گنجینه زمانه

وبلاگ با نام گنجینه زمانه

چرا شیعیان دهه اول محرم را عزاداری می کنند؟ این واقعه مختص به امروز یا ۱ قرن یا ۲ قرن نیست
www.khabaronline.irفرهنگ > دین و شه - شیعه همواره در طول قرن ها این گونه بوده و به پیروی از ان خود و به مقتضای شیعه بودن، چنین رفتاری در محرم داشته و آن را تا کنون ادامه داده است.

اطلاعات

عاشورا را به آداب و رسوم ظاهری و متحجرانه بدل نکنیم بخش سوم:www.khabaronline.irدرست در این زمان که انتصاب ها صورت می گیرد و طرح های عمرانی توزیع می شود، حقوق محرومان و آبادانی مناطق عقب مانده با سنگدلی تمام نادیده گرفته می شود. در این اوضاع و احوال آیا مطالبه مفهومی دارد؟برادران، اساس پایندگی کشورها، عد و کرامت شهروندان است. اما در لبنان، مفهوم کرامت و انسان مفهومی ظاهری باقی مانده است. انحصارطلبی و بیدادگری و نادیده گرفتن حقوق دیگران، پایه های کشور را به لرزه درمی آورد و آیندۀ آن را به خطر می اندازد. ولی ما که برابری و حقوق مردم را مطالبه می کنیم، از میهن خود و آیندۀ آن محافظت می کنیم و به دنبال و کرامت هم وطنان هستیم. بدانید که این مسئولان هستند که با رفتار خود، امنیت و ثبات این کشور و همزیستی مردم را تهدید می کنند و مسئولان باید بدانند که ما به آنان اجازۀ چنین کاری را نخواهیم داد، چراکه می خواهیم لبنان پاینده بماند.ما پاسداران لبنانیم و برای دفاع از آن و به دست گرفتن اسلحه آماده ایم. منِ پیرمرد بیمار نیز آماده ام تا تفنگْ بردارم و در کنار شما به سوی مرزها بروم. من برای هر کاری که از من خواسته شود، آماده ام. چرا به مردم جنوب اسلحه نمی دهند تا از کشورشان دفاع کنند، ولی به دیگران سلاح می دهند تا باندهای مسلح تشکیل دهند و به حریم مردم کنند؟ چرا برای مناطق غیر از جنوب میلیون ها لیره هزینه می شود؟ طی چهار سال، 984 میلیون لیره هزینه کرده اند، ولی چیزی از آن، با وجود اعلام ج زمانبندی شده برای اجرای طرح، صرف جنوب و بعلبک و هرمل نشده است. دروغ هایی دربارۀ لیطانی گوش های ما را قلقلک می دهد، حتی یک قرش برای طرح لیطانی اختصاص نداده اند. همۀ حرف هایشان دروغ است.می گویند کشت توتون در لبنان زیان آور است، در حالی که می دانیم در همه جای دنیا سودآور است. دایرۀ دخانیات، امسال 58 میلیون لیره سود کرده است.دیروز فهمیدیم که هجده میلیون لیره برای جاده سازی اختصاص یافته، ولی حتی یک قرش برای جنوب هزینه نشده است. چرا؟ آیا مردم جنوب در شمار انسان نیستند؟!اینکه ما مراسم را در این سرزمین پاک برگزار کردیم، جایی که در ورودی آن خانه هایی دیدیم که به دست دشمن ویران شده است، بدین معناست که ما مشکلات این منطقه را درک می کنیم. ما مراسم شهادت حسین(ع) را در برابر چشم دشمن گر و در فاصلۀ چند متری او برگزار می کنیم.پس بر سر حاکمانمان فریاد می زنیم -اگر بشنوند- که به مردم جنوب اسلحه بدهید و بدانید که در این کشور عده ای نازپرورده اند و عده ای رنج کشیده؛ منطقه ای نازپرورده و منطقه ای محروم وجود دارد. ما عد را برای همه می خواهیم. ما خواهان دفاع از همگان هستیم، زیرا چنین می نماید که ما از منطقه ای هستیم که نانش شهروندان درجۀ سوم به حساب می آیند.

اطلاعات

عاشورا را به آداب و رسوم ظاهری و متحجرانه بدل نکنیم بخش دوم:www.khabaronline.irنهضت حسینی نباید به نهاد و آداب و رسوم تبدیل شود، از این رو، باید برای درک ابعاد آن تلاش کنیم و در پرتو آموزه های آن حرکت کنیم. حسین(ع) علت حرکت خود را در دو جمله بیان کرده است: به حق عمل نمی کنند و از باطل باز نمی دارند.
حال من می پرسم: اگر حسین در میان ما بود و می دید که به حق عمل نمی کنند، بلکه در تضییع حق پافشاری می کنند و به حق بی اعتنایی می کنند، چه می کرد؟امسال ما اجتماع بزرگ خود را در یاطر برگزار کردیم: شهری که بمباران شده است و به آن حمله کرده اند و خانه هایش ویران است و برخی از مردمانش آواره اند و هنوز نیز دستخوش گری است. اما این منطقه که خانههایش ویران شده و آثار بمباران ها و های پید ی را در آن مشاهده می کنیم، باید با زبانی جدید، غیر از زبان مطالبه، سخن بگوید؛ زیرا زبان مطالبه شنیده نمی شود، هر چند با صدای بلند آن را فریاد بزنیم.ما این مراسم را در یاطر و در فاصله چند مایلی از مرز برگزار کردیم تا فصلی نو در تاریخ عزاداری حسینی بگشاییم و آن را به انگیزه ای برای استوار ایستادن در کنار حق تبدیل کنیم، هرچند این کار به جانفشانی نیاز داشته باشد؛ تا که فصلی نو در تاریخ مطالبات ما برای حقوق محرومان و رنجدیدگان در لبنان باشد.یادآوری می کنیم که شیعیان چندین ماه است که حقوق خود را در زمینۀ مناصب تی و رسیدگی به مناطق محروم مطالبه می کنند و پیمان استعفای ان و سلب رأی اعتماد نمایندگان از ت را ضمانتی برای اجرای مطالبات خود قرار داده اند.این مراسم باید زنده و پویا بماند. به گونه ای که در زندگی ما اثرگذار باشد؛ درست مانند حادثۀ عاشورا که سیدال آن را با خون خود و ایثارگری خاندانش رقم زد. این مراسم نباید از معنای حقیقی خود تهی و به رسم و رسومی خشک و جامد تبدیل شود.

اطلاعات


عاشورا را به آداب و رسوم ظاهری و متحجرانه بدل نکنیم بخش اول: www.khabaronline.irمتن زیر سخنرانی موسی صدر در شهرک مرزی یاطر، در شهرستان بنت جبیل، به مناسبت عاشورای حسینی است. صدر در سخنانی در حسینیه یاطر به تشریح عبرت های عاشورا پرداخت و از اهالی جنوب خواست تا با زبانی جدید غیر از زبان مطالبه و درخواست سخن بگویند، زیرا به این زبانْ دیگر گوش نمی دهند، هرچند که فریاد برآورند.
حسین (ع) رخدادهای روز عاشورا را با خون خود رقم زد و خصوصیات و اه و نتایج این نبرد را به روشنی بیان کرد و نقاب از چهره دشمنانش برانداخت و درنده خویی آنان و زبونی اه شان را برملا کرد و به این وسیله، راه را برای شعله ور قیام هایی هموار ساخت که به سقوط بنی امیه انجامید. اگر ما به مراسم سنتی بسنده کنیم و از آن ها در راه مبارزه با باطل و یاری حق بهره نگیریم، این مناسبت را بی اثر و در نتیجه، اه حسین (ع) را تباه و مدفون کرده ایم. باید از نورافشانی این چراغ، که روغن آن از خون حسین (ع) است، روشنایی بگیریم و در کنار حق بایستیم و با باطل، در هر شکل و اندازه ای، بجنگیم.لبنان کشوری است که بر پایه همزیستی برابر میان مذاهب بنا شده است. لبنان کشور ها و کرامت انسان است. انحصارطلبان و انی که می خواهند حقوق دیگران را پایمال کنند یا مطالبات برحقشان را نادیده بگیرند، هر چند در صف مسئولان باشند، می خواهند موجودیت لبنان را از بین ببرند. ولی ما با مطالبه حقوق محرومان و مناطق عقب مانده و گروه های ستمدیده، از لبنان پاسداری و از موجودیت آن محافظت می کنیم. ما بر اساس آموزه های حسین (ع) این خط را تا پایان ادامه می دهیم، تا لبنان پایدار بماند و ما به کاروان حسین (ع) بپیوندیم....باید به این دست مراسم بسنده نکنیم تا بزرگداشت عاشورا به آداب و رسوم ظاهری و متحجرانه بدل نشود و گن اران در ورای آن پنهان نشوند و ستمگران حضور در این سوگواری ها را فرصتی برای تطهیر دامن خود در برابر ملت قرار ندهند و گریه و شرکت در این مراسم جانشین کار و تلاش نشود و خشم انقل و اعتراض سازنده را فروننشاند.

اطلاعات


عاشورا را به آداب و رسوم ظاهری و متحجرانه بدل نکنیمفرهنگ > دین و شه - سخنرانی موسی صدر در سال ۱۹۷۴ به مناسبت عاشورای حسینی. او در این سخنرانی از مردم می خواهد که اه حسین (ع) را تباه و مدفون نکنند.

اطلاعات

ایام سوگواری شهادت حضرت اباعبدالله الحسین «علیه السلام» به محضربانوی دو عالم صدیقه کبری حضرت فاطمه زهر «سلام الله علیها» و خواهر پر صلابت و صبور داغدیده اش، خانم زینب «سلام الله علیها» و به محضر حضرت ولی عصر«عج» مهدی موعود تسلیت عرض می شود. تحریریه گنجینه زمانه

اطلاعات


یه جائیه تو جهان همۀ براش می میرنتموم حاجتا رو همۀ از می گیرنبین دو نهر آبه , یه سرزمین خشکهشمیم باغ و لاله اش معطر ز عط مُشکهشبای زهرا زائر این اساس زن ح , یل ام البنینه …

اطلاعات


خبرگزاری فارس- گروه فعالیت های قرآنی: در اهمیت اقامه صبح روایت بسیار زیادی از اهل بیت(ع) آمده است و حتی در برخی از آیات قرآن هم به اقامه در هنگام فجر اشاره شده است.یکی از این آیات آیه ۷۸ سوره مبارکه اسراء است که در آن صبح ی عنوان شده که توسط فرشتگان مورد مشاهده قرار می گیرد.أَقِمِ الصَّلَوةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَى‏ غَسَقِ الَّیْلِ وَقُرْءَانَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْءَانَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُوداًترجمه را به هنگام بازگشت خورشید (به سمت مغرب) تا تاریکى شب، بپادار، و همچنین قرآنِ سپیده‏ دمان را. همانا (قرائت) قرآن (به هنگام) فجر (در صبح) مورد مشاهده (فرشتگان) است.نکته ها«دلوک»، هنگامى است که خورشید از وسط آسمان روبه مغرب میل مى ‏کند که زوال نامیده مى‏ شود، و وقت ظهر و عصر است. و «غَسق اللیل» وقت مغرب و عشاست که تاریکى، فراگیر مى‏ شود و «فجر»، وقت صبح است.( تفسیر اطیب‏ البیان) صادق‏ علیه السلام مى‏ فرماید: اوّلین ى که واجب شد ظهر بود و آنگاه این آیه را تلاوت فرمودند.(اصول کافى، ج‏3، ص 275)در روایت دیگرى آمده است: اگر صبح در اوّل فجر اقامه شود، فرشتگان شب و روز هر دو آن را ثبت مى‏ کنند.(اصول کافى، ج‏3، ص 275) و «مشهود» بودن صبح نیز ممکن است به همین معنا باشد. یعنى هر دو گروه فرشتگان آن را مشاهده کرده و بر آن گواهى مى‏ دهند. تفسیر المیزان.پیام هامعیار شناخت اوقات در ، طبیعى است به نحوى که قابل فهم و درک همه در همه جا و همیشه باشد. «لدُلوک الشمس، غَسَق اللیل، الفجر»برنامه‏ هاى دینى، زمان‏ بندى شده است. «لدُلوک الشمس الى غَسَق اللیل» تنها عبادتى است که به نام «قرآن» توصیف شده است. «قرآن الفجر»قرآن و تلاوت آن در ، محور اصلى است. «قرآن الفجر»(179)در میان ها، صبح جایگاه ویژه‏اى دارد. «اِنّ قرآن الفجر کان مشهوداً» صلى الله علیه وآله فرمود: «لاصلوة الاّ بقرآن». (کنزالعمّال، ح 19698)

اطلاعات


گفت سر بالا کن ای مهمان ماوی به چشمت سرمه عرفان ماما پی امداد تو بر خواستیمگر تو پیوستی به ما، ما خواستیمعذر کمتر جو که در این بارگاهعفو می گردد به دنبال گناهآب از سر چشمه دل گل نبودسرکشی از نفس بود از دل نبودتو بدی کردی ولی بد نیستیخوب دادی امتحان رد نیستیتوبه را ما یاد آدم داده ایمما برائت را به مریم داده ایمما رهانیدیم یوسف را زچاهما مدد کردیم _ شد دور از گناههر عدم را جود ما موجود کردبوالبشر را نور ما مسجود ُرده را ما خود ا می کنیمدرد را عین مداوا می کنیمسر بلندی خصم دون پستت گرفتخاک پای مادرم دستت گرفتقطره بودی وصل بر دریا شدیتو دگر _ تو _ نیستی _ تو _ ما شدینیستی در بین ما دیگر غریبدوست می دارم تو را مثل حبیبگر چه صد جرم عظیم آورده ایغم مخور رو بر کریم آورده ای
علی انسانی

اطلاعات

بخش دوم ...
حر گفت: «انی و الله اخیر نفسی بین الجنة و النار، فوالله لا أختار علی الجنة شیئا و لو قطعت و أحرقت.»خود را میان بهشت و دوزخ می نگرم و به خدا قسم که چیزی را به جای بهشت برنخواهم گزید؛ گرچه قطعه قطعه شده و سوزانده شوم. آنگاه در حالی که دست های خود را روی سر نهاده بود، می گفت: «خدایا! من به بارگاه تو روی توبه آورده ام. توبه ام را بپذیر؛ چرا که من در دل دوستان تو و فرزندان ت هراس افکندم.»هنگامی که به نزدیک شد، آن حضرت فرمود: «که هستی؟» پاسخ داد: «جعلت فداک انا صاحبک الذی حبسک عن الرجوع و جعجع بک، والله ما ظننت ان القوم یبلغون بک ما أری، و أنا تائب الی الله فهل تری لی من توبة؟« حسین جان! فدایت شوم! من همان ی هستم که شما را از بازگشت به سوی مکه و مدینه باز داشت. همان ی هستم که راه را بر شما بستم؛ اما هرگز گمان نمی که این ستمکاران با شما این گونه رفتار کنند و اینک پشیمانم. به بارگاه خدا توبه کرده ام. آیا توبه ام پذیرفته است؟»

فرمود: «آری، خدا توبه ات را می پذیرد و تو را مورد بخشایش قرار می دهد. پیاده شو که میهمانی و مورد احترام. پیاده شو و کمی آرام گیر. «نعم یتوب الله علیک»حر گفت: «حسین جان! من سواره کارآمدترم و سرانجام کار فرود خواهم آمد.» آنگاه افزود: «بدان دلیل که من نخستین ی بودم که راه را بر شما بستم و خاطر شما را آزردم، اینک اجازه دهید نخستین ی باشم که جان را در راه آرمان های شما فدا کنم و در برابر دیدگانتان به خون آغشته گردم؛ تا در روز رستاخیز، این شایستگی را بیابم که با جدت خدا روبرو شوم و و مورد لطف و عنایت آن حضرت قرار گیرم.»سپس گفت: «یابن رسول الله! زمانی که از کوفه خارج شدم، ص شنیدم که می گفت: بهشت بر تو بشارت باد! گفتم: وای بر حر و بشارت بهشت؛ در حالی که به جنگ پسر رسول خدا می رود.» فرمود: «تو به خیر رسیدی و پاداش تو محفوظ است.» حسین علیه السلام در برابر اصرار او به وی اجازه فداکاری داد و عازم میدان شد و جمع کثیری را به درک واصل کرد تا با پیکری آغشته به خون سر بر بستر شهادت نهاد.هنگامی که پیکر به خون ه او را نزد پیشوای آزادگان آوردند، آن حضرت با دست نازنین خود خاک ها و خون ها را از چهره او کنار زد و فرمود: «راستی که آزادمرد دنیا و آ ت هستی؛ درست همان سان که مادرت تو را «حر» نام نهاد.»

اطلاعات


بخش اول:
گروه دین و شه ـ مهند حامدی: فرمانده لشکر است. پهلوان جنگ است. ی حتی جرأت در چشمانش نگاه کند. فرمانده لشکر است! اولین ی که در کربلا دل بچه ها را لرزاند و راه را بر حسین (ع) بست حر بود. در گفت وگویی که با حسین (ع) داشت، حضرت با او گفت ثکلتک امک! اما حر در مقابل حضرت زهرا ادب کرد و همین ادب دستش را گرفت. «سر بلندی خصم دون پستت گرفت/ خاک پای مادرم دستت گرفت». حر، حر شد. روز چهارم روز حر نیست، روز همه ماست. باید برای خودمان مفصل گریه کنیم.

حر بن یزید ریاحی با هزار نفر، اولین ی بود که راه را بر حسین علیه السلام بست و اجازه نداد به سمتی حرکت کند. آن گاه که بر به دستور ابن زیاد سخت گرفت به او فرمود: «مادرت به عزایت بنشیند»
حر سر به زیر افکند و عرض کرد: «اگر غیر از شما در عرب ی نام مادرم را می برد پاسخ می دادم اما چه کنم که مادر شما فاطمه علیها سلام است.»روز عاشورا وقتی حسین علیه السلام فریاد بر آورد: «أما من مغیث یغیثنا لوجه الله؟ أما من ذاب یذب عن حرم رسول الله.» آیا فریادرسی نیست که به فریاد ما برسد؟ آیا ی نیست که از حریم و خاندانش دفاع کند؟
حر سخت بر خود لرزید و به عمر بن سعد گفت: «آیا به راستی با حسین علیه السلام خواهی جنگید؟» پاسخ داد: «ای والله قتالا ایسره ان تطیر الرؤس و تطیح الایدی.» آری، به خدای سوگند با او خواهم جنگید؛ پیکاری که آسان ترینش، جدا شدن سرها و دست هاست. حر بازگشت. در حالی که می لرزید، شخصی به او گفت: «اگر از من می پرسیدند شجاع ترین مردم کوفه کیست، شما را نشان می دادم. اینک این چه وضعی است که داری؟»

اطلاعات


اولین ی که در کربلا دل بچه ها را لرزاند و راه را بر حسین (ع) بست، حر بود.
در گفت وگویی که با حسین (ع) داشت، حضرت با او گفت ثکلتک امک!
اما حر در مقابل حضرت زهرا (س) ادب کرد و همین ادب دستش را گرفت.


اطلاعات


یکی از اعمال نهم ذی الحجه خواندن دعای حسین(ع) در روز عرفه است که بعد از نمار ظهر و عصر قرائت می شود. در ذیل فرازهای نخست این دعای ملکوتی تقدیم شما سروران می شود.
اَلْحَمْدُ لله الَّذى لَیْسَ لِقَضآئِهِ ِعٌ وَلا لِعَطائِهِ مانِعٌ وَلا کَصُنْعِهِ صُنْعُ صانِعٍ وَهُوَ الْجَوادُ الْواسِعُ فَطَرَ اَجْناسَ الْبَدائِعِ واَتْقَنَ بِحِکْمَتِهِ الصَّنائِعَ لا تَخْفى عَلَیْهِ الطَّلایِـعُ وَلا تَضیعُ عِنْدَهُ الْوَدائِعُ جازى کُلِّ صانِعٍ وَرائِشُ کُلِّ قانعٍ وَراحِمُ کُلِّ ضارِعٍ وَمُنْزِلُ الْمَنافِعِ وَالْکِتابِ الْجامِعِ بِالنُّورِ السّاطِعِ وَ هُوَ لِلدَّعَواتِ سامِعٌ وَلِلْکُرُباتِ ِعٌ وَلِلدَّرَجاتِ رافِعٌ،
خداى را سپاس که براى حکمش برگرداننده اى، و براى بخشش بازدارنده اى و همانند ساخته اى ساخته هیچ سازنده اى نیست، و او سخاوتمند وسعت بخش است، انواع مخلوقات را پدید آورد، و ساخته ها را با حکمتش محکم نمود، طلیعه ها بر او پوشیده نمى ماند، و ودیعه ها نزد او ضایع نمى شود پاداش دهنده هر سازنده، و بى نیازکننده هر قناعت گر، و رحم کننده بر هر نالان، و فرو فرستنده سودها، و نازل کننده کتاب جامع با نور درخشان است، او شنونده دعاها، و دورکننده بلاها، و بالابرنده درجات،

وَلِلْجَبابِرَةِ قامِعٌ فَلا اِلهَ غَیْرُهُ وَلا شَىْءَ یَعْدِلُهُ وَلَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُاللَّطیفُ الْخَبیرُ وَهُوَ عَلى کُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَرْغَبُ إِلَیْکَ وَ اَشْهَدُ بِالرُّبُوبِیَّةِ لَکَ مُقِرّاً بِاَنَّکَ رَبّى وَ اِلَیْکَ مَرَدّى اِبْتَدَاْتَنى بِنِعْمَتِکَ قَبْلَ اَنْ اَکُونَ شَیْئاً مَذْکُورا وَخَلَقْتَنى مِنَ ُّرابِ ثُمَّ اَسْکَنْتَنِى الاَْصْلابَ آمِناً لِرَیْبِ الْمَنُونِ وَاخْتِلافِ الدُّهُورِ وَالسِّنینَ،

و کوبنده گردن کشان است، پس معبودى جز او نیست، و چیزى با او برابرى نمى کند، و چیزى همانندش نیست، و اوست شنوا و بینا، و لطیف و آگاه، و بر هرچیز تواناست.
خدایا به سوى تو رغبت می نمایم، و به پروردگاری تو گواهى مى دهم، اقرارکننده ام که تو پروردگار منى، و بازگشت من به سوى تو است، وجودم را با نعمتت آغاز کردى پیش از انکه موجودى قابل ذکر باشم، و مرا از خاک پدید آوردى، سپس در میان صلب ها جایم دادى، درحالى که از حوادث زمانه و رفت و آمد روزگار و سال ها،

فَلَمْ اَزَلْ ظاعِناً مِنْ صُلْبٍ اِلى رَحِمٍ فى تَقادُمٍ مِنَ الاَْیّامِ الْماضِیَةِ وَالْقُرُونِ الْخالِیَةِ لَمْ تُخْرِجْنى لِرَاْفَتِکَ بى وَلُطْفِکَ لى وَاِحْسانِکَ اِلَىَّ فى دَوْلَةِ اَئِمَّةِ الْکُفْرِ الَّذینَ نَقَضُوا عَهْدَکَ وَکَذَّبُوا رُسُلَکَ لکِنَّکَ اَخْرَجْتَنى لِلَّذى سَبَقَلى مِنَ الْهُدَى الَّذى لَهُ یَسَّرْتَنى وَفیهِ اَنْشَاءْتَنى وَمِنْ قَبْلِ ذلِکَ رَؤُفْتَ بى بِجَمیلِ صُنْعِکَ وَسَوابِـغِ نِعَمِکَ فابْتَدَعْتَ خَلْقى مِنْ مَنِىٍّ یُمْنى وَاَسْکَنْتَنى فى ظُلُماتٍ ثَلاثٍ بَیْنَ لَحْمٍ وَدَمٍ وَجِلْدٍ،

ایمنى بخشیدى همواره کوچ کننده بودم از صلبى به رحمى، درگذشته از ایام و قرنهاى پیشین، از باب رأفت و لطف و احسانى که به من داشتى، مرا در حکومت پیشوایان کفر، آنان که پیمانت را ش تند، و انت را تکذیب د، به دنیا نیاوردى، ولى زمانی به دنیا آوردى به خاطر آنچه در علمت برایم رقم خورده بود و آن عبارت بود از هدایتى که مرا براى پذیرفتن آن آماده ساختى، و در عرصه گاهش نشود و نمایم دادى، و پیش از آن هم با رفتار زیبایت، و نعمت هاى کاملت بر من مهر ورزیدى، در نتیجه وجودم را پدید آوردى از نطفه ریخته شده و در تاریکی هاى سه گانه میان گوشت و خون و پوست جایم دادى،

اطلاعات

شیخ آقابزرگ تهرانی معروف به صاحب الذریعه ...آثار فرهنگی آقابزرگ در بیست وسه مورد در دست است. مهم ترین آن ها دو دائرةالمعارف بزرگ الذریعه الی تصانیف الشیعه در ۲۶ مجلد (که به سبب اینکه مجلد نهم در چهار جلد است در مجموع الذریعه ۲۹ جلد است.)، و نیز طبقات اعلام الشیعه در ۱۷ جلد می باشد. · الذریعه إلی تصانیف الشیعة. علی نقی منزوی و چند تن دیگر فهرستی برای الذریعه نوشته اند که در ۳ جلد توسط تهران در سال ۱۳۷۷ چاپ شده است.· طبقات اعلام الشیعه.· نقباءالبشر· حیاة الشیخ الطوسی.· هدیة الرازی إلی المجدد ال .· مصفی المقال فی مصنفی علم الرجال.· المشیخة.· النقد اللطیف فی نفی حریف عن القرآن الشریف.· توضیح الرشاد فی تاریخ حصر الاجتهاد.· تفنید قول العوام بقدم الکلام.· ضیاء المفازات فی طُرق مشایخ الإجازات.· إجازات الروایة والوراثة فی القرون الأخیرة الثلاثة.· مستدرک کشف الظنون.· ترجمه تعریف الأنام بحقیقة المدنیة والإسلام.[۱]· تقریرات دروس أساتذته فی الفقه والأصول.· منظومة شعریة عقائدیة. پایان

اطلاعات

شیخ آقابزرگ تهرانی معروف به صاحب الذریعه ...شاگردان بسیاری زیر نظر او تربیت شدند که عبارت اند از: .ابراهیم انصاری زنجانی خویینی· علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی· محمد رضا حکیمی· سید مرتضی نجومی،· سید جمال الدین استرآبادی· سید علی سیستانی· محمدصادق سعیدی· سید عبدالعزیز طباطبایی معروف به محقق طباطبایی،· محمود انصاری قمی· سید محمدحسن طالقانی،· سید محمدصادق بحرالعلوم،· مولانا رضا حسین خان رشیدی تر ،· محمد علی زاهد خمیرانی،· سید محمدمحسن نقوی،· شهید محراب سید محمدعلی قاضی طباطبایی،· سید محمدحسین حسینی جلالی.[نیازمند منبع]· محمدتقی شوشتری· محمدتقی داودی شاهرودی ادامه دارد ...

اطلاعات

شیخ آقابزرگ تهرانی معروف به صاحب الذریعه که نام اصلی او محمدمحسن بود و بعدها منزوی لقب گرفت، از دانشمندان کتاب شناس قرن چهاردهم هجری است و با تألیف دائرةالمعارف بزرگ الذریعه و کتاب طبقات اعلام الشیعه گام بزرگی در شناسایی آثار و نسخ خطی ی در حوزه های مختلف علوم برداشت.وی در شب پنجشنبه ۱۸ فروردین ۱۲۵۵ (۱۱ ربیع الاول ۱۲۹۳) در محله پامنار تهران به دنیا آمد و در ۱۲ اسفند ۱۳۴۸ خورشیدی (۱۳ ذیحجه ۱۳۸۹) در نجف درگذشت.خاندانی که وی در آن به دنیا آمد هم اهل تجارت بودند و هم اهل علم. چنان که خود برخی از آنان را در کتب خود خویش ذکر کرده است. پدر وی علی (م ۱۳۲۴ ه ق) از تجار معتمدین و فاضل تهران بود و مادرش از ن علویه و صالحه آن روزگار، از پدر شیخ آقابزرگ تألیفی در دست است، در موضوع تحریم تنباکو و فتوایمیرزای ، که در کتابخانه وقف شده شیخ آقابزرگ، در نجف موجود است. در عین حال طبق تصریح علینقی منزوی در مقدمه طبقات اعلام الشیعه اصل خاندان آقابزرگ تهرانی از اهالی گیلان بوده اند.او در مدرسه ف یه تهران و مدرسه پامنار به فراگیری دروس سطح مشغول شد و در سال ۱۳۱۰ ق به دست سیدجمال الدین افجه ای معمم شد. شیخ در مرحله دروس عالی تر حوزوی، در محضر بزرگانی چونشیخ محمد حسین اسانی، شیخ محمد باقر تهرانی، شیخ زین العابدین محلاتی، میرزا محمود قمی، سید حسن استرآبادی، شیخ عباس نهاوندی، محدث نوری، شریعت اصفهانی، آیت الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی،سید ابوتراب خوانساری، اسانی و آیت الله محمدتقی حاضر شد.
شیخ تهرانی بعد از فراگیری علم در این مرحله از طرف بسیاری از بزرگان وقت اجازه روایت دریافت کرد.ادامه دارد

اطلاعات




عید کمال دین . سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت
المومنین ، حضرت علی «علیه السلام»
بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد
تحریریه وبلاگ گنجینه زمانه

اطلاعات



نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد
ناشر حکم ولایت به ولی می نازد
گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی
عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد


اطلاعات


قرآن کریم پاسخ می دهد:

www.farsnews.com

خبرگزاری فارس: چرا گاهی دل انسان با ذکر و هم آرامش نمی گیرد؟گاهی انسان برای رسیدن به آرامشی که خدا وعده آن را داده ساعت ها به و ذکر می ایستد اما به آرامشی که می خواهد نمی رسد. علت این موضوع چه می تواند باشد؟خبرگزاری فارس- گروه فعالیت های قرآنی: خداوند در آیات ۲ و ۳ سوره مبارکه انفال به بیان خصوصیتی از مؤمنان پرداخته مبنی بر این که هرگاه نام خدا برده می شود دلهایشان از عظمتش لرزان خواهد شد. در عین حال در آیه ۲۳ سوره زمر ضمن تکرار این مطلب بیان شده که پس از خشیت الهی است که دل انسان آرامش می یابد.البته در جای دیگری هم در قرآن یاد خدا مایه آرامش دلها مطرح شده است. «ألا بذکر اللّه تَطمئنّ القلوب» ، با یاد خداوند دلها آرام مى‏ گیرد (رعد ۲۸). این دو آیه با هم منافاتى ندارد، زیرا در یک جا ترس از عظمت خداوند است و در جاى دیگر اطمینان به خداوند است.چنانکه در آیه‏ اى دیگر مى‏ خوانیم: «اللّه نَزّل احسن الحدیث کتاباً متشابهاً تَقشَعِرّ منه جلود الّذین یَخشون ربّهم ثمّ تلین جلودهم و قلوبهم الى ذکر اللّه» انى که از خداوند خشیت دارند با خواندن و شنیدن قرآن پوست بدنشان مى‏ لرزد و پس از مدّتى آرام شده و دلهایشان نرم مى‏ شود (زمر ۲۳).پس با نگاهی به آیه ۲ سوره مبارکه انفال و در عین حال آیه ۲۳ سوره مبارکه زمر در می ی م که یاد خدا هم مایه تلنگر و تذکر و خشیت است و هم مایه آرامش انسان در واقع ی که با شنیدن یاد خدا خشوع ورزد دلش آرام می گیرد. پس راه ب آرامش با یاد خدا خشوع و ترس از عظمت پروردگار است.حال گاهی برای انسان پیش می آید که باوجود ذکر زیاد و خواندن های فراوان باز هم به آرامش نمی رسد و دلیل آن را می توان اینجا دریافت.متن آیهإِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ ءَایَتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَناً وَعَلَى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ‏
الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَمِمَّا رَزَقْنَهُمْ یُنفِقُونَ‏ترجمهمؤمنان، تنها انى هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دلهایشان (از عظمت او) لرزان شود و هرگاه آیات خدا بر آنان تلاوت شود، ایمانشان را مى‏ افزاید و تنها ب روردگارشان توکّل مى‏ کنند.
آنان که را ب ا مى‏ دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‏ ایم، (به محرومان) انفاق مى‏ کنند.آرى، یاد قهر و عقاب الهى دل مؤمن را مى ‏لرزاند و با یاد لطف و مهر الهى، دلش آرام مى‏ گیرد، همچون کودکى که از والدین خود هم مى‏ ترسد، هم به آنان دلگرم است.«وَجل»، به ح اضطراب و خوف و ترس انسان گفته مى‏ شود که گاهى به خاطر درک مسئولیّت‏ ها و احتمال عدم انجام وظایف است و گاهى به خاطر درک عظمت مقام و هیبت الهى است. لذا در قرآن مى‏ خوانیم: «انّما یَخشَى اللّه من عباده العلماء»، تنها بندگان عالم و آگاه، از خداوند خشیت دارند.پیام هاآنکه با شنیدن نداى اذان و آیات الهى بى‏ تفاوت باشد، باید در کمال ایمان خود شک کند. «انّما المؤمنون اذا ذُکر اللّه وَجِلَت»ذکر نام خدا از سوى هر باشد، در مؤمن اثر مى‏ گذارد. «اذا ذُکر اللّه وَجِلَت»ایمان، با عشق و خشیت درونى همراه است. «المؤمنون... وَجِلت قلوبهم»ایمان، مراتب و درجاتى دارد و قابل کاهش و افزایش است. «زادتهم ایماناً»ترسى که ریشه در جهل داشته باشد بد است، ولى ترسى که از معرفت سرچشمه بگیرد پسندیده است. «المؤمنون ... وجلت»هر آیه‏ قرآن، حجّت و دلیل و نورى است که مى‏ تواند بر ایمان بیفزاید. «اذا تلیت... زادتهم ایماناً»مؤمن، میان بیم و امید است. «المؤمنون، وجلت قلوبهم، یتوکّلون» ى که تنها خداوند را ربّ خود مى ‏داند، تنها به او توکّل مى‏ کند. «على ربّهم یتوکّلون»نشانه‏ ایمان آن است که ابتدا دل مؤمن با یاد خدا خشیت پیدا مى‏ کند، «وَجِلَت قلوبُهم»، سپس با تلاوت و یادآورى آیات الهى، بر ایمانش افزوده مى‏شود، «زادتهم ایماناً» و توکّل بر خدا نموده، «یتوکّلون» را به پا مى‏ دارد، «یقیمون» و به دیگران نیز کمک مى‏ نماید. «ینفقون»رفتار انسان، برخاسته از انگیزه ‏ها، دیدگاه‏ ها و اعتقادات اوست. «انّما المؤمنون... یقیمون... ینفقون» ، انفاق بخشى از مال و دارایى را لازم دانسته است، نه تمام آن را. «ممّا رزقناهم ینفقون» (یکى از معانى «مِن»، تبعیض است) و انفاق مؤمن مقطعى نیست، بلکه مستمرّ و دائمى است. «یقیمون... ینفقون»انفاق، باید از مال حلال و روزى الهى باشد. «ممّا رزقناهم ینفقون»مؤمن، دارایى خود را بخشش الهى مى ‏داند، نه محصول دسترنج خویش و این عقیده، گذشت و انفاق را بر او آسان مى‏ کند. «ممّا رزقناهم ینفقون»منبع: تفاسیر نور و نمونه

اطلاعات

قسمت سوم:www.farsnews.comپیام های آیهانتخاب مسکن انبیا بر اساس و عبادت بود. «اسکنت، لیقیموا الصلوة»دین دارى، گاهى با آوارگى، هجرت، دورى از خانواده و محرومیت از امکانات رفاهى همراه است. «اسکنت من ذریّتى بواد غیر زرع»کعبه و اطراف آن در زمان حضرت ابراهیم نیز محترم و داراى محدودیت و ممنوعیت بوده است. «بیتک المحرّم»محور و مقصد حرکت ابراهیم است. «ربّنا لیقیموا الصلوة»اهل ، باید محبوب باشد. «لیقیموالصلوة فاجعل افئدة من الناس» در ادیان قبل نیز بوده است. «لیقیمواالصلوة»محبوبیّت و گرایش دل‏ها به دست خداست. «فاجعل افئدة...»همه‏ مردم لیاقت دوست داشتن اولیاى خدا را ندارند. «من الناس»مردان خدا، دنیا را براى هدفى عالى مى‏خواهند. «من الثمرات لعلّهم یشکرون»

اطلاعات

www.farsnews.comقسمت اول:
خبرگزاری فارس- گروه فعالیت های قرآنی: کعبه به عنوان قبله گاه مسلمانان و محل سالانه آنها مکانی است که خداوند امنیت آن را تضمین کرده و همه ساله میلیون ها نفر از اقصی نقاط جهان به سمت آن رهسپار می شوند.حال سؤال اینجا است که چرا خداوند چنین مکان مهمی را در سرزمینی خشک و بی آب و علف قرار داده است.به این آیه توجه کنیدرَّبَّنَآ إِنِّى أَسْکَنتُ مِن ذُرِّیَّتِى بِوَادٍ غَیْرِ ذِى زَرْعٍ عِندَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لَیُقِیمُواْ الصَّلَوةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِى إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الَّثمَرَتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ‏ (ابراهیم ۳۷)ترجمهپروردگارا! من (یکى) از ذرّیّه ‏ام را در وادى (و درّه‏ اى بى‏ آب و) بى‏ گیاه، در کنار خانه‏ گرامى و با حرمت تو ن ساختم. پروردگارا! (چنین ) تا ب ا دارند، پس دل‏ هاى گروهى از مردم را به سوى آنان مایل گردان و آنان را از ثمرات، روزى ده تا شاید سپاس گزارند.
وقتى خداوند در زمان پیرى ابراهیم، اسماعیل را به او عطا کرد، او را فرمان داد که این کودک و مادرش را در مکّه اسکان دهد. ابراهیم فرمان الهى را اطاعت نمود و سپس براى آنان دعا کرد.در روایات مى‏ خوانیم که باقرعلیه السلام فرمود: ما اهل بیت رسول‏ اللَّه‏ صلى الله علیه وآله، بقیه ذرّیّه ابراهیم هستیم که دل‏ هاى مردم به سوى ما گرایش دارد، سپس این آیه را تلاوت فرمودند: «ربّنا انى اسکنت ... فاجعل افئدة من النّاس»کعبه در منطقه‏ اى خشک و بى‏ آب و علف قرار گرفت تا مردم به واسطه‏ آن آزمایش شوند. چنانکه حضرت على‏ علیه السلام در خطبه‏ قاصعه چنین بیان فرمود: اگر کعبه در جاى خوش آب و هوایى بود، مردم براى خدا به زیارت آن نمى‏ رفتند. پس امتحان مسلمانان یکی از پاسخ های این سؤال استدعاى انبیاء مستجاب است. «و ارزقهم من الّثمرات»، «حَرَماً آمناً یجبى الیه ثمرات کل شى‏ء» (سوره قصص آیه ۵۷) حرمى امن که همه گونه ثمرات در آن فراهم مى‏ شود. باقر علیه السلام فرمود: هر میوه‏ اى که در شرق و غرب عالم هست در مکّه یافت مى‏ شود. پس یکی دیگر از دلایل قرار گرفتن مکه در سرزمین خشک و بی آب و علف حجاز فراهم شدن برکات و ثمرات برای مردم آن است.
ادامه دارد ...

اطلاعات


وی گفت: از عبدالرحمان معروف به صفوانی نقل کرده اند که گفت: قافله ای از اسان به کرمان می رفت ان راه آن ها را بستند و یکی از آن ها را به ثروتمندی متهم کرده و گرفتند و مدتی شکنجه دادند تا اینکه مالی بدهد و خود را آزاد کند، او را در برف نگه داشتند و دهنش را از برف پر د تا اینکه یکی از ن ان به وی رحم کرده و آزادش کرد او فرار کرد، ولی زبان و دهانش فاسد شد به طوری که قدرت حرف زدن نداشت. به اسان آمد و شنید که رضا (ع) در نیشابور است، پس در خواب دید گویا ی به او می گوید: پسر رسول خدا وارد اسان شده علت خود را از او بپرس. مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه تصریح کرد: پس آن مرد از خواب بیدار شد و فکر نکرد در آن خو که دیده بود تا اینکه به دروازه نیشابور رسید. به او گفتند: رضا (ع) از نیشابور کوچ کرده است و در رباط سعد است. در خاطر مرد افتاد که نزد آن حضرت رود و حکایت خود را به ایشان بگوید، شاید که نفع بخشد، پس به رباط سعد آمد و به آن حضرت داخل شد و قضیه را گفت، از حضرت خواست که دوایی تعلیم دهد که از آن سود برد، فرمود: آنچه در خواب گفتم و تعلیم ، انجام بده، آن مرد می گوید: به دستور حضرت عمل و عافیت یافتم.

اطلاعات



مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه اظهار داشت: همچنین شیخ صدوق و ابن شهر آشوب از ابوصلت روایت کرده اند که چون رضا (ع) به ده سرخ رسید، گفتند: یا ابن رسول الله ظهر شده است، نمی خوانید؟ حضرت پیاده شد و فرمود: آب بیاورید، گفتند: آب نداریم، پس با دست مبارک خود خاک زمین را کنار زد، چشمه ای جوشید حضرت و همراهانش وضو گرفتند و اثرش هنوز باقی است و چون به سناباد رسید، پشت مبارک خود را به کوهی گذاشت که دیگ ها را از آن می تراشند و گفت: خدایا! نفع ببخش به این کوه و برکت ده در هر چه در ظرفی گذارند که از این کوه تراشند و فرمود که برایش دیگ ها از سنگ تراشیدند و فرمود که غذایش را نپزند مگر در آن دیگ ها. پس از آن روز مردم دیگ ها و ظرف ها از آن تراشیدند و برکت یافتند.وی ادامه داد: از ابوهاشم جعفری نقل کرده اند که گفت: وقتی رجاء بن ضحاک، رضا (ع) را از طریق اهواز به سمت اسان می برد، چون خبر تشریف فرمایی به من رسید، خودم را به اهواز رساندم و خدمت حضرت شرفیاب شدم، آن موقع زمان اوج گرمای تابستان بود و ایشان نیز بیمار بودند. آن حضرت به من فرمودند: طبیبی برای ما بیاور! حرکت کرده و طبیبی حاذق را به خدمتشان آوردم، گیاهی را برای طبیبی توصیف کرد، طبیب از آن همه اطلاعات متعجب شد و گفت: هیچ را جز شما سراغ ندارم که این گیاه را بشناسد، فرمود: پس نیشکر تهیه کن، طبیب گفت: یافتن نیشکر در این فصل از آنچه در ابتدا نام بردید دشوارتر است، چرا که در این وقت سال نیشکر یافت نمی شود. حجت ال حسنلو بیان داشت: فرمود: هر دو در سرزمین شما و در همین زمان موجود است، آنگاه به من ـ ابوهاشم ـ اشاره کرد و فرمود: با او همراه شو و به آن سوی آب بروید، پس منی انباشته می ی د به سوی آن بروید مردی سیاه را خواهید دید، از او محل روییدن نیشکر و آن گیاه را بپرسید. ابوهاشم می گوید: من با آن طبیب به همان نشانی که فرموده بود رفتیم، سپس آن گیاه و نیشکر را تهیه کرده و به خدمت آن حضرت آوردیم، طبیب که از آن همه اطلاعات و علم غیب آن حضرت شگفت زده شده بود از من پرسید این مرد کیست؟ چون خبر این واقعه و کرامت به گوش رجاء بن ضحاک رسید او فوراً به یاران خود دستور داد را حرکت دهند.

اطلاعات


حجت ال حسنلو بیان داشت: رضا (ع) در این زمان دوران نوجوانی خویش را سپری می کرد. حاکم عباسی به فرماندار خویش در مدینه دستور داد موسی کاظم (ع) را به بغداد (مرکز حکومت) اعزام کند، این مسأله قطعاً باعث حزن و اندوه رضا (ع) شد، موسی کاظم (ع) به فرزندش اطمینان داد که در این سفر هیچ گونه خطری ایشان را تهدید نمی کند و به زودی به مدینه باز خواهند گشت، مهدی عباسی پس از مدتی را به مدینه بازگرداند. طولی نکشید که مهدی عباسی به هلاکت رسید.وی ادامه داد: سپس هادی عباسی به حکومت رسید، در همین زمان بود که حسین بن علی صاحب فخ قیام کرد. در این قیام که در حوالی مدینه اتفاق افتاد قیام به شهادت رسید و عده کثیری از علویان به اسارت در آمدند و سپس به شهادت رسیدند، با مرگ هادی عباسی برادرش هارون به حکومت رسید. هارون پس از مدتی هفتم را به مرکز خلافت فراخواند و آن حضرت را بعد از چندین سال که زندانی کرد به شهادت رساند. مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه تصریح کرد: حضرت رضا (ع) با اندوه و تألم این رویدادهای دردناک را که بسیاری از افراد خانواده و بنی اعمام او را به کام خود کشیده بود، مشاهده کرد تا اینکه در 25 رجب سال 183 هجری پدرش در سن 55 سالگی به شهادت رسید، در این زمان رضا (ع) 35 ساله بود و ت آن حضرت از همین زمان آغاز گشت.کرامات رضوی در مسیر سفر به ایرانوی افزود: حضور آن حضرت به ایران سرشار از کرامت و لطف برای ایرانیان بود، چرا که پس از حضور مردم ایران با علوم اهل بیت (ع) بیشتر مانوس و آشنا شدند و ت اهل بیت (ع) را از نزدیک حس د و علاقه آنان به بیش از بیش شد، این کرامت بزرگ معنوی بود که آثار و برکات آن همچنان ادامه دارد و خواهد داشت، از رضا (ع) در سفرش به ایران در منازل مختلف کرامات و معجزاتی مشاهده می شد و آثار برخی از آن ها تا به امروز موجود است.حجت ال حسنلو ابراز داشت: از خدیجه دختر حمدان نقل کرده اند که گفت: وقتی که حضرت در نیشابور در محله غزو وارد شد تا آنجا که می گوید: چون در خانه ما آمد، در کنار خانه درخت بادامی کاشت و روئید و بزرگ شد، همان سال میوه داد و مردم خبردار شدند و از میوه اش برای شفای مریض ها می بردند. هر که به دردی مبتلا می شد برای تبرک و شفا از آن می خورد و خوب می شد. هر که چشمش درد می گرفت، از میوه آن به چشم می مالید صحت می یافت و زن آبستن که زائیدنش دشوار می شد از آن می خورد به آسانی وضع حمل می کرد و برای قولنج حیوانات چوب آن را به شکم آن ها می د خوب می شد. پس از مدتی درخت خشک شد، جد من حمدان آمد، شاخه های آن را برید کور شد و پسرش عمرو آن را از بیخ برید، تمام که هفتاد الی هشتاد هزار درهم بود. از بین رفت.وی گفت: شیخ صدوق روایت کرده چون رضا (ع) داخل نیشابور شد، در محله ای فرود آمد که او را «فوزا» می گفتند و آنجا ی بنا کرد و آن امروز به گرمابه رضا معروف است و آنجا چشمه ای بود که آبش کم شده بود، حضرت ی را واداشت که آب آن را بیرون آورد تا بسیار شد و از بیرون دروازه حوضی ساخت که چند پله پایین می رفت، حضرت داخل آن حوض شد و غسل کرد و بیرون آمد و بر پشت آن گزارد و مردم می آمدند به آن حوض و غسل می د و از آن می آشامیدند و در آنجا دعا می خواندند و حوائج خود را از خدا می خواستند و حوائج آن ها روا می شد و آن چشمه راعین کهلان می نامند و مردم تا به امروز به آن چشمه می آیند.

اطلاعات


مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات گفت: حضور رضا (ع) به ایران سرشار از کرامت برای ایرانیان بود؛ چرا که پس از حضور ، مردم ایران با علوم اهل بیت (ع) بیشتر آشنا شدند و ت ائمه اطهار (س) را از نزدیک حس د.
به گزارش خبرنگار دین و شه خبرگزاری فارس، هشتمین خورشید فروزان آسمان ت، حضرت «علی بن موسی الرضا (ع) طبق قول مشهور در یازدهم ذی القعده سال ۱۴۸ هجری در شهر مدینه دیده به جهان گشود. مادر بزرگوار ایشان به اسامی متعددی خوانده می شدند. از جمله تکتم، خیزران، نجمه خاتون، طاهره و ام البنین. دوره ولادت، کودکی، نوجوانی و جوانی رضا (ع) در شهر مدینه سپری شد. در خصوص ولادت این بزرگوار روایتی از نجمه خاتون، مادر آن حضرت در کتب تاریخی بیان شده است. ایشان می فرماید: بعد از اینکه فرزندم علی متولد شد، دو دست خویش را به زمین گذارده بود و در حالی که سرش را به سوی آسمان بلند کرده بود لب های مبارکش را تکان می داد. گویی با خدای خویش سخنی داشت. پدرش موسی کاظم (ع) نوزاد را در آغوش گرفت و به من گفت: ای نجمه! این کرامت الهی بر تو مبارک باشد. سپس حضرت در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفتند و با آب فرات کام آن حضرت را برداشته و سپس فرزند را به من برگرداندند.علی بن موسی الرضا (ع) همانند سایر ائمه طاهرین از همان دوران کودکی رشد و کمال عقلی و اخلاقی فوق العاده ای داشت. پدرش از خود علاقه و اشتیاق فراوانی نسبت به او نشان می داد و علوم و معارف و اسرار ت را به وی تعلیم می داد و در تربیت فرزند خویش می کوشید. موسی کاظم (ع) برای آنکه شیعیان پس از شهادتش سرگردان و حیران نشوند، مقام شامخ ت فرزندش علی را به اصحاب نزدیک و شیعیان خاص و مورد اعتماد گوشزد می فرمود. مفضل بن عمر می گوید: خدمت موسی بن جعفر (ع) مشرف شدم؛ در حالی که فرزندش علی بن موسی الرضا (ع) را در دامنش نشانده بود و می بوسید. عرض : فدایت گردم با مشاهده سیمای این کودک علاقه و ارادتی برایش در قلبم ریشه دوانید که نظیر آن برای احدی جز شما در دلم قرار نگرفته است. حضرت فرمود: نسبت او به من همچون نسبت من به پدرم است. عرض . آیا پس از شما او صاحب امر و حجت خدا روی زمین است؟ فرمود: آری! هر ی از او پیروی کند، رستگار و هر از فرمانش س یچی کند، کافر می شود.به مناسبت سالروز ولادت هشتمین ستاره آسمان ولایت و ت حضرت علی بن موسی الرضا با حجت ال والمسلمین علی حسنلو مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه گفت وگو کردیم که در ادامه می آید: وی با بیان اینکه رضا (ع) در پرتو تعالیم سازنده و رشددهنده پدر بزرگوارش بزرگ شد و علوم و فضائل و مکارمی که آن حضرت از پدران ارجمندش به ارث برده بود، از او دریافت کرد، گفت: به همین خاطر رضا (ع) شایستگی مقام ت را به دست آورد. دوران کودکی و نوجوانی و جوانی رضا (ع) مصادف با خلافت تعدادی از خلفای عباسی بود، هنگام ولادت رضا (ع) منصور دوانیقی خلیفه عباسی در اوج قدرت و سلطه بود، منصور برای تثبیت پایه های حکومت خویش عده زیادی را به قتل رساند. پس از حکومت ظالمانه منصور پسرش مهدی عباسی روی کار آمد هر چند او در ابتدا به قتل و آزار و شکنجه دست نزد، اما پس از مدتی برنامه های ضد ی خویش را همانند پدرش آغاز کرد.ادامه دارد ...

اطلاعات



زندگی تان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه زمزم
مبارک باد عید قربان،
نماد بزرگترین جشن رهایى انسان از وسوسه هاى ابلیس

اطلاعات


خوشا آنان که با حق آشنایند
مطیع محض فرمان خدایند
چو ابراهیم اسماعیل خود را
فدای امر الله می نمایند
عید سعید «قربان»، جشن «تقرب» عاشقان حق مبارک

اطلاعات


بیانیه انتقادی آیت الله مکارم درباره تضعیف مرجعیت و تهدید رئیس جمهوری

آیت الله مکارم در بیانیه ای تاکید کرد: حادثه اى که در مدرسه فیضیه کانون حوزه علمیه در چند روز پیش رخ داد به تمام معنا یک فاجعه بود.به گزارش همشهری آنلاین، متن بیانیه آیت الله ناصر مکارم به شرح زیر است:

«بسم الله الرحمن الرحیمتوهین به حوزه علمیه در کانون حوزه علمیه
حادثه اى که در مدرسه فیضیه کانون حوزه علمیه در چند روز پیش رخ داد به تمام معنا یک فاجعه بود.متأسفانه جمعى از طلاب و اساتید محترم را به آنجا دعوت کرده بودند، تا دربارۀ مسائل اقتصادى مردم صحبت کنند. سپس ورق برگشت؛ گوینده اى را که هیچ اطلاعى از وضع حوزه هاى علمیۀ شیعه نداشت، دعوت کرده و بدترین اهانت ها را به حوزه علمیه و مراجع شیعه کرد و پلاکاردى را در دست گرفتند که رئیس جمهور محترم را تهدید به مرگ مى کرد و اعتراف ضمنى به مطالب دیگرى داشت.آیا صحیح است در کانون حوزه علمیه این گونه سخنان گفته شود؟حوزه علمیه اى که محل پرورش ، بنیانگذار انقلاب ى و انقلاب بوده است.حوزه علمیه اى که بیشترین شهیدان را نسبت به سایر مردم تقدیم انقلاب نموده.حوزه علمیه اى که در سال ده ها هزار نفر براى تبلیغ به اقصى نقاط در داخل یا خارج کشور براى دفاع از و مذهب اهل بیت(علیهم السلام) مى فرستد.حوزه علمیه اى که در سال صدها کتاب برگزیده درباره علوم ى و مسائل مورد نیاز مردم و مسائل اقتصادى و سیاسى مى نویسد و منتشر مى کند».منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم

اطلاعات


https://www.khabaronline.irفرهنگ > دین و شه - جمال آلماز در دیدار وابسته فرهنگی کشورمان در ارزروم ترکیه از افتتاح بزرگترین کتابخانه شرق ترکیه در ماه های آینده در شهر ارزروم خبر داد و گفت: در این کتابخانه، بخشی را به ایران اختصاص خواهیم داد.به گزارش خبرآنلاین به نقل ازسازمان فرهنگ و ارتباطات ی، کوروش مقتدری، وابسته فرهنگی جمهوری ی ایران در ارزروم ترکیه به منظور توسعه همکاری های فرهنگی و هنری با جمال آلماز، مدیرکل فرهنگ و گردشگری ارزروم دیدار و گفت‎ وگو کرد.جمال آلماز در سخنانی در این دیدار، با اشاره به رویکرد ترکیه در تعامل با شرق و همسایگان خود از جمله جمهوری ی ایران گفت: ادبیات ایران و تاریخ و فرهنگ آن بیش از هزار سال قدمت دارد و زمانی که کشورهای غربی وجود نداشتند، کشور ایران دارای ادبیات بوده است، بنابراین ما علاقه مند به گسترش همکاری های فرهنگی و هنری با ایران هستیم.مدیرکل فرهنگ و گردشگری ارزروم در ادامه، مطرح کرد: بزرگترین کتابخانه شرق ترکیه در ماه های آینده در شهر ارزروم افتتاح خواهد شد که در این کتابخانه، بخشی را به ایران اختصاص خواهیم داد.وی خواستار همکاری وابستگی فرهنگی کشورمان در ارزروم برای تجهیز این بخش به کتاب هایی در خصوص ادبیات، تاریخ و فرهنگ ایران شد.مقتدری، وابسته فرهنگی کشورمان در ارزروم نیز در این دیدار، ایران و ترکیه را دو کشور مهم در منطقه ارزی کرد و گفت: اراده تمردان دو کشور نیز توسعه روابط در تمامی سطوح از جمله حوزه فرهنگی است.وی ضمن اعلام آمادگی نمایندگی فرهنگی کشورمان برای توسعه همکاری های فرهنگی و هنری، به تعیین تبریز در سال ٢٠١٨ به عنوان پایتخت گردشگری کشورهای ی اشاره کرد خواستار حضور گردشگران شرق ترکیه در شهر تبریز شد.ب ایی نمایشگاه ع تبریز قدیم و جدید در ارزروم، اعزام هنرمندان دو کشور در جشنواره های فرهنگی و هنری یکدیگر و همکاری کتابخانه های شرق ترکیه با کتابخانه های استان های همجوار ایران از جمله موضوعاتی بود که در این دیدار مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت

اطلاعات





بهترین ذکر برای شادی اهل بیت در روز عرفه/ اعمال مستحبی روز نهم ذی الحجهخبرگزاری فارس: بهترین ذکر برای شادی اهل بیت در روز عرفه/ اعمال مستحبی روز نهم ذی الحجه سجاد(ع) در روز عرفه صدای سائلی را شنید که از مردم تقاضای کمک مى کرد. به او فرمود: واى بر تو آیا در این روز از غیر خدا تقاضا مى‎کنى حال آنکه در این روز امید مى‎رود که بچه‎هاى در شکم هم از فضل خدا بی نصیب نمانند.https://www.farsnews.comبه گزارش خبرنگار دین و شه خبرگزاری فارس، روز عرفه از اعیاد بزرگ است، گرچه به اسم عید نامیده نشده، اما روزى است که خدا بندگانش را به عبادت و طاعت خویش دعوت کرده و سفره هاى جود و احسانش را براى آنان گسترده و در این روز خوارتر، حقیرتر و خشمناک تر از روزهاى دیگر است. روایت شده که حضرت زین العابدین(ع) در روز عرفه صداى سائلى را شنید که از مردم درخواست کمک می کرد، به او فرمود: واى بر تو، آیا در این روز از غیر خدا درخواست می کنى، حال آنکه براى بچه هاى در رحم، در این روز امید می رود که فضل خدا شامل حالشان شود و سعادتمند شوند.براى این روز چند عمل وارد است:-غسل
-زیارت حسین(ع) که برابر هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد و بلکه افضل از این است، روایات در کثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است. اگر ى در این روز توفیق یابد که زیر قبّه مقدسه آن حضرت باشد، ثوابش کمتر از ی که در عرفات باشد نیست، بلکه بیشتر و بیشتر است.-پس از عصر، پیش از آنکه مشغول خواندن دعاهاى عرفه شود، در زیر آسمان دو رکعت بجا آورد و به گناهانش نزد خدا اعتراف کند تا به ثواب عرفات دست یابد و گناهانش آمرزیده شود. آنگاه به اعمال و دعاهاى عرفه که از ائمه طاهره(ع) روایت شده است مشغول شود.-شیخ کفعمى در کتاب «مصباح» آورده است براى ی که از دعا خواندن ضعف پیدا نکند روزه، روز عرفه مستحب است و پیش از رسیدن آفتاب به وقت شرعى ظهر غسل استحباب دارد، همچنین زیارت حسین(ع) در روز و شب عرفه مستحب است. چون وقت زوال رسید، زیر آسمان رود و ظهر را با رکوع و سجود نیکو بجا آورد و چون از ظهر و عصر فارغ شود. دو رکعت بخواند، در رکعت اول پس از سوره حمد، سوره توحید و در رکعت دوم بعد از حمد، سوره کافرون بخواند، پس از آن چهار رکعت بجا آورد، در هر رکعت پس از سوره حمد، ۵۰ پنجاه مرتبه سوره توحید بخواند.-همچنین سید ابن طاووس در «اقبال» ذکر کرده است که این دعا خوانده شود: سُبْحَانَ الَّذِی فِی السَّمَاءِ عَرْشُهُ سُبْحَانَ الَّذِی فِی الْأَرْضِ حُکْمُهُ سُبْحَانَ الَّذِی فِی الْقُبُورِ قَضَاؤُهُ سُبْحَانَ الَّذِی فِی الْبَحْرِ سَبِیلُهُ سُبْحَانَ الَّذِی فِی النَّارِ سُلْطَانُهُ سُبْحَانَ الَّذِی فِی الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ سُبْحَانَ الَّذِی فِی الْقِیَامَةِ عَدْلُهُ سُبْحَانَ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاءَ سُبْحَانَ الَّذِی بَسَطَ الْأَرْضَ سُبْحَانَ الَّذِی لا مَلْجَأَ وَ لا مَنْجَى مِنْهُ إِلا إِلَیْهِ.
سپس ۱۰۰ مرتبه بگو: سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ.و سوره «توحید» را ۱۰۰ مرتبه «آیة الکرسى» را ۱۰۰ مرتبه بخوان و ۱۰۰ مرتبه بر محمد و آل محمد صلوات فرست۱۰ مرتبه بگو: لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ یُمِیتُ وَ یُحْیِی وَ هُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلَى کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ.۱۰ مرتبه: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ۱۰ مرتبه: یَا اللَّهُ؛ ۱۰ مرتبه: یَا رَحْمَنُ؛ ۱۰ مرتبه: یَا رَحِیمُ؛ ۱۰ مرتبه: یَا بَدِیعَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ۱۰ مرتبه: یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ؛ ۱۰ مرتبه: یَا حَنَّانُ یَا مَنَّانُ؛ ۱۰ مرتبه: یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ؛ ۱۰ مرتبه: آمِینَآنگاه بگو: اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا مَنْ هُوَ أَقْرَبُ إِلَیَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ یَا مَنْ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ یَا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَى وَ بِالْأُفُقِ الْمُبِینِ یَا مَنْ هُوَ الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى یَا مَنْ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ ءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. حاجت خود را بخواه که به خواست خدا برآورده خواهد شد.- این صلوات را که از صادق (ع) روایت شده بخوان که هر که بخواهد محمد و آل محمد را در فرستادن صلوات بر ایشان مسرور کند، بگوید:اللَّهُمَّ یَا أَجْوَدَ مَنْ أَعْطَى وَ یَا خَیْرَ مَنْ سُئِلَ وَ یَا أَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فِی الْأَوَّلِینَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فِی الْآخِرِینَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فِی الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فِی الْمُرْسَلِینَ اللَّهُمَّ أَعْطِ مُحَمَّدا وَ آلَهُ الْوَسِیلَةَ وَ الْفَضِیلَةَ وَ الشَّرَفَ وَ الرِّفْعَةَ وَ الدَّرَجَةَ الْکَبِیرَةَ اللَّهُمَّ إِنِّی آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ لَمْ أَرَهُ فَلا تَحْرِمْنِی فِی [یَوْمِ ] الْقِیَامَةِ رُؤْیَتَهُ وَ ارْزُقْنِی صُحْبَتَهُ وَ تَوَفَّنِی عَلَى مِلَّتِهِ وَ اسْقِنِی مِنْ حَوْضِهِ مَشْرَبا رَوِیّا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ أَبَدا إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ اللَّهُمَّ إِنِّی آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ لَمْ أَرَهُ فَعَرِّفْنِی فِی الْجِنَانِ وَجْهَهُ اللَّهُمَّ بَلِّغْ مُحَمَّدا صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مِنِّی تَحِیَّةً کَثِیرَةً وَ سَلاماپس دعاى ام داود را بخوان، آنگاه این تسبیح را که ثوابش در زیادتى شماره نمی شود.-بگو: سُبْحَانَ اللَّهِ قَبْلَ کُلِّ أَحَدٍ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ بَعْدَ کُلِّ أَحَدٍ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ مَعَ کُلِّ أَحَدٍ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ یَبْقَى رَبُّنَا وَ یَفْنَى کُلُّ أَحَدٍ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ تَسْبِیحا یَفْضُلُ تَسْبِیحَ الْمُسَبِّحِینَ فَضْلاً کَثِیراً قَبْلَ کُلِّ أَحَدٍ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ تَسْبِیحا یَفْضُلُ تَسْبِیحَ الْمُسَبِّحِینَ فَضْلا کَثِیرا بَعْدَ کُلِّ أَحَدٍ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ تَسْبِیحاً یَفْضُلُ تَسْبِیحَ الْمُسَبِّحِینَ فَضْلا کَثِیرا مَعَ کُلِّ أَحَدٍ، وَ سُبْحَانَ اللَّهِ تَسْبِیحاً یَفْضُلُ تَسْبِیحَ الْمُسَبِّحِینَ فَضْلاً کَثِیراً لِرَبِّنَا الْبَاقِی وَ یَفْنَى کُلُّ أَحَدٍ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ تَسْبِیحاً لا یُحْصَى وَ لا یُدْرَى وَ لا یُنْسَى وَ لا یَبْلَى وَ لا یَفْنَى وَ لَیْسَ لَهُ مُنْتَهًى وَ سُبْحَانَ اللَّهِ تَسْبِیحاً یَدُومُ بِدَوَامِهِ وَ یَبْقَى بِبَقَائِهِ فِی سِنِی الْعَالَمِینَ وَ شُهُورِ الدُّهُورِ وَ أَیَّامِ الدُّنْیَا وَ سَاعَاتِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ أَبَدَ الْأَبَدِ وَ مَعَ الْأَبَدِ مِمَّا لا یُحْصِیهِ الْعَدَدُ وَ لا یُفْنِیهِ الْأَمَدُ وَ لا یَقْطَعُهُ الْأَبَدُ وَ تَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ-در آ روز عرفه این دعا خوانده شود: یا رَبِّ اِنَّ ذُنُوبى لا تَضُرُّکَ وَاِنَّ مَغْفِرَتَکَ لى لا تَنْقُصُکَ فَاَعْطِنى ما لایَنْقُصُکَ وَاغْفِرْ لى ما لایَضُرُّکَ و ایضا بخوان : اَللّهُمَّ لا تَحْرِمْنى خَیْرَ ما عِنْدَکَ لِشَرِّ ما عِنْدى فَاِنْ اَنْتَ لَمْ تَرْحَمْنى بِتَعَبى وَ نَصَبى فَلاتَحْرِمْنى اَجْرَ الْمُصابِ عَلى مُصیبَتِهِ.-دعای مشلول خوانده شود.

اطلاعات


http://hamshahrionline.ir/details/411896/thoughts/religionاطلاعیه دفتر آیت الله مکارم درباره وضعیت سلامتی این مرجع تقلید
دین و شه > دین - همشهری آنلاین:
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم در پی این مرجع تقلید در حین اقامه مغرب در حرم رضوی، با صدور اطلاعیه ای به تشریح وضعیت سلامتی این مرجع تقلید پرداخت.به گزارش همشهری آنلاین، پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم در اطلاعیه ای منتشر کرد: حال عمومی آیت الله العظمی مکارم خوب بوده و جای هیچ نگرانی نیست.
در این اطلاعیه آمده است:
«در پی آیت الله العظمی مکارم در حین مغرب در حرم مطهرثامن الائمه حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام و پیگیری های مخاطبین عزیز و دوستداران مرجعیت، ضمن تشکر از ادعیه و محبت های شما عزیزان به اطلاع می رساند الحمدلله حال عمومی معظم له خوب بوده و جای هیچ نگرانی نیست.شامگاه پنجشنبه و در حین اقامه مغرب در حرم رضوی به علت خستگی و ضعف حاصل از فعالیت و برنامه های زیاد ی برای معظم له ایجاد شد که باعث گردید جماعت ایشان قطع گردد که به حمدالله پس از دقایقی بهبودی حاصل شد و معظم له پس از اتمام دقایقی کوتاه با زائران محترم صحبت نموده و به علت ایجاد شده و عدم سخنرانی عذرخواهی د».

اطلاعات

https://www.farsnews.comبه گزارش خبرنگار آیین و شه خبرگزاری فارس، «عباس عنقا» دبیر انجمن نغمه سرایان مذهبی شرق تهران به مناسبت دهه کرامت و فرارسیدن سالروز ولادت با سعادت آقا علی بن موسی الرضا(ع) شعری سروده است که در ادامه می آید:بوی خوش مشهد الرضا می آیدیا آنکه نسیم کربلا می آیدده مژده ز آسمان به آغوش زمینسلطان سریر ارتضا می آید******درویش بینوای تواَم یا ابالحسنچون کمترین گدای توأم یا ابالحسنمن حلقه کوب درگه میخانه ات شدممست از خم ولای توأم یا ابالحسنذیقعده است ماه طلوع جمال توشادم که در ثنای توأم یا ابالحسنسلطان تویی و حکم تو بر جزء و کل روانخاک در سرای توأم یا ابالحسنشاهی بود غلامی دربارت ای رضامن بنده رضای توأم یا ابالحسنزانو ن پنجره فولاد تو منمافکنده سر به پای توأم یا ابالحسنخو مرا به سفره احسان خود مدامشرمنده اعطای توأم یاابالحسنزهر جفا چو بردل و جانت شرر فکندسوزان دل از برای توأم یا ابالحسن«عنقا» به قاف فقر تو باشد ش ته بالپران کجا به سر سرای توأم یا ابالحسن

اطلاعات

مراسم جشن میلاد رضا(ع) در روز میلاد آن حضرت از ساعاتی دیگر با تعویض پرچم گنبد و پوشش ضریح از حدود ساعت 6:30 آغاز و پس آن نوای نقاره ها از صحن انقلاب خبر میلاد عشق را به سراسر جهان مخابره می کنند.

اطلاعات


آیین نور افشانی آستان برنامه زیبای دیگری بود که برای این شب باشکوه درنظر گرفته شده بود و در کنار آن مداحان و شاعران اهل بیت(ع) به مدح و ثنای عالم آل محمد پرداختند.سخنرانی حجت ال رئیسی تولیت آستان قدس رضوی و آیت الله سعیدی تولیت حرم حضرت معصومه(س) از دیگر برنامه های شب میلاد هشتم بود و اجرای برنامه توسط گروه های سرود و تواشیح و مسابقه از دیگر آیتم های جشن میلاد رضا(ع) بود که تا حدود ساعت 24 طول کشید.

اطلاعات

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا «علیه السلام» یا ضامن آهویا ثامن الحجج

اطلاعات

حضور عاشقان هشتم از حدود ساعت 17:30 بعد از ظهر و باوجود گرمای هوا به حدی چشم گیر بود که همه صحن میدان و خیابان های منتهی به آن مملو از جمعیت بود و این جمعیت در صحن جامع به اوج خود رسید و شب میلاد هشتم گرد همایی بزرگ شیعیان در حرم رضا(ع) جهت گرامی داشت میلاد هشتمین اختر تابناک آسمان ت و ولایت به ثبت رسید.باحضور کاروان زائران و خادمان در صحن جامع نوای نقاره های صحن انقلاب ی در حرم پیچید و دیگر خادمان همزمان به عطر افشانی و گلاب پاشی حرم نورانی رضا(ع) پرداختند و با این حال و هوای زیبا اجتماع صد ها هزار نفری زائران هشتم به استقبال اذان مغرب رفتند. https://www.farsnews.com

اطلاعات


همزمان با وقوع خسوف؛ ماه گرفتگی که در ساعت 21:44:47 5 مردادماه ، نحوه خواندن آیات تقدیم علاقه مندان می شود. آیات دو رکعت است که هر رکعت آن پنج رکوع و دو سجده دارد و اسباب شرعى وجوب آن عبارت است از: وف خورشید و خسوف ماه، اگر چه مقدار کمى از آنها گرفته شود؛ ز له و هر حادثه غیر عادى که باعث ترس بیشتر مردم شود، مانند بادهاى سیاه یا سرخ و یا زرد که غیرعادى باشند؛ تاریکى شدید، فرو رفتن زمین و ریختن کوه، صیحه آسمانى و آتشى که گاهى در آسمان ظاهر مى‏شود، در غیر از وف و خسوف و ز له، باید آن حادثه موجب ترس و وحشت بیشتر مردم شود و حادثه‏اى که ترس آور نباشد و یا موجب ترس و وحشت افراد نادرى شود، اعتبار ندارد.* روش های مختلف خواندن آیات آیات را به چند صورت مى‏ توان، به جا آورد:صورت اول: بعد از نیت و تکبیرة الاحرام، حمد و سوره خوانده شود و به رکوع برود، سپس سر از رکوع برداشته و دوباره حمد و سوره را بخواند و به رکوع رود و باز سر از رکوع بردارد و حمد و سوره بخواند و به رکوع رود و سپس سر از رکوع بردارد و همین طور ادامه دهد تا یک رکعت پنج رکوعى که قبل از هر رکوعى حمد و سوره خوانده است انجام دهد، سپس به سجده رفته و دو سجده کند و بعد براى رکعت دوم قیام کند و مانند رکعت اول انجام دهد و دو سجده را بجا آورد و بعد از آن تشهد بخواند و سلام دهد.صورت دوم: بعد از نیت و تکبیرة الاحرام، حمد و یک آیه (البته احتساب بسم الله به عنوان یک آیه خلاف احتیاط است)، از سوره‏اى را قرائت کرده و رکوع کند، سپس سر از رکوع بردارد و آیه دیگرى از آن سوره را بخواند و به رکوع رود و بعد سر از رکوع برداشته و آیه دیگرى از همان سوره را قرائت کند و همین طور تا رکوع پنجم ادامه دهد تا سوره‏اى که پیش از هر رکوع، یک آیه از آن را قرائت کرده، قبل از رکوع آ تمام شود، سپس رکوع پنجم را بجا آورد و به سجده رود، و پس از اتمام دو سجده، براى رکعت دوم قیام نماید و حمد و آیه‏ اى از یک سوره را بخواند و به رکوع برود و همین طور مانند رکعت اول ادامه دهد تا تشهد بخواند و سلام دهد و چنانچه بخواهد براى هر رکوعى به یک آیه از سوره‏اى اکتفا کند، نباید سوره حمد را بیش از یک مرتبه در اول آن رکعت بخواند.صورت سوم: یکى از رکعت ها را به یکى از دو صورت و رکعت دیگر را به نحو دیگر بجا آورد.صورت چهارم: سوره‏اى را که آیه ‏اى از آن را در قیام پیش از رکوع اول خوانده، در قیام پیش از رکوع دوم یا سوم یا چهارم تکمیل کند، که در این صورت واجب است، بعد از سر برداشتن از رکوع، سوره حمد را در قیام بعدى اعاده کرده و یک سوره یا آیه ‏اى از آن را اگر پیش از رکوع سوم یا چهارم است، قرائت کند و در این صورت واجب است که آن سوره را تا قبل از رکوع پنجم به آ برساند. در آیات نباید سوره سجده دار را قرائت کرد.

اطلاعات


وی افزود: از علی بن احمد وشا نقل کرده اند که گفت: از کوفه به اسان می رفتم، دخترم به من گفت: پدر این حله را بگیر و بفروش و از پولش یک فیروزه برای من ب ، حله را گرفتم و داخل یکی از لباس ها گذاشتم، چون وارد مرو شدم در کاروانسرایی منزل ، دیدم غلامان علی بن موسی الرضا (ع) آمدند، و گفتند: حله ای می خواهیم، غلامی مرده در آن دفن کنیم، گفتم که من حله ندارم، رفتند و دوباره برگشتند، گفتند که مولای ما سلام می رساند و می فرماید: در فلان چمدان و داخل لباس حله ای داری که دخترت داده و گفته: از پولش برایم فیروزه ای ب ، این پول حله است. پس من حله را به آن ها دادم. حجت ال حسنلو در پایان ابراز داشت: در اسان زنی به نام زینب ادعا کرد که من از نسل فاطمه (س) هستم، وقتی گفته این زن به رضا (ع) رسید، حضرت فرمود: هر که به حقیقت از نسل علی (ع) و فاطمه (س) باشد گوشتش بر درندگان حرام است تا اینکه مجلسی در حضور مأمون و مردم تشکیل شد، به آن زن فرمود: اگر در ادعای خود صادق هستی به میان درندگان برو، آن زن به (ع) فرمود: تو خودت نزد آن ها برو اگر راست می گویی آنها به تو آسیبی نمی رسانند، (ع) دیگر با آن زن سخن نگفت و برخاست و به طرف قفس درندگان رفت تا اینکه حضرت داخل قفس شد، همه درندگان روی دم نشستند، حضرت نزدیک رفت و دست به سر و صورت آنان کشید، در این هنگام همه مردم و ناظران با تعجب به حضرت نگاه د. سپس حضرت از داخل قفس بیرون آمدند و بعد آن زن را وارد قفس درندگان د و او ط درندگان شد.پایان

اطلاعات

نگاه تازه ای به عید پایان رمضان
(بخش چهارم)https://www.khabaronline.ir ای بـرادران، نیروهـا و امکاناتـی کـه خـداوند متعـال به لبنـان ارزانی داشته، چه در داخل و چه در خارج، بسیار فراوان است. ما در ماه مبارک رمضان و در تعالیم ادیان مقدس آموخته ایم که شرف و برکت این نیرو ها آن است که انسان آن ها را در خدمت برادرش به کار گیرد، نه آنکه آن ها را احتکار کند و استفاده نکند. از این رو، مردم این کشور برای بسیج همه نیروهای خود، به منظور مشارکت در خدمت به مسئله بزرگ جهان عرب و فلسطین، تلاش بسیار خواهند کرد و به زودی این نیرو ها را سازمان می دهند تا استقلال و را برای هر خانه ای به ارمغان بیاورند و دانش و آبادی را به هر روستایی برسانند و با تمام نیرو و عزم از هر منطقه و، به ویژه، جنوب لبنان پاسداری کنند.و ای عید، این چنین و با آمال و آرزوهایـی گسترده بـه استقبال تو آمده ایم و در شادی افطار، شادی ارواح خود را هنگام ملاقات الهی در تو مشاهده می کنیم. با تو پیمان می بندیم که اگر لازم شد برای دستی به شادی لقای خداوند با شهادت در راه حمایت از سرزمینمان و در مشارکت برای آزادسازی اراضی ی خود، هر آن آماده و مهیاییم. والله الموفق و المعین. عید بر شما مبارک باد......................پی نوشت ها:[۱]. «و به یاد آورید آن هنگام را که اندک بودید و در شمار زبون شدگان از این سرزمین، بیم آن داشتید که مردم شما را از میان بردارند.» (انفال، ۲۶)[۲]. «و خدا پناهتان داد و یاری کرد و پیروز گردانید و از چیزهای پاکیزه روزی داد، باشد که سپاس گویید.» (انفال، ۲۶)[۳]. «و نیز در روز حُنَین، آنگاه که انبوهیِ لشکرتان شما را به شگفت آورده بود ولی برای شما سودی نداشت و زمین با همه فراخیش بر شما تنگ شد و بازگشتید و به دشمن پشت کردید.» (توبه، ۲۵)[۴]. «آنگاه خدا آرامش خویش را بر ش و بر مؤ منان نازل کرد و لشکریانی که آنان را نمی دیدند فروفرستاد و کافران را عذاب کرد و این است کیفر کافران.» (توبه، ۲۶)[۵]. «چون یاری خدا و پیروزی فراز آید، و مردم را ببینی که فوج فوج به دین خدا درمی آیند، پس به ستایش پروردگارت تسبیح گوی و از او آمرزش بخواه، که او توبه پذیر است.» (نصر، ۱ـ۳)

اطلاعات

نگاه تازه ای به عید پایان رمضان (بخش سوم) https://www.khabaronline.ir و در آ لیله القدر عظیمی را که خداوند آن را بر تر از هزار ماه قرار داده، دریافتیم و به فرمان خداوند آن را لحظه توبه و دعا و نقطه آغاز در ساختن زندگیِ جدیدِ آینده خود قرار دادیم؛ شبی که سرنوشتی روشن متناسب با گذشته درخشان امت ما رقم می خورد و استمرار حقیقی آن خواهد بود. ای لبنانیان ، هان، اینان برادران شمایند که در رمضان آموزش دیدند و با قلب هایی پاک و آکنده از محبت و با شه هایی درخشان و پرتوشه از پند ها و با تصمیمی قاطع و مخلصانه برای ساختن لبنانی زیبا و نیرومند آماده شده اند. ایشان دست های خود را به سوی شما دراز کرده اند، تا با شما در دفاع از لبنان و آباد آن و بهبود اوضاعش همکاری کنند. پس شما نیز دست های مخلص خود را به سوی ایشان دراز کنید و یک دل و هم صدا در یک جبهه به هم کمک کنید. در روز میلاد کمر همت ببندید و در برابر صهیونیست ها فریاد زنید: «این خانه پدر من و جایگاه عبادت است که شما لانه انش کرده اید.» ای عزیزان، میهن، پیش از جغرافیا و تاریخ، در قلوب و ضمایر ملت خود می زید و بدون احساس شهروندی و مشارکت، هیچ حیاتی برای وطن متصور نیست. این احساس باید سریع و صریح و مستمر در ارتقای خود از سطح مسائل خانوادگی و اقلیتی و فرقه ای و حزبی آشکار شود. اگر در لبنان فریادهایی از شمال برخیزد که از حقوق هم وطنان در بقاع دفاع کند و اگر در منطقه جبل بانگ مردمان بلند شود تا حرکت عمرانی و تلاش های دفاعی را به جنوب لبنان بازگرداند و اگر خانواده ها و افراد توانمند خصوصاً برای بالا بردن سطح زندگی زحمت کشان و محرومان کوشش کنند و اگر یک فرقۀ مذهبی تبعیض فرقه ای را در حق فرقه ای دیگر محکوم کند، این همان وطن دوستی ِ حقیقی و همان وسیله بقا برای هر کشوری است. شمـا ای مجاهدان فلسطینی، خداونـد ایـن شرافت را بـه شما عنایت کرد و برتریتان بخشید به اینکه عید را در سنگر ها و در میدان های جنگ پشت سر گذارید. پس اطمینان داشته باشید که ما در این روز ها و در هر روز با قلب و شه و زبان و دست خود با شما همراهیم. شما را یاری می دهیم و آزار و ستم را از شما برطرف می کنیم و صدای شما را به جهانیان می رسانیم. شما مشعل های راه ِ دشوار ما به سوی پیروزی هستید. شما طلایه داران ما و حامیان آینده اید، راهِ نبرد را با خو نهایتان روشن می کنید و با فدا جان و جسمتان امید و نیرو در جان ما بر می انگیزید.ادامه دارد ...

اطلاعات


نگاه تازه ای به عید پایان رمضان
(بخش دوم)https://www.khabaronline.ir ای گرامی داران عید، شما از دوره آموزشی ماه رمضان بیرون آمده اید، در حالی که در عزم و اراده نیرومند و بر تحمل مشکلات و سختی ها قوی و در برابر هوای ها و خواهش ها مقاوم گشته اید. شما از مدرسه الهی رمضان با شه ای پاک و مشتاقِ معرفت و با قلبی پاکیزه و حریص به ذکر خدا و با احساس دردهای محرومان و بینوایان فارغ شده اید.روزه به شما آموخت که اخلاص در عقیده و محافظت از آن در پنهان و آشکار چگونه است. اکنون در روز عید با آمادگی تمام به سوی زندگی می روید، تا جامعه ای با کرامت و والا و محکم بسازید که بخشش ها در آن فزونی می گیرد و لیاقت ها و استعداد ها پرورش می یابد و فساد و ریا در آن می میرد؛ جامعه ای که سستی و هرج ومرج را دفع می کند و جدیت و احساس مسئولیت را جذب.شما برای ساختن کشوری فراخوانده شده اید که زیبایی و نزاهت در آن آکنده است، وطنی که بر علم و نظم تکیه می کند و بر اساس احساس و درک آلام زحمت کشان و مظلومان و کمربستن برای خدمت به آنان و برداشتن ستم از آنان قائم است.
برادران، ما چند روز پیش در سالروز جنگ بدر ندای خداوند را شنیدیم که می فرمود: «وَاذْکُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِیلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِی الأَرْضِ تَخَافُونَ أَن یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاس.» [۱] این آیه را شنیدیم و وضعیت دردناک خود را و توطئه منحرفان و گمراهان را بر ضد خود و هم پیمانی صهیونیسم و استعمار را بر ضد خویش به یاد آوردیم. آن گاه ندای دیگری شنیدیم که تأکید می کرد: «فَآوَاکُمْ وَأَیَّدَکُم بِنَصْرِهِ وَرَزَقَکُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ .» [۲]در آوردگاه حُنین در ماه رمضان به یاد آوردیم: «وَیَوْمَ حُنَیْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْکُمْ کَثْرَتُکُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنکُمْ شَیْئًا وَضَاقَتْ عَلَیْکُمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّیْتُم مُّدْبِرِینَ.» [۳] این نبرد را به یاد آوردیم و جنگ ژوئن را، که آتشِ آن ما را سوزاند، به یاد آوردیم، ولی پس از آن عنایت خداوندی و ثمره تلاش ها و پیروزی خود را دیدیم، چون به این سخن خدای تعالی گوش فرا می دهیم که فرمود: «ثُمَّ أَنَزلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعذَّبَ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَذَلِکَ جَزَاء الْکَافِرِینَ.» [۴]و سپس با رسول خداص در تربیت الهی همراه شدیم، هنگامی که خدا فرمود: «إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ. وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا.» [۵] همچنین، در ایـن مـاه با یـاد شهید محـراب و قربانـی عد ، حضرت علی بن طالب ع زیستیم و با غم های رسول ص در عام الحزن هم دردی کردیم؛ در همان دهه اول رمضان، هنگامی که ابوطالب، یاریگر و حامی بدرود حیات گفت و ام المؤ منین خدیجه کبری نیز از دنیا رفت. همچنین، به نیکی تأ ثیرِ زن ِ مؤ من ِ مجاهد را در زندگی امت مشاهده کردیم. ادامه دارد ...

اطلاعات

نگاه تازه ای به عید پایان رمضان (بخش اول)https://www.khabaronline.ir

فرهنگ > دین و شه - معنا و مفهوم عید فطر، همواره مورد توجه عرفا و اهل دل بوده است.خبرآنلاین پیش از این در گزارش های خود به تبیین معنا و مفهوم اجتماعی، عرفانی و انسان شناسی عید فطر پرداخته است.
هلال عید به دور قدح اشارت کرد ...
هدیه یازده ماهه ای که در عید می گیریم/ پنج گروه مردم در روز عید عفو و بخشش و گذشت در مفهوم عمیق عید
در متن زیر نگاه تازه ای به عید پایان رمضان شده است. موسی صدر در پیامی که در تاریخ ۱۹۶۹/۱۲/۱۰ در بیروت منتشر شد از معنای عید، مفهوم وطن، مقاومت و دوره آموزشی ماه رمضان سخن می گوید. ترجمه فارسی این پیام به نقل از رو مه الجریده در جلد دوم مجموعه گام به گام با و همچنین کتاب نای و نی منتشر شده است. متن پیام را در ادامه می خوانید.بار دیگر ماه مبارک رمضان را، که فراقش بر ما گران می آیـد، وداع گفتیم و قدم در بارگاه عید سعید فطر نهادیم. این وداع و این تشرف بار ها و بار ها تکرار شده و باز هم در آینده به اذن خداوند تکرار خواهد شد. امیدواریم که ما به هنگام محاسبه به آن درجه از بلوغ رسیده باشیم و از پوسته ها و ظواهر این شعایر جاویدان الهی گذشته و دریافته باشیم که روزه و و عید فقط مناسک و سنت های تحمیلی نیستند که ما برای ارج نهادن به خدا تقدیم او می کنیم یا مالیات هایی نیستند برای عالم غیب که پیشاپیش می فرستیم؛ بلکه این عبادات نیروهای محرکه و انگیزه های تجدید نیروی حرکت در حیاتی سالم و تصحیح انحراف و خطا در سلوک انسانی است. ما به مرحله ای رسیده ایم که درمی ی م یک ساعت تفکر بهتر از عبادت چندین ساله است. تأ مل در شعایر و توجه به انگیزه ها همان چیزی است که شرع مطهر آن را نیت نام نهاده است و جوهر عبادت و محتوای حقیقی اعمال است.

اطلاعات

به گزارش خبرگزاری فارس؛ به نقل از دبیرخانه دائمی کنگره بین المللی علوم انسانی ی، فراخوان مقاله پنجمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی منتشر شد.متن این فراخوان بدین شرح است:با اتکا به عنایات الهی و توجهات حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با هدف گفتمان سازی، تولید علم و نظریه پردازی، تضارب شه ها و ارتباط مستمر با جامعه علمی، پنجمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی، پاییز 1398 در ایران و در محورهای کلی ذیل برگزار می شود:محورهای میان رشته ای:فلسفه و روش شناسی علوم انسانی یمدیریت تحول علوم انسانیالگوی ی ایرانی پیشرفتمحورهای رشته ای:اقتصاد یتعلیم و تربیت یجامعه شناسی یارتباطات و رسانه یروانشناسی یعلوم یفقه و حقوق یمدیریت یهنر و معماری یتذکرات مهم:ـ مقالات پذیرفته شده، پس از برگزاری کنگره در مجلات علمی ـ پژوهشی منتشر خواهد شد.ـ در طول دوره ی فراخوان، مقالات ارسالی حداکثر تا سه ماه تعیین تکلیف می شوند و بلافاصله به مقالات پذیرفته شده گواهی اعطا خواهد شد.ـ محورهای تفصیلی هر کمیسیون به زودی بر روی سایت قرار خواهد گرفت.ـ ارسال مقاله فقط از طریق سایت کنگره امکان پذیر است و مقالاتی که از طریق ایمیل ارسال شوند، بررسی نخواهند شد.مهلت ارسال چکیده مقاله تا 31/6/1397 (22 سپتامبر 2018)مهلت ارسال اصل مقاله تا 29/12/1397 (20 مارس 2019)

اطلاعات

پای منبر انصاریان در ماه مبارک رمضان (بخش ششم)www.farsnews.comافسوس بازندگان راه سعادت در روز قیامتشما در طی راه سعادت اشتباه نکردید و جزء آیه «وَقَلِیلٌ مِنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ» شدید، اما اکثریت اشتباه د؛ یا با جهلشان زندگی را سنجیدند و راهی را که طی د، به هیچ عنوان به سعادت نرسیدند؛ اگر امکان داشت، سر قبرهایشان می رفتیم و به پروردگار می گفتیم که قبر آنها را بشکاف تا دو کلمه با ما حرف بزنند، می دیدید چه می گویند! آن طرف و نه اینجا(اینجا که نمی فهمند)، پروردگار از قول آنها در آ سوره عم یتسائلون نقل می کند: «یَا لَیْتَنِی کُنْتُ تُرَابًا»، ای کاش! من همان خاک زیر پا و زمین های کشاورزی بودم و آفریده نمی شدم که راه سعادت را اشتباه م و در جاده های انحرافی بیفتم؛ حالا در اینجا هم به خشم خدا، آتش جهنم، قهربودن همه انبیا و ائمه از خودم دچار و گرفتار بشوم. عجیب هم این است که در قرآن می گوید: یک نفر از اولین و آ ین میلیاردها میلیارد انسان پیدا نمی شود که به شفاعت و نجات اینها علاقه داشته باشد. غریب و تنها و بیگانه و بدبخت، سربه زیر، افسوس خور، دریغ خور، پشیمان و بیچاره هستند که تمام درهای فیوضات به روی آنها بسته است.این مقدمه بحث بود و اما؛ این اما به خواست خدا برای جلسه بعد است. سعادت نجات -چه در دنیا و چه در آ ت- میوه چیست؟ میوه چهار شناخت است که ببینیم حالا این چهار شناخت چیست؟پایان

اطلاعات

پای منبر انصاریان در ماه مبارک رمضان (بخش چهارم)www.farsnews.comاین برای آ تت است؛ و باز برای آ تت می گوید: تمام عباداتت - ، حج ، زکات، خمس، امربه معروف و نهی ازمنکر- برای خودت، مزد آنها را هم می دهم؛ ولی روزه ای که می گیری، فقط پای خودم است. «الصوم لی» روزه تو مِلک من است، برای من است، ویژه من است، مخصوص من است و من این روزه تو را نمی توانم در قیامت به دست انبیا و ائمه بدهم و بگویم مزدش را تعیین کنید. برای آنها امکان تعیین پاداش روزه تو نیست، «و انا اجزی به» خودم باید تعیین مزد م و دیگری نمی تواند. این برای قیامت توست.پروردگار، عاشق روزه دارانخواب بندگانم عبادت: اما همین که یک ناهار نمی خوری، من هم همه چیز تو را از اوّل فجر تا غروب به عبادت حساب می کنم که اینها هم در قیامت وارد اجر تو بشود. خسته هستی، یک ساعت در سحر بیدار بوده ای، وقت هم داری که به اداره یا کارخانه یا مغازه بروی، چون می بینی حدود چهار و بیست دقیقه یا چهار و بیست وپنج دقیقه اذان می گویند و حالا دو ساعت وقت داری و می خو ، «نومکم فیه عبادة» وقتی خوابت می برد، به نویسندگانت می گویم که خوابش را هم عبادت بنویسید؛ با اینکه آدم در خواب تکلیف و اختیاری ندارد. تکلیف برای آدم بیدار و مختار است، یعنی آن که اراده و اختیار دارد؛ ولی خوابت که برد، می گویم خوابت را عبادت بنویسند. معلوم نیست چطور عاشق روزه دار است و چقدر روزه دار را می خواهد و چقدر روزه دار را دوست دارد!هر نفس بندگانم تسبیح: حال هم در خواب و هم در بیداری، لحظه به لحظه نفس می کشی، چون زنده هستی، «انفسکم فیه تسبیح»، ت هستی، ولی هر نفسی که می زنی، به ملائکه می گویم: یک «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر» به پای او بنویسید.محاسبه مضاعف برای بندگان روزه دارم: بعد از سحری بلند می شوی که صبح را بخوانی، «یضاعف فیه الحسنات»، من خودم یک ت را چند به پای تو می نویسم؛ با اینکه یک صبح خوانده ای، اما من هفتصد می نویسم، حتی من بالاتر از هفتصدتا می نویسم.محو گناهان بنده روزه دارم: «و یمحو عنه السیئات»، اشتباهاً گناهی می کنی، نگاهی به نامحرم می کنی، یک لغزشِ حرفی پیدا می کنی و روزه هستی، این را در جا محو می کنم که در پرونده ات نیاید.آنهایی که این حرف ها را فهمیده اند و باور کرده اند، برنده ترین مردم عالم هستند و آنهایی که غیر از شما هستند، بازنده ترین مردم عالم هستند؛ چون خیلی چیز گیر شما می آید و هیچ چیزی گیر آنها نمی آید، لذا در دعای کمیل می خوانید: «افمن کان مؤمنا کمن کان فاسقا لا یستوون».قرآن عناوین دیگر هم درباره اینها دارد: صابرین، متوکلین، عباد. این عناوین خیلی زیاد است که همه برخاسته از همین دورزی آنها و شاگردی در مدرسه انبیا و ائمه طاهرین و اولیای الهی است.ادامه دارد ...

اطلاعات

پای منبر انصاریان در ماه مبارک رمضان (بخش پنجم)www.farsnews.comداوری جاهلانه بدکارانیا در آیه دیگر به بدکاران دنیا می گوید: «افنجعل المسلمین کالمجرمین»، به خیال شما این بندگانی که تسلیم من هستند، رفیق من هستند و گوش بده به حرف من هستند، آنها را مثل شما مجرمین به حساب بیاورم؟ یعنی دوتایی شما را یکی بدانم؟ «ساء ما یحکمون» اگر فکر می کنید که من بندگان تسلیم خودم را با مجرمان یکی می دانم، داوری بدی می کنید و یک قاضی صد درصد جاهل نفهمی در این داوری خود تان هستید.سرانجام نیکوی رفاقت با صالحینچهار یا پنج جمله وجود مبارک حضرت زین العابدین دارند که راوی این چهار-پنج جمله حضرت موسی بن جعفر است. ایشان نقل می کنند که جدّم زین العابدین این مطالب را فرمودند و یکی از آن چند جمله این است: همراه شدن با شایستگانِ از عِباد خدا، رفیق شدن با صالحین و دوستی با انی که پروردگار عالم آنها را پسندیده است، «داعیة الی الصلاح» شما را به اصلاح همه جوانب وجودتان سوق می دهد. این حقیقت دارد! اینهایی که رفیق های خیلی خوب و بالاتر از خودشان دارند، پیوند قلبی هم با آن رفیق های بالاتر از خودشان دارند، اینها آدم های خیلی خوبی هستند. اینها چشم باز دارند! یک لحظه که چشم آدم باز بشود، گاهی همان یک لحظه سعادت ابدی اش را رقم می زند.بازندگان حقیقی واقعه کربلااین جریان خیلی جریان جالبی است! بعضی از دوستان هم هستند، برای اینها گفته ام. خیلی جریان با ارزشی است و روز عاشورا هم اتفاق افتاده است؛ ولی یک مقدمه باید برایتان بگویم. آنهایی که از طرف بنی امیه آمده بودند، ده ها نوع وعده به آنها داده بودند، تشویقشان کرده بودند که کوفه تا کربلا هفتاد کیلومتر است، بروید؛ وقتی برگردید، زمین می دهیم، مغازه می دهیم، زن ندارید زن می دهیم، پول ندارید پول می دهیم، طلا و نقره می دهیم و آنهایی هم که لیاقتش را دارند، صندلی می دهیم و فرماندارشان می کنیم، استاندارشان می کنیم، مدیرشان می کنیم. همه اینها به طمع این حرف ها به کربلا آمده بودند و همه هم ذوق زده بودند که این سفر زود تمام می شود و برمی گردند، به یک نان و نوای حس می رسند.هنوز جنگ شروع نشده بود عمرسعد یکی از افراد لشکرش را که به او اطمینان داشت و می شناخت، صدا کرد و گفت: یک پیغام دارم که می خواهم این پیغام را به تو بدهم تا برای حسین بن علی ببری. پیغام من را دقیق بده، جوابش را بگیر و بیاور. من در چند کتاب دیدم، اما ننوشته بود که پیغام عمرسعد به عبدالله چه بود، ولی هرچه بوده، پیغام مهمی بوده است.گفت باشد و پیغام را به او گفت. آمد و اجازه گرفت که من پیغامی دارم، سفیر و هستم، می خواهم به حضرت حسین بدهم. خیمه را نشان دادند و گفتندک حضرت حسین در این خیمه است، می توانی بروی و پیغامت را بدهی، جوابت را بگیری و بروی. تنها در خیمه نشسته بود که آمد و پیغام را داد، حضرت هم پیغام را کامل شنید، جواب پیغام را داد و فرمودند: برو و جواب را به عمرسعد بده. حسین دید که او تکان نمی خورد، فرمودند: مگر مأمور نیستی جواب پیغام را ببری؟ گفت: نه! فرمودند: می خواهی چه کار کنی؟ گفت: من آمدم که برنگردم و ماند، جزء همین 72 نفر شد.او تلخی رد تمام وعده ها را چشید و بعد، این تلخی در وجودش به چه عسلی از سعادت دنیا و آ ت تبدیل شد.به حلاوت بخورم زهر که شاهدْ ساقی است/ به ارادت بکشم درد که درمان هم از اوستزخم خونینم اگر به نشود، به باشد/خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم از اوستغم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد/ساقیا باده بده، شادی کین هم از اوستسعدیا گر د سیل فنا خانه عمر/دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوستاینها راه سعادت را پیدا د و حرکت هم د، با این عناوین هم در قرآن معرفی شدند: متقین، صدیقین، متوکلین، مجاهدین، عابدین، و نوع این عناوین پرمعنا و پرمغز است.ادامه دارد ...

اطلاعات

پای منبر انصاریان در ماه مبارک رمضان (بخش سوم)www.farsnews.comاو می داند که یک ماشین سی-چهل میلیون تومانی را به یک ماشین هشتصد-نهصدمیلیون تومانی تبدیل د، در آن بنشیند و باد به دماغش بیندازد و اش را سپر کند، خیلی لذت دارد؛ ولی خودش را نگه می دارد و این زهر تلخ را نه اینکه کُشنده نیست، حیات بخش است؛ مثل اینکه به مریض می گوید ده تا آمپول برای تو نوشتم و مرض تو را هم تشخیص دادم، واجب است که بزنی تا زنده بمانی. یکی یک میلیون تومان است و دردش هم باید تحمل ی، می گوید بنویس، پولش را می دهم و دردش را هم می چشم؛ چون می داند سلامت او در این پول دادن و درد آمپول چشیدن قرار دارد، یعنی پشت این سوزن که به بدن فرو می رود و این داروی تلخی که وارد بدن می شود، موهای سر و ابرو و صورت را می ریزد، سلامت وجود دارد؛ یعنی یک تقوای عظیمی نسبت به بدنش به ج می دهد. آنها هم این تقوای عظیم را نسبت به جانشان، روحشان، دنیایشان و قیامتشان به ج می دهند. اصلاً خودشان را هزینه می کنند تا این تلخی را بچشند که بعداً از عمق این تلخی حقایق الهیه را تحصیل کنند و به دست بیاورند.روزه داران، برندگان حقیقی سعادتاما این گروه با این عناوینی که خدا از آنها یاد کرده است، اندک و کم هستند، ولی برنده کل سعادت و نجات هستند. ملاک حق بودن این مسأله هم وجود انبیای خدا و ائمه طاهرین و اولیای الهی است. آنها هم در معرض گناه بودند، آنها هم در معرض اموال حرام بودند، اما خودنگهدار بودند؛ یعنی این تلخی و زهر را با جان و دل می نوشیدند.این یکی از آ ین حرف های اهل عرفان اهل بیت است، نه عرفان های ساختگی؛ چون من خیلی از افرادی را که به مذهب عرفان های ساختگی متدین بودند، در این پنجاه ساله عمرم در جامعه دیده ام؛ اما یکی از آنها را این گونه ندیده ام، بلکه انحراف در آنها دیده شد و دیده هم می شود. این یکی از آ ین حرف های عاشقان پروردگار است:به حلاوت بخورم زهر که شاهدْ ساقی استآنکه این زهر را با امر و نهی خود به کام من می ریزد، او ساقی کل عالم است که طهور پیش اوست و هر دهانی که باز بشود و بگوید می خواهم، در کامش می ریزد. آن ی هم که دهانش را روبه روی او بسته و می گوید نمی خواهم، خب نمی خواهد و اصلاً حال تلخی کشیدن را ندارد. روزه نمی گیرد، می گوید من تحمل گرسنگی ندارم و گاهی هم مس ه می کند، می گوید: یک ناهار نخوردن برای چه؟ اصلاً به چه درد می خورد و برای من چه کار می کند؟اما آنکه در کنار معلمان الهی زانو زده و عاقل هم هست، باور هم کرده و می داند این تلخی گرسنگی را که می کشد، طهور ساقی هستی است. هر سال هم دهانش را باز می کند و می گوید ساقی بریز که ما اصلاً در مستی و بیهوشی ابدی فرو برویم. او می داند با این محدودیت وجودی که پروردگار از او خواسته، از ابتدای فجر تا ابتدای غروب به خاطر من از این حلال ها که یکی خوردن و آشامیدن است، کناره بگیر؛ حالا آ تت که حساب جداگانه ای دارد، در قیامت هم یکی از درهای بهشت که اسم آن «ریّان» است، ورود از آن در را به بهشت وقف روزه داران و دیگری از آن در راه ندارد. ادامه دارد ...

اطلاعات

پای منبر انصاریان در ماه مبارک رمضان (بخش اول) www.farsnews.comبه گزارش خبرنگار دین و شه خبرگزاری فارس، حسین انصاریان مفسر، مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآن کریم در تازه ترین جلسه اخلاق خود در حسینیه همدانی ها در ماه مبارک مرضان به موضوع «برندگان و بازندگان راه سعادت» اشاره کرد که مشروح آن در ادامه می آید:برندگان و بازندگان راه سعادتبسم الله الرحمن الرحیم«الحمدلله رب العالمین الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابوالقاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین».جاده های ساختگی و انحرافی در مسیر هدایت بشراز زمان شروع زندگی در کره زمین تا الآن، البته در آینده هم همین طور است، تک تک مرد و زن دنیا فطرتاً و ذاتاً به دنبال سعادت و خوشبختی هستند؛ ولی اغلب انسان ها به فرموده قرآن مجید، اکثر آنها به دو علت در شناخت سعادت اشتباه داشته و اشتباه دارند: یک علت، جهل خودشان است. جهل یعنی تاریکی و تشخیص در تاریکی غیرممکن است، لذا بعضی از انبیا در سخن گفتن با امت ها خیلی با محبت به آنها می فرمودند: «بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ»، شما گروهی هستید که در جه زندگی می کنید. به قول حافظ:جنگ هفتادودو ملت، همه را عذر بنه/چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدن سانه یعنی یک سلسله مسائل خیالی و بافتگی و گروهی هم پیرو جاده سازانی شدند. این جاده ها یکی دو تا نیست و براساس ضل و گمراهی و هوای نفس ساخته شده است. آنها توانستند با مکر و حیله و فریب به امت ها بقبولانند که راه رسیدن به سعادت، این است که ما ارائه می کنیم. این جاده ها در روزگاران گذشته کم نبوده، الآن هم کم نیست. پروردگار در قرآن مجید از آن جاده های انحرافی به «سبل» تعبیر می کند که جمع «سبیل» است. «سبیل» یعنی راه، «سبل» یعنی راه ها و جاده های قل و انحرافی و ساختگی.صاحبان د، عاشق خوشبختی و رهایی در دنیا و آ تعده کمی از زمان آدم تا الآن به دنبال سعادت بودند و راه آن را پیدا د. اینها را خداوند متعال در قرآن مجید به عنوان «اولوالألباب»، یعنی صاحبان د و قوم یعقلون یاد کرده است. اینان عاشق خوشبختی و سعادت بودند، ولی راه رسیدن به سعادت را بلد نبودند و عارف به طریق نبودند، اما چون عقل داشتند، آمدند و در محضر نبوت و ت و اولیای خدا زانو زدند، به راهنمایی های آنها هم یقین د، جاده را از آنها یاد گرفتند و به سعادت و نجات در دنیا و آ ت رسیدند.ادامه دارد ...

اطلاعات

پای منبر انصاریان در ماه مبارک رمضان (بخش دوم)www.farsnews.comتع ر قرآن از مردم صاحب دپروردگار عالم در قرآن مجید کراراً هم آنها را تأیید و تعریف کرده و با کلمات گوناگون از آنها یاد کرده است:الف) «صدیقین»، مردمی که راستگو و راست کردار بودند. چه شد که راستگو و راست کردار شدند؟ چون در کنار معلمانی چون پیغمبران راستگو، دلسوز، باعاطفه، بامحبت و پیشوایان معصوم زانو زدند.ب) گاهی از آن ها به «متقین» تعبیر می کند. مردم با کرامت و بزرگواری که با همه نوع گناه و - مال، مقام، بدنی و خیالی- روبه رو می شوند، اما خودنگهدار هستند؛ یعنی این شهوات را به خاطر ارتباط با نبوت و ت ارّه می بینند که پای ریشه قرار دارد که اگر بخواهند به این ارّه میدان بدهند، ریشه شان را می زند و می کَنَد؛ این معنی تقواست. نمی گوید با گناه روبه رو نمی شوند، بلکه با گناهانی روبه رو می شوند که خیلی به سعادت و نجاتشان ضرر ندارد. پروردگار از این گناهان به «سیئه» تعبیر می کند که عنوان آن در معارف الهیه «گناهان صغیره» است؛ مثل نگاه به نامحرم. با گناهان کوچک، کوچک تر، بزرگ و بزرگ تر روبه رو می شوند، اما اهل تقوا هستند؛ یعنی خودنگهدار هستند. می داند و حس می کند که نگاه به نامحرم یک لذت خیالیِ مختصر و محدود و ازدست رفتنی دارد، ولی این لذت را محبوب، مولا و خالقش برای او نپسندیده است و نگاه نمی کند. برای بعضی ها هم نگاه ن تلخ است و درست هم هست، ولی این زهر را می چشد؛ چون می داند که این زهرِ حفظ دیده از نامحرمِ جوان در وجودش به عسل رضایت خدا و جنت آ ت تبدیل می شود. این دانستن را هم از آنها یعنی از انبیای الهی و ائمه طاهرین یاد گرفته است.نسبت به گناهان بزرگ و بزرگ تر هم همین طور است؛ او حس می کند که لذت گناهان بزرگ و بزرگ تر خیلی بیشتر از یک لحظه نگاه به نامحرمی است که آدم یک ساعت نگاهش نمی کند، بلکه عبوری نگاه آدم می افتد؛ اما بعضی از گناهان هست که ارتکابش زمان می خواهد، ایستادن و توقف می خواهد؛ یعنی یک ماه، دوماه، ده ماه، یک سال باید بدود و این قدر مکر و حیله ایجاد د تا چندمیلیاردی از مال یک ملت مظلوم را در روز روشن ب د. او می داند خیلی لذت دارد که یک خانه دویست متری را به یک خانه پنج هزار متری در گران ترین جای شهر تبدیل د.ادامه دارد ...

اطلاعات

به نقل از سایت خبری خبرآنلاین، مدیر روابط عمومی مؤسسه غدیرشناسی گفت: مؤسسه غدیرشناسی در بخش های مختلفی همچون غدی ژوهی، خورشید هشتم، سیره نبوی، نذر غدیر، فضای مجازی، شیعه پاسخ می گوید، مباهله، ک ن، علامه امینی، لبیک یا محمد (ص)، از قدر تاغدیر، رادیو عترت، ، مهدویت، جریان های تکفیری، عرفان های نوظهور، خانواده علوی و بخش های دیگر در نمایشگاه قرآن کریم حضوری برجسته خواهد داشت. افزود: این مؤسسه وظایفی همچون پاسخگویى به سؤالات و شبهات و شناسایى خلأها و نیازها در عرصه فرق مختلف و عرفان های نوظهور را در نمایشگاه به عهده گرفته است که با دعوت از اساتید برجسته از حوزه علمیه قم، پذیرای مراجعه کنندگان به غرفه های مؤسسه غدیرشناسی در نمایشگاه است.وی در ادامه افزود: یکی دیگر از بخش های مهم مؤسسه غدیرشناسی در نمایشگاه امسال قرآن، جنبه سراسری پیدا رادیو غدیر است که با توجه به درخواست مسئولین نمایشگاه، این رادیو از اجرای برنامه برای مخاطبان خاص و غدی ژوهان به جنبه سراسری تغییر شکل داده و تحت عنوان رادیو عترت برای کل مخاطبین نمایشگاه قرآن، اجرا برنامه داشته باشد.این رادیو در نمایشگاه امسال در قالب دو برنامه دوساعته علاوه بر معرفی مؤسسه غدیرشناسی به مخاطبین عزیزنمایشگاه با حضور کارشناسان مذهبی و برجسته به شکل برنامه پرسش و پاسخ و تببین موضوعات مختلف مذهبی روز، به اجرای برنامه برای همه عزیزان خواهد پرداخت.مدیر روابط عمومی مؤسسه غدیرشناسی درباره بخش «شیعه پاسخ می گوید» گفت: کتاب گرانسنگ «شیعه پاسخ می گوید» از تالیفات ارزشمند آیت الله العظمی مکارم (مدظله) است که با قلمی روان به پاسخگویی به شبهات اعتقادی می پردازد که مؤسسه غدیرشناسی این پاسخگویی به شبهات را به صورت میدانی کرده و با دعوت از کارشناسان مذهبی در محل نمایشگاه، به صورت زنده در قالب رادیو عترت و پاسخگویی چهره به چهره، این موارد را پاسخ خواهد داد و همچنین مخاطبان را به شرکت در این مسابقه دعوت می کند. به بخش مباهله اشاره کرد و ادامه داد: مباهله سند افتخار است و متاسفانه فعالیت خاصی در این زمینه انجام نشده است که در این بخش در قالب آثار تجسمی و عینی فرستاده شده در موضوعات مختلف مباهله، در معرض دید بازدیدکنندگان قرار می گیرد.ایشان همچنین به بخش های مختلف و متنوع برای ک ن و نوجوانان اشاره و خاطرنشان کرد: که در این دو بخش از ونی دعوت شده که کاملا زبان برخورد با این قشر را بداند و با روش های کاملا امروزی، این قشر حساس و مهم را به آموزه های دینی جذب کند.

اطلاعات

آخرین مطالب

آخرین ارسال ها