ژئومورفولوژی ایران

وبلاگ با نام ژئومورفولوژی ایران
بررسی مورفوتکتونیک ایران:
رشته کوه های شمالی، که به شکل قوسی چین خورده است و به نام البرز نامیده می شود و بخشی از چین خوردگی آلپ، هیمالیا است و شامل رشته کوه های زیر است: 1.کوه های آذربایجان، شامل کوه های میشوداغ، موروداغ، قراداغ، بزغوش و سهند و سبلان.

2.مرتفعات طالش(طوالش)

3.کوه های البرز غربی 4.کوه های البرز شرقی 5.کوه های آلاداغ-بینالود 6.کوه های هزارمسجد هم چنان که قبلاً ذکر شد ساختمان زمین شناسی نواحی مختلف این کوه ها مربوط به چین خوردگی آلپی است و ضمن کوه سازی این سیستم ش ت های بزرگی نیز حاصل گشته که منجر به بیرون ریزی مواد متخلف و فعالیت های شدید آتشفشانی شده است که آثار این پدیده ها در اغلب این کوه ها به صورت م وط های آتشفشانی گسترش گدازه های آن مشاهده می شود.1.کوه های آذربایجان این کوه ها از چهار گروه متشکل است. دنباله توده کوهستانی ارمنستان می باشد که برونریزی های مواد درونی زمین غالباً در این ناحیه مورفولوژی خاصی به آن بخشیده است. در مقابل چین خوردگی های منظم و متصل مواد انفجاری غالباً به صورت غیر منظم و در هم ریخته قلل مرتفع و مجزا و مستقل ایجاد کرده است. نهایی ترین رشته کوه های آذربایجان قراداغ نام دارد که از توده آتشفشانی آرارات واقع در مرز ایران و شوروی(سابق) آغاز می گردد. طول این رشته کوه در حدود 220 کیلومتر و پهنای آن بین 30 تا 65 کیلومتر تغییر می نماید و ارتفاع متوسط آن 3440 متر و در بعضی قلل ان به 3660 متر نیز می رسد. اطلاق و انتخاب نام قراداغ به خاطر رنگ تیره قلل پوشیده از سبزه این کوهستان بوده است، این رشته کوه به سوی شرق کشیده شده و به تدریج از ارتفاع آن کاسته می شود و در شمال شرق آذربایجان ارتفاع آن کاملاً کم شده و به جلگه مغان منتهی می شود و مرتفع ترین قلل این رشته کوه عبارتند از: نشان کوه، 3660 متر، سیمره داغ به بلندی 2760 متر، هشت هزار کوه به بلندی 2650 متر که همه مجاور رودخانه ارس بوده و محور اصلی رشته کوه را تشکیل می دهد. ساختمان زمین شناسی این رشته کوه از اشکوب های قدیمی پالئوزوئیک و طبقات متبلور غنی از معادن ف ات است. بی نظمی طبقات چینه شناسی آن در اولین برخورد کاملاً مشخص است. دنباله های طبقات چینه شناسی نامعین اند ولی این بی نظمی به هرطور که باشد در بازیافتن انحنای کوهستان و مجموعه آن ها آسان است. تحدب و برآمدگی به سمت جنوب این رشته موجب به هم پیوستگی توده آرارات به کوه های طالش می شود. رود ارس در فرورفتگی عمیق شمال آن که مرز کشور را باشوروی تشکیل می دهد جاری است. قره داغ به علت ارتفاع زیاد رطوبت فراوان به خود جذب می نماید. ریزش های باران و آب های حاصله از ذوب برف های قلل آن موجب تغذیه رود ارس از دامنه های شمالی آن می گردد. در ضمن شیب های شمالی کوهستان بسیار تند و خشن اند. مشاهده اختلاف سطح 1000 تا 1500 متری در نقاطی که فقط چند صد متر از هم دورند ساده نیست. آب های دامنه جنوبی ناحیه مرتفع اهر فرو می ریزند. بنابر این می توان این رشته کوه را به صورت یک خط تقسیم آب ها یا انترفلو شناخت که در دوسوی دامنه های آن دو خط القعر یا تالوگ ارس و اهر رود جای گزیده اند. شیب تند دامنه شمالی قراداغ موجب فرسایش شدید آن گشته و منتهی به پیدایش جلگه های پایکوهی گسترده و زمین های آبرفتی وسیع شده است. رودخانه هایی که از این دامنه جریان می یابد در موارد بارندگی شدید تبدیل به جریان های سیل می شوند و عناصر حاصله از ت یب شیمیایی سنگ ها همراه این جریان ها وارد رودخانه ارس می شوند و این امر موجب به هم خوردگی و ایجاد آشوب آب رودخانه و بالا ه به سواحل مشرف به دریای خزر می گردند. میشوداغ-موروداغ کوه میشو در منطقه آذربایجان در جبهه شمالی دریاچه ارومیه از شرق به سمت غرب کشیده شده و تقریباً بین صوفیان 35 کیلومتری شمال غرب تبریز تا 15 کیلومتری جنوب شرقی خوی جای گزیده است. سیمای مرتفع این توده کوهستانی از جنوب شهر مرند به خوبی نمایان است و در ناحیه شرق یعنی در همان منطقه صوفیان به وسیله تپه ماهورهایی به توده موروداغ مربوط می شود. کوه مورو خود نیز تا 20 کیلومتری شمال غرب تبریز گسترش دارد. مرتفع ترین نقطه میشوداغ علمدار نامیده می شود که 3155 متر بلندی دارد و نقطه مرتفع موروداغ نیز به ارتفاع 2210 متر پیرموسی نام دارد.
از نقطه نظر زمین شناسی این دو رشته کوه به هم شبیه هستند.بدین معنی که از یک پایه قدیمی احتمالاً هرسینین که شامل سنگ های گابرو، میکروگرانیت و پورفیر ها است؛ بنا شده اند.این پایه به وسیله تشکیلات آ ی پرمین بالایی و تریاس پایینی پوشانده شده اند. رشته کوه میشو که در ضلع شمالی در ناحیه ارومیه جای گزیده به صورت یک تاقدیس مرکب شناخته شده که محور آن در جهت شرق به غرب می باشد و بر روی این محور قله های معروف کوه تلخ، میش آباد، علمدار و کوه قاران قرار دارند. خط الرأس این کوه خط تقسیم آب های دو حوضه آبی ایران یعنی دریاچه ارومیه و دریای خزر می باشد. بدین معنی که آب های دامنه جنوبی به وسیله رودخانه های فراوانی که همه عمود بر محور تاقدیس هستند مستقیماً به دریاچه وارد می شوند در حالی که آب های دامنه شمالی کوه به رودخانه های زنوزچای و زیلبرچای وارد گشته و این دو رود نیز از طریق رود قازان چای به ارس می ریزند و رود ارس بالا ه به دریای خزر وارد می شود. نقش فرسایش آب های جاری در این کوهستان فوق العاده شدید بوده است به ویژه در دامنه جنوبی منتهی به پیدایش م وط افکنه‎های گسترده و به هم متصل گشته است. بین توده میشو و بستر رودخانه آجی زمین مسطحی گستزده شده است که ارتفاع آن از سطح دریاهای آزاد در حدود 1300 متر است. این جلگه مسطح از رسوبات دریاچه ای یعنی از رس های نرم و ماسه نمک دار پوشانده شده است. از مطالعه رسوب شناسی این جلگه، هم چنین بررسی های مورفولوژی سطح آن چنین استنباط می شود که دریاچه ارومیه تا این اوا تا دامنه های کوه میشو گسترش داشته است و به علت تبخیر زیاد و واردات کم به تدریج دریاچه پس روی کرده و این زمین ها را رها ساخته اشت. در بعضی نقاط این جلگه لکه های وسیع نمک و تپه های شنی مشاهده می شود که یادآور پلایاهای کویر مرکزی ایران و دشت لوت می باشند. بلندی تپه های شنی 40 متر و طول آن ها به 400 متر می رسد. به نظر می رسد که وزش بادهای جنوب غربی و وجود مانع عظیم میشو-مورو در شمال و شمال شرق مسئول پیدایش این قبیل پدیده های صحرایی در منطقه کوهستانی آذربایجان بوده است. توده نفوذی بزغوش: توده نفوذی بزغوش در جنوب جلگه سراب جای دارد و جهت گیری آن به مانند توده آتشفشانی سبلان از شرق به غرب است. طول این توده 120 کیلومتر می باشد. این کوهستان به وسیله دو دره محصور می شود یکی دره تلخه رود که در حبهه شمالی آن جریان دارد و توده سبلان را از این کوهستان جدا می سازد و دیگری قرانقوچای است که آب های دامنه شرقی سهند را جمع کرده و به وسیله رود قرانقو که در فلات بین بزغوش و سهند جاری است روانه سفیدرود می کند. در توده بزغوش قله های متعدد تشخیص داده می شود ولی دوقله اصلی آن از 3000 متر می کند و مرتفع ترین قله آن 3302 متر بلندی دارد. قله هایی که در شرق و غرب آن قرار دارد و پست و با شیب ملایم به تپه هایی که فاصل بین کوهستان و دره های مجاور می باشند ختم می شود. تپه های غربی به عنوان رابط این کوهستان با توده آتشفشانی سهند شناخته شده و دره رود اوجان آن را از ماسیف سهند جدا می سازد. بزغوش رشته کوهی است سنگی که فقط قسمت غرب آن قابل عبور است. ساختمان زمین شناسی آن از مواد نفوذی است و بیشتر از سنگ های گرانودیوریت و سینیت ساخته شده است. وجود آب های معدنی گرم در دامنه های آن منشاء ماگمایی آن را نشان می دهد. رطوبت آن به واسطه کمی ارتفاع و دور بودن از کوه هایی که در جبهه مرطوب آذربایجان قرار دارند زیاد نیست و قله های آن فقط در فصل زمستان در برف مستور بوده و با شروع فصل تابستان این کوهستان خشک می گردد ولی این رطوبت متوسط موجب پیدایش رگه های آبی کوچکی از بزغوش به دو حوضه سراب و میانه می گردد. دره قرانقو از طرف جنوب رشته قافلان کوه را که در حوالی میانه بین دره سفیدرود و فلات آذربایجان حائل شده از توده بزغوش جدا می سازد. توده آتشفشانی سهند: توده سهند در جنوب تبریز قرار دارد و سه قله معروف و مرتفع در آن شناخته شده است که بر روی یک نوار قرار گرفته اند و مجموعاً م وط آتشفشانی سهند را تشکیل می دهند. هرم داغ و جام داغ از قله های معروف آن به شمار می روند. جام داغ با ارتفاع 3710 متر قله اصلی راتشکیل می دهد. از دیدگاه پالئوژئوگرافی برون زدگی پایه رسوبی در ارتفاع 3100 متری و در انتهای دره چینی بلاغ چای(دره شرقی سهند) نشان دهنده وجود ارتفاعاتی در این منطقه قبل از شروع فعالیت های آتش فشانی می باشد. چینه بندی منظم و متناوب و وسعت زیاد چینه ها و به طور کلی ویژگی های ظاهری تشکیلات رسوبات آتشفشانی منطقه سهند(سینریت و ...) معرف وجود حوضه رسوب گذاری وسیع و ی ان در اطراف سهند و در زمان فعالیت آتشفشانی می باشد. مطالعه گرانولومتری رسوبات نیز محیط رسوب گذاری ساحلی را تأیید می کند. با توجه به این مطالب توده سهند را در بدو فعالیت می توان به صورت جزیره و یا شبه جزیره ای کوهستانی تجسم کرد که به وسیله دریایی کم عمق محاط بوده و مواد آتش فشانی که به این دریا وارد می شده به کمک جریان آب به صورت یکنواخت در سطحی وسیع گسترش حاصل نموده است. زیربنای رسوبی و قدیمی توده آتشفشانی سهند که در انتهای دره چینی بلاغ چای دیده می شود مطمئناً در نتیجه فعالیت های تکتونیکی بالا آمده است. در بررسی های انجام شده در این توده کوهستانی چنین بر می آید که زیربنای سهند رسوبی است و مواد آتشفشانی بر روی رسوبات دوران های مختلف زمین شناسی قرار گرفته است. ضخامت مواد آتشفشانی را به 800 متر تخمین می زنند زیرا اختلاف ارتفاع م ن بلندترین م وط های آتشفشانی سهند و دره های اطراف آن در همین حدود می باشد که تمامی آن از مواد آتشفشانی تشکیل شده است. واضح است که این ضخامت در محل برجستگی های قدیمی سهند کم تر و در محل دره های قدیمی بیشتر می باشد. به طور کلی مواد اتشفشانی تشکیل دهنده سهند به ترتیب از پایین به بالا شامل:

-کنگلومرای آتشفشانی (آگلومرا) -افق های پونس دار و گدازه های آندزیتی -تناوبی از طبقات آگلومرا، روانه های برش و لاهار -گدازه های داسیتی از نقطه پراکندگی دهانه های آتشفشانی در سهند آتشفشان های چند مرحله ای– یک مرحله ای تشخیص داده می شود. در مورد سن فعالیت های آتشفشانی سهند تاکنون یک سری مطالعات مقدماتی صورت گرفته است. p.bordot شروع این فعالیت ها را به اوا دوره میوسن نسبت می دهد. زیرا در آذر شهر کنگلومرای قرمز گل که اولین آثار اتشفشانی سهند محسوب می گردد و زیر تشکیلات پلیوسن تبریز قرار گرفته است. ضمناً خاتمه فعالیت های آتشفشانی این منطقه را به بعد از دوره های یخچالی دوران چهارم نسبت می دهند. سن مطلق چند نمونه از رسوبات آتشفشانی به ترتیب 15 و 8/5 میلیون سال را نشان می دهد. سن مطلق سنگ های جام داغ بین 140 تا 400 هزار سال می باشد. با توجه به نتایج به دست آمده معلوم می شود که مراکز آتشفشانی سهند از اواسط میوسن تا اوا پلئیستوسن به طور متناوب فعالیت می نموده اند. در بیش تر شیارهای ارتفاعات سهند برف های دائمی که تبدیل به یخبرف یا neve می شوند در تمام طول سال وجود دارد. فرسایش این توده کوهستانی به وسیله آب های جاری نمونه جالبی از شکل و فرسایش م وط های آتشفشانی است. آب های گرم و معدنی فراوان از جمله آب های گوگرددار از دامنه های شمالی و شمال شرقی آن به ویژه در مناطقی به نام آب گرم اپراخون و بستان آباد و حوالی آذرشهر خارج می شود. باید دانست که ح سهند از ح های سایر توده های آتشفشانی دوران چهارم و نئوژن غرب؟ متفاوت است. از تبریز هشت قله که بلندی آن ها از 3000 متر می کند مشاهده می شود تمام این قله ها در غرب در اطراف کوه سلطان و در شرق در حواشی کوه های لیقوان قرار دارند. همان طور که گفته شد دهانه اصلی که جام داغ است از تبریز دیده نمی شود ولی مشرف به شهر مراغه است. دامنه های شمالی سهند که از تبریز دیده می شود معرف بقایای فرسایش یخچال های قدیمی است به ویژه در کوه سلطان به ارتفاع 3400 تا 3300 متر یک سیرک یخچالی رد بالادست روستای آستاری به وضوح دیده می شود. در این منطقه فضای سطح سنگی کوه سلطان دارای دیواره تند و نزدیک به عمود دیده می شود. آب های جاری دائمی که از ذوب برف های دائمی این کوهستان حاصل می شوند به صورت اشعه دایره مانند توف های آتشفشانی اطراف را بریده و به رودخانه های مهم می پیوندند. از ان جمله در شمال این توده رود سعیدآباد به سوی شمال جاری شده ارتفاعات ت ا قطع کرده و در بالادست گلوگاهی که تلخه رود و ماسه سنگ های قرمز نئوژن عینال زینال حفر کرده می پیوندد. به موازات رود اخیر و بالاتر از آن رود لیقوان در جریان است. رود زینجناب که از جنوب شرقی کوه سلطان آغاز می شود و مسیر ان به تدریج به طرف شمال غرب منحرف می گردد و به سردرود می رسد. از رودهای دائمی این ماسیف به شمار می آید. این رود در جنوب غرب رودخانه اسکو که از ده شاخه تشکیل می شود. شاخه اولی به نام رود آستاری است که سیرک یخچالی دامنه شمالی کوه سلطان سرچشمه می گیرد. دیگری رود کندوان نام دارد که چشمه های آن در جنوب غربی کوه سلطان قرار دارند. کلیه این آب های جاری دائمی که ازقلب سهند پدیدار می شوند وقتی از کوه خارج می شوند به وسیله دره هایی پایین می آیند که در توف های آتشفشانی به عمق بیش از صد متر حفر شده اند. توده آتشفشانی سبلان فازهای کوهزایی آلپی که در اوا دوران سوم منجر به پیدایش چین خوردگی های شمال غربی و جنوب شرقی ایران شده همراه این چین خوردگی ها و یا بعد از آن مواد درونی زمین در آذربایجان به صورت ایستگاه های آتشفشانی یا به شکل نفوذی و ... تظاهر نموده که حاصل آن هم چنان که قبلاً ذکر شد توده آتشفشانی سهند و توده نفوذی بزغوش و همچنین توده آتشفشانی سبلان است. توده سبلان به خط مستقیم در 140 کیلومتری شمال شرقی آتشفشان سهند قرار دارد و از لحاظ ح عمومی کوهستان و تضاد توپوگرافی با نواحی ته نشسته اطراف شبیه به کوهستان سهند است با این تفاوت که جرم سهند تقریباً مدور است در حالی که سبلان رشته ممتدی در جهت شرقی و غربی است که به وسیله قوشه داغ از توده قراداغ جدا شده و به دره قراسو که شهر اردبیل در منتهی الیه جنوب شرقی آن قرار دارد ختم می شود. طول این توده کوهستانی در حدود 60 کیلومتر و پهنایش 45 کیلومتر تخمین زده می شود و ارتفاعات مجاور آن از 3000 متر نمی کند. دهانه آتشفشانی آن به شکل دهانه قیفی است که امروز به صورت یک دریاچه بسیار زیبا درآمده است و حواشی این دریاچه در تمام فصول سال پوشیده از یخ و برف است. به علت جذب رطوبت فراوان از دریای خزر ارتفاعات آن پوشیده از برف بوده که ذوب تدریجی آن ها موجب پیدایش رودخانه هایی از جمله تلخه رود می گردد. دامنه های شمالی این ماسیف تند است و آب هایی از ارتفاعات مشرف به این دامنه سرازیر می شوند موجب پیدایش و تغذیه اهررود و قراسو می گردد در حالی که آب های جاری از دیواره جنوب غربی بستر علیای تلخه رود را تشکیل می دهد. از نظر زمین شناسی توده سنگی سبلان از گدازه های آتشفشانی تشکیل شده که بلورهای آن تا حدی درشت اند. کناره های مراکز آتشفشانی از نهشته های سینریتی با لایه های کائولن پوشانده می شود این مواد به کوه سبلان رنگ روشنی از دور بخشیده است.

نهشته های سینریتی و توف های آلوویال ت یب شده و مسیل های زیادی در آن ها به وجود امده است. رشته سبلان موقعیت سوق الجیشی مهمی در گوشه شمال شرقی آذربایجان ایجاد می کند چه عوارض زمین تا حدود سبلان بر اثر انبساط دره قرسو و دشت مغان کاملاً باز است و اولین ارتفاعات با ماسیف سبلان شروع می شود و گردنه های متعددی مانند خدا آفرین و حیران خط ارتباط را به فلات آذربایجان تأمین می نماید. یادآور می شویم که نقطه مرتفع این توده 4811 متر بلندی دارد و این آتشفشان در مرحله سولفاتاری است و از دهانه آتشفشانی دود گوگرد و بخار آب و سایر گازها خارج می شود. ضمناً چشمه های آب گرم از اطراف دامنه های این کوهستان خارج می شود که نمونه آن چشمه های معدنی سرعین نزدیک اردبیل است. نتیجه: آن چه در توپوگرافی آذربایجان به ویژه قسمت شرقی آن جلب توجه می کند تجزیه فلات بر اثر عمل رودخانه ها است و حاصل این تجزیه پیدایش واحدهای کوچکی که بعضی مستقل و برخی دنباله عوارض اطراف خود هستند نظیر آن چه در مورد سهند و سبلان و قراداغ مطالعه کردیم شده است. به همین ترتیب سفیدرود در مسیر وسطای خود با خمیدگی که در حوالی یمانه ایجاد می کند فلات وسیعی را از مناطق اطراف مجزا و مشخص می سازد. این فلات که شهرستان زنجان بر آن گسترش یافته واحد نیمه مستقلی است که در طرف مشرق عوارض آن مرتفع و با رشته هایی مانند کوه قراول و قافلان کوه و طارم سفلی در مجموعه کوه های طالش و طارم مشارکت می کنند و سفیدرود این دسته از کوهستان ها راقطع کرده و بدین ترتیب کوه های ساحلی دریای خزر را ازفلات زنجان و کوه های آذربایجان جدا می کند. ولی در مغرب ارتفاع فلات تدریجاً کاهش یافته و با شیب ملایم به طرف سفیدرود و دره زرینه رود فرو می افتد که این دو دره فلات مرتفعی را از مشرق و مغرب بریده و بدان موجودیت مشخصی بخشیده اند. بدین ترتیب که فلات مرتفع واقع در مغرب فلات زنجان از مشرق و مغرب به وسیله دره دو رود فوق الذکر قطع شده و رود میانه که در شمال آن از مغرب به مشرق جاری است با دره نسبتاً وسیع خود آن را از فلات های شمالی مجزا می نماید. درنتیجه فلات مزبور که ارتفاع آن م از 3000 متر و از طرف جنوب کوهستان های کردستان متکی است از سایر عوارض مرتفع آذربایجان مجزا گشته و واحد نیمه مستقلی به وجود می آورد که آب های آن به وسیله دامنه های اطراف به رودخانه های سفیدرود و زرینه رود و میانه می پیوندد. در مغرب آذربایجان طبیعت و امتداد چین خوردگی با آن چه در فلات مطالعه کردیم متفاوت است. کوه هایی که تمامی منطقه آذربایجان غربی را از شمال به جنوب پوشانده و در جنوب دریاچه ارومیه به کوه های کردستان متصل می شود به صورت رشته کوهستانی است که از گره آرارات به طرف جنوب کشیده شده و جناح شرقی ماسیف ارمنستان را تشکیل می دهد و در خصائص مورفولوژی و توپوگرافی بیشتر معرف کوهستان های ارمنستان است. توپوگرافی زمین از قلل آرارات در شمال غرب آذربایجان رو به جنوب کاهش یافته و در حوالی ماکو و خوی تا 2000 متر می رسد. سپس عوارض زمین تدریجاً فشرده شده گردنه های صعب العبور ارتباط فلات آذربایجان را با ارمنستان و ترکیه دشوار می سازد. از این قسمت به بعد به یک ماسیف مرتفع و منظم مرکب ازتوده های خارائی برمی خوریم که خط الرأس رشته های آن تا مسافت زیادی رو به جنوب هم چنان ارتفاع خود را حفظ کرده و سد کوهستانی در حاشیه غرب فلات ایران ایجاد می کند. ارتفاع قلل در جنوب زورآباد از 3200 متر م بوده و در زکی داغ که دره قطور در آن حفر شده به 3500 متر بالغ می گردد. در این جا محور کوهستان به طرف مغرب منحرف شده و دره زاب به سمت خاک عراق باز می شود و قسمتی از آب های این کوهستان ها را به طرف جنوب غربی جذب می کند سپس رشته اصلی بین دره زاب در مغرب و ساحل دریاچه ارومیه را به طرف جنوب سیر کرده و ارتفاع قلل رو به افزایش رفته و تا 4000 متر می رسد و با حفظ این ارتفاع و تشکیل گردنه های سخت و قله هایی که غالب فصول سال در برف و یخ مستورند تا بینارداغ در مرز ترکیه و عراق و ایران پیش می آید. به کوه های کردستان متصل می شود. ارتفاع متوسط خط الرأس این کوه ها که حد سرحدی ایران و ترکیه بر آن ها منطبق است م از 3000 متر می باشد. شیب کوهستان به طرف ایران تند و در فاصله قلیلی تا دریاچه ارومیه فرو می آیند . به همین جهت رودخانه هایی که در قسمت غربی دریاچه ارومیه جریان دارند غالباً کوتاه و جریان آن ها به خصوص در موقع ذوب برف ها تند و سیل است ولی شیب غربی که متوجه دریاچه وان و یا دره زاب می شود بسیار ملایم است. ارتفاع آن ها با سرچشمه چندان زیاد نیست. حفره به ملایمت به طرف سطح مبنای خود جریان می یابند. رشته سرحدی تا محاذات سواحل جنوبی دریاچه ارومیه به صورت یک امتداد منظم پیش می آید و در حوالی دره زاب کوه ها از آن مشتق شده و در جهت موازی با رشته اصلی به طرف جنوب کشیده و رشته های شرقی به داخل خاک ایران انحراف یافته و در حدود سردشت و بانه به کوه های کردستان و کوه های جنوب دریاچه ارومیه می پیوندد. در حالی که رشته اصلی همان امتداد جنوب شرقی را تعقیب و با حفظ ارتفاع به کوه های کردستان منتهی می شود.

اطلاعات

  • منبع: http://irgeog.persianblog.ir/post/51
  • مطالب مشابه: واحدهای مورفولوژی کنونی ایران (۶)
  • کلمات کلیدی: می‌شود ,آتشفشانی ,توده ,سهند ,رشته ,کوه‌های ,دریاچه ارومیه ,آتشفشانی سهند ,توده آتشفشانی ,توده کوهستانی ,آب‌های جاری ,توده آتشفشانی سبلان ,تو
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
کوه ­های طالش و گیلان دنباله رشته کوه­ های آذربایجان در شرق تغییر جهت داده یعنی در جهت شمال- جنوبی به موازات دریای خزر فرو می ­افتد تا خود را به دره سفیدرود برساند. این رشته کوه در شمال به وسیله صلوات داغ به بلندی ۳۲۴۸ متر با رشته کوه ­های قراداغ ارتباط پیدا می کند و دره قراسو موجب گسستگی آن دو گشته است. دره کوچک آستارا نیز حد شمال این کوهستان ها را مشخص می سازد. ارتفاعات طالش در قسمت شمال به حدی به دریا نزدیک می شود که در غالب نقاط دامنه های تند آن ها در دریا فرو می رود ولی هرقدر به طرف جنوب و بستر سفلای سفیدرود نزدیک می شویم متدرجاً از دریا فاصله گرفته و جلگه ای در شیب شرقی آن شروع و توسعه می یابد و همین که جهت کوه ها به موازات قوس ساحل به طرف جنوب متمایل می شود این جلگه که همان سرزمین گیلان غربی است وسعت قابل ملاحظه ای به دست آورده و در شمال کوهستان قرار می گیرد.توده کوهستانی مزبور در شمال و جنوب پست و مرکز آن مرتفع است و شامل رشته های متعددی می شود که مهم ترین آن ها طالش و ماسوله می باشند. دامنه های شرقی این کوه ها به خصوص در منطقه مرکزی که ارتفاع از ۳۰۰۰ متر می کند رطوبت زیادی جذب کرده و سراسر آن ها از جنگل های انبوهی پوشیده شده اند به ع دامنه های غربی و جنوبی که متوجه دره سفیدرود است خشک و کم رطوبت می باشند. آب های حاصله در مرتفعات به دو جهت توجیه می شود: در جبهه شرقی رگه های زیادی که در وصول به جلگه گیلان گسترش یافته و دره های خود را منبسط می سازند جریان دارند ولی در جبهه غربی و جنوب آب ها در شیب ملایم تری جریان یافته دره های خود را به‎سوی دره بزرگ سفیدرود می گشایند. ارتفاع کوه ها که در حدود پشت کوه تخفیف یافته بود در شرق دره سفیدرود تدریجاً رو به افزایش می رود وضع کوه ها پیچیده تر می شود و هرقدر به طرف مشرق یعنی توده اصلی البرز نزدیک ‎تر شویم با توجه به تراکم دره ها و اختلاف ارتفاع بین عوارض افزوده می گردد و به همان نسبت که جلگه ساحلی در شمال انبساط یافته و توپوگرافی موزون و متعادل دشت های گیلان را به وجود می آورد. توده کوهستانی در جنوب به حجم و انبساط خود افزوده و منطقه وسیعی را تا شمال قزوین می پوشاند رود شاهرود این توده کوه ها را در جهت شرقی-غربی بریده و برای الحاق به سفیدرود به طرف منجیل سیر می کند و در شمال و جنوب دره خود دو دسته از مرتفعات را مشخص می سازد. مجموعه شمال مرتفع تر بوده و از سنگ های وجی تشکیل شده است و در این قسمت چندین رشته ارتفاعات قرار دارد که بلندی آن ها از شرق به مغرب افزایش می یابد و مهم ترین آن ها کوه های لاهیجان و لنگرود است که قله آتشفشانی قدیمی به نام درفک (۲۷۷۰متر) در حوالی آن ها قرار دارد و سپس کوه های مرتفع تخت سلیمان و الموت که با پیوستن به کوه های پیش کوه جناح غربی البرز را تشکیل می دهد. توده جنوبی کوهستان های واقع در جنوب دره شاهرود کم ارتفاع تر از دسته فوق الذکر است و کوه های واقع در آن که شامل کوه های طالقان، زیاران و سبزپوش می شود در حقیقت رشته های مرتفعی هستند که منطقه وسیعی را در شمال جلگه قزوین نموده و ارتفاع آن ها به زحمت به ۲۵۰۰ متر می رسد این کوهستان ها به وسیله دره رودخانه هائی که به طرف شمال جریان دارند قطع شده غالب راه های طبیعی و گذرگاه هائی که جلگه تهران و قزوین را به گیلان مربوط می سازد به وسیله همین رودخانه ها تأمین می شود. کوه های منظم و ممتد البرز کوه های طالش به واسطه یک شکاف در ناحیه غربی از دیواره عظیم و منظمی به نام رشته کوه های البرز جدا می شود که در این شکاف عظیم دره عمیقی است که رودخانه سفیدرود یعنی طولانی ترین رودخانه ایران از وسط آن عبور کرده و به دریای خزر می ریزد. این رشته کوه ممتد از نقطه نظر جهت گیری در شرق و مغرب تفاوت هایی پیدا می کند و تفاوت شرق و غرب در آن است که حبله رود در مغرب جهت کوه ها را از شمال غربی به سمت جنوب شرقی متوجه ساخته است در حالی که در مشرق این رودخانه امتداد کوه ها در جهت مع است یعنی از جنوب غربی به شمال شرقی متوجه می شوند. این دیوار در دو جهت متفاوت ۶۰۰ کیلومتر در جنوب دریای خزر رشته عظیمی را تشکیل داده است که هیچ گونه امتداد ساختمانی شرقی-غربی در آن وجود ندارد و به صورت قوس بزرگی است که به سوی شمال باز می شود و مناطق پست و مسطح اطراف دریای خزر را از فلات مرتفع مرکزی ایران جدا می کند و سلسله جبال پ را به ارمنستان از طریق رشته کوه های شمال آذربایجان متصل می سازد. از مطالعه ساختمان این قوس معلوم می شود که این رشته کوه مرکب از دو سلسله است: -رشته شمالی که به واسطه حرکات خفیف تر پدید آمده متوجه شمال و رشته جنوبی در نتیجه حرکات شدیدتر تشکیل گردیده و متوجه جنوب است . همان طور که ذکر شد این رشته کوه بزرگ از نظر جهت گیری به البرز شرقی و البرز غربی تقسیم می شود و نه تنها تناقضی از نقطه نظر امتداد در این دو جناح وجود دارد بلکه تناقضی نیز از دیدگاه توپوگرافی در آن دیده می شود. البرز غربی مشتمل بر بلندترین قلل ایران بوده و محل استقرار بزرگ ترین یخچال های طبیعی ایران است. مهم ترین قله هایی که در البرز غربی دیده می شوند به چند گروه عمده تقسیم می شوند: بلندترین آن ها علم کوه و تخت سلیمان و سیاه کمان است که بلندی آن ها همه از ۴۰۰۰ متر می نماید و در آ ین گروه این قله ها و در ۵۰ کیلومتری شمال تهران قله دماوند جای دارد که بلندترین قله ایران به شمار می آید، در حالی که البرز شرقی از نظر ارتفاع کمتر است و به تدریج ارتفاعات آن رو به نقصان می گذارد تا آن که در دشت آرموت لی در دویست کیلومتری شرق دریای خزر تمام می شود. هرچند البرز غربی به طور متوسط ۸۰ کیلومتر پهنا دارد و قراء و قصبات متعدد و کوچک در دامنه های کم ارتفاع آن و در حاشیه رودها به وجود آمده است معذالک درون آن از جلگه های کوهستانی خالی است و غالب رودخانه های این قسمت موازی با خط فرسایش از جنوب به شمال جریان دارند و بیش تر آن ها نسبتاً کوتاهی هستند که در ماه‎های بهاری طغیان می کنند بزرگ ترین آن ها رود لار و رود هراز است که از دامنه های جنوبی کوه دماوند سرچشمه می گیرند و جلگه های ساحلی را مشروب می سازند. عوامل فرسایش در دو جناح غربی و شرقی به دنبال بالا آمدگی نهایی به شدت جبهه شمالی را مورد حمله قرار داده و ضمن ت یب مکانیکی که منجر به ریزش های وسیع واریزه ها گردیده فرسایش رودخانه ای نیز طبقات نامقاوم را ت یب نموده و مجاری و دره های عمیقی حفر نموده است. از مطالعه ع های هوایی این منطقه این پدیده ها را به آسانی می توان تشخیص داد ضمناً تناقضی شدید نیز بر اثر عمل فرسایش در دو دامنه شمالی و جنوبی حادث گشته است که در ع ها به خوبی قابل شناخت است. دیواره شمالی البرز بسیار تند است در حالی که دیواره جنوبی که مشرف به منطقه داخلی ایران است ملایم می باشد. در دیواره شمالی رودخانه ها بر اثر عمل فرسایش قهقرایی سرچشمه خود را عقب برده و منجر به اسارت رودخانه های مجاور گشته و نتیجه آن که بر حجم مقدار آب افزوده و این افزایش قدرت ت یبی فراوانی به رودخانه ها داده و بار و یا مواد حمل شده آن ها فزون گشته و درنتیجه در دامنه های پست مازندران مقدار کثیری مواد آبرفتی از خود باقی گذاشته اند در حالی که دامنه جنوبی که متوجه تهران است بسیار خشک و به علاوه ملایم است، شکل دره ها چندان متفاوت نیست و به علاوه عمق بستر آن ها کم است و مقدار آبی که در بستر این دره ها جاری است کم بوده و پس از عبور از جلگه های اطراف تهران به کویر داخلی ایران فرو می ریزند. نظری به ساختمان زمین شناسی و تکتونیک البرز پرفسور ریوپر؟(۱۹۳۶) معتقد است که البرز در سنکلینال بزرگی تشکیل شد که از طرف شمال به دشت وسیع روسیه و از جنوب به فلات مرکزی ایران محدود می شد و فشار آن از شمال به جنوب بوده است. انحناء البرز در جنوب به عقیده ترسینسکی؟(۱۹۴۶) بدان جهت است که دشت سپید به فرورفتگی خزر و فرورفتگی خزر به داخله فلات ایران فشار آورده و قوس البرز را بدین صورت درآورده است. از چین خوردن و بالا آمدن این سنکلینال بزرگ که طبقات رسوبی آن از دونین تا ائوسن تشکیل می یافته این رشته کوه به وجود آمده و اغلب طبقات رسوبی آن از چین های پرویزنی ساخته شده اند. تشکیلات کنونی البرز در پایان دوره پالئوسن آغاز شده و در نئوژن و دوران چهارم مجدداً حرکاتی شدید حادث شده آن را مرتفع تر کرده و پدیده های آتشفشانی آن چه همراه زمان تشکیل آن و یا بعد از چین خوردن آن در چند مرحله پدید آمده اند مرحله اصلی این پدیده ها از نقطه نظر تاریخ زمین شناسی به دوره نئولتیک می رسد نتایجی که از فرسایش این رشته کوه به دست آمده نشان می دهد که دوران فرسایش آن به وسیله یک سلسله جابه جایی ها و چین خوردگی ها و یا ش ت ها قطع شده است با توجه به آن که تشکیلات آتشفشانی اغلب در مرحله دوم تکتونیک انجام گرفته ولی فوران های جدید آتشفشانی نیز در آن می توان تشخیص داد که هرچند در سطح زمین کمتر گسترده شده ولی به این رشته کوه ارتفاع با شکوهی داده است. رشته کوه البرز از برآمدگی ارمنستان به سوی شرق به صورت متباین گسترده شده: در جائی که سفیدرود به صورت کلوز از آن رد می شود پهنایش ۵۰ کیلومتر و در نصف النهار تهران عرض آن از شمال به جنوب به ۷۵ کیلومتر می رسد در حالی که در منطقه بابل تا ۹۰ کیلومتر افزایش می یابد. بالع نقاط مرتفع آن به صورت مع تغییر می نماید در شرق دره سفیدرود بین دره شاهرود و کناره دریای خزر توده علم کوه قرار دارد که بلندی آن کمی از ارتفاع مون بلان می کند و کمی به طرف شرق م وط بزرگ دماوند که بیش از ۸۰۰ متر از علم کوه بلندتر است جای گرفته و این بلندی موجب شده که رشته کوه های البرز مرتفع تر از کوه های قفقاز شناخته شود. مرتفعات جناح غربی البرز همان طور که گفته شد البرز در جناح غربی مرتفع تر از جناح شرقی است و مهم ترین عوارض مشخص آن کوه های لاهیجان و لنگرود در ناحیه شمالی است که قله آتشفشانی قدیمی در فرک به ارتفاع ۲۷۷۰ متر در آن قرار دارد و سپس کوه های مرتفع مشرف به جنوب جای گزیده که توده علم کوه بزرگ ترین قله مشهور آن است. توده علم کوه در ۴۵ کیلومتری ساحل دریای خزر تقریباً بر روی نصف النهار شهسوار بسیاری از قلل کوه های البرز ارتفاعشان از ۴۵۰۰ متر می نماید، در این منطقه البرز نسبتاً شدید چین خورده و دریای خزر را از دره شاهرود جدا می سازد و به صورت رشته کوه مهمی درمی آید که بین دره سفیدرود و گردنه کندوان به طول ۱۸۰ کیلومتر هیچ راه قابل عبور به وجود نمی آورد. گردنه کندوان نیز که ۳۰۰۰ متر بلندی دارد راه از تونلی رد می شود که به همان نام در ارتفاع ۲۸۰۰ متری کنده شده است. این سد طبیعی در قسمت شرق بیش تر خشن است و در آن سه معبر کوهستانی وجود دارد که به مدت چند هفته در سال برای عابرین باز است: یکی کاجی چای است که شهسوار را به دره شاهرود یعنی تا ۳۵ کیلومتری شهر قزوین ارتباط می دهد. دیگر گردنه هزار چم می باشد که کلاردشت را به حوضه علیای شاهرود مربوط می سازد. و بالا ه گردنه انگوران است که ارتفاعات قسمت علیای شاهرود را به چالوس واقع در ساحل دریای خزر وصل می کند. مهم ترین قله ای که در دره های پست این رشته کوه در شمال بیننده را به خود جلب می نماید قله تخت سلیمان است که نسبت به علم کوه به جنوب مشرف است و بلندی آن طبق نظر بوبک ۴۸۴۰ متر می باشد این ماجرا در شمال به صورت خط تقسیم آب بین دره شاهرود و سیلاب های ساحلی دریای خزر درآمده است. این توده از قله های دماوند خیلی دیرتر شناخته شده است و مدت ها بر روی نقشه های توپوگرافی آن را به صورت یک عارضه کوچک نشان می دادند از جمله در نقشه یک میلیونیم ایران چاپ سال ۱۹۴۲ در محل این ماسیف یک برجستگی به نام پیش کوه رسم شده که ارتفاع آن ۳۲۲۴ فرض شده است. در یک نقشه دیگر چاپ انگلستان در محل این توده دو نقطه مرتفع به بلندی های ۴۸۲۳ و ۴۴۱۵ متر و بدون نام رسم شده است در این نقشه در بخش جنوبی نقطه مرتفع ۴۸۲۳ قرار دارد که می توان این قله را به قله علم کوه تشبیه کرد که دامنه جنوبی آن مستقیماً به سوی دره شاهرود کشانده می شود و این یک اشتباه بزرگی است و با واقعیت در روی زمین وفق نمی دهد. در این نقشه شکل های زمین بدون هیچ دقتی و کاملاً ارادی منطقه کوهستانی برروی نواری در جهت شمال-جنوب که ۲۵ کیلومتر پهنا دارد و از نصف النهار شهسوار آغاز می گردد رسم شده است.

اطلاعات

  • منبع: http://irgeog.persianblog.ir/post/52
  • مطالب مشابه: واحدهای مورفولوژی کنونی ایران (۷)
  • کلمات کلیدی: شمال ,البرز ,رشته ,می‌شود ,جنوب ,غربی ,قرار دارد ,جناح غربی ,البرز غربی ,رشته کوه‌های ,کوه‌های البرز ,رشته کوه‌های البرز ,شمال جریان دارند
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
"عناوین مطالعات ژئومورفولوژی در ایران از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۸۵" چاپ شد.

titles of geomorphological studies in iran (1968-2006)-hamidrezamohajer- iran-tehran

ژئومورفولوژی علم شناسایی اشکال ناهمواری های زمین است. مطالعات ژئومورفولوژی انجام شده در ایران به دلیل جدید بودن این علم در دنیا و نیز ایران از سابقه کمتری نسبت به سایر تحقیقات جغرافیایی برخوردارند. در سال هایی که علم ژئومورفولوژی در کشور ما مطرح شده، پژوهش های متعدد و ارزشمندی در محدوده های مختلف جغرافیایی کشور انجام شده که متأسفانه تعداد این مطالعات مشخص نیست. برای تعیین تعداد تحقیقات و مطالعات ژئومورفولوژی، بخش قابل توجهی از منابع موجود و قابل دسترسی مربوط به سال های ۱۳۴۸ تا ۱۳۸۵ مورد بررسی قرار گرفته و نتایج آن در قالب نوشته حاضر ارائه شده است. - صفحه معرفی کتاب در سایت خانه کتاب. -برای سفارش و ید کتاب به سایت نشر آماره مراجعه فرمایید.

اطلاعات

ژئومورفولوژی و آب و هوای دیرینه پلایاهای ایران. دانیل برنارد کرینسلی. مترجم سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح. ناشر: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح. ۱۳۵۰ پلایاها و مراحل دینامیکی شکل گیری قشرهای نمکی در دشت کویر. بهرام سامانی. سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح. ۱۳۵۲ جغرافیای ناحیه ای قروه- بیجار- دیواندره. فرج الله محمودی. تهران. ۱۳۵۲ خلاصه مباحث اساسی کارشناسی ارشد جغرافیا: ژئومورفولوژی (مبانی و ایران). سجاد طول ، نجمه . پردازش. ۱۶۸ صفحه. چاپ اول. ۱۳۸۸ دیباچه ای بر ژئومورفولوژی ایران. محمدرضا اصغری مقدم. تهران. آزاد ی تهران مرکزی. ۱۳۸۹ رودخانه های زاگرس از دیدگاه ژئومورفولوژی. تئودور ابرلندر. مترجم معصومه رجبی، احمد عباس نژاد. تبریز. تبریز. ۱۳۷۹ ژئومرفولوژی جلگه ساحلی شرق تنگه هرمز با تأکید بر فرایند فرسایش بادی. احمد نوحه گر، مجتبی یمانی. هرمزگان. ۲۵۴ صفحه. چاپ اول. ۱۳۸۵ ژئومورفولوژی ایران و شه های نظری ژئومورفولوژی. مصطفی امینی. تهران. مکتب ماهان. ۳۶۴ صفحه. چاپ اول. ۱۳۹۳ ژئومورفولوژی ایران. ابراهیم مقیمی. تهران. مؤسسه انتشارات تهران. ۱۳۸۹ ژئومورفولوژی ایران. جمشید جداری عیوضی. تهران. پیام نور. ۱۳۷۴ ژئومورفولوژی ایران. رسول صمد زاده، مقصود خیام. اردبیل. آزاد ی واحد اردبیل. ۱۳۹۴ ژئومورفولوژی ایران. محمود علایی طالقانی. کرمانشاه. رازی. ۱۳۸۱ ژئومورفولوژی ایران، جلد 1: فرایندهای ساختمانی و دینامیک های درونی. محمدجعفر زمردیان. مشهد. فردوسی مشهد. ۱۳۸۱ ژئومورفولوژی ایران، جلد 2: : فرایندهای اقلیمی و دینامیک های بیرونی. محمدجعفر زمردیان. مشهد. فردوسی مشهد. ۱۳۸۱ ژئومورفولوژی در مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی ایران. 2 جلد. جلد اول: سواحل دریایی خزر. جلد دوم: سواحل خلیج فارس و دریای عمان. تهران سازمان بنادر و دریانوردی. ۱۳۹۳ ژئومورفولوژی شمالغرب ایران. معصومه رجبی، مریم بیاتی خطیبی. تبریز. تبریز. ۱۳۹۰ ژئومورفولوژی منطقه ای ایران. محمدرضا ثروتی. تهران سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح. ۱۶۸ صفحه. ۱۳۸۱ فلات مرکزی ایران: سیمای طبیعی استان یزد در ارتباط با مسائل کویری. بررسی عمومی- ژئومورفولوژی- پ وژی- هیدرولوژی و هیدروژئولوژی. عطاالله قبادیان. اهواز. جندی شاپور. چاپ اول. ۳۵۰صفحه. ۱۳۶۱ کلیات ژئومورفولوژی ایران. حسین نگارش، محمود خسروی. زاهدان. سیستان و بلوچستان. چاپ اول. ۲۶۰ صفحه. ۱۳۷۸ کویرهای ایران و خصوصیات ژئومورفولوژیکی و پالئوکلیماتولوژی آن. دنیلی کرینسلی. مترجم عباس پاشایی. وزارت دفاع و پشیبانی نیروهای مسلح. سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح. ۳۴۴ صفحه. چاپ اول. ۱۳۸۱ لوت زنگی احمد. احمد مستوفی. تهران. تهران. ۱۳۴۸ نمونه هایی از فرسایش آب های روان در آذربایجان. حبیب زاهدی. تبریز. تبریز سال انتشار: ۱۳۴۹ واحدهای ژئومورفولوژی ایران. حسین نادر صفت. تهران. آزاد ی شهرری. ۲۳۴ صفحه. ۱۳۸۷

اطلاعات

بررسی جامع زمین شناسی، ژئومورفولوژی و خاک شناسی منطقه فیروز (یزد). عیسی متاجی . آزاد ی (تهران مرکزی). ۱۳۷۶ تحلیلی از مورفوژنز بادی و اثرات زیست محیطی آن در دشت رفسنجان. احمد عباس نژاد. تبریز. ۱۳۷۲ مطالعه پلایای دریاچه نمک، شمال کاشان (زمین شناسی، ژئومورفولوژی، خاک، پوشش گیاهی). علیرضا گیتی، مجید کریم پوریان، ناصر مشهدی، قدرت الله زحمتکش. مرکز تحقیقات مناطق کویری ایران. ۱۳۷۴ مطالعه ژئومورفولوژی دشت طبس با تأکید بر نقش آن در توسعه منطقه. سید محمد هاشمی. آزاد ی (نجف آباد). ۱۳۷۷ مرفوتکتونیک و مورفولوژی گنبدهای نمکی زاگرس. علی اصغر شرفی. شیراز. ۱۳۸۰ مطالعات ژئومورفولوژیکی و هیدرولوژیکی منطقه شمال دیلم استان بوشهر. نصرا... کلانتری. شهید چمران. ۱۳۸۲ حوضه قوری گل (مطالعه هیدرولوژی و مورفولوژی). مقصود خیام، علی اصغر موحد دانش. تبریز. ۱۳۵۵ مطالعه زمین شناسی و ژئومرفولوژی در ارتباط با فرسایش خاک حوزه رودخانه شصت کلاته، گرگان. مصطفی رقیمی، نادر بیرودیان، هوشنگ لطیفی. علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان. ۱۳۷۴

اطلاعات

آب ریخت شناسی حوضه آبی حیدری
مجید منتظری
راهنما: محمدحسین رامشت، حسنعلی غیور
اصفهان
۱۳۷۶
کارشناسی ارشد اثرات توسعه شهری در ژئومورفولوژی دشت اراک
ذبیح الله مشهدی
راهنما: سعید خدائیان
شهید بهشتی
۱۳۷۹
کارشناسی ارشد اثرات عامل باد بر فرسایش منطقه آران و بیدگل(کاشان)
بهناز محتشمی
راهنما: شهریار خالدی
شهید بهشتی
۱۳۷۶
کارشناسی ارشد ایزوستازی برودتی- حرارتی منطقه آباده، ابرقو و تعامل ژئومورفیک آنها
صغری اکرمی ابرقویی
راهنما: محمدحسین رامشت، مسعود معیری
اصفهان
۱۳۸۵
کارشناسی ارشد برآورد میزان فرسایش حوضه آبریز رودخانه آستانه با استفاده از مدلهای تجربی
بهرام شاه منصوری
راهنما: محمود لاجوردی
شهید بهشتی
۱۳۷۷
کارشناسی ارشد

اطلاعات

  • منبع: http://irgeog.persianblog.ir/post/79
  • مطالب مشابه: پایان نامه ژئومورفولوژی ۱
  • کلمات کلیدی: راهنما ,شهید ,ارشد ,ارشد اثرات , محمدحسین رامشت، ,راهنما  محمدحسین ,راهنما  محمدحسین رامشت،
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
بررسی رسوب شناسی- ژئومورفولوژی و محیط رسوبی نهشته های کواترنری دشت گرمسار
محمدرضا خاموشی
راهنما: ابراهیم امین سبحانی
تربیت معلم
۱۳۷۵
کارشناسی ارشد بررسی آب، اقلیم و ریخت شناسی حوضه زرچشمه(اسفرجان)
علی معمار
راهنما: محمدرضا کاویانی، حسنعلی غیور، محمدحسین رامشت
اصفهان
۱۳۷۵
کارشناسی ارشد بررسی اثرات توسعه در تغییرات ژئومرفولوژیکی دشت شهریار
عباس عزتی جوشقانی
راهنما: بهروز دهزاد
شهید بهشتی
۱۳۷۶
کارشناسی ارشد بررسی اشکال فرسایشی خاک در رابطه با ویژگیهای ژئومورفولوژی بخش غربی دشت کامیاران
زهرا رحیم زاده
راهنما: محمود علائی طالقانی
دان ش گ اه رازی
۱۳۸۱
کارشناسی ارشد بررسی پوشش گیاهی و خاک در رابطه با واحدهای ژئومرفولوژی در منطقه دامغان
حسین آذرینوند
راهنما: حسن احمدی
تربیت مدرس
۱۳۶۹

اطلاعات

  • منبع: http://irgeog.persianblog.ir/post/81
  • مطالب مشابه: پایان نامه ژئومورفولوژی ۲
  • کلمات کلیدی: راهنما ,بررسی ,ارشد ,ژئومورفولوژی ,ارشد بررسی
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
بررسی رابطه ژئومرفولوژی و هیدرولوژی در فرسایش خاک منطقه بردسکن
رضا رجبی ثانی
راهنما: محمدرضا ثروتی
شهید بهشتی
۱۳۷۶
کارشناسی ارشد بررسی رسوب شناسی م وط افکنه چنداب ورامین و تغییرات نفوذپذیری در عرصه پخش سیلاب
مریم زارع خوش اقبال
راهنما: سادات فیض نیا
شهید بهشتی
۱۳۷۸
کارشناسی ارشد بررسی ژئومورفولوژی کویر حاج علیقلی(چه جام) با تأکید بر تاریخ تحول سواحل کویر حاج علیقلی
محمد مهدی کاتبی
راهنما: محمدحسین رامشت، مسعود معیری
اصفهان
۱۳۸۰
کارشناسی ارشد

بررسی فرسایش و رسوبات با روش هیدروفیزیکی و روش ژئومرفولوژی (حوضه آبخیز میانکوه: دشت یزد- اردکان)
محمدباقر صمدی
راهنما: حسن احمدی
تهران
۱۳۷۵
کارشناسی ارشد بررسی کیفی و کمی هیدروژئومرفولوژی حوضه آبریز رودخانه آب باریک(منطقه شازند اراک)
رضا فضلی
راهنما: سعید خدائیان
شهید بهشتی
۱۳۷۶
کارشناسی ارشد

اطلاعات

  • منبع: http://irgeog.persianblog.ir/post/82
  • مطالب مشابه: پایان نامه ژئومورفولوژی ۳
  • کلمات کلیدی: راهنما ,بررسی ,ارشد ,شهید ,ارشد بررسی ,بهشتی۱۳۷۶کارشناسی ارشد ,شهید بهشتی۱۳۷۶کارشناسی
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
بررسی لندفرمهای آبی در دشت کرون
حسین حسینی
راهنما: جواد خوشحال، مسعود معیری
اصفهان
۱۳۸۱
کارشناسی ارشد
بررسی و مطالعه پوشش گیاهی در رابطه با واحدهای ژئومرفولوژی در منطقه دامغان
علی تیمورزاده دودران
راهنما: نامشخص
تهران
۱۳۶۰
کارشناسی ارشد
بررسی و تحلیل پالئوژئومورفولوژی پلایای خونی با تکنیک سنجش از دور و g.i.s
عبدالله سیف
راهنما: محمدحسین رامشت، مسعود معیری
اصفهان
۱۳۸۴
ی
پژوهشهای ژئومورفولوژی در دشت رفسنجان
احمد عباس نژاد
راهنما: عبدالحمید رجایی اصل، علی اصغر موحد دانش
تبریز
۱۳۷۵
کارشناسی ارشد
پژوهشی در شناسایی و پهنه بندی مناطق حساس به فرسایش در حوضه آبخیز رودخانه آبشینه (همدان)
حبیب الله مظاهری
راهنما: محمد دیسفانی، منوچهر فرج زاده
تربیت مدرس
۱۳۷۵
کارشناسی ارشد

اطلاعات

آخرین ارسال ها