نغمه های تنهایی

وبلاگ با نام نغمه های تنهایی
related image غروب، نجوای نام تو در کوچه می چرخد و من مجنون و فارغ از هر دغدغه ی روزگارِ ملعون به سوی آرامش ملکوتی ات تشویق می شوم
نه که مرده باشم و سوای از این جهان سحر انگیز نه که روحم جدا شود از این کالبد و تن ننگین من عاشقانه و داوطلبانه به سوی نام پاکت عروج می کنم
هستم، لیکن انگاری نیست شوم
میفهمم، لیکن انگار نفهمیده باشم تجربه می کنم، اما در نظرم بدون هیچ تجربه ام
آری، درک من اینگونه است که به سویت که در آستانه پابوس مقدست که در حوالی کوچه های مهر و محبتت نِدای اذان و نامت مرا ملکوتی می کند

اطلاعات

اصلا بخش جامعه شناسی خودمانی را برای همین ایجاد . برای نقدهای خودمانی و تلاشی جهت هشدار به همه هم وطنان فرهیخته ای که با یک یادآوری کوچک سعی دارند تا اگر رفتار خ نکرده ناشایسته ای دارند، اصلاح کنند. من هم در یادآوری این امور ابتدا سعی نمودم خودم را اصلاح کنم و سپس نقدم را با جسارت در وبلاگم ایراد کنم. رانندگی افتضاح موردی است که سالیان سال جامعه ایرانی را رنج و عذاب می دهد. ما ایرانی ها در کشورمان سالانه به دلیل تصادفات رانندگی برون شهری و درون شهری، کشته های زیادی داریم. این آمار و این خبر اصلا خوب نیست. کاش مقداری به این فکر می کردیم که اگر یک راننده با دست فرمان اشتباه فرزندمان را زیر بگیرد و فرزندمان به قتل برسد چه خواهیم کرد؟ image result for ‫ú©ø§ø±ûŒú©ø§øªùˆø± ø±ø§ù†ù†ø¯ú¯ûŒ ø§ùøªø¶ø§ø­â€¬â€Ž برای همین همیشه به همه انی که میشناسم و به همه انی که در تعامل هستم هنگام صحبت از رانندگی توصیه می کنم با هر وسیله نقلیه ای که رانندگی می کنند، چه پراید و چه بنز، سعی داشته باشند به شیوه صحیح خودروی خودشان را کنترل نمایند. ما وقتی پشت فرمان هستیم، نه تنها مسئول جان و مال خودمان هستیم، بلکه با نوع رانندگی که انجام می دهیم نسبت به مال و جان سایر عابران و شهروندان اطرافمان مسئولیم. لذا هم از خودمان شروع کنیم و هم برای حفظ جان عزیزانمان هم شده، توصیه کنیم که دیگران هم خوب رانندگی کنند. اجازه ندهید که یک راننده مضحک و نادان با انجام خلاف قوانین رانندگی جان ما و عزیزانمان در شهر و جاده به خطر بندازد و خ نکرده حادثه ای پیش بیاید که جبران آن هرگز میسر نباشد.

اطلاعات

image result for ‫ù†ùˆø´ù ú© ù‚ø¯ûŒù ‬‎ بخاطر دارم که آقای مدیری در برنامه دورهمی یکبار گفت «ما ایرانی ها کلا در قدیم گیر کردیم». صحبتی که از روی شوخی بود اما مسئله ای مهم را برای من تداعی کرد. واقعا واسم جالب بود که حقیقتا ما ایرانی ها در قدیم جا مانده ایم. به همین دلیل هم هست که همیشه بزرگترهای نسل حوان با ورود هر فناوری نوین در زندگیمان، در مقابل ما رفتاری محافظ کارانه دارند و مخالفت می کنند. البته قصد ندارم وارد مباحث جامعه شناسی و رفتارشناسی شوم اما یاد گذشه بخیر. یه زمانی خوراکی هایی قدیم بود مثل «یخ در بهشت» یا «نوشمک» که در کودکی همیشه در ظهرهای تابستان از مادرمان که چادر مشکی تن می کرد خواهش می کردیم. و بعد از اینکه جیگرمان حال می آمد اسرار می کردیم که به پدرمان چیزی نگوید. هنوز هم که هنوزه وقتی میرم مغازه لبنیاتی سر خیابان محل س تم، و وقتی داخل یخچالش نوشمک می بینم، دوران بچگی خودم تداعی می شود. برای من تابستان با طعم و رایحه یک نوشمک توتفرنگی یا گیلاس بود. و درحالی که یخ بود سرش را با چاقو بمی بریدیم و شروع می کردیم به مکیدن سر نوشمک و چقدر هم لذت داشت. اما افسوس که با بزرگ شدن درکمان از این لذت ها کم شد.

اطلاعات


متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

دریافت
مدت زمان: 3 دقیقه 20 ثانیه

موسیقی زیبایِ بی کلام
گاهی به جای گوش دادن به آهنگ های تُند و بسیار شلوغ
به موسیقی های زیبای بی کلام گوش کنیم *_*

اطلاعات

بعضی از دوستان شاید در این مورد برای خودشان توجیهات متفاوت بیارن. مثلا خود من از یکی از دوستان م شندیم که باور داشت اگر روزه دار واقعی روزه داشته باشد، اگر معرفت و ایمان دارد در میان جماعتی روزه داشته باشد که همه چیز قابل شرب و خوراک باشد. اما ما در ماه مهمانی خدا درباره چیزی صحبت می کنیم که از تمام این استدلال ها و منطق ها بالاتر و در مرتبه عالی است. به نظرم اینگونه نظرها که بعضی از آدم های جامعه ما با یک ژست روشنفکرانه بیان می کنند، جز پوچی و هیچی به دیگران چیزی بیشتر القا نمی کنند. image result for ‫ø­ùø¸ ø­ø±ù øª ø±ùˆø²ù‡ ø¯ø§ø±â€¬â€Ž اجاره ندهید که احساس روشنفکرانه در جسم و کالبد شما به واسطه افکار پوچ و غلط نفوذ کند و مثلا با جسارت و جرئت بخواهید در مورد هرچیز بدون اندک تدبیر و تفکری اظهار نظر کنید. شاید گاهی لازم باشد تا پیش از بیان عقیده خودتان بسنجید و آن فکر و ایده را پیش از طرح در یک جمع مورد ارزیبای قرار دهید. ما در ماه مبارک خدا از روزه، از حفظ حرمت روزه دار صحبت می کنیم. ما در این ماه از نظر اخلاقی داریم یک مسئله را مورد بررسی قرار می دهیم. اصلا برای یک لحظه دین را کنار بگذاریم و خالصانه به این مسئله بپردازیم که آیا واقعا آشامیدن یک آب گوارا و خنک در کنار خوردن یک ناهار بسیار دل انگیز در مقابل چشمان یک آدم گرسنه و تشنه صحیح است؟ درحالی که با چنین حرکتی ما با غریزه او، با روان او، با جسم او بازی می کنیم. و اکنون از نظر دینی، اگر او با مشاهده آشامیدن یا خوردن با، روزه اش را بشکند و ترغیب شود تا روزه را بشکند و این کار را هم انجام دهد، به طور مطمئن ماهم در گناه او شریک خواهیم شد. چراکه او با دیدن آشامیدن ما و یا خوردن ما ترغیب به ش تن روزه شد. لذا بیاید با فکر عمیق و اعتقادات قوی تر به سایر مسائل چشم بدوزیم و نگاه کنیم. اگر نیاز می دانیم که تمایل دارید در مورد موضوعی ژست روشنفکرانه بگیریم می توانیم در فرصت های مناسب و صحیح از آن ح مان استفاده کنیم و با بیان عقیده های اشتباه و غلط نه خودمان و نه دیگران را گمراه نکنیم.

اطلاعات

image result for ‫ø¬ùˆø§ù†ûŒ ùˆ ù¾ûŒø±ûŒâ€¬â€Ž تصویر جالی در اینترنت دیدم و من را یاد این موضوع انداخت که چقدر آدم ها در سنین بالا و در کهن سالی متفاوت از جوانیشان می شوند. و این تفاوت نه تنها در ظاهر بلکه در باطن انسان ها هم هست. منظورم از باطن همان خلق و خوی، رفتار، اعتقادات و افکار و غیره است. برایم بسیار جالب است که تصویر آدم ها را در پیری ببینم و متوجه شوم در جوانی چگونه بودند تا تغییراتشان را از نظر ظاهری متوجه شوم. نمی دانم این کار برای شما چقدر می تواند جالب یاشد اما غریزه کنجکاوی من را بسیار تحریک می کند. البته نمی دانم دقیقا علتش چیست. شاید می خواهم از روی تغییر چهره آن ها، تغییراتی را ظاهری خودم را بیابم یا متوجه نوعی از الگوی پیری شوم تا بتوانم ظاهر خودم را در پیری متوجه شوم. گاهی به خودم میگم اگه در پیری اینطوری بشم و مثل این نفر توی ع بشم بهتره یا گاهی هم ع ش رو آرزو می کنم و میگم خدا کنه پیری من مثل این ی که اینقدر تو کهن سالیش زشت شده نباشه. اما در مورد امیال و خلق و خوی و رفتارهایم اصلا مطمئن نیستم که تغییر پذیر باشم یا ثبات باطنی ام حفظ شود. تصویری هم که در ابتدای این پست قرار دادم در اینترنت نظرم را خیلی جلب کرد. شاید برای شما هم جالب یاشد که جوانی و پیری این بازیگرهای سینمایی را ببینید.

اطلاعات

image result for ‫ø§ù†ø³ø§ù†ù ø¢ø±ø²ùˆø³øªâ€¬â€Ž سلام، در دنیای امروز حتی "سلام" هم معنای اصلی خودش را از دست داده. بعد همه ما در این روزگار نکبت جویایی معنای حقیقی مهر و محبت هستیم. در دنیایی که وقتی یک زن و شوهر پس از 12 سال زندگی سر یکدیگر را بخاطر منفعت شخصی خودشان شیره می مالند، به هیچ چیز نمی تواند اعتماد کرد. 12 سال عمر کمی نیست که بخواهیم آن را به باد فراموشی بسپاریم. و ما تنها خودمان را فریب می دهیم و گاهی دلمان را خوش می کنیم و به خیالمان "زندگی همین است..." اما این زندگی نیست. این یک جنگ میان ماست که عادت کرده ایم هر اتفاق شومش را به فال نیک بگیریم. اما هرگز اینگونه نیست. فال نیک حرمت دارد. میمنت و شیرینی یک رویداد به برکت و حکمتی است که بعدها خواهیم فهمید نه به بدبخت شدن هر روزمان. و ما چقدر بدبختیم، آن پدر و آن مادر چقدر بدبخت است که به فرزند خودش می آموزد تا یک شیر باشد. و چند هزار مرتبه بیشتر بدبخت آن ی است که توجیح می آورد باید گرگ بود تا در صحنه آشفته روزگار کنونی برنده بازی شد. اما ای پدر و ای مادر، هر دوی این صفات متعلق به حیوانات است. من به شما یک کلام می گویم. بیاییم انسان باشیم!

اطلاعات

وقتی بیشتر در مورد تظاهر فکر می کنم متوجه میشم که چقدر ما انسان ها اهل تظاهر هستیم. تظاهر در بیان احساسات و رفتارهایی که حتی یکبار هم در زندگی بهش فکر نکردیم و الان سعی داریم که تظاهر کنیم چنان آدمی هستیم که سال های سال نبودیم. و این اصل شایسته آنچه که خدا می فرماید "مخلوف برتر" نیست. با ماشین از اتوبان ازی در تهران عبور می و شاهد آدم هایی بودم که گوشه اتوبان نشسته بودند روی زمین. حالا شاید معتاد بودند یا شاید بی خانمان، اصلا مهم نیست و مهم اینه که آن ها هم مثل همه ما انسان هستند اما شرایط زندگی مساعد را ندارند. و این وظیفه ماست که به این دست آدم ها کمک کنیم. حتی ممکنه یک هزارتومانی هم به زندگیشون کمک کنه. image result for ‫øªø¸ø§ù‡ø±â€¬â€Ž بیاید برای یکبار هم که شده فاقد هرگونه شعار و تظاهر اقدام کنیم. آدم خوب تنها به خواندن و روزه گرفتن نیست. و روزه از وظایف ما مسلمانان هست. آنچه که مهم تر از همه این هاست و خدای عزیز را از ما راضی می کنه، کمک به هم نوع خودمان است. زمانی انسان به درجه "مخلوق برتر" خواهد رسید که به این مهم دست پیدا کند.

اطلاعات

بیایم قول بدید عادت کنیم و یک رفتار بسیار بد را ترک کنیم. ترک این رفتار که در چند خط بعدی به آن اشاره خواهم کرد باعث میشه تا در زندگی شخصی هم پیشرفت کنیم. بیاید عادت کنیم که واژه "خوش به حالش" را ترک کنیم. اینقدر چشممان به وضعیت زندگی دیگران نباشه و خودمان برای زندگیمان تلاش کنیم. تلاش کنیم تا خوشی و خوبی نسیب ما و عزیزانمان شود. related image متاسفانه بسیاری از مردمان ما عادت دارند و تا ی را بهتر از خودشان می بینند می گویند "خوش به حالش". اما چنین رفتاری هرگز صحیح نیست. من از آدم هایی که خیلی سریع با مشاهده زندگی دیگران این عبارت را تکرار می کنند بسیار متنفرم. تنفر تمام وجودم را فرا میگیرد و به شدت از این نوع آدم ها دوری می کنم. زیرا این آدم ها دید عمیقی نسبت به محیط پیرامونشان ندارند و بسیار سطحی نگر هستند. کاش حداقل می آموختند که جای این عبارت می توانند از زندگی فردی که به آن غبته می خورند درس بگیرند و اینقدر حسرت داشتن زندگی او را در دلشان پرورش ندهند که بعدها تبدیل به یک عقده بزرگ شود تا با آن عقده هم به خودشان و همه به دیگران صدمه بزنند. لذا از این پس هرگاه متوجه یک خودروی لو ، خانه بزرگ، پول زیاد شدیم، ببینیم که فرد مورد نظر چه عملی در جهت پیشرفت زندگی خودش انجام داده و آن را الگو و سر مشق زندگی خودمان قرار دهیم. هم چنین سعی کنیم به هرچیزی از طرق صحیح اقدام کنیم و حلال را از حرام تفکیک نمائیم.

اطلاعات

image result for ‫ø¢ø³ù ø§ù† ø¨ø§ø±ø§ù†â€¬â€Ž آسمان روی غمش را آشکار نمود هوا ابری شد و آسمان خم ابرهایش را بر هم گره زد چیزی به گریستنش نماند که بانگ خشمش شنیده شد خیره گشتم به دامن لاجوردی آسمان اشک هایش را احساس روی گونه هایم دل آسمان پر بود و زمین هم سِیل شد زمین به وسعت سبزش، زمین به وسعت خاکی اش زمین به وسعت دریاها و آسمانش توان هضم غصه های آسمان را نداشت که سیل شد سیل روانه گشت سوی دریایِ بیکرانه تا آن انتها که چشم در افق لایه تنهایی دریا دوخته شود تا آن انتها که خورشید آنجا سحرگاهان طلوع و شامگاه غروب می کرد و این وقتی بود که آسمان گریست

اطلاعات

پریروز از گلفروشی یکی از خیابان های محله ای که آنجا س ت دارم دو گلدان گل یدم. من همیشه عاشق گل بودم و همینطور عاشق یک خانه حیاطی بزرگ با یک باغچه مملو از گل و گیاه. قاعدتا در این روزگار هزینه چنین رویایی بسیار بالاست اما تصورش را که بر ما حرام ن د. تمام تخیلیم از یک خانه حیاطی با یک باغ بزرگ به همین گلدان هایم بسنده می شود. از وقتی که گل ها را یدم بسیار دقیق و سر وقت آب می دهم. روز اول کمی افسرده حال و پژمرده بودند. بعضی از گل برگهایشان پلاسیده بود اما حالا همه چیز بهتر شده. image result for ‫ú¯ù„ ùˆ ú¯ù„ø¯ùˆù†â€¬â€Ž گل ها رشد د و یکی از آن ها چند شکوفه بسیار زیبا دارد. بیشتر نگران خاک گلدان هایم هستم. آخه هم اخیرا متوجه شدم داخل خاک موریانه و کرم خای وجود داره و نگران ریشه گلها هستم. به هر ترتیب سعی دارم گاهی پنجره اتاقم را باز بگذارم تا کمی هوا رد و بدل شود و گلها هوایی تازه کنند و زود به زود به میزان دقیقی آب می دهم تا پژمرده و دوباره افسرده حال نشوند. image result for ‫ú¯ù„ ùˆ ú¯ù„ø¯ùˆù†â€¬â€Ž بهتره شما هم جویای چیزهایی باشید که در طول روز بتوانید تمدد اعصاب داشته باشید. مثلا من سعی دارم طول روز مطالعه کنم و به گلهایم برسم تا به این طریق تمدد اعصاب داشته باشم. در روزگار مضحک الان که مشغله هایمان زیاد شده، شاید بد نباشد تا گاهی به این طرق بتوانیم فکرمان را تازه کنیم و از اسارت روزمرگی هایمان فرار کنیم.

اطلاعات

image result for ‫ø¬ù ø¹ûŒøªâ€¬â€Ž نمی دانم چرا این روزها همه مثل هم شدن. در واقع چندسالی می شود که بیشتر دخترها و پسرها مثل هم شدند و چهره همه تکراری شده. در این مورد مقصر خود ما هستیم. ما خودمان را در جایگاهی قرار دادیم که ارزش ها را برای خودمان تغییر دادیم. الان ارزش ها و بی ارزشی ها جای خودشان را عوض د. زمانی در فرهنگ ما ایرانی ها، عفت کلام، پاکی، معرفت و شرافت جایگاه بالا و ویژه ای داشت. زمانی جوان ها اجازه نداشتند تا روی حرف بزرگترشان در جامعه حرفی بزنند. در جامعه ما زمانی پرستی وجود داشت و همه روی خودشان و دیگران غیرت داشتند. الان جوان ها بیشتر بی ادب، بی معرفت، بی توجه به شرافت و بی کرامت انسانی شدند و وارد هر شغلی و حرفه ای که شدند، تبدیل به یک واقعی شدند. مهم نیست جایگاه اجتماعیت چی باشه. متاسفانه الان همه معرفت را آنقدر زی ا گذاشتند که یک پزشک جوان، یک پلیس جوان، یک قاضی جوان، یک مدیر سازمان جوان، هرگز احترام بزرگتر از خودش را حفظ نمی کند و به اصول نه تنها دینی بلکه به اصول اخلاقی هم پابند نیستند. در این مورد هیچ دیگر جز خود ما مقصر نیستیم. بیایید این عادت متهم دیگران را در فرهنگمان و در ژنمان حذف کنیم. به خود آدم بستگی دارد که چگونه و چه ارزش هایی را در زندگی برای خودش حفظ کند. به طور مثال همین تشابه دخترها و پسرها در ظاهر. چقدر مضحک شده که همه ابرو برداشتند. که همه لب پروتز می کنند. همه دنبال پول و ثروت یا بعضی جویایی قدرت هستند. کاش این جماعت روزی تصمیم بگیرد تا در رفتار و افکار خودش تجدید نظر کند. کاش ما ایرانی ها روزی بیاموزیم که واقعا بر اساس انچه که خدا می پسندد و دوست دارد زندگی کنیم و به اخلاقیت در امور روزمره خودمان توجه بسیاری داشته باشیم. شاید بدین وسیله شرایط زندگی در جامعه برای نسل های پس از ما آسوده تر باشد.

اطلاعات

چندی پیش گروه تبلیغاتی سینمایی «به وقت شام» در مجتمع کورش حضور به هم می رسانند و سعی دارند شاید با چند حرکت نمایشی، این سینمایی را تبلیغ کنند. خب، چنین حرکتی منجر به ترس و وحشت مردم شد. در شبکه های مجازی خیلی از مردم از این حرکت غیر حرفه ای انتقاد د و در این خصوص کلیپ و های بسیاری هم در فضای مجازی رد و بدل شد و حتی تا اخبار ها و وب سایت های خبری رسمی نیز از این اتفاق اطلاع رسانی د.
متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

دریافت
مدت زمان: 1 دقیقه 36 ثانیه
ابتدا لازم می دانم عرض کنم که به وقت شام، یکی از های بسیار بی نظیر تاریخ سینمای ایران است. درسته که نقدهایی هم به این سینمایی وارد است اما از نظر فنی و تاکتیکی از فناوری های روز دنیا بهره گرفته شد. من به شخصه فکر می کنم اکران چنین ی در تاریخ سینمای ما در حوزه دفاع مقدس یک گام جدید را در عرصه سینمای کشورمان از نظر جلوه های ویژه و سازی در سایر کشورها برداشته باشد. لیکن خیلی حیف شد که این بسیار زیبا با یک ایده فوق العاده تبلیغاتی ت یب شود. من کارشناس و منتقد سینما نیستم. نظر شخصی خودم را در ارتباط با این مسائل می نویسم. مسئله این است که هنگام حضور تیم تبلیغاتی «به وقت شام» باید بلندگوهای مجتمع تجاری کورش اعلام می د که این تیم با لباس های نقش خود در محل حضور دارند. اصلا هم لازم نبود در مجتمع گشت بزنند بلکه جایی را در آن مشخص می د تا مردم به آن ها مراجعه کنند و ع بگیرند. حتی می توانستند قبل از این اتفاق از یک هفته گذشته روی بیلبرد نزدیک ساختمان مجتمع تبلیغاتی به مردم اطلاع رسانی شود. از طرفی هم یک هشدار به مردم کشورمان شد. با این ترس و وحشت که البته اصلا شایسته مردم نیست و من هم ناراضی هستم، مردم زحمت و رنج سربازانی که جان خودشان را در مبارزه علیه تروریسم در و عراق انجام دادند، بیشتر می دانند. اما در کل با این که هنوز این را ندیدم فکر می کنم که بسیار موفق و خوبی باشد.

اطلاعات

image result for ‫ù ø¯ûŒø± ø¯ûŒú©øªø§øªùˆø±â€¬â€Ž من تجربه کار در شرکت های خصوصی را دارم. به جرات می توانم بگویم که مدیران مسئول در شرکت های خصوصی روابط صحیح و محترمانه ای با کارمندان خودشان ندارند. اگر برایم مقدور بود حتی یکی دو نمونه از این شرکت ها را در متن نام می بردم اما ناگزیرم چراکه مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد. اما چه ایدئولوژی می تواند در پس رفتارهای ناشایست مدیران و مسئولین شرکت های خصوصی با کارمندانشان باشد. یا به زبان ساده تر چه تفکری باعث می شود تا مدیران و کارفرمایان ما در شرکت های خصوصی، با کارمندان خودشان با بد خلقی رفتار کنند. مسئله اصلی این است که یک مدیر شرکت خصوصی باور دارد که کارمندان او نان خور او هستند. او همیشه با خود به یاد دارد که به کارمندانش پول می دهد. حقوق همه کارمندانش در دست اوست و اگر بخواهد می تواند در هر زمان ممکن یکی از کارمندان جسور خود را که در مقابل رفتارش ایستادگی و مقاومت می کند، ا اج نماید. من زمانی که چنین تفکری در شخصیت یکی از مدیران بخشی که در آن شرکت خصوصی کار می ، متوجه شدم، بلافاصله بدون هیچ درگیری استفاء دادم و از آن شرکت خارج شدم. اما دومین موردی که باعث این بدخلقی و دیکتاتوری مدیران شرکت های خصوصی می شود، همه کار بودن شرکت می باشد. خب مدیر با خودش فکر می کند که من مستقل از هر سازمانی مشغول به فعالیت هستم و در راس این شرکت خصوصی خود من قرار دارم پس می توانم با کارمندانم هر نوع رفتاری که صلاح بدانم داشته باشم. پس چنین شرایطی بانیِ سوء استفاده و سود جویی برخی از مدیران شرکت های خصوصی از کارمندانشان شود. image result for ‫ù ø¯ûŒø± ø¯ûŒú©øªø§øªùˆø±â€¬â€Ž متاسفانه در جامعه ما رفتار مدیران شرکت های خصوصی با کارمندانشان شایسته نیست. حقوق کم در مقابل کار زیاد از جمله عواملی است که من و همکارانم را مورد آزار و اذیت قرار می داد و تمام انرژی خودمان در محل کار از دست می دادیم. هرگز چنین رفتاری شایسته نیست. البته می توان با پیگیری های حقوقی بحثی تحت عنوان حقوق کارمندان را در پیش داشت اما این کار هم درد و سرهای خودش را خواهد داشت. مقصود من از تحریر این مطلب هم دلی با تمام کارمندانی شرکت های خصوصی هستم که در زیر ظلم و ستم مدیران بی رحم خود می باشند اما به دلیل بیکاری نمی توانند از این شرکت ها خارج شوند تا یک کار تی موفق داشته باشند و در میان گذاشتن عقده خودم در همین سن جوانی است. زیرا این فشارهای روانی از سوی افراد و مدیران سود جوی خصوصی هرگز اثرات مثبتی بر روان کارمندان خود نخواهد داشت و خوب است بدانیم که اگر در زندگیمان در یک موقعیت ویژه اجتماعی قرار گرفته ایم لطف خدا هم شامل حالمان بوده و ممکن است با یک ناشکری و یا ید نفرین این موقعیت در مواجه با برخی محرومیت ها از دست برود.

اطلاعات

image result for ‫ú¯ø¯ø§â€¬â€Ž کاش حداقل یاد می گرفتیم اگر به نیازمندی در خیابان یا مترو کمک نمی کنیم حداقل توهین هم نکنیم. در مترو بودم که زنی مسکین و نیازمند همراه با فرزندش در مترو کمک می خواست. مردی مسن در ردیف صندلی های مقابل من با گوشی همراه اش صحبت می کرد. زن نیازمند با کودک د سال خودش که در آغوش گرفته بود، با بیان برخی عبارات عجز و ناتوانی خودش را در مقابل این پیچ و تاب این روزگار نکبت بار بیان می کرد. مرد مسن مقابل مکالمه اش را خاتمه داد و گوشی را قطع کرد. به زن نیازمند نگاهی دوخت و سر تا پایش را برانداز کرد. بعد از چند لحظه بسیار کوتاه با عبارات ناشایست به آن پیرزن توپید. عباراتی مانند «تو گدا نیستی»، «برو کار کن تا پول در بیاری». من عصبانی شدم اما به دلیل رعایت احترام آن مرد مسن هرگز صحبتی ن . اما بی حد و اندازه دلم برای آن زن مسکین و بیچاره سوخت. و آن مرد مسن گوشه ای از بی رحمی این جامعه نکبت بار بود. اما دوستان وبلاگنویس و هر دوست عزیزی که این مطلب را مطالعه می کند، سعی کند هرگز در زندگی دل ی را نشکند. ی را بی مورد مورد آزار و اذیت قرار ندهد. نفرین را اگر بر خودت ب ی مانند یک طلسم همیشه در اطراف تو و در زندگیت وجود خواهد داشت. از خدا بترسیم. نیازمندان و گداهایی که در سطح شهر می بینیم همه نیازمند کمک های ما هستند و هیچ گناهی ن د که اکنون نیازمندان یا همان گدا شده اند. شاید گ که به کمک ما دست دراز می کند آزمایشی باشد از سوی خدای مهربانمان. حقوق نیازمندان را رعایت کنیم و اگر کمک نمی کنیم پس بی احترامی هم نکنیم!

اطلاعات

بعضی از دوستان شاید در این مورد برای خودشان توجیهات متفاوت بیارن. مثلا خود من از یکی از دوستان م شندیم که باور داشت اگر روزه دار واقعی روزه داشته باشد، اگر معرفت و ایمان دارد در میان جماعتی روزه داشته باشد که همه چیز قابل شرب و خوراک باشد. اما ما در ماه مهمانی خدا درباره چیزی صحبت می کنیم که از تمام این استدلال ها و منطق ها بالاتر و در مرتبه عالی است. به نظرم اینگونه نظرها که بعضی از آدم های جامعه ما با یک ژست روشنفکرانه بیان می کنند، جز پوچی و هیچی به دیگران چیزی بیشتر القا نمی کنند. image result for ‫ø­ùø¸ ø­ø±ù øª ø±ùˆø²ù‡ ø¯ø§ø±â€¬â€Ž اجاره ندهید که احساس روشنفکرانه در جسم و کالبد شما به واسطه افکار پوچ و غلط نفوذ کند و مثلا با جسارت و جرئت بخواهید در مورد هرچیز بدون اندک تدبیر و تفکری اظهار نظر کنید. شاید گاهی لازم باشد تا پیش از بیان عقیده خودتان بسنجید و آن فکر و ایده را پیش از طرح در یک جمع مورد ارزیبای قرار دهید. ما در ماه مبارک خدا از روزه، از حفظ حرمت روزه دار صحبت می کنیم. ما در این ماه از نظر اخلاقی داریم یک مسئله را مورد بررسی قرار می دهیم. اصلا برای یک لحظه دین را کنار بگذاریم و خالصانه به این مسئله بپردازیم که آیا واقعا آشامیدن یک آب گوارا و خنک در کنار خوردن یک ناهار بسیار دل انگیز در مقابل چشمان یک آدم گرسنه و تشنه صحیح است؟ درحالی که با چنین حرکتی ما با غریزه او، با روان او، با جسم او بازی می کنیم. و اکنون از نظر دینی، اگر او با مشاهده آشامیدن یا خوردن با، روزه اش را بشکند و ترغیب شود تا روزه را بشکند و این کار را هم انجام دهد، به طور مطمئن ماهم در گناه او شریک خواهیم شد. چراکه او با دیدن آشامیدن ما و یا خوردن ما ترغیب به ش تن روزه شد. لذا بیاید با فکر عمیق و اعتقادات قوی تر به سایر مسائل چشم بدوزیم و نگاه کنیم. اگر نیاز می دانیم که تمایل دارید در مورد موضوعی ژست روشنفکرانه بگیریم می توانیم در فرصت های مناسب و صحیح از آن ح مان استفاده کنیم و با بیان عقیده های اشتباه و غلط نه خودمان و نه دیگران را گمراه نکنیم.

اطلاعات

آخرین ارسال ها