این روزها

وبلاگ با نام این روزها
زمانی که چشمانم را به این دنیا گشودم اردیبهشت پر از شکوفه شد و زمین خندید...

اطلاعات

  • منبع: http://inrozhayam.persianblog.ir/post/24
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
حالا دیگر تنهایی ام آنقدر بزرگ شده است که می تواند دستم را بگیرد و از تمام خیابان های شلوغ عبور دهد حالا دیگر تنهایی ام آن قدر عمیق شده است که می تواند مرا در خود غرق کند حالا دیگر تنها نیستم تنهایی با من است...! «نسترن وثوقی»

اطلاعات

  • منبع: http://inrozhayam.persianblog.ir/post/25
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی: تنهایی ,حالا ,حالا دیگر ,دیگر تنهایی
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
زمانی که چشمانم را به این دنیا گشودم اردیبهشت پر از شکوفه شد و زمین خندید...

اطلاعات

  • منبع: http://inrozhayam.persianblog.ir/post/24
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
روزی جایی دقیقه ایی خودت را بازخواهی یافت و آن وقت یا لبخند خواهی زد یا اشک خواهی ریخت... «پابلو نرودا»

اطلاعات

  • منبع: http://inrozhayam.persianblog.ir/post/23
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
من مرغ آتشم می سوزم از شراره این عشق سرکشم چون سوخت پیکرم چون شعله های سرکش جانم فرو نشست آنگاه باز از دل خا تر بار دیگر تولد من آغاز می شود و من دوباره زندگیم را آغاز می کنم پر باز می کنم پرواز می کنم...! «حمید مصدق»

اطلاعات

  • منبع: http://inrozhayam.persianblog.ir/post/13
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
قهر نکن عزیزم همیشه که عشق پشت پنجره هامان سوت نمی زند گاهی هم باد شکوفه های آلوچه را می لرزاند دنیا همیشه قشنگ نیست پاشو عزیزم برایت یک سبد گل نرگس آورده ام با قصه آدم ها روی پل. آدم ها روی پل می ترسند...! «ویسواو شیمبورسکا»

اطلاعات

  • منبع: http://inrozhayam.persianblog.ir/post/14
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
نه اشتباه نکن نه زیبایی تو نه محبوبیت تو مرا مجذوب خود نکرد تنها آن هنگام که روح زخمی مرا بوسیدی من عاشقت شدم... «شمس لنگرودی»

اطلاعات

  • منبع: http://inrozhayam.persianblog.ir/post/15
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
ی نمی تواند عشق را بکشد اگر در خاک دفنش کنی دوباره می روید اگر پرتابش کنی به آسمان بال هایی از برگ در می آورد و در آب می افتد با جوی ها می درخشد و غوطه ور در آب برق می زند خواستم آن را در دلم دفن کنم ولی دلم خانه عشق بود درهای خود را باز کرد و آن را احاطه کرد با آواز از دیواری تا دیواری دلم بر نوک انگشتانم می ید عشقم را در سرم دفن و مردم پرسیدند چرا سرم گل داده است چرا چشم هایم مثل ستاره ها می درخشد و چرا لب هایم از صبح روشن ترند می خواستم این عشق را تکه تکه کنم ولی نرم و سیال بود، دور دستم پیچید و دست هایم در عشق به دام افتادند حالا مردم می پرسند من زندانی کیستم؟!! «هالینا پوشویاتوسکا»

اطلاعات

  • منبع: http://inrozhayam.persianblog.ir/post/16
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی: هایم
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
آرام باش عزیز من، آرام باش حکایت دریاست زندگی گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی گاهی هم فرو می رویم، چشم هایمان را می بندیم، همه جا تاریکی است آرام باش عزیز من آرام باش دوباره سر از آب بیرون می آوریم و تلالو آفتاب را می بینیم زیر بوته ای از برف که این دفعه درست از جایی که تو دوست داری، طالع می شود...! «شمس لنگرودی»

اطلاعات

  • منبع: http://inrozhayam.persianblog.ir/post/17
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی: آرام
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
چیزی بگو مثل بهار مثلا شکوفه کن و یا ببار مانند رحمتی بر درونم یا رنگین کمان باش و روحم را در آغوش بگیر چیزی بگو فراتر از حرف باشد جانم را لمس کند چیزی بگو مثلا کنارت هستم...! «تورگوت اوبار»

اطلاعات

  • منبع: http://inrozhayam.persianblog.ir/post/18
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی: چیزی
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
زن دیوانه عاشق نه دل به دریا می زند نه سر به کوه و بیابان می گذارد و نه راه صحرا را پیش می گیرد زن دیوانه عاشق ناگهان دست تو را در دست زندگی می گذارد و به غار تنهایی اش برمی گردد...! «نسترن وثوقی»

اطلاعات

  • منبع: http://inrozhayam.persianblog.ir/post/19
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی: دیوانه عاشق
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
چشمهایم را می بندم و تمام جهان می میرد پلک می گشایم و همه چیز از نو زاده می شود به گمانم تو را در ذهن ساخته ام خواب دیدم برایم از ماه می خوانی و مرا دیوانه وار می بوسی به گمانم تو را در ذهن ساخته ام می بینمت که به راهی برگشته ای که می گفتی اما من پیر می شوم و نام تو را از ذهن می برم به گمانم تو را همیشه در ذهن ساخته ام... «سیلویا پلات عزیز»

اطلاعات

  • منبع: http://inrozhayam.persianblog.ir/post/20
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی: ساخته ,گمانم
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
آن قدر به تو نزدیک بودم که تو را ندیدم در تاریکی خود، به تو لبخند می زنم شکرانه روزهایی که کنار تو راه رفته ام...! «شمس لنگرودی»

اطلاعات

  • منبع: http://inrozhayam.persianblog.ir/post/21
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
تو تمام منی من تمام اندوه سالخورده ن سرزمینم که از سر ناچاری رد پای عشقشان را در فال ها دنبال می کنند شاید روزی برگردد شاید دوباره مرا بخواهد شاید مرغ عشق ها قهوه ها تاروت ها یک بار راست بگویند ولی هیچ مردی هیچ وقت به آغاز قصه برنگشت...! «نیلوفر لاری پور»

اطلاعات

  • منبع: http://inrozhayam.persianblog.ir/post/22
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی: شاید
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

آخرین ارسال ها