گیسوکمند

وبلاگ با نام گیسوکمند
غمِ من غم ی هست که دوستش دارم، اگر هم نگه غمه میفهمم... به چه شکل باید بگم دوست داشتنمو که باورت بشه قلم بدون تو چرخشش خشک میشه و برگ های بهاری در زندان زمستان بازداشت می مونن... امروز، دیروز و فردا بیشتر به فکر این بوده ام و خواهم بود که چطور تعداد تک تک موهای لطیف و ظریفت رو میشود با اندازه احساس تقسیم کرد... آه کودکی، آه تقدیر زمخت ابری و بارانی من که باعث شدی من به اینجا برسم، اینجایی که نگرانی ها دیگر زیاد مرا نگران نمی کند، بلکه ساحل آرامش زیر چتری است که خدا سایه میدهد از پندارهای مایمان به آن...

اطلاعات

  • منبع: http://gisokamand.blog.ir/1396/11/02/غم-من
  • مطالب مشابه: غم من
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
باران، صدایش آدم را به ا و روستاهای دوری می برد که آنجا همه در انتظارند، در انتظار همین قطرات که برایشان رحمت آورد ولی این قطرات دقیقا مشخص نیست که اشک چه ی است، تازه عروسی که از عشق تنفر دارد؟ ی که کعبه بودنش لنگ حضور مردمی است ابله؟ که تاریخ اثبات کرده و نه سخن من...

کاری نداره خوش بین بودن و کاری ندارد با عمل خوب زیستن، این را باید حواسمان باشد که گاهی وقت ها در ثانیه باید بین خوب و بد یا سخت تر از این میان خوب و خوب تر که پل است برای سعادتمان، آنی را انتخاب کنیم که حقیقت تو به تو می گوید ولی تو می خواهی و دوست داری از آن س یچی کنی... مثال میزنم دیدی گاهی وقت ها میخوایی بری مغازه یه پولی داری با وجود اینکه میدونی پولت کمه ولی باز میری، پولداری ها ولی عادت کردی به اینطور بودن، خب عزیز شیوه خوب بودن این نیست برگرد خورده ی کار رو هم ببر، اگر برای ما ارزش ندارد برای آن کاسب ارزش دارد و او محاسبه گر خوبی است.... و البته نه نامرد و نه حیله گر و نه خیانت کار، فقط آنچه را به ما می دهد که متناسب با شه و خصوصا عمل ما باشد....


اطلاعات

  • منبع: http://gisokamand.blog.ir/1396/11/01/باران
  • مطالب مشابه: باران
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
چه شده که زلف خود را
رخ آسمانی ات را، زنگاه من بریدی؟!
به دلت تو شرم کردی
که حیات من گرفتی؟!
غمِ این نبودنت را
بسزای دلپرستی دهم از همانکه دارم
بر خود زخود جلی تر

س،غ

اطلاعات

لبخند تو، آهنگ من

به در می آورد جان را

خیال نرم گیسوانت

و نسیمی که یاد توست


چون جاودانگی روح

برایم زمان را وقت کرده

حال این منم که با توام

انتقام یا عشق؟!

انتخاب با توست

س،غ



اطلاعات

  • منبع: http://gisokamand.blog.ir/1396/10/30/تنها
  • مطالب مشابه: تنها
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
زاده ی افسونگرِ چشمان توست عشق من، آنی که شد شیدای تو جدِ جدِ ظلم و استبکاری است این کار تو کشتن قربانی از زیبایی ات
یا که بستن، دست و پای کم توان نفس من
این کار توست،وآن کار توست اشک بر صورت غمی بر آیینه یا زار بر تقدیرهام این و آنم کار توست شکل موسی میشوی
گاهی چنان حیرانتم از عصای دست نابردار تقدیر شما
بعد از آگاهی زکار عاشقان کارگر یا نگاهی بر سبکبالان این روز و زمان بازی شطرنج هم کم هست اگر هستی من چو سربازم که سر بازم میان بازی ات سرفراز، آزاد دل، از آسمان این زمین دستِ من بسته، تو شور و م با عقل کن این مرا مست و اب از عقل کن تا که شاید مستی از دل باز شد گفتمت، لب بسته با تو نیک تر شهر امروز از تو شد، آزاد شد گفت: بسم الله و رحمان و رحیم، آفاق شد


اطلاعات

آخرین ارسال ها