روزمرگی

وبلاگ با نام روزمرگی
سلاممم خوبین؟ خب روز اوله ییم که تو وب نیست و اینا راحت حرفامون بزنیم واقعیتش من قبلا هم وب داشتم ینی خیلی قبلا ینی 4سال پیش تقریبا وبمم مذهبی بود شلوغ پلوغ هم بود خوب پیش میرفت خلاصه ولی خب یهو از لب تاب و کامپیوتر دل کندم چسپیدم به گوشی خب گوشییم دیگه اینستا بود و وات و تله و این برنامه ها و دیگه یادم رف یه وبی داشتم یه زمونی همینجور گذش بعد یکی دوسال باز سر زدم به وبم و کلا بستمش بازم واقعیتش الانم گوشی ندارم ینی گم شد(دوسال پیش هم ک سر زدم به وب گوشیم شی ته بود) ولی ایندفه نرفتم باز بگردم یا ب م و فلان..گفتم یه سر بزنیم به وبلاگا ببینیم چطوره دیدیم بععععله کلا فقد وبلا درامد زا و اینا فعاله و شلوغه و فلان جوونا هم که کلا گم شدن که البته میدونم کجا غرقن خلاصه کلی نا امید شدم ولی باز گفتم بزا باز وب بزنم حداقلش اینه به این بهونه باز دو خط مینویسم شایدم یکی اومد خوند خوشش اومد و شد انگیزه و اییینگونه شد که الان اینجام و خیییلی دوس دارم باهاتون همراه شم و باهام همراه شید... مرررسی که هستین خیلی دوستون دارم

اطلاعات

همیشه یه قسمت از صفحه آ سفیده میدونی که، داستانت باید توش مچاله شه و به گور بره... شاید گاهی دس بزارن روش و فاتحه ای بخونن. اگه خوش شانس باشه میشه خاطره... ن! اگه بدشانس باشه دیدی برگشتیم ب دوره زنده به گور ؟ زنده به گور خاطره ها آدمای جدید رو روی خط به خط خاطره هامون بستیم.یه ترازو رو سطر اول.کدوم بهتر بود؟بمونم؟برگردم؟ ادم باید از داستانای نا موفقش درس بگیره ببندتش بزاره یه گوشه با همون گوشه چشش نیگاش کنه دستش میره ب نوشتن کلمه های جدید نمیره چاقو برداره رو خطای کهنه ادمای سطر ب سطرشو بکشه دستات ک خونی بشه داستان جدیدتم اب میکنی کی تونسته یه ورقو بشوره لکاشو ببره؟ خشک ک بشه اینقد واسه خط هاش بالا پایین درست کرده که پدر ادمای داستانت در میاد تا برسن خط ا ... داستان خودته...زیر و بالاش زیاد شه تو پرانتز مینویسی(قرص)میپری خط ا .. یا میتونی از ادما دور و برت کمک بگیری برگرو کنی بقییشو صفه بعد تمیز بنویسی.. چیز سختی نیس.فقد ی صفحست و یه خ ر نوشتن روزمرگی خواننده جمع نمیکنه..جذاب نیس... ییم از کتاب خودش نمیپره وسط داستانت پنجره رو باز کنه باد بزنه کلمه ها جابجا شن یه اتفاقی بیوفته... خیلییم لفتش بدی خط قرمز میکشن و کمر بابای خط دوم و مامان اول خط رو هم خم میکنن... داستانای قدیمیو بزار کنار...سراغ استوریشونم نرو ببینی چ خبره کجا رفته.. داستان جدیدتو میتونی آبی بنویسی.

اطلاعات

  • منبع: http://kmlnshakhsi.blog.ir/1396/11/01/زندگی-جدید
  • مطالب مشابه: زندگی جدید
  • کلمات کلیدی: داستان ,جدید ,خاطره ,داستانت
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
سلاممم خوبین؟ خب روز اوله ییم که تو وب نیست و اینا راحت لم بدیم حرفامون بزنیم واقعیتش من قبلا هم وب داشتم ینی خیلی قبلا ینی 4سال پیش تقریبا وبمم مذهبی بود شلوغ پلوغ هم بود خوب پیش میرفت خلاصه ولی خب یهو از لب تاب و کامپیوتر دل کندم چسپیدم به گوشی خب گوشییم دیگه اینستا بود و وات و تله و این برنامه ها و دیگه یادم رف یه وبی داشتم یه زمونی همینجور گذش بعد یکی دوسال باز سر زدم به وبم و کلا بستمش بازم واقعیتش الانم گوشی ندارم ینی گم شد(دوسال پیش هم ک سر زدم به وب گوشیم شی ته بود) ولی ایندفه نرفتم باز بگردم یا ب م و فلان..گفتم یه سر بزنیم به وبلاگا ببینیم چطوره دیدیم بععععله کلا فقد وبلا درامد زا و اینا فعاله و شلوغه و فلان جوونا هم که کلا گم شدن که البته میدونم کجا غرقن خلاصه کلی نا امید شدم ولی باز گفتم بزا باز وب بزنم حداقلش اینه به این بهونه باز دو خط مینویسم شایدم یکی اومد خوند خوشش اومد و شد انگیزه و اییینگونه شد که الان اینجام و خیییلی دوس دارم باهاتون همراه شم و باهام همراه شید... مرررسی که هستین خیلی دوستون دارم

اطلاعات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها