پرمایه تر از مسلمانان نباشد، بی گمان کم تر از آنان و سایر پژوهندگان نخواهد بود.و در این باره کوشش های جدی و تا حدودی آگاهانه آنان این ادعا را ثابت می کند.جرج جرداق ی در کتاب بسیار ارزشمند « علی علیه السلام، صدای عد انسانی » پس از آن که قهرمانی های را با قلم توانای خویش توصیف می کند و شمه ای از فضایل او را بازگو می نماید، در خطاب به روزگار می گوید: «آه! ای دنیا! چه می شد اگر قوای خود را جمع می کردی و توانت را برای بار دیگر در یک جا متمرکز می نمودی و در هر عصر و زمان یک نفر مانند علی علیه السلام را که در عقل و د و منطق و بیان و حماسه و شجاعت با او همپایه بود، برای بشریت به ارمغان می آوردی!»من آدمی به لطف تو هرگز ندیده ام این صورت و صفت که تو داری فرشته ای!نرسیسیان یکی دیگر از فضلای ی معتقد است: «اگر امروزه این خطیب بزرگ بر منبر کوفه پای می نهاد، می دیدید که مسجد کوفه با آن پهناوریش از سران و بزرگان اروپا موج می زد.آنان می آمدند تا روحشان را از دریای بی انتهای دانش او سیراب سازند».توماس کارلایل، فیلسوف انگلیسی و صاحب کتاب «الابطال » عاشقانه و دردمندانه از علی علیه السلام یاد می کند: «ما چاره ای نداریم به غیر از آن که علی علیه السلام را دوست داشته باشیم; چه، او جوانمردی بلند قدر و نیک نفس بود.از سرچشمه وجدانش مهر و نیکویی سرازیر می گشت و از دلش شعله های دلاوری و شجاعت زبانه می کشید. در کوفه ناگهان به حیله کشته شد و شدت عد ش موجب این جنایت گشت; چه او هر را چون خودش عادل می پنداشت.هنگامی که درباره قاتلش گفت وگو می شد، گفت: اگر زنده ماندم، خود می دانم با او چه رفتاری پیشه سازم و اگر درگذشتم کار با شماست: اگر خواستید قصاص کنید و ضربت شمشیرش را به ضربتی سزا دهید و اگر توانستید درگذرید! که این به تقوای الهی نزدیک تر است ».کارلایل این سخن را از نهج البلاغه به عاریت گرفته است; چرا که حضرت در نامه بیست و سوم که در واقع آ ین وصیت نامه او به شمار می رود، درباره پسر ملجم وصیتی نموده که به راستی ابنای بشر را به تعجب وامی دارد.

اطلاعات



جــــــــز سر کوى تــــــو اى دوست، نـــــــدارم جایى در سرم نیست، بجز خاک درت سودایىبـــــــر در میکـــــــــده و بتکــــــــــده و مسجد و دیر سجــــده آرم که تو شاید، نظرى بنمایىمشکلى حــــــل نشد از مـــــدرسه و صحبت شیخ غمـــــزه اى تا گره از مشکل ما بگشایىاین همـــــه مــــــــا و منـــــى، صـوفى درویش نمود جلــــــــوه اى تا من و ما را ز دلــم بزدایىنیستم، نیست، که هستى همه در نیستى است هیچم و هیچ کـــــه در هیچ نظــر فرمایىپـــــى هـــــر شـــدم، از اهل دل و حال و طرب نشنیدم طــــــــرب از شــــاهد بزم آرایى عـــــــاکف درگـــــــــــه آن نشینم، شب و روز تا به یک غمزه او، قطـــــره شود دریایى
از دیوان غزلیات «رضوان الله تعالی علیه»

اطلاعات

زندگی نامه خواجه نصیرالدین طوسی http://persianv.comبخش پنجم ... ان خواجه نصیرالدین طوسیشهید ثانی در رساله چهل حدیث خود می نویسد محققاً خواجه نصیر در علوم منقول شاگرد پدرش بود که او از شاگردان فضل اله راوندی بود و او از شاگردان ثقه ال سید مرتضی علم الهدی می باشد.
اساتیدی که خواجه نصیر الدین از محضرشان بهره مند گردیده است عبارتند از:از محضر دایى بزرگوارش (نور الدیـن على بـن محمد شیعى).خواجه نصیرالدین طوسی از محضر ریاضـى دان معروف آن زمان (محمد حاسب) ب فیض نموده است. آ یـن ى که خواجه در طوس پیـش او تلمذ نمود (عبدالله بـن حمزه) دایى پدرش بوده است. درس خارج فقه و حدیث و رجال را در محضر سراج الدین ب علم نمود. فرید الدیـن داماد نیشابورى دانشمند بزرگ آن عصر بود که خـواجه در حضـور ایـن استـاد اشـارات ابـن سینا را آمـوخت. کتاب قانـون ابـن سینا را از قطب الـدیـن فرا گرفته و در نهایت از محضـر عارف نامـور شیخ عطار نیشابـورى بهره مند گردید. ابـو السادات اسعد بـن عبد القادر. خـواجه نصیر علـم فقه را از محضـر (معین الدیـن سالم) فرا گرفته است. در موصل از محضر (کمال الدیـن موصلى) نجـوم و ریاضـى را آموخت.عقاید خواجه نصیرالدین طوسی شاگردان شاگردان بسیاری از محضر خواجه ب علم نموده اند که معروف ترین آنان می توان از علامه حلیو حتییکـى از شـاگـردان حنبلى مـذهب وی ابـن فـوطـى نام برد.گفتار بزرگان علامه حلـى از شاگردان بر جسته خـواجه که از بزرگتریـن علماى مذهب تشیع است
درباره خصوصیات اخلاقى ش مى گوید: خـواجه بزرگوار در علوم عقلى و نقلـى تصنیفات بسیار دارد
و در علـوم ـى بر طریقه مذهب شیعه کتابها نوشت او شریف تریـن دانشمندى بود که مـن در عمرم دیـدم.(ابـن فـوطـى) یکـى از شـاگـردان حنبلى مـذهب خـواجه نصیـر در خصـوص اخلاق استـادش مـى نـویسد :
خـواجه مردى فاضل و کریـم الاخلاق و نیکـو سیرت و فـروتـن بـود و هیچگاه از درخـواست ـى دل تنگ نمى شد و حاجتمندى را رد نمى کرد و بـرخورد او با همه با خوش رویـى بـود. (ابـن شاکر) یکى دیگر از مـورخان اهل بیت است که اخلاق خـواجه را چنین توصیف مى کند:خواجه بسیار نیکـو صـورت، خوش رو، کـریـم، سخـى، بـردبار، خـوش معاشـرت، زیـرک و با فـراست بـود و یکـى از سیاستمـداران روزگار به شمار مـى رفت. (جـرجـى زیـدان) دربـاره خـواجه چنیـن مـى نـویسـد :
علـم و حکمت به دست این ایرانـى در دورتـریـن نقطه هاى بلاد مغول رفت تـو گویى نور تابان بـود در تیره شامى. در کتاب تحفه الاحباب محدث قمـى، صاحب مفـاتیح الجنـان، در مـورد خـواجه نصیـر مـى نـویسـد :
نصیر المله و الدین، سلطان الحکماء و المتکلمیـن، ف الشیعه و حجه الفـرقه النـاجیه استـاد البشـر و العقل الحـادى عشر.

اطلاعات

زندگی نامه خواجه نصیرالدین طوسی http://persianv.comبخش سوم ... پس از مدتی خواجه قصد مراجعت به وطن خویش نمود. در بیـن راهِ بازگشت به میهن از اى مختلف عبـور کرد و به نیشابـور رسید. نیشابور در آن زمان چند بار مـورد هجـوم قرار گرفته بـود و شهر در دست مغولان بـود. خواجه بعد از نیشابـور به طـرف طـوس زادگاه خـویـش ادامه مسیـر داد و از آنجا خـود را به قایـن رساند تا بعد از سال ها به دیدار مادر و خـواهرش مـوفق شـود. مدتـى در قایـن اقامت کـرده
و به تقـاضـاى اهل شهر ت جماعت مسجـد شهر را قبول و به مسائل دینـى مردم رسیـدگـى کرد و اطلاعاتـى نیز درباره قوم مغول به دست آورد.در شهر قایـن دختر ف الـدین نقاش، را به نکاح خود درآورد و به ایـن ترتیب دوره اى دیگر از زندگى پر فراز و نشیب خـواجه آغاز گردید. بعد از چند ماه س ت در شهر قایـن از طرف “محتشـم قهستان” به نام “ناصر الدیـن” که مردى فاضل و کـریـم و دوست دار علماء بـود دعوت به قلعه شـد او به اتفـاق همسـرش به قلعه اسمـاعیلیـان رهسپـار گـردیـد.کتاب های خواجه نصیرالدین طوسی قلعه هاى اسماعیلیه بهترین و محکـم تریـن مکان در بـرابـر حمله مغولها بود.خواجه نصیرالدین طوسی در ایـن مدت که خـواجه نصیر در قلعه قهستان بود، بسیار مورد احترام و تکریم قرار مى گرفت
و آزادانه به شهر قایـن رفت و آمد داشت و به امور مردم رسیدگى مى نمود. در همیـن زمان بود که به در خـواست میزبـان، کتـاب (طهاره الاعراق) “ابـن مسکـویه” را از عربـى به فـارسـى تـرجمه کـرد و نام آن را اخلاق ناصـرى (به نام میزبان خود) نهاد.اقامت در این قلعه به وی امکان داد دست به تألیف و تحریر کتابهاى متعددى از جمله شرح اشارات ابـن سینا، اخلاق ناصرى، رساله معینیه، مطلوب المومنیـن، روضه القلوب، رساله تـولى و تبرى و … بزند. ایشان در ایـن دوره از زندگانى پر ماجراى خویـش از کتابخانه هاى غنى اسماعیلیان بهره ها بـرد و به علت نبـوغ فکرى، و دانـش و آلایـش معروف و سرشناس گشت. وقتی که هولاکو به فرمانروایی اسماعیلیان در سال ۶۳۵ پایان داد طوسی را در خدمت خود نگاه داشت.خواجه نصیرالدین طوسی در تمام امور کشوری و لشگری مغول برای نیل به مقاصد عالیه خود دخ داشته و تا اندازه ای که توانست از پیش آمدها و سختی های ناگوار که متوجه جامعه مسلمین می شد، جلوگیری می کرد، گاهی با سخنان علمی و زمانی با گفتگوهای مختلف و هنگامی با اندرزهای مقاصد مهم اساسی خود را با دست هلاکوخان انجام می داد پیشرفتهای علمی و نوازش فضلاء و علما با دست خواجه صورت می گرفت و روی این نظریات روزبه روز در دربار هلاکو محبوب تر شده و مورد توجه خاص ایلخان می گردید.شاگردان خواجه نصیرالدین طوسی خواجه نصیرالدین همیشه اصول مقاصد دینی را نصب العین خود قرار می داد و تمام حرکات علمی، که شایسته ی یک مرد دینیِ آشنا به مصالح اجتماعی - ی است، بکار می بست. یکی از اقدامات مهم خواجه نصیرالدین طوسی تشویق هلاکوخان به فتح بغداد و برانداختن دودمان عباسی و کشتن خلیفه به دست ایلخان مغول بود، که داستان آن از این قرار است که:عده ای از مردم نادان و فریب خورده (که تحت تاثیر تعالیم عباسیان رشد یافته بودند) جلوی کشتن خلیفه را گرفتند و گفتند اگر خلیفه را بکشید خدا غضب می نماید و از آسمان بلا نازل می گردد. خواجه با کیاستی هوشمندانه پیشنهادی به هلاکو داد که در روشن افراد کوردل و جاهل نقش اساسی داشت و تحسین همگان را برانگیخت.ایشان پیشنهاد نمود که چند نمد مال به کار بگیرید تا خلیفه را در میان نمد قرار دهند و شروع به نمدمالی کنند، و از طرفی عده ای را داشت تا به نظاره آسمان بپردازند تا اگر آسمان خواست به زمین بیاید و یا بلایی از آن نازل شود سریعا خبر دهند تا نمدمالان دست از کار بشویند.پس چنین د و خلیفه را آن قدر د تا جان از تنش به در رفت! و بدین ترتیب هیاهوی مخالفانِ کشتن خلیفه نیز فروخو د. چنـدى از فتح بغداد نگذشته بـود، که در سال ۶۳۸ هلاکـو خـواجه را به ساختـن رصد خانه تشـویق کرد. هلاکو کلیه موقوفات را به خـواجه واگذار کرد تـا ۱۱۰ مورد آنها را به مصـرف رصـد خـانه بـرسـاند.خواجه نصیرالدین طوسی خـواجه به امر هلاکـو، مشاهیر، حکما و منجمان را به مراغه احضار کرد. رصـد خانه مراغه در سال ۶۵۶ هـ. ق، آغاز و در سال ۶۷۲ هـ. ق، به اتمام رسید.

اطلاعات

زندگی نامه خواجه نصیرالدین طوسی http://persianv.comبخش اول ... خواجه نصیرالدین طوسی ، قرص ماه شب ۱۴ بود و در یک تاریک سرای غیبت راه می نمایاند، مسیری به سوی نور، به سمت خورشید، خورشیدی که از پس شب می آمد. مرزبانی می نمود حریم ولایت را، ت را، و طلایه داری بود از برای تشیع. برای حفظ کیان شریعت چه مرارت ها که تحمل نمود وچه سختی ها که بجان ید. اما همواره بیرق عصر خویش روحی له الفدا را بر زمین نگذارد بلکه از جان مایه گذارد.چه گویم از اوصاف آن شخص که در هر فنی دستی در کار داشت و در علم،
عالِمی کم نظیر بود. تالیفاتش هنوز هم راه گشاست و هنوز به سوی خورشید دوران دل دارد.
بزرگ مردی از دیار طوس، سامان ثامن علیه السلام. دغدغه داشت در سر؛
دغدغه افراشتن پرچم ت را، و چه زیبا بر افراشت و برچید بساط ولایت ستیزان را، عباسیان را.
سخن ازمردیست که نامش را باید گرامی بر زبان جاری کرد:
“نصیرالدین”. و چه با مسمّی اسمی دارد! بله، یادکردِ ما از خواجه نصیرالدین طوسی اعلی الله مقامه است. وی شنبه ۱۱ جمادی الاولی ۵۹۷ – ۵ اسفند ۵۷۹ در شهر توس متولد شد و دوشنبه ۱۸ ذیحجهٔ ۶۷۲ – ۱۱ تیر ۶۵۳ – در شهر بغداد جان به جان آفرین تسلیم کرد. آرامگاه ایشان در شهر کاظمین واقع شده است. محل زندگی اش اسان، قزوین، آذربایجان و بغداد بود. خواجه نصیر طوسی ملیت ایرانی دارد و فیلسوف و دانشمند سدهٔ هفتم قمری است ملقب به بشر و عقل حادی عشر.

اطلاعات


سرای احمد امشب رشک طور است
زمین و آسمان غرق سرور است
نهد پا در جهان دخت محمد
به راهش از جهان گلریز حور است
................



اطلاعات

فدک کجاست و چه جایگاهى در تاریخ داشته است؟https://www.khabaronline.ir (بخش چهارم) به چند دلیل می توان گفت که بهای مادی فدک هنگفت بوده است:۱. خواهیم گفت که عمر، ابوبکر را از این که فدک را به زهرا بسپارد بازداشت؛ زیرا دارایی عمومی حکومت اندک بود و با توجه به تهدیدهایی چون جنگ های مرتدان و قیام های شورشیان به تقویت نیاز داشت روشن است که وقتی می توان درآمد زمینی را برای تقویت بودجۀ حکومت در بحران هایی همچون شورش ها و نبردهای داخلی به کار گرفت، حتماً آن زمین دارای درآمد فراوانی است.۲. خلیفه در گفت و گو با فاطمه دربارۀ فدک گفت: «این مال از آنِ رسول خدا صلی الله علیه وآله نبود؛ بلکه در زمرۀ اموال مسلمانان به شمار می رفت که با آن مردانی را به جنگ می فرستاد و درآمدش را در راه خدا هزینه می کرد.» بی شک مالی که با آن مردانی عازم جنگ می شده اند، مال هنگفتی بوده که هزینه ی را تأمین می کرده است.۳. گفتیم که معاویه فدک را به سه بخش تقسیم نمود و هر یک را به یزید و مروان و عمرو بن عثمان عطا کرد. همین نکته میزان ثروت حاصل از آن زمین را نشان می دهد؛ چراکه بی تردید درآمد حاصل از این زمین آن قدر هنگفت بوده که درخور تقسیم میان سه ی باشد که خود، صاحب اموال فراوان و ثروت هنگفت بوده اند.۴. در معجم البلدان از این زمین با عبارت قریه (روستا) یاد شده و در شرح نهج البلاغه آمده که برخی، درختان مای آن را برابر با درختان مای کوفه در سدۀ ششم قمری شمرده اند.(۲).............1- احتمال دوم نزدیک ترین احتمال است؛ زیرا احتمال نخست را خود المؤمنین علیه السلام در نامه به عثمان بن حنیف نفی نموده و فرموده است: «و گروه دیگر از آن دست شستند.» (نهج البلاغه، ص۴۱۷). احتمال سوم نیز به این دلیل بعید است که در آیندۀ دور که فدک را به فاطمیان دادند، ایشان آن را پذیرفتند. (نویسنده)2- ابن الحدید می گوید: به یکی از کلامیان یه به نام علی بن تقی که اهل نیل [روستای اطراف کوفه] بود گفتم: آیا فدک چیزی جز شمار ناچیزی ما و اندکی زمین نبود که چنان اهمیتی نداشته باشد؟ گفت: این طور نیست، فدک بسیار باعظمت بود و نخل های آن به اندازۀ نخل های الآن کوفه بود. (شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۳۶)

اطلاعات

(بخش ششم)
اجازه اجتهاد
سید رضی ، بعد از سالها تحصیل و مباحثه و جهاد علمی، در بیست و هفت سالگی اولین اجازه اجتهاد را از آیت الله شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء دریافت کرد و آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی. بعد از امتحان، اجازه اجتهاد ایشان را تایید نمود. آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی در هر مجلسی که سید رضی را می دید، می گفت: «آقا! این مجتهد است.» همچنین ایشان، از آیت الله سید شهاب الدین حسینی مرعشی نیز اجازه اجتهاد دریافت کرد. آیت الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی هم یکی دیگر از انی بود که به او اجازه اجتهاد داد.متن کامل اجازه اجتهاد و روایت آیت الله شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء برای آیت الله سید رضی که مورد تایید آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی و آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی نیز قرار گرفته و در ۱۳۷۲ق ـ ۲۸ سالگی ـ صادر شده، چنین است:ادامه دارد ...


اطلاعات

(بخش دوم)
در نجف از فیاض اصفهانی، قوانین را آموخت. نزد شیخ مجتبی لنکرانی مطول را تحصیل کرد و از محضر آیت الله شیخ حسین حلی و آیت الله سید ابوالقاسم خوئی و آیت الله شیخ محمد کاظم دروس سطح و خارج را استفاده کرد. سید نزد پدر در نجف و تهران، کتاب رسائل و کفایه و مکاسب را نیز فراگرفت.
ان در آن دوره، به رغم شرایط بد مادی با شور و حرارتی ستودنی، مشعل دانش می افروختند و درس دینداری می دادند. این شرایط برای خانواده سید رضی هم پیش آمد تا جایی که پدر کتاب طهارت یا صلات آیت الله حاج آقا سید رضا همدانی را که ابزار کار مجتهد است، به او داد و سید رضی آن را به ۲۵۰ فلس فروخت.
سید رضی نزد آیت الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی، امور عامه و الهیات بالمعنی الاخص و مباحث نفس از کتاب اسفار اربعه و شرح فصوص و درس خارج فقه (بحث مکاسب و اجاره و طهارت) را فرا گرفت. شرح فصوص را در سال ۱۳۷۴ ق نزد آیت الله شیخ محمد حسین فاضل تونی آموخت و در درسهای هیئت، قوانین، رسائل، شفا و اشارات آیت الله میرزا ابوالحسن شعرانی، شرح منظومه آیت الله مهدی الهی قمشه ای و اسفار آیت الله میرزا احمد آشتیانی شرکت کرد. هم چنین قسمتی از خارج مکاسب را نزد آقای عماد رشتی (نوه میرزا حبیب الله رشتی و از شاگردان ممتاز آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی) آموخت. بعد از استقرار در تهران (سال ۱۳۳۵ش.) نزد آیت الله شیخ محمدتقی آملی به تحصیل خارج فقه (بر اساس العروة الوثقی) مشغول شد و حدود هفت سال از محضر آن بزرگ بهره گرفت. کتاب دوازده جلدی مصباح الهدی مجموعه درسهایی است که آیت الله آقا شیخ محمدتقی آملی برای جناب سید رضی و جمعی دیگر تدریس کرده و نوشته است.ادامه دارد ...

اطلاعات

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، کتاب «خاطرات سفیر» خاطرات نیلوفر شادمهری و شامل بیان چالش هایی است که یک بانوی مسلمان به عنوان دانشجوی ممتاز ایرانی در فرانسه با آن مواجه شده است.او شد سفیر ایران، یا بهتر بگوییم سفیر در قلب کشور فرانسه. بانویی محجبه و شاید کمی متفاوت از هم سالان و همکلاسی های خود که برای تکمیل تحصیلاتش در رشته ی طراحی صنعتی، برای مدتی ایران را به مقصد فرانسه ترک می کند و اینگونه خاطرات سفیر آغاز می شود.

کتاب «خاطرات سفیر» به روایت خانم نیلوفر شادمهری با نگارشی صمیمی و ساده، خواننده را به خوابگاهی در پاریس می برد و او را با رویدادها، تجربه ها و خاطراتش شریک می کند. خاطرات دختر مسلمانی که در کشور فرانسه، هرچند برای ادامه ی تحصیل در مقطع ی حضور دارد اما سفیری شده است برای دفاع از حقیقت . مواجهه ی او با آدم های مختلف و اتفاقات متفاوت این خاطرات را جذاب تر می کند، از قبول نشدنش در بهترین فرانسه تنها به دلیل حجابش و دست ندادن با سرشناس ترین اساتید مرد تا برگزاری دعای عهد در اتاق خوابگاه و خواندن دعای کمیل برای «یک سلیم النفس».

خاطرات منتشر شده در این کتاب، ابتدا در وبلاگی به نام «سفیر ایران» توسط نویسنده نوشته شده و سپس به مرور بر آن خاطرات افزوده شده است.

راوی در این کتاب، حدود سی خاطره را به رشته ی تحریر درآورده و توضیح نیز داده اند که این مجموعه در واقع بخش اندکی از تمام خاطرات ایشان است و ابراز امیدواری کرده اند بتوانند فصل های بعدی این کتاب را نیز بنویسند.شادمهری همچنین در مصاحبه ای چنین گفته است: «آن زمانی که من شروع به مکتوب این خاطرات تعدادی از دانشجویان را می دیدم که همان اتفاقاتی که برای من پیش آمده برای بعضی از این ها نیز افتاده بود. اینها در برخورد با این اتفاقات واکنش های خوبی بروز نداده بودند. زیرا در آنجا با پوشش و حجاب خانم ها برخورد خوبی ندارند ازاین رو تصمیم گرفتم خاطراتم را که بخشی از آن مربوط به برخورد با این گونه رفتارها بود را مکتوب کنم تا از این طریق آموزشی نیز داده باشم.»نیلوفر شادمهری هم اکنون عضو هیات علمی هنر هستند.
انقلاب چندی پیش در جریان یکی از دیدارها گفتند: کتاب خاطرات سفیر را توصیه کنید که خانم هایتان بخوانند.

اطلاعات

فروتنی از منظر روایاتhttp://hawzahnews.com
با توجه به تاکیدهای فراوان در قرآن نسبت به موضوع تواضع، روایات ی نیز به این مهم پرداخته، و در مورد فروتنی انسان از ابعاد مختلف، نکات مهمی را اشاره نموده اند. به همین جهت در بیانی از حضرت علی(ع) تواضع به عنوان بزرگترین عبادت دانسته شده است: «علَیکَ بِ َّواضُعِ؛ فإنّهُ مِن أعظَمِ العِبادَة؛ بر تو باد فروتنى؛ زیرا که آن، از بزرگ‏ترینِ عبادتهاست‏»، و در بیانی دیگر از وجود نورانی اکرم(ص) آمده است: «ما لی لا أرى علَیکُم حَلاوَةَ العِبادَةِ؟! قالوا: وما حَلاوَةُ العِبادَةِ؟ قالَ: َّواضُعُ؛ چه شده است که شیرینىِ عبادت را در شما نمى ‏بینم؟! گفتند: شیرینىِ عبادت چیست؟ فرمود: فروتنی».در بیانی لطیف که از صادق(ع) نقل شده است، تواضع ریشۀ هر کار نیک و با ارزشی دانسته شده است.
« َّوَاضُعُ أَصْلُ کُلِّ شَرَفٍ نَفِیسٍ وَ مَرْتَبَةٍ رَفِیعَةٍ ... وَ مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ شَرَّفَهُ اللَّهُ عَلَى کَثِیرٍ مِنْ عِبَادِهِ ... وَ لَیْسَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَادَةٌ یَرْضَاهَا وَ یَقْبَلُهَا إِلَّا وَ بَابُهَا َّوَاضُع‏ وَ لَا یَعْرِفُ مَا فِی مَعْنَى حَقِیقَةِ َّوَاضُعِ إِلَّا الْمُقَرَّبُونَ مِنْ عِبَادِهِ الْمُتَّصِلُونَ بِوَحْدَانِیَّتِهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: "وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یَمْشُون عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً "‏؛
تواضع و فروتنى اساس هر گونه شرافت عظیم و مرتبۀ بلندى است ‏... و چون تواضع براى خدا شد؛ خداوند متعال او را عزّت و بزرگى داده‏ ... و هیچ گونه عبادت و طاعتى نیست که مورد قبول و رضاى پروردگار متعال قرار گیرد؛ مگر آنکه به صورت تواضع و ش ته دلى و ذلت نفس انجام بگیرد و از حقیقت تواضع و از نتائج دقیق آن آگاه نمى ‏شود، مگر انى که از بندگان مقرب و خاص خدا و از موحدین حقیقى و کامل باشند. و خداوند متعال مى ‏فرماید: " بندگان (خاص خداوند) رحمان، انى هستند که با آرامش و بى‏ تکبّر بر زمین راه مى ‏روند؛ و هنگامى که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان ناب دانه گویند)، به آنها سلام مى‏ گویند (و با بى‏اعتنایى و بزرگوارى مى‏ گذرند)"».
همچنین در بیانی دیگر از رحمت(ص) آمده است: «یُباهِی اللَّهُ تَعالَى المَلائِکَةَ بِخَمسَةٍ: بِالمُجاهِدینَ، وَالفُقَراءِ، وَالَّذینَ یَتَواضَعونَ للَّهِ تَعالى‏، وَالغَنِیِّ الَّذی یُعطِی الفُقَراءَ کَثیراً ولا یَمُنُّ عَلَیهِم، و رَجُلٌ یَبکی فی خَلوَةٍ مِن خَشیَةِ اللَّهِ عز و جل؛ ‏خداوند متعال به پنج بر فرشتگان مى ‏نازد: به مجاهدان، به تهى‏ دستان، به انى که براى خداوند متعال، فروتنى مى ‏کنند، به توانگرى که به تهى ‏دستان، بسیار عطا مى ‏کند و بر ایشان منّت نمى ‏نهد، و به مردى که در خلوت از ترس خداوند عز و جل مى ‏گرید».
لذا مطابق این بیان شگرف و نغز، انسانهایی که برای خداوند تواضع می کنند از جمله انی هستند، که خداوند نسبت به آنان به فرشتگان مباهات می کند. صادق(ع) نیز در بیانی دیگر می فرماید: خداوند به داود وحی کرد
«فیما أوحَى اللَّهُ عَزَّوجلَّ إلى‏ داودَ(ع): یا داودُ، کما أنَّ أقرَبَ الناسِ مِن اللَّهِ المُتَواضِعُونَ کذلکَ أبعَدُ الناسِ مِن اللَّهِ المُتَکبِّرُون‏؛ از وحى ‏هاى خداوند عز و جل به داوود(ع) این بود: اى داود! همچنان که نزدیکترین مردم به خدا فروتنانند، دورترین مردم از خدا متکبرانند(گردن فرازانند)».

سخن پایانی
مهم ترین مسألۀ قابل طرح در این مقام، این است که تواضع و فروتنی آداب و جایگاهی دارد که هر انسان مؤمنی می بایست بداند و بیاموزد که در کجا باید تواضع و فروتنی از خود نشان دهد. چرا که بسیار روشن و واضح است تواضع نمودن نسبت به حق تعالی و دستورات او و ان و ان معصوم، علماء، معلمان و متعلمان، و فقرا از بارزترین مصداقهای فروتنی است؛ که باید در جای خود به بهترین شکل انجام گیرد.

اطلاعات



عناوین کلی در این کتاب عبارت اند از: مقدمه، ماهیت اصول فقه و مسائل مربوط به آن، الاخبار، الأوامر، النهی، عموم و خصوص، المطلق و المقید، بیان و مجمل، ناسخ و منسوخ، افعال، اجماع، قیاس، اجتهاد، حضر و اباحه، استصحاب این کتاب در دو جلد به زبان عربی، به تحقیق آقای محمدرضا انصاری قمی، (همراه با تعلیقات فراوان و فهارس متعدد) در چاپخانه ستاره قم چاپ و منتشر شده است.

اطلاعات



(بخش اول)
این کتاب از مبسوط ترین کتب در اصول فقه بوده که همسنگ کتاب الذریعه الی اصول الشریعه سید مرتضی می باشد. سید بحرالعلوم، درباره این کتاب فرموده است: «هو احسن کتاب صنف فی الاصول» این بهترین کت است که در اصول فقه نوشته شده است. شیخ این کتاب را در زمان حیات ش سید مرتضی نوشته و حتی از کلام شیخ در مقدمه عده چنین استفاده می شود که وی عدّه را قبل از آنکه سید الذریعه را بنویسد، نوشته است.
ادامه دارد ...

اطلاعات


اود اوسته جان انیـر ( ترکی ) خیالین ایندیجه بو ذهنیمی یـامـان انیـــــــرایچیمده قایناییر عشقین ، ایچیمده قان انیـر نه ائیله ییـــم گوجوم آنجاق وصالــه چاتمازساچاپیـــر آتین بو سایاق کی منی زامان انیـر غــــریبه دوزلوگوموزدن ایتیـردی چوخـــلار اؤزونغــــریبــه دوربـریـمده یـالان پـالان انیـــــــر یـاریـق کـؤنوللریمیـزدن خــرابــــــه لـــــر دوغولوراُمیـــد اوشاقلارینین هئی ائوین خوخان انیر من ایسّه اؤلمه لییَـم دای سن اولمایان یئردهبوجور کی سئوگی دییـه نلر اولوب ایلان انیــر زمــانه نین دَفی دؤنـموش یـالانـچی مدّعیلــراؤز عیبین اؤرتـمه یـه یالنیز دوروب دومان انیر غـــریبلیگیـن کؤکو یـانسین ، گلیب فغانــه داد ـچاق وورام قانی چیخماز اود اوسته جان انیـر

اطلاعات

(بخش آ )
دعای استخارهاستخاره ، سنتی ی است و کاربرد صحیح آن در جایی است که بعد از مطالعه و تفکر و م با کارشناسان امین، در انجام یا ترک عمل مباحی دچار تردید شویم و راه حل مشکل را ندانیم.
متن و ترجمه دعای سید رضی برای استخاره چنین است:
«بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد الهی بفاطمة و ها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها اللهم ارنا الخیر حتی نتبع و الباطل حتی نجتنب»
به نام خداوند بخشنده مهربانخدایا! بر محمد و خاندان پاکش درود فرست!
«خدایا! به حرمت فاطمه و پدر و همسر و پسرانش و راز به ودیعت نهاده شده در او، پروردگارا! به ما خیر را نشان بده تا پیروی کنیم و شر را تا از آن دوری گزینیم»

اطلاعات

آخرین مطالب

آخرین ارسال ها