سیاست غدیری

وبلاگ با نام سیاست غدیری
این نوشتار بخشی از آیات قرآن کریم در منابع عامه، درباره ی #حضرت_زهرا علیها السلام است که توسط مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سید صادق حسینی دام ظله تألیف شده است. آیه شماره (9): «ما أفاءَ اللَّهُ عَلی‏ رَسُولِهِ مِنْ أهْلِ الْقُری‏ فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى؛[1] آنچه را خداوند از اهل این آبادی ها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان او است». سمهودی در کتاب وفاء الوفاء گوید: مجد گفت: وافدی گوید: «مخیریق» یکی از دانشمندان یهودی بنی نضیر بود که به [صلی الله علیه وسلم] ایمان آورد و مال خود را که هفت باغستان بود برای رسول خدا قرار داد. و گفت: ابن زباله از محمد بن کعب روایت نمود که صدقات رسول خدا اموال مخیریق یهودی بود. در روز اُحد به یهودیان گفت: آیا محمد را یاری نمی کنید به خدا قسم می دانید که یاری او حق است. گفتند امروز روز شنبه است. گفت: شنبه ای برایتان نباشد و شمیرش را برداشت و با رسول خدا [صلی الله علیه و سلم] رفت. آنقدر جنگید که بدن او مجروح گردید. آنگاه که مشرف به مرگ گردید گفت: اموال من از آن محمد است تا آنطور که می خواهد عمل کند و او مرد ثروتمندی بود پس آن اکثر صدقات بود. اموال او که برای آنها وصیت نمود عبارت بودند از باغستان های هفتگانه به نام های: دلال، برقه، صاغیه، مثیب، مشربه ام ابراهیم، اعواف و حسنی که [صلی الله علیه وسلم] همگی را برای فاطمه وقف نمود و خود از آن برای میهمانان و حوائجش بر می داشت و فاطمه زهرا هنگام وفاتش این بستان ها و هر چه مال داشت را برای المؤمنین وصیت نمود.[2] مؤلف گوید: بنابراین فاطمه زهرا علیها السلام معنای ذی القربی در این آیه می باشند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. سوره ، آیه7. 2. وفاء الوفاء، ج2، ص153. از منابع شیعه نگاه شود به: مستدرک الوسائل، ج14، ص50.

اطلاعات

باز هم فتاوای نفرت انگیز علمای اهل بدعت
ابو حامد محمد غزالی از بزرگ ترین علمای سنی شافعی و صوفی مسلک می گوید لعن یزید جایز نیست چون یزید مومن بوده و هر این را نپذیرد احمق است !!! فإنه سئل عمن صرح بلعن یزید : هل یحکم بفسقه أم هل ی ذلک مرخصاً فیه وهل کان مریداً قتل الحسین، رضی الله عنه، أم کان قصده الدفع وهل یسوغ رحم علیه أم السکوت عنه أفضل ینعم بإزالة الاشتباه مثاباً، فأجاب: لا یجوز لعن المسلم أصلاً، ومن لعن مسلماً فهو الملعون، وقد قال رسول الله صلى الله علیه وسلم: «المسلم لیس بلعانٍ» ، وکیف یجوز لعن المسلم ولایجوز لعن البهائم وقد ورد النهی عن ذلک، وحرمة المسلم أعظم من حرمة الکعبة بنص النبی، صلى الله علیه وسلم. ویزید صح إسلامه، وما صح قتله الحسین، رضی الله عنه، ولا أمره لا رضاه بذلک، ومهما لم یصح ذلک منه لا یجوز أن یظن ذلک به فإن إساءة الظن بالمسلم أیضاً حرام، وقد قال تعالى: «اجتنبوا کثیراً من الظن إن بعد الظن»، وقال النبی، صلى الله علیه وسلم: «إن الله حرم من المسلم دمه وماله وعرضه وأن یظن به ظن السوء» ، ومن زعم أن یزید أمر بقتل الحسین، رضی الله عنه، أو رضی به فینبغی أن یعلم به غایة حماقة، فإن من قتل من الأکابر والوزراء والسلاطین فی عصره لو أراد أن یعلم حقیقة من أمر بقتله ومن الذی رضی به ومن الذی کرهه لم یقدر على ذلک، وإن کان قد قتل فی جواره وزمانه وهو یشاهده، فکیف لو کان فی بلد بعید وزمن قدیم قد انقضى، فکیف یعلم ذلک فیما انقضى علیه قریب من أربعمائة سنة فی کان بعید وقد تطرق عصب فی الواقعة فکثرت فیها الأحادیث من الجوانب فهذا أمرٌ لا تعرف حقیقته أصلاً، وإذا لم یعرف وجب إحسان الظن بکل مسلم یمکن إحسان الظن به، ومع هذا فلو ثبت على مسلم أنه قتل مسلماً فمذهب الحق أنه لیس بکافر، والقتل لیس بکفر بل هو معصیة، وإذا مات القاتل فربما مات بعد وبة، والکافر لو تاب من کفره لم تجز لعنته، فکیف من تاب عن قتل وبم یعرف أن قاتل الحسین رضی الله عنه، مات قبل وبة وهو الذی یقبل وبة عن عباده، فإذاً لا یجوز لعن أحد ممن مات من المسلمین، ومن لعنه کان فاسقاً عاصیاً لله تعالى، ولو جاز لعنه فسکت لم یکن عاصیاً بالإجماع، بل لو لم یلعن إبلیس طول عمره لا یقال له یوم القیامة: لم لم تلعن إبلیس، ویقال للاعن: لم لعنت ومن أین عرفت أنه مطرود ملعون والملعون وهو المبعد من الله عز وجل، وذلک غیب لا یعرف إلى فیمن مات کافراً فإن ذلک علم بالشرع، وأما رحم علیه جائز، بل هو مستحب، بل هو داخل فی قولنا فی کل صلاة «اللهم اغفر للمؤمنین والمؤمنات» ، فإنه کان مؤمناً والله أعلم؛ کتبه الغزالی.
از غزالی در مورد ی که به لعن یزید تصریح می کند سوال شد که آیا چنین حکمی می شود؟ آیا یزید به قتل حسین بن علی راضی شد یا نه؟ آیا ترحم (رحمت فرستادن) بر یزید جایز است یا نه؟ غزالی پاسخ داد: لعن مسلمانان اصلا جایز نیست هر مسلمانی را لعن کند خودش ملعون است و حرمت مسلمان بنا بر حدیث از حرمت کعبه بالاتر است و و یزید مسلمان است و نسبت قتل یا امر یا رضای او به قتل حسین (علیه السلام) سوء ظن به مسلمان است و به حکم کتاب و سنت حرام است. هر شک در صحت این نسبت کند در غایت حماقت است. اگر سلطانی یا ی یا ی ی را کشت، به دست آوردن قاتل یا آمر یا قاضی اگرچه آن ها نزدیک باشند مقدور نیست، خصوصا اگر زمان بعید و مکان شاسع باشد و مانند مورد کلام که از زمان یزید و شهادت حسین (علیه السلام) چهارصد سال گذشته است. (یعنی تا زمان غزالی) پس چگونه معلوم می شود که یزید قاتل یا آمر یا راضی بوده؟ مطلب دیگر این که باید به اهل حسن ظن داشت و اگر فرضا ثابت شد چنانچه اشاعره می گویند: «قتل مسلمانان موجب کفر نیست» ممکن است قاتل فرضا یزید باشد ولی اگر توبه کرده و بعد مرده لعن او جایز نیست ، مانند کافر که اگر توبه کند لعن او جایز نیست و معلوم نیست که یزید از قتل حسین بن علی (علیه السلام) توبه نکرده است پس لعن چنین مسلمانی جایز نیست و اگر ی او را لعن کند معصیت کرده است و اگر لعن او جایز باشد ی او را لعن نکند گنا ار نیست و اما یزید از کجا معلوم است که او دور از رحمت الهی است و گفتن این که او از رحمت الهی دور است ، ترخص به غیب است مگر درباره ی ی که به کفر مرده باشد و ترّحم بر یزید جایز است ، بلکه مستحب است و بلکه او داخل در عموم اللهم اغفر للمومنین و المومنات است و یزید مومن بوده !!!.
وفیات الاعیان، تالیف ابن خلکان، جلد ۳، صفحه ۲۸۸-۲۸۹، چاپ دار صادر
این تحلیل مضحک از شخصی به مانند غزالی بعید نیست زیرا برادرش هم را از اولیا خدا می دانست!!! و همان طور که در مطالب قبلی گفتیم به اعتراف تفتازانی عالم بزرگ اهل خلاف، علمای اهل خلاف از لعن یزید جلوگیری می کنند تا مبادا آتش لعن به عاملان اصلی عاشورا یعنی غاصبین ولایت برسد.
اما فاجعه آنجاست که عده ای روشنفکرنمای (به ظاهر شیعه و در اصل ناصبی) احمق تر از این غزالی به دستور و سفارش اربابان خود برای این مردک مراسم بزرگداشت در تهران و ای دیگر و رایزنی فرهنگی ایران در برلین برگزار می کنند و کلی از این ملعون در صدا و سیما و حتی کتب درسی کشور تعریف و تمجید می کنند و یک سری عوام عمامه به سر در منبر رسول خدا بی شرمانه غزالی و ابن عربی لعنت الله علیهما را بزرگان عرفان ی معرفی می کنند و اتفاقا از عقاید منحوسش هم بسیار تاثیر گرفته اند تا جایی که صمدی آملی علیه ما علیه که خود و ش را شیعه اصیل و منتقدینشان را احمق و گمراه می داند ادعا می کند شمر و یزید و سایر قاتلین حسین علیه السلام زودتر از ما وارد بهشت می شوند!!!
چه خوب مرحوم سنایی غزنوی (شاعری که ابتدا خود سنی متعصب بود اما در اوا عمر مسبتصر شده شیعه گشته و اشعار برائی می سرود) در قطعه شماره هشتاد و پنج دیوان اشعارش این گونه پاسخ این ملعون را داده است:
داستان پسر هند مگر نشنیدی؟! که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید
پدر او لب و دندان پیمبر بش ت مادر او جگر عم پیمبر بمکید
خود به ناحق حق داماد پیمبر بگرفت پسر او سر فرزند ببرید
بر چنین قوم چرا لعنت و نفرین نکنیم؟ لعنة الله یزیداً و علی حب یزید

و چه خوب تر علیشیر نوایی (دانشمند و شاعر شیعی که تقیه می کرد) می سراید:
ای که گویی بر یزید و آن سه لعنت مکن ! ز آن که شاید حق تعالیٰ کرده باشد رحمشان !!
آنچه با آل نبی د، گر بخشد خدای هم ببخشاید ترا گر کرده باشی لعنشان!!

اللهم العن یزید و اتباعه حتی ترضی اهل بیت النبوة صلوات الله علیهم

اطلاعات


شیخ صدوق و سعد بن عبد الله اشعری رضوان الله علیهما روایت کرده اند:
٧٥- حدثنا أحمد بن محمد بن یحیى العطار رضی الله عنه قال: حدثنا سعد بن عبد الله قال: حدثنی یعقوب بن یزید، عن ممد بن الحسن المیثمی، عن مثنى الحناط قال: سمعت أبا جعفر علیه السلام یقول: أیام الله عز وجل ثلاثة: یوم یقوم القائم، ویوم الکرة، ویوم القیامة
باقر علیه السلام فرمودند: ایام الله سه روز است: روزی که حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه) قیام کند، و روز رجعت و روز قیامت.
الخصال، تالیف شیخ صدوق، جلد ۱، صفحه ۱۰۸، حدیث ۷۵ مختصر بصائر الدرجات، تالیف حسن بن سلیمان حلی، صفحه ۱۷۸ مراقب باشیم ایام الله کیلویی و تقلبی به خوردمان ندهند

اطلاعات

المومنین علی علیه السلام در عهدنامه به مالک اشتر می فرمایند: وَ إِنْ ظَنَّتِ الرَّعِیَّةُ بِکَ حَیْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِکَ وَ اعْدِلْ عَنْکَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِکَ فَإِنَّ فِی ذَلِکَ رِیَاضَةً مِنْکَ لِنَفْسِکَ وَ رِفْقاً بِرَعِیَّتِکَ وَ إِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَکَ مِنْ تَقْوِیمِهِمْ عَلَى الْحَقِّ.
هر گاه مردم (به درست یا غلط) بر تو گمان ستمکارى داشتند، آشکارا عذرت را برایشان توضیح بده و با شفافیت و روشنگری ذهنیت آنان را اصلاح کن؛ چرا که این پاسخگو بودن، نفس تو را تربیت و رام می کند و سبب مهربانى و نرمى با مردم می شود و راهی است برای آنکه به هدفت در واداشتن آن ها بر حق برسی.
این است تفاوت ناب علوی معصومین با نمای سیاست زده !!!

اطلاعات

حقیقت شیعه در کلام موسی کاظم علیه السلام ٢٨ـ وفی کتاب ( صفات الشیعة ) عن أبیه ، عن عبدالله بن جعفر ، عن أحمد بن محمد ، عن ابن أبی نجران قال : سمعت أبا الحسن علیه السلام یقول : من عادى شیعتنا فقد عادانا ـ إلى أن قال ـ شیعتنا الذین یقیمون الصلاة ، ویؤتون ا کاة ، ویحجون البیت الحرام ، ویصومون شهر رمضان ، ویوالون أهل البیت ، ویبرؤون من أعدائنا ، أولئک أهل الإیمان ، و قى ، ( والأمانة ) ، من رد علیهم فقد رد على الله ، ومن طعن علیهم فقد طعن على الله ، الحدیث.
شیخ صدوق رضوان الله علیه از ابن نجران نقل کرده است که گفت: از حضرت ابو الحسن ( موسی کاظم) علیه السلام شنیدم که می فرمود: هر که با شیعیان ما دشمنی کند با ما دشمنی کرده است. تا آن که فرمود: شیعیان ما انی هستند که به پا می دارند و زکات می دهند و خانه ی خدا را زیارت می کنند و ماه رمضان را روزه می گیرند و به اهل بیت محبت می ورزند و از دشمنان ما بیزاری می جویند. اینان، اهل ایمان، پرهیزگاری و ایمانند. هر که دست رد بر آنان بزند خدا را رد کرده و هر که بر آنان عیب بگیرد بر خدا عیب گرفته است.
وسائل الشیعة، تالیف شیخ حر عاملی رضوان الله علیه، جلد ۱، صفحه ۲۴، حدیث ۲۸ مطابق این حدیث بر خلاف تفکر حاکم بر جامعه ناصبی دشمنان شیعه هستند نه فقط دشمنان اهل بیت علیهم السلام؛ چون معمولا افراد جرئت دشمنی علنی مخصوصا در عصر جدید با اهل بیت را ندارند و به گفته موسی کاظم علیه السلام مخالفت با شیعیان مخالفت با اهل بیت است.
علاوه بر این مولا در ادامه معنی واقعی شیعه را که دشمنی با آن دشمنی با اهل بیت است را شرح می دهد، پس مخالفین تبری و تولی قبل از آنکه حکم تکفیر شیعیان واقعی را بدهند، اولا شیعه بودن خود را ثابت کنند که طبق این حدیث خود ناصبی هستند

اطلاعات

  • منبع: http://policy-ghadiri.blog.ir/1396/11/21/شیعه-کیست
  • مطالب مشابه: شیعه کیست؟
  • کلمات کلیدی: شیعه ,علیه ,دشمنی ,الله ,شیعیان ,دشمنان ,علیه السلام , موسی ,کاظم علیه ,موسی کاظم ,رضوان الله
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
آیت الله العظمی سید صادق (دام ظله) باید اصیل محمدی را که حسین علیه السلام جاودانگی و ماندگاری اش بخشید به جهانیان معرفی کنیم. در سیزده و نیم قرن امکاناتی برای رساندن اصیل و بی پیرایه به جهانیان وجود نداشت، اما امروزه با وجود تمام امکانات و نسبی در سراسر جهان، باید سراسر رحمت محمدی و حسینی را در دنیا بگسترانیم

اطلاعات

مرجع عالیقدر آیت الله العظمی سید صادق حسینی دام ظله: انسان باید دائماً در حال خودسازی خود و جامعه بوده و برای تعجیل در ظهور حضرت بقیت الله الأعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف دعا کند و امید داشته باشد که شاهد ظهور مولایش خواهد بود

اطلاعات

یکی دیگر از انحرافات سید علی قاضی,تمایلش به ((ابن عربی)) میباشدتا جایی که میگوید: ابن عربی از کاملین است!کتب او پراست ازشواهد تشیع! و مطالبی دارد که با مکتب مخالفین شیعه در تناقض است!
عطش 327
پاسخ :
بانگاهی به فتوحات مکیه و فصوص الحکم ابن عربی,خواهیم فهمید این کتاب و نویسنده اش,نه تنها بویی از تشیع نبرده اند,بلکه مطالب فراوانی که با مکتب اهل بیت در تناقض است,در ان وجود دارد...به عنوان نمونه: 1⃣ابن عربی,خاتم ولایت
شیخ حر عاملی میگوید: ابن عربی ادعا دارد که وی خاتم ولایت است چرا که این مطلب را در رویایی در خواب دیده است.
شارح فصوص میگوید:ابن عربی ٩ ماه در خلوت ماند و هیچ غذایی نخورد،و بعد از آن به او بشارت خاتم ولایت را دادن! به او گفته شد دلیل ختم ولایتِ تو آن علامتی است که میان دو کتف رسول بود و نشانه خاتمیت حضرت بود و همان نشانه ها میان دو کتف توست که نشان دهنده ختم بودن توست!
الاثنی عشریه ،ص ۱۶۹ و ۱۷۰
ازواضحات است خاتم انبیا رسول اکرم و خاتم اوصیاء حضرت مهدی عجل الله فرجه میباشند,ابن عربی را چه شده است که چنین توهمی کرده است

2⃣ابن عربی:فتوحات مکیه بر من وحی شد!
ابن عربی میگوید : «خداوند تعالی این کتاب را به دست ما چنین ترتیب داده است و ما به رای و عقل خود در آن دخ ی نکردیم! خداوند همه آنچه را که در عالم در وجود مینویسد,با الهام بر قلب ها املا میکند,پس عالم کتاب مسطور الهی است!
او در فتوحات ادعا میکند هنگامی که درباره اوایل سوره ها حرف میزند اینها را به فرمان خدایش انجام میدهد: «من جز از طریق اذن و اجازه سخن نمیگویم و در همان میزانی که برایم مشخص شده توقف میکنم. این تالیف و سایر تالیفات ما مثل تالیفات دیگران نیست و ما در آن به راه سایر مومنین نمیرویم چرا که هر مولفی تحت اختیار خویش است هر چند که در اختیار خود مجبور است ،و یا تحت آن علمی است که به طور خاص آن را پراکنده میسازد و هر چه را میخواهد میگوید و از هر چه میخواهد ام میکند!
فتوحات مکیه 1/264،265
صادق علیه السلام: ما اهل بیت و ذریه یم، در منازل (ما)وحی نازل شده و علوم نبوی از طریق ما به مردم رسیده است.
کافی 1/398
3⃣دیدن خداوند در خواب:
ابن عربی میپندارد که در عالم رویا پروردگارش را دیده است که به او میگوید:بندگانم را نصیحت کن! در مناسبت های متعدد این دیدارِ خداوند برایش تکرار شده است.
فتوحات مکیه9/106 (دوره 17 جلدی)
صادق علیه السلام:هر ادعای دیدن خداوند را کند,دین ندارد و کافر است!!زیرا خداوند نه درخواب دیده میشود نه در بیداری ,و نه در دنیا و نه در ا ت
بحار4/32،به نقل از امالی صدوق
این تنها نمونه ای از سخنان ابن عربی است,چگونه سید علی قاضی ابن عربی را که کتب او پر ازتناقضات بامکتب تشیع است,شیعه میداند!!مگر کتب روایی و حدیثی شیعه چه کم و کاستی دارد,که جناب قاضی بجای انها,کتب پر از جفنگیات و کفریات ابن عربی را معرفی میکند؟!بنظر میرسد جناب قاضی با روایات شیعه سر و کار نداشته است که اینگونه ازانها بی خبر بوده است.

اطلاعات

خدمات و عد طلبی عمر بن خطاب
شریعتی میگوید:عُمَر مردی است بر خلاف ابوبکر خشن و متعصب و بسیار جدّی و به اصطلاح اروپاییها عنصری است اصولی، در اجرای آنچه عدل میداند و اصل،کمترین نرمش وگذشتی ندارد. خدماتش در روشن تر از آن است که به توصیف و استدلال نیازی داشته باشد، ورود او به یاران اندک محمد در مکه آنان را نیرومند ساخت. هر گاه سخن از تصمیمی یا قضاوتی درباره ی دشمنی یا دشمنانی در میان بود که به اسارت مسلمانان افتاده بود، پیشنهاد ابوبکر و محبّت بود اما جمله ای که همواره عمر در این مورد تکرار میکرد این بود: ای رسول خدا، اجازه بده تا گردنش را بزنم. اما وی به همان اندازه که یک مجری بسیار شایسته و جدی بود ابتکار و استنباط نداشت. روحی قوی و ایمانی سخت داشت اما فکرش سطحی بود
شناسی ۴۲۷
اما خوب بود اقای تاریخ را مرور میکرد و بعد اینگونه غیر علمی سخن میراند،فقط یک نمونه از کتاب خود مخالفین درباره عد عمربن خطاب بیان میکنیم:
مالک،پیشواى مالکیان چنین نقل مى کند:أبى عمر بن الخطّاب أن یورّث أحداً من الأعاجم إلاّ أحداً ولد فی العرب،قال مالک: وإن جائت امرأة من أرض العدوّ فوضعته فی أرض العرب فهو ولدها یرثها إن ماتت میراثها من کتاب اللّه
عمر بن خطاب اجازه نمى داد غیر عرب، از عرب ارث ببرد، مگر آن که در سرزمین عرب ها به دنیا آمده باشد. هرگاه زن باردارى از سرزمین دشمن مى آمد تنها در صورتى آن فرزند پس از مرگ مادرش طبق کتاب خدا ارث مى برد که در زمین عرب ها به دنیا آمده باشد

اطلاعات

بیان مرحوم علّامهٔ مجلسی رضوان الله علیه در وجوب اقامهٔ عزاء در روز شهادت صدّیقهٔ کبرىٰ حضرت فاطمهٔ زهراء صلوات الله و سلامه علیها و بسیار لعنت فرستادن بر ظالمان آن حضرت، خاصّه ابوبکر و عمر و قنفذ (علیهم لعائن الله) یجب القیام فی الثالث من هذا الشهر أیضا بمراسم العزاء للسیدة ا هراء و زیارتها و الإکثار من اللعن على ظالمیها (علیها السلام)، خاصة أبو بکر و عمر و قنفذ مولى عمر. [لعنة اللّه علیهم]
واجب است (بر مؤمنین) که در روز سوّم این ماه (جمادی الثانیة) برای حضرت زهراء علیها السّلام مراسم عزاداری به پا کنند، و آن بانو را زیارت نمایند، و بر ظالمین آن حضرت، خصوصاً ابوبکر و عمر و قنفذ غلام عمر (علیهم الّلعنة) بسیار لعن کنند.
زاد المعاد - مفتاح الجنان، صفحه ۲۸۱ دریافت اسکن
بر قاتلین بی شرف حضرت زهرا سلام الله علیها لعنت، خصوصا ابوبکر و قنفذ و عمر

اطلاعات

این صوفیِ منحرف،مانند فلاسفه،رابطه خدا و خلق را از باب ((صدور)) میداند! برای فهم مطلب،به بیان ذیل،دقت کنید: رابطه ی غالبِ علت و معلول های طبیعی و مادی،به نحو صدور و ترشّح است؛بدین بیان که معلول،از ذاتِ علت،تنزّل و ترشّح میکند و چیزی غیر از آن نیست! چنانکه بخار آب،از ذاتِ آب،صادر شده و وجودِ تنزّل یافته ی آن است و وجود بخار،وجود رقیق و ضعیف آب است و لذا بین علت ومعلولهای مادی و طبیعی،غالبا سنخیت(شباهت ذاتی) برقرار است و تبایُن ذاتی ندارند! اما رابطه ی خدای متعال با مخلوقاتش،به نحو صدور نمیباشد، بلکه آفرینش او،«خلق لامن شیء» و باصِرْفِ اراده و بدون ماده اولیه،خلق میکند! و اگر مانند برسی،درباره ی خدا و خلق هم قائل به صدور شویم،با مشکلات زیادی مواجه میشویم که به یک نمونه ی آن،اشاره میشود: جسمیتِ خدای متعال: چون وقتی معلول از ذات علت،بیرون می آید و ترشّح میکند،لازمه اش اینست که ذات علت،قابلیّتِ تبعیض(تکه تکه شدن) را دارد،چنانکه وقتی حرارت از اتش جدا شد یا بخار،از آب جداشد،قطعا آتش و آب،مقداری از ذات خود را به حرارت و بخار داده اند و این همان جسمیت و متجزی(دارای اجزاء)بودن است! و انی(مثل بُرسی)که قائل به صدور مخلوقات از ذات خدا هستند،باید ملتزم به اباطیل زیر،باشند: -جسمیت خدا -سنخیّت وشباهت ذاتی بین خدا و خلق -اینکه در حقیقت،مخلوقات،چیزی غیر از ذات خدا نبوده بلکه تکه ای از ذات او هستند! و...
و هذا کفر عظیم

اطلاعات

شیخ نعمانی رضوان الله علیه روایت کرده است: ۱۷ - على بن أحمد، عن عبید الله بن موسى العلوی، عن محمد بن الحسین، عن محمد بن سنان، عن عمار بن مروان، عن منخل بن جمیل، عن جابر بن یزید، عن أبى جعفر الباقر (علیه السلام) أنه قال: اسکنوا ما سکنت السماوات والارض - أی لا ت جوا على أحد - فإن أمرکم لیس به خفاء، ألا إنها آیة من الله عز وجل لیست من الناس ألا إنها أضوء من الشمس لاتخفى على بر ولا فاجر، أتعرفون الصبح ؟ فإنها کالصبح لیس به خفاء .
جابر جعفى از حضرت باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود: همان طور که آسمان و زمین آرام است، شما نیز آرام بگیرید، یعنى علیه ى به نفع ما قیام نکنید. زیرا امر شما (اعتقاد به اینکه ت حق از آن آل محمد است) چیزى نیست که بر ى پوشیده باشد ولى بدانید که آن از کارهاى خداوند است (و او باید ت ما را ظاهر گرداند) و به دست مردم نیست (که آن ها قیام کنند و آن را براى ما بگیرند) بدانید که حق از آفتاب روشن تر است، و بر مومن و فاسق پوشیده نیست صبح را می یبینید؟ حق ما هم چون صبح روشن است که بر ى پوشیده نیست.
الغیبة، تالیف ابن زینب نعمانی، صفحه ۲۰۷-۲۰۸، حدیث ۱۷

بحار الانوار، تالیف علامه مجلسی، جلد ۵۲، باب ۲۲ فضل انتظار الفرج و مدح الشیعة فی زمان الغیبة وما ینبغی فعله فی ذلک ا مان، حدیث ۴۹، صفحه ۱۳۹-۱۴۰ دریافت اسکن
بحار جلد13 ; ترجمه علی دوانی- باب بیست و هفتم فضیلت انتظار فرج و مدح شیعیان در زمان غیبت و آنچه که شایسته است در آن زمان انجام داده شود. دریافت اسکن
علامه مجلسی اعلی الله مقامه در اینباره در باب فضل انتظار الفرج و مدح الشیعة فی زمان الغیبة وما ینبغی فعله فی ذلک ا مان (فضیلت انتظار فرج و مدح شیعیان در زمان غیبت و آنچه که شایسته است در آن زمان انجام داده شود) هفتاد و هفت روایت به همین مضمون گرداوری کرده اند.

اطلاعات

خوارزمی و جوینی از علمای بزرگ اهل سنت عمری روایت کرده اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «و لو کان الحسن شخصا لکان فاطمة، بل هی أعظم، إنّ فاطمة ابنتی خیر أهل الأرض عنصرا و شرفا و کرما».
اگر تمامی حسن و کمالات در شخصی تجسم یابد، هر آینه او فاطمه خواهد بود؛ بلکه فاطمه از تمامی حسن و کمالات بالاتر است. به درستی که دخترم فاطمه از نظر شرافت و کرامت بهترین اهل زمین است.
مقتل الحسین، تالیف خوارزمی، جلد ۱، صفحه ۱۰۰-۱۰۱ دریافت اسکن
فرائد السمطین، تالیف جوینی، جلد ۲، صفحه ۶۸ دریافت اسکن
السلام علیک یا صدیقة الطاهرة الشهیدة فاطمة ا هراء سلام الله علیها
بر قاتلین حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها لعنت

اطلاعات

ابن ندیم گوید: «به خطّ ابوالحسن عبیدالله بن احمد بن طاهر، خواندم که حسین بن منصور حلاج مردی «افسونگر و شعبده باز» بود که مَنِشی صوفیانه داشت و به الفاظ صوفی مردم را فریب می داد و ادّعا می کرد که عالم به تمام علوم است در حالی که از علوم هیچ نمی دانست ولی جاهلی بی پروا و سرسخت بود و نسبت به پادشاهان جسور بود و در سرنگونی ت ها از ارتکاب به گناه بزرگ شرم نداشت، در نزد اصحابش ادّعای خ می کرد و قائل به حلول بود در مقابل پادشاهان خود را شیعه، و در نزد مردمان عامّه، خود را صوفی مَنِش معرّفی می کرد و در لابلای تمام این اعمال ادّعا داشت که خدا در او حلول کرده و او همان خداست در حالی که این سخنان در مورد خداوند تبارک وتعالی کفر است.همچنین می گوید: «او شهر به شهر می گشت و به جمع یار و پیرو می پرداخت، هنگامی که دستگیر شد او را به ابوالحسن علیّ بن عیسی سپردند و او به مناظره و بحث و گفتگو با وی پرداخت و دانست که هیچ بهره ای از علوم قرآنی، فقه، حدیث،و علوم عرب ندارد و از این لحاظ رو به وی کرد و گفت: تو اگر طهارت و واجبات خود را آموخته بودی فایده اش بیشتر و بهتر از این نامه نویسی هایی است که ندانی چه در آن می نویسی.تو سخت سزاوار تأدیب و تنبیه هستی.
الفهرست،ابن ندیم،۲۴۱
اگر دقت کنید، اکثر عُرفا و صوفیه نیز دارای ِسحر و چشم بندی و اعمال عجیب هستند،وجه اشتراک همه انان بیسوادی و عدم آگاهی از احادیث و معارف تشیع است،اکثرا مثل سید احمد (آقاجون)،حلاج را خاص و دور از فهم دیگران میدانند

اطلاعات

کشف و شهود یکی از حربه های عرفا و صوفیه میباشد، که قصه اش سر دراز دارد ، گاهی خدا را میبینند، گاهی اهل بیت را و گاهی ندای غیبی و....گویی حجج الهی در عالم بیکارند و مرتب در خدمت انان میباشند برای دیدار با انان، فارغ از بحث تشخیص ی و الهی بودن کشف و شهود ، این روایت برای رد کشف و شهود به معنای رایج در عرف کافیست:
محمد بن قولویه قمی از سعد بن عبدالله اشعری از محمد بن عیسی از ییونس بن عبدالرحمان نقل کرده است که از مردی از فرقه طیاره شنیدم که برای رضا علیه السلام این حکایت را از یونس بن ظبیان نقل کرد.یونس گفت: در یکی از شب ها من در طواف بودم.ناگهان ن از بالای سرم شنیده شد که می گفت: ای یونس! اننی انا الله لا اله الا انا فاعبدنی و اقم الصلوة لذکر (ای یونس من خداوند هستم، هیچ خ جز من نیست، من را عبادت کن و برای یاد من بگذار.) من سرم را بلند ، در همان حال جبرئیل را دیدم.ناگهان رضا (علیه السلام) خشمگین شد، به طوری که نتوانست خود را نگاه دارد و سکوت کند،« سپس به این مرد گفت: از پیش من برو، خداوند تو را و ی که این حکایت را برای تو نقل کرده، لعنت کند.خداوند یونس بن ظبیان را هم لعنت کند.هزار لعنت که بعد از هر کدام هزار لعنت دیگر باشدلعنتی که هر کدام تو را تا قعر جهنم می رساند.» بدان، آنکه او را ندا داده ی جز نبوده است. اما یونس بن ظبیان هم با ابوالخطاب( از سران غُلات) در بدترین عذاب ها با همدیگر هستند، به همراه دوستانشان، با همان ، با فرعون و آل فرعون. این را من از پدرم درباره او شنیدم یونس بن عبدالرحمان گوید: این مرد برخاسته بیرون رفت. هنوز 10 قدم از در دور نشده بود که افتاد و غش کرد وجنازه اش را بردند.
رجال کشی ،363
حدثنی محمد بن قولویه القمی، قال حدثنی سعد بن عبد الله، قال حدثنی محمد بن عیسی، عن یونس، قال، سمعت رجلا من الطیارة یحدث أبا الحسن الرضا عن یونس بن ظبیان أنه، قال کنت فی بعض اللیالی و أنا فی الطواف فإذانداء من فوق رأسی یایونس إنِنّیِ أَنَا اللّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنَا فاَعبدُنیِ وَ أَقِمِ الصّلاةَ لذِکِریِ فرفعت رأسی فأذاج فغضب أبو الحسن غضبا لم یملک نفسه ثم، قال للرجل ا ج عنی لعنک الله ولعن من حدثک ولعن یونس بن ظبیان ألف لعنة یتبعها ألف لعنة کل لعنة منها تبلغک قعر جهنم اشهد ماناداه إلا أما إن یونس مع أبی الخطاب فی أشد العذاب مقرونان وأصحابهما إلی ذلک ال مع فرعون وآل فرعون فی أشد العذاب سمعت ذلک من أبی قال یونس فقام الرجل من عنده فما بلغ الباب إلاعشر خطا حتی صرع مغشیا علیه و قدقاء رجیعه وحمل میتا
این حکایت، برخورد را با ادعاهای عجیب و غریب که این روزها در جامعه ما اندک نیست نشان می دهد. انی که داستان های عجیب درباره علما می گویند و روزانه آنان را با عوالم غیبی متصل می کنند و نسبت های نامتعارف می دهند، باید از این حدیث عبرت بگیرند

اطلاعات

موفق بن احمد خوارزمی عالم بزرگ اهل سنت عمری روایت کرده است: ۲- و ادی، عن أحمد بن الحسین الحافظ، أخبرنا أبو القاسم الحسن بن محمّد بن حبیب بن المعزاء، أخبرنا أبو بکر محمّد ابن عبد اللّه، أخبرنا أبو القاسم عبد اللّه بن أحمد بن عامر الطائی-فی البصرة-، قال: حدّثنی أبی قال: حدّثنی علیّ بن موسى، حدّثنی موسى بن جعفر، حدّثنی أبی جعفر بن محمّد، حدثنی أبی محمّد بن علی، حدّثنی أبی علی بن الحسین، حدّثنی أبی الحسین بن علیّ، حدّثنی أبی علیّ بن أبی طالب علیهم السّلام قال: «قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله: إنّما سمیت ابنتی-فاطمة-لأن اللّه عزّ و جلّ فطمها و فطم من أحبّها من النار» ، و قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله «إنّ اللّه عزّ و جلّ یغضب لغضب فاطمة، و یرضى لرضاها».

اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: دخترم به این دلیل فاطمه نامیده شده است که خداوند عز و جل او و دوستدارانش را از آتش دوزخ به دور داشته است.
هم چنین خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: همانا خداوند عز و جل با غضب حضرت فاطمه غضبناک و با رضایت او رضایتمند می شود.

مقتل الحسین، تالیف خوارزمی، جلد ۱، صفحه ۹۰ دریافت اسکن
السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده
بر قاتلین حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها لعنت

اطلاعات

تنظیم گفتن ذکر، از سر تا ناف... عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ خَیْرُ الْعِبَادَةِ قَوْلُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ.
وحید ؛ صدوق ره ص18
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بهترین عبادت سخن «لا اله الا الله» است، «همین و بس....»

حال بیان ذکر لااله الا الله،در مکتب عرفا و صوفیه...
خزائن، احمد نراقی، ص405 (که با تعلیقات حسن زاده آملی چاپ شده است و در نرم افزار آثار حسن زاده موجود است) : «فائده: در بیان طریق ذکر خفى که قلبى نیز گویند، در کلمه توحید بدان که از مشایخ طریقت در این خصوص چند نوع منقول است: اول آن است که ذاکر از ناف‏ تا حلق خود را قطر دائره فرض کند که دو پهلوى ذاکر از طرفین قوسین آن دائره باشد و قصد کلمه طیبه «لا إله إلا اللّه» کند به این نحو که از ناف شروع کرده «لا إله» را بر قوس یمین که تعلّق به نفس او دارد منطبق گرداند تا نفى آن به قطع تعلق ذاکر از مشتهیات و مألوفات نفس راجع شود، و «إلا اللّه» را از ابتداى حلق فرو آورده بر قوس یسار که تعلّق به قلب دارد منطبق سازد و باید نفس را حبس کند به قدر وسع و به قوت اداء کند چنان که دل متأثر شود و منظور اثبات وحدانیت و انحصار مطلوبیت در ذات احدیت باشد و این ذکر را بعضى با حرکت سر و بدن قرب بهیئت دائره محسوسه أداء می‏کنند و بعضى به تصور حرکت اکتفا مى‏کنند و این طریقه مشایخ نقشبندیه است و این ذکر را حمایلى و هیکلى گویند؛ و نوع دیگر آن است که با رعایت قوت و حفظ نفس سر را برابر ناف آورده «لا» را بر قطر مذکور بالا کشد و «إلا» را بر جانب راست به قصد مذکور فرود آورد و باز «إلا» را بر همان قطر بالا کشد و «اللّه» را از جانب چپ بدل فرو برد و این نوع را خفى و چهار ضرب نامیده‏ اند؛ و نوعى دیگر که آن را مجمع البحرین گویند آن است که جنبین که طرف ناف و حلق باشد به دو دائره کامله منقسم سازند یکى دائره نفى که بر داشتن «لا» است به دستور مذکور و فرود آوردن «إله» از طرف راست که چنان که باز بناف متصل شود بر هیئت دائره که این دو کلمه قوسین آن باشد و آن را دائره امکان تصور کند چنان که هیچ ممکنى از آن خارج نباشد تا همه در نفى داخل باشند و دیگرى دائره اثبات که آن برداشتن «إلا» است به همان دستور فرود آوردن «اللّه» از طرف چپ بر هیئت مذکوره که قوسین این دائره باشد که در تصور دائره وجوب است. شیخ نجم الدین راضى در مرصاد العباد گفته که این ذکر را جبرئیل امین تعلیم سید المرسلین کرد و آن حضرت بعد از فریضه صبح به آن اشتغال مى‏نمود و آن را به صاحب سر خود و ولى عهد خود على مرتضى آموخت و از آن حضرت به اولاد اطهار او منتقل شد و اربابان عرفان آیه شریفه «واذکر ربک تضرعاً و خفیة و دون الجهر من القول» را به این ذکر تفسیر نموده‏ اند و عطف «دون الجهر» را غیر از «اذکر فى نفسک» دانسته‏ اند و «دون» را به معنى نزدیک گرفته ‏اند و آن را به ذکر اخفاتى که واسطه میان جهر واخفات است تفسیر نموده ‏اند.»
همین ذکر مجمع البحرین را، محمد حسین طهرانی هم در رساله منسوب به بحرالعلوم بیان میکند....
در کدام کتاب و مصدر ما آمده است که رسول اکرم و مولای متقیان،اینگونه ذکر لااله الاالله میگفتند و مانند صوفیه در خانقاه،خلسه می دچه آسان بر حجج الهی دروغ میبندند.....
لعنت الله علی الکذ ن...

اطلاعات

آیت الله مرتضی تهرانی ضمن "مبهم و تفرقه افکن" خواندن شعار "مرگ بر ضد "، حذف آن را شرعا لازم دانسته است. یکی از موضوعات مجهولی که طی این سی سال گذشته در بین جامعه متدینین بوده و احیانا مورد سوال قرار می گرفته، این بود که این شعار بعد از ها که در غالب مساجد از آن استفاده می شد و تبری می جستند از انی که تضاد دارند با ولایت و حاکمیت فقها و می گویند "مرگ بر ضد "، یک امر مجهولی بود بین گزاران.

آن ها این شعار را می دادند اما نمی دانستند معنایش چیست؟
…. برای اینکه دشمن و دشمن تشیع سوء استفاده نکند از این شعار مبهم و مجمل و دربسته که هیچ هم وقتش را ندارد برود و حلش کند، برای اینکه دشمن سوء استفاده نکند، بنده عقیده ام این است که لازم است شرعا این قسمت از شعار که گفته می شود "مرگ بر ضد " از بین شعار های متدینین برداشته شود و حذف شود.
ای کاش این مراجع تقلید مردم را متوجه می د که شما دارید شعاری می دهید که نتیجه اش تفرقه و اختلاف بین شیعه است ...
سکوت در برابر این شعار مبهم که از آن برداشت بد می شود، از قصور و کوتاهی و اشتباه علماء است.

اطلاعات

ابن عزاقر شلمغانی
با کتابها و تألیفات شلمغانی و امثال وی، چه کنیم؟
از آنجا که برخی از فقها و اهل حدیث و معارف، قبل از آنکه به انحراف بروند تألیفاتی داشته اند، لذا برخی از محققین بخاطر انحراف مؤلف کتاب، روی تمام آثار آنان مهر باطل میزنند. اما این شیوه خلاف دستور اهل بیت علیهم السلام میباشد.
وقتی انحراف و لعن شلمغانی در توقیع شریف بر همگان روشن شد، عده ای برای ب تکلیف درباره آثار او نزد جناب حسین بن روح سوم عصر عجل الله فرجه آمدند. شیخ طوسی ره مینویسد: أبوالحسین بن تمام: حدّثنی عبد اللَّه الکوفیّ خادم الشیخ الحسین بن روح رضی الله عنه قال: سئل الشیخ - یعنی أباالقاسم رضی الله عنه عن کتب ابن أبی العزاقر بعد ما ذمّ و جت فیه اللّعنة، فقیل له: فکیف نعمل بکتبه وبیوتنا منها ملاء؟ فقال: أَقُولُ فِیها ما قالَهُ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍ ّعلیه السلام وَقَدْ سُئِلَ عَنْ کُتُبِ بَنِی فَضّال، فَقالُوا: کَیْفَ نَعْمَلُ بِکُتُبِهِمْ وَبُیُوتَنا مِنْها ملاء؟ فَقالَ علیه السلام: «خُذُوا بِما رَوَوْا وَذَرَوْا ما رَأَوْا»
راوی گوید: عبداللَّه کوفی خادم شیخ بزرگوار حسین بن روح رحمه الله به ما خبر داد که پس از آن که شلمغانی مورد سرزنش قرار گرفت و درباره اش از ناحیه مقدّس لعن صادر شد، در خصوص کتاب هایش از جناب حسین بن روح سؤال شد که خانه های ما پر از کتب اوست، با این کتاب ها چه کنیم؟ ایشان در جواب گفتند: همین سؤال از حسن عسکری علیه السلام در مورد بنی فضال پرسیده شد که خانه های ما از کتب بنی فضال پر است، با آن ها چه کنیم؟ حضرت فرمودند: آنچه را که از ما روایت کرده اند بگیرید و آنچه را که خودشان نظر داده اند، ترک کنید. من هم درباره شلمغانی همین را می گویم.
الغیبه طوسی ره، ص ۳۹۰
اما با این حال عده ای با تفکری غلط، تمام آثار او را سوزاندند و از بین بردند.
پس هر که متهم به غلو و انحرافات دیگر شد، اگر در آثارش احادیث صحیحی از اهل بیت علیهم السلام بود باید آن را اخذ کرد و آنچه نظرات شخصی خودش بوده است را رها میکنیم. چنانچه همین شیوه را بزرگان شیعه همچون علامه مجلسی ره در پی گرفتند واحادیث صحیحی که در کتب منحرفین بود را نقل و ضبط د. (رحمهم الله)

اطلاعات

علامه محمد تقی مجلسی رضوان علیه می نویسد: اى صدیقه شهیده یعنى تصدیق کننده حضرت سید المرسلین صلى الله علیه و آله بر وجه کمال، و این رتبه نیست مگر رتبه عصمت بنا بر این تفسیر نموده اند آن را به معصومه، و اما شهیده نزد شیعه متواتر است از ائمه اهل البیت صلوات الله علیهم که عمر در بر شکم آن حضرت زد به شرکت قنفذ و فرزندى که حضرت المرسلین صلى الله علیه و آله او را محسن نامیده بودند ساقط شد و آن حضرت بیمار شد و از دنیا با اعلى علیین رحلت فرمودند.
لوامع صاحبقرانی، تالیف علامه محمد تقی مجلسی، جلد ۸،صفحه ۵۰۷ دریافت اسکن
بر قاتلین حضرت زهرا سلام الله علیها لعنت

اطلاعات

به اطلاع دوستدارن خاندان معظم و مرجعیت که نگران وضعیت ایت الله سید حسین بودن میرسانیم، بحمدالله ایشان از بازداشت آزاد شده اند. لذا از عموم مقلدین و دوستداران مرجعیت شیعه حضرت آیت الله العظمى سید صادق شیرازى درخواست میشود فعلا هیچ اقدامى انجام ندهند و بنا به فرمایش معظم له و آیه ٤٣ سوره شورى (ولمن صبر و غفر ان ذلک لمن عزم الامور) صبر پیشه کرده و خطاکاران را ببخشند

اطلاعات

چند دهه ای است که عنوان چشم برزخی،بین مردم رواج پیدا کرده است،و بدون آنکه ماهیت این عنوان را بدانند،آن را منتشر میکنند و تقویت میکنند،شاید بتوان گفت این عنوان،در زمان سلسله شوشتری اوج گرفت،و باز در سلسله شوشتری،در زمان سید علی قاضی،و بعد از او شاگردانش در تقویت این عنوان بسیار مؤثر بودند.
اما ایا چشم برزخی حقیقت دارد یا خیر?
برزخ به عالَمی گفته میشود که بین دنیا و آ ت است،و جالب این است که روایات،دل بر این دارند که انسانهای زنده به انجا دسترسی ندارند،اما مُردگان میتوانند به اهل دنیا سر بزنند،در کتاب شریف کافی ب است بنام «أَنَّ الْمَیِّتَ یَزُورُ أَهْلَه‏» که دل بر خبر داشتن مُردگان از اهل دنیا دارد:
«اسحق بن عمار گوید از کاظم علیه السلام پرسیدم:آیا مؤمن خانواده خویش را زیارت مى ‏کند؟ فرمود:آرى. گفتم: چقدر؟ فرمود: بر حسب فضایلشان، ‏اى از آنان هر روز و ‏اى هر سه روز، خانواده خود را زیارت مى ‏کنند.اسحق بن عمار مى ‏گوید در اثناى کلام حضرت دریافتم که میفرمود:کم‏ترین آنان هر (خانواده خود را زیارت مى ‏کنند) پس گفتم: در چه ساعتى؟ فرمود: هنگام زوال خورشید، یا مثل آن، پس خداوند فرشته اى را با او روانه مى‏ کند تا چیزهایى را به او نشان دهد که شاد شود و از وى چیزهایى را بپوشاند که او را غمگین سازد.»که در ادامه روایات همان باب،حضرت فرمودند:مُرده بصورت پرنده ای ظاهر میشود و از اهل منزل مطلع میشود.
پس تااینجا روشن شد که برزخیان میتوانند بصورت ناملموس و پنهانی از اهل دنیا باخبر شوند،اما ایا زندگان نیز میتوانند از برزخ آگاه شوند روشن است که عالم برزخ،غیر از عالم دنیاست،و ارتباط افراد باانجا قطع میباشد،مگر بوسیله اسب که این اسباب باید بررسی شود،اما دلایل ما برای رد چشم برزخی:
اعتقاد جمیع مسلمین،از هر فرقه و مذهب این است که خداوند عالمیان ستار العیوب است،یعنی پوشاننده عیوب مخلوقات است،بطوری که مضمون بعضی از روایات چنین است:
قال جواد علیه السلام،قال أمیر المؤمنین علیه السلام لو تکاشفتم ما ت نتم.
جواد علیه السلام در وصایایش به عبدالعظیم حسنی از قول المؤمنین علیه السلام فرموده: اگر خدا پوشی نمیکرد،و از یکدیگر باخبر میشدید،همدیگر را دفن نمیکردید.
بحارالانوار ۷۴/۳۸۵،به نقل از عیون اخبارالرضا علیه السلام.
پس اصل،بر ندیدن است و مخفی بودن،حال که خدا پوشی میکند،بر چنین خدای ستاری رواست تا بنده را از حال بنده دیگر آگاه کند در مناجاتهای ائمه علیهم السلام به کرات بااین موضوع روبرو میشویم که : خدایا آبروی ما را حفظ کن، ی را بر اسرار ما آگاه نکن،ما را به دست دیگران نسپار و...( رجوع شود به دعای کمیل،مناجات ابوحمزه ثمالی،دعای افتتحاح،و....)
قطعا مسئله پوشی بسیار حائز اهمیت میباشد که ائمه معصومی که مصداق ایه تطهیرند،برای اینکه به ما آموزش دهند و یاداوری کنند که خدا پوش است،مدام متذکر این مهم میشدند،پس میتوان نتیجه گرفت که خدای ستارالعیوب،آبروی بندگان را نمیبرد،و دری نمیکند.
گاهی عرفا و صوفیه،از اخبار پنهانی خبر میدادند و این باعث میشد تا عوام بیچاره،توهم کنند که اینان با عوالم الهی در ارتباط هستند و هرچه میگویند وحی است،اما فراموش نکنیم که اولا صادق علیه السلام فرمودند:
«ایّاک ان تّنْصِبَ رَجُلاً دوُنَ الحُجَّهِ فتصدِّقَهُ فی کُلِّ ما قالَ»
بپرهیز از اینکه غیر حجت خدا را برای خود برگزینی و بدون چون و چرا تمام گفته های او را تصدیق نمائی»
الکافی باب طلب الرئاسه
ثانیا،طبق روایات، فقط در معصومین قدرت دخل و تصرف ندارد،در غیر معصومین و اعمال و اولاد و مال و نطفه انان میتواند ورود کند، انی هم که بر غیر طریق اهل بیت علیهم السلام میروند،حریم را برای وسیع تر میکنند،از آنجایی که در هیچ آیه و روایتی به چشم برزخی بصورت رایج در عرف،اشاره ای نشده است،میتوان قرائنی بر غیر الهی بودن آن یافت،چشم برزخی از انجایی که به امور غیر مادی مرتبط است،داخل در کشف و شهود میشود،برخورد رضا علیه السلام با کشف و شهود را پیشتر ارائه دادم:
قرینه دیگر اینکه، چشم برزخی در سیره اصحاب خاص اهل بیت و خواص شیعه مورد اهمیت نبوده است،و هرچه مدعی چشم برزخی دیدیم یا عارف بوده یا صوفی،از انجایی که طریق عرفا وصوفیه،ریاضت و چله نشینی و رهبانیت و گوشه گیری است،پس باید چشم برزخی در اثر این امور حاصل شود،بخلاف طریق اصحاب ائمه و خواص شیعه،که تفقه و تفحص در معارف و روایات بوده است،پس چشم برزخی حاصل طریقت ِ عارفانه و صوفیانه است،که این طریق،به نص صریح روایات،خلاف طریق نورانی اهل بیت،و ی میباشد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ حال نمونه ای از چشم برزخیِ منقول از پدر عرفان،ابن عربی:
ومنهم من لا یبقى علیه شئ من ذلک وکان هذا الذی رأیته قد أبقى علیه کشف الروافض من أهل الشیعة سائر السنة فکان یراهم خنازیر فیأتی الرجل المستور الذی لا یعرف منه هذا المذهب قط وهو فی نفسه مؤمن به یدین به ربه فإذا مر علیه یراه فی صورة خنزیر فیستدعیه ویقول له تب إلى الله فإنک شیعی رافضی فیبقى الآ متعجبا من ذلک
رجبیون که بهترین بندگان خدا هستند،دارای چشم برزخی میباشند،و شیعیان را بصورت سگ و خوک میبینند.
فتوحات،دوره ۴ جلدی،۲/۸
حال چه کنیم!؟ ایا میپذیرید این چشم برزخی را ؟! هر جو به ابن عربی میدهید،به دیگر مدعیان چشم برزخی هم بدهید،زیرا طریق همه اینها یکیست،و خون ی رنگین تر نیست،فقط رنگ و لعابشان فرق دارد.مگر دستور یا ملاکی برای الهی بودن چشم برزخی در مکتب تشیع وارد شده که بتوان تمییز قائل شد

طریق غیر اهل بیت،باطل است،حتی اگر شب خواندن از اصولش باشد:
قال ابو جعفر علیه السلام:
کل مالم ی ج من هذاالبیت فهو باطل « هرچه از ما اهل بیت صادر نشده باشد باطل است»
الکافی،جلد اول،کتاب الحجه
هرچیزی هم که خ و ولایی نباشد، ی است،ایا اهل بیت به ریاضتهای صوفیانه و رهبانیت و ب چشم برزخی دستور دادند یا به یادگیری علوم و معارف دینی سفارش نموده اند؟!
هر که از حالات پنهان افراد خبر داد،سخنش حق نیست،چه آنکه روایات ما صریحا فرموده است که اخبار پنهانی را به مریدانش میدهد:
قال الصادق علیه السلام:إنه لیس من یوم ولا لیلة إلا وجمیع الجن والشیاطین، تزور أئمة الضلالة ویزور إمام الهدى عددهم من الملائکة حتى إذا أتت لیلة القدر، فیهبط فیها من الملائکة إلى ولی الأمر،خلق الله أو قال قیض الله عز وجل من الشیاطین بعددهم ثم زاروا ولی الضلالة فأتوه بالإفک والکذب حتى لعله یصبح فیقول: رأیت کذا وکذا،فلو سأل ولی الأمر عن ذلک لقال رأیت ا أخبرک بکذا وکذا حتى یفسر له تفسیرا ویعلمه الضلالة ی هو علیها.
هر شبانه روز،تمام اجنه و شیاطین، مدعیان دروغین خود را زیارت میکنند،و انان را از اخبار پنهانی و مخفی،آگاه میسازند،و سپس انان برای مردم میگویند،من فلان چیز و فلان چیز را دیدم،در صورتیکه اگر از حجت الله بپرسند،گمراهی و ضل ان را به انان خواهند گفت و میفهمند تمامش کار است.
الکافی( ال یه) ۱/۲۵۳
پس روشن شد که هر پنهانی و غیب گویی، الهی و حق نیست،بلکه برع ،پس به اخبار ی نباید اعتماد شود،و قطعا خلاف شرع مقدس است که این مطلب دال بر مدعای ماست
این ادعاها،غالبا بر پایه توهم و دروغ سوار است:
عن معاویة بن وهب قال: سمعت أبا عبد الله (علیه السلام) یقول: إن آیة الکذاب بأن یخبرک خبر السماء والأرض والمشرق والمغرب فإذا سألته عن حرام الله وحلاله لم یکن عنده شئ
صادق علیه السلام: همانا نشانه دروغگو این است که از اسمان و زمین و شرق و غرب (امور مخفی) خبر میدهد،اما اگر از حلال و حرام و معارف دین از او بپرسی،بی خبر است
الکافی، ۲/۳۴۰
چه دلیلی بر الهی بودن این کشف و شهودات داریم وقتی دهها دلیل بر ی بودنش موجود است! فرضا که باطن افراد هم دیده شد،اگر از اسرار است،پس چرا جارزدند و کتاب شد و در هر مغازه ای یافت میشود!! اگر از اسرار نیست،چرا همه دارای چشم برزخی نیستند؟! واقعا پاسخ اینهمه تناقض را میتوانید بدهید؟!

اطلاعات

بخاری از بزرگ ترین علما و محدثین اهل سنت عمری در کتاب خود که از نظر اهل سنت صحیح ترین کتاب پس از قرآن است، روایت کرده است:
فَأَبَى أَبُو بَکْرٍ أَنْ یَدْفَعَ إِلَى فَاطِمَةَ مِنْهَا شَیْئًا، فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِیبَکْرٍ فِی ذَلِکَ، فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُکَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّیَتْ، وَعَاشَتْ بَعْدَ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ سِتَّةَ أَشْهُرٍ، فَلَمَّا تُوُفِّیَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلًا، وَلَمْ یُؤْذِنْ بِهَا أَبَا بَکْرٍ وَصَلَّى عَلَیْهَا.

ابو بکر فدک را به فاطمه (علیها السلام) نبخشید و فاطمه به این خاطر بر ابو بکر خشمگین شد و از وی دوری گزید و تا آنکه از دنیا رفت. فاطمه پس از وفات (صلی الله علیه و آله) شش ماه زنده بود و هنگامی که از دنیا رفت، شوهرش علی (علیه السلام) او را در شب دفن کرد و ابو بکر را آگاه نکرد و خودش بر فاطمه خواند.

صحیح البخاری، صفحه ۱۰۴۰، حدیث ۴۲۴۱ این در حالی است که خود بخاری روایت کرده کرده است:

۳۷۱۴- حَدَّثَنَا أَبُو الوَلِیدِ، حَدَّثَنَا ابْنُ عُیَیْنَةَ، عَنْ عَمْرِو بْنِ دِینَارٍ، عَنِ ابْنِ أَبِی مُلَیْکَةَ، عَنِ المِسْوَرِ بْنِ مَخْرَمَةَ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی، فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِی».

خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: فاطمه (علیها السلام) ی تن من است، پس هر او را خشمگین کند مرا خشمگین کرده است.

صحیح البخاری، صفحه ۹۱۵، حدیث ۳۷۱۴ قضاوت با شما

اطلاعات

از آنجایی که ضرورت نگارش آثار فارسی در حوزه های علمیه فارسی زبان احساس می شد، تقریرات دروس خارج فقه مرجع عالیقدر آیت الله العظمی سید صادق حسینی دام ظله، در مجموعه ای مجزا، با شیوه ای نوین، ویرایشی سلیس و همراه با تحقیق مصادر، تحت عنوان «فقه اهل بیت علیهم السلام، اجتهاد و تقلید» جهت بهره مندی معارف و فقه اهل بیت علیهم السلام به مرحله چاپ رسید.
کتاب مذکور شامل دروس خارج فقه آیت الله العظمی دام ظله از مباحث اجتهاد و تقلید می باشد که تاکنون سه جلد از آن نگاشته شده و مابقی در دست تحریر است. کتاب فقه اهل بیت علیهم السلام، اجتهاد و تقلید، به قلم حجت ال طه طرزی، به زبان فارسی و در قطع ی به زیور طبع آراسته گردیده و به زودی در مراکز انتشاراتی مربوط به مرجعیت در دسترس عموم علاقه مندان قرار خواهد گرفت.

اطلاعات

این نوشتار بخشی از آیات قرآن کریم در منابع عامه، درباره ی حضرت زهرا علیها السلام است که توسط مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سید صادق حسینی دام ظله تألیف شده است. آیه شماره (5): «إِنَّ هذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبیلاً؛[1] قطعاً این اندرزى است، پس هر که بخواهد به سوى پروردگار خود راهى در پیش گیرد». فقیه شافعی ابن حجر هیثمی با سند خود از [صلی الله علیه وسلم] روایت کرد که حضرت فرمودند: من و اهل بیتم درختی در بهشت هستیم که شاخه های آن در دنیاست پس ی که به ما تمسک جوید: «به سوى پروردگار خود راهى پیش گرفته است».[2] مؤلف گوید: حضرت زهرا علیها السلام در صدر اهل بیت صلی الله علیه وعلیهم اجمعین قرار دارند بنابراین در ضمن تنزیل این آیه کریمه جای می گیرند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. سوره مزمل، آیه 19. 2. الصواعق المحرقه، ص90؛ ذخائر العقبى، ص16. اشاره: در منابع شیعه مراد از «تذکره» ولایت معرفی شده است (الکافی، ج1، ص434).

اطلاعات

ابن الحدید معتزلی از علمای اهل سقیفه می نویسد: ثُمَّ مَاتَتْ فَاطِمَةُ فَجَاءَ نِسَاءُ رَسُولِ الله صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلِّم کُلُهُنَّ إلَىٰ بَنِی هَاشِمٍ فِی الْعَزَاءِ إلَّا عَائِشَة فَإنَّهَا، لَمْ تَأتَ وَ أظْهَرَتْ مَرَضَاً وَ نُقِلَ إلَىٰ عَلِیٍ عَلَیْهِ السَّلَام عَنْهَا کَلَامٌ یَدُلُّ عَلَى السُّرُورٍ.
پس از از دنیا رفتن حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، تمام همسران (صلی الله علیه و آله) برای عرض تسلیت، خدمت بنی هاشم حضور یافتند، به جز عایشه. عایشه خودش را به مریضی زد و از عرض تسلیت به حضرت علی (علیه السلام) امتناع ورزید. همچنین عده ای از اُمناء، نزد حضرت علی (علیه السلام) حاضر شده و به ابراز خوشحالی عایشه، از مرگ حضرت فاطمه (سلام الله علیها) گواهی دادند.
شرح نهج البلاغة، تالیف ابن الحدید، جلد ۹، صفحه ۱۹۸ دریافت اسکن
ای مردم حکم این زن چیست؟!

اطلاعات

در این فایل صوتی که اصل آن در برنامه زنده صدا وسیما پخش شد، آقای فاطمی نیا، مانند سران تصوف و عرفان، عبارتی را به منسوب به اهل بیت میکند، که نه تنها روایت معصوم نیست، بلکه از جعلیات صوفیه میباشد، ایشان میگوید: فرمودند که «طُرق السلوک بعدد انفاس الخلایق»، یعنی راههای سلوک و رسیدن بخدا، به اندازه تمام انسانهاست.
نقد:
جناب فاطمی نیا، اولا طبق آیات و روایات، راه رسیدن به خدا یک راه بیشتر نیست، آن هم راه ، حضرت محمد و آل محمد علیهم السلام است که تنها صراط مستقیم همان است.
ثانیا: این عبارت اصل آن طرق الی الله....است نه طرق السلوک، البته همیشه صوفیه و عُرفا عبارات و روایات را به نفع خود تأویل و تحریف میکنند، که این عبارت روایت نیست، بلکه از جعلیات صوفیه ملعون میباشد، که در کتب اکثر اقطاب بزرگ صوفیه و عُرفا امده است، به چند نمونه اشاره میکنم:
1⃣-احمدبن عمر، ابوالجنّاب نجم الدّین کبری، [سقیفه گرا] متوفّای 618 و شیخ زروق مغربی، در کتاب مشترک خویش یعنی"رسالة الطّرق" می گویند: «الطّرق الی الله بعدد انفاس الخلایق، راههای رسیدن به خدا، به تعداد نفَسهای مردم است.
رسالة الطرق، ۲۸۹ کشف الظنون ۱/۸۷۶
2-ابوبکر طمستانی فارسی، [سقیفه گرا] متوفّای 340 هجری قمری می گوید: «السّبیل الی الله کثیر ـ راههای رسیدن به خدا، زیاد است
طبقات الصوفیه ۱/۳۵۳
3⃣ ابوالحسن، علی بن محمّد مزیّن، [سقیفه گرا] متوفّای 328 هجری قمری می گوید: «الطّرق الی الله بعدد النّجوم ـ راههای رسیدن به خدا، به تعداد ستارگان است.
طبقات الصوفیه ۱/۲۸۹
همچنین ملاهادی سبزواری«شرح اسماء الحسنی، ج1، ص94 و 145»، و شیخ جعفر سبحانی « الالهیّات علی هدی الکتاب و السّنّة، ص29»، و فیض کاشانی « منازل السالکین»، این عبارت را نقل کرده اند
مرحوم مرعشی در تعلیقة خود بر احقاق الحق می نویسد: «صوفیّه، مردم عوام و سطح پایین را با حدیث جعلی و دروغین خود، یعنی: "الطّرق الی الله بعدد انفاس الخلائق"اغفال د»
مگر روایات صحیح السند و کتب معتبر شیعه کم است؟! چرا آقایان اصرار دارند در رسانه ملی این جعلیات را تحویل مردم بدهند

اطلاعات

خوارزمی و ابو شجاع دیلمی از علمای بزرگ اهل سقیفه روایت کرده است: ٤٠ـ وأخبرنی شهردار هذا أجازة أخبرنی أبو الفتح عبدوس بن عبد الله بن عبدوس الهمدانی کتابة. أخبرنا الشیخ أبو طاهر الحسین بن علی بن سلمة من مسند زید بن علی حدثنا الفضل بن العباس ، حدثنا أبو عبد الله محمد بن سهل حدثنا محمد بن عبد الله الباکری ، حدثنی إبراهیم بن عبید الله بن العلاء حدثنی أبی عن زید بن علی ، عن أبیه ، عن جده ، عن علی بن أبی طالب ، عن النبی أنه قال لعلی : یا علی لو ان عبداً عبد الله عزوجل مثل ما قام نوح فی قومه وکان له مثل أحد ذهباً فانفقه فی سبیل الله ومد فی عمره حتى حج الف عام على قدمیه ثم قتل بین الصفا والمروة مظلوماً ثم لم یوالک یا علی لم یشم رائحة الجنة ولم یدخلها .
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: یا على! اگر بنده ای عبادت کند خدای عز و جل را به اندازه عمر نوح و به اندازه کوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق کند و به قدری عمرش طولانی شود که هزار بار پیاده به مکه رود، و عمل حج انجام دهد، بعد هم در بین صفا و مروه در راه خدا مظلومانه شهید شود، ولی ولایت تو را نداشته باشد یا على، بوی بهشت به مشامش نخواهد رسید و وارد بهشت هم نخواهد شد.
المناقب، تالیف موفق بن احمد خوارزمی، صفحه ۶۷-۶۸ دریافت اسکن
الفردوس بمأثور الخطاب، تالیف ابو شجاع دیلمی، جلد ۳، صفحه ۳۶۴ دریافت اسکن

اطلاعات

مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سید صادق حسینی مدظله العالی: ظالمان در طول تاریخ ضد حسین علیه السلام و شعائر حسینی کار د، اما کارشان به کجا رسید؟ صدام لعنت الله علیه راجع به شعائر حسینی و زوار حسین علیه السلام به خصوص زوار اربعین چه کرد؟ الان شعائرحسینی و زیارت حسین چگونه است؟ نقل شد که خیلی ها سال گذشته از اقصی نقاط عالم و از کشورهای اروپایی برای اربعین، خود را به کربلا رساندند؟ عده ای هم گفته شده است که می خواهند امسال پیاده از اروپا برای زیارت اربعین حسین علیه السلام حرکت کنند. این توفیقی است که خدای متعال نصیب آنان فرموده است. حسین علیه السلام از دشمنی ها و بی تفاوتی ها ضرر نمی کنند، این دشمن ها و بی تفاوتها هستند که ضرر می کنند. باید ببینیم میزان کمک و یاری مان به حضرت زهراعلیها السلام، تسلّی و خشنود نمودن آن حضرت چه اندازه است.
برگرفته شده از کتاب رسانه و حمایت دو پشتوانه شعائر حسینی تألیف مرجع عالیقدر

اطلاعات

وی در مورد مهدی علیه السلام می نویسد: المهدی علیه السلام وهو من أولاد الإمام حسن العسکری، ومولده علیه السلام لیله النصف من شعبان سنه خمس وخمسین ومائتین، وهو باق إلی أن یجتمع بعیسى بن مریم علیه السلام، فی عمره إلی وقتنا هذا وهو سنه ثمان وخمسین وتسعمائه ـ سبعمائه سنه وست سنین.
و مهدی علیه السلام از اولاد حسن عسکری (علیه السلام) است که در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری به دنیا آمده است و او تا زمانی که با حضرت عیسی بن مریم (علیهما السلام) دیدار کند باقی خواهد ماند. پس عمر ایشان تا این سال (یعنی زمان مولف، سال ۹۵۸ هجری قمری) هفتصد و شش سال شده است.
الیواقیت و الجواهر، تالیف عبد الوهاب شعرانی، جلد ۲، صفحه ۵۶۲ دریافت اسکن

اطلاعات

علامه مجلسی رضوان الله علیه می نویسد: ابن بابویه (شیخ صدوق رضوان الله علیه) به سند معتبر روایت کرده است که از حضرت صادق علیه السلام پرسیدند: به چه سبب حضرت المومنین علیه السلام حضرت فاطمه سلام الله علیها را در شب دفن کرد؟ فرمود: برای آن که فاطمه وصیت کرده بود که آن دو مرد اعر که هرگز ایمان به خدا و رسول نیاورده بودند ـ یعنی ابوبکر و عمر ـ بر او نکنند. ایضا به سند معتبر روایت کرده است که: از حضرت المومنین علیه السلام پرسیدند از علت دفن فاطمه در شب. فرمود: زیرا که او خشمناک بود بر جماعتی و نمی خواست آن ها بر جنازه او حاضر شوند، و حرام است بر ی که ولایت و محبت آن جماعت داشته باشد که کند بر احدی از فرزندان فاطمه.
جلاء العیون، تالیف علامه مجلسی، صفحه ۲۲۱، نشر هاتف دریافت اسکن
اللهم العن الجبت و الطاغوت و النعثل و اتباعهم


اطلاعات

حرمت الهی ش ته شد...
سَیِّدُ بْنُ طَاوُوسٍ نَقْلًا مِنْ کِتَابِ الْوَصِیَّةِ لِلشَّیْخِ عیسی بْنِ الْمُسْتَفَادِ الضَّرِیرِ عَنْ مُوسَى بْنِ جعفرعن أَبِیهِ قَالَ بِمَا حَضَرَتْ رَسُولَ اللَّهِ الْوَفَاةُ دَعَا الْأَنْصَارَ وَ قَالَ إلَّا أَنْ بَابَهَا بابى وَ بَیْتِهَا بیتى فَمَنْ هَتَکَهُ فَقَدْ هَتَکَ حِجَابَ اللَّهِ قَالَ عِیسَى فَبَکَى ابوالحسن طَوِیلًا وَ قَطَعَ بَقِیَّةَ کَلَامِهِ وَ قَالَ هُتِکَ وَاَللَّهِ حِجَابُ اللَّهِ هُتِکَ وَاَللَّهِ هَتَکَ وَاَللَّهِ حِجَابُ اللَّهِ یَا أُمَّهْ یَا أُمَّهْ.
سید بن طاووس رضوان الله علیه در کتاب الطرائف می نویسد: عیسى بن مستفاد ضریر از کاظم علیه السلام آن بزرگوار از پدرش روایت کرد که چون وفات فرا رسید، انصار را فراخواند و به آنان فرمود: ... آگاه باشید درِ خانه.اش (حضرت فاطمه علیها السلام)، درِ منزل من و خانه ى او خانه ى من است. هر که حرمتش را بریزد، حرمت الهى را ش ته است. عیسى می گوید: کاظم علیه السلام (با گفتن این جمله) شدیدا گریسته و سخنش را قطع کرد و فرمود: به خدا قسم، حرمت الهى ش ته شد، به خدا قسم حرمت الهى ش ته شد، به خدا قسم حرمت الهى ش ته شد. واى مادر! واى مادر! درود خدا بر او باد.
بحار الانوار، تالیف علامه مجلسی قدس سره، جلد ۲۲، صفحه ۴۷۶-۴۷۷ دریافت اسکن
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ أمها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
به عدد فضائل حضرت صدیقه شهیده علیها السلام بر قاتلینش لعنت

اطلاعات

  • منبع: http://policy-ghadiri.blog.ir/1396/11/13/حرمت-الهی-شکسته-شد
  • مطالب مشابه: حرمت الهی ش ته شد
  • کلمات کلیدی: حرمت ,ش ته ,السلام ,الهى ,اللَّهِ ,قَالَ ,حرمت الهى ,الهى ش ته ,علیه السلام ,کاظم علیه ,علیها السلام ,وَاَللَّهِ حِجَابُ اللَّهِ
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
مرجع عالیقدر آیت الله العظمی سید صادق حسینی مدظله العالی: «به فرموده ی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها یکپارچگی امت فقط یک راه دارد، آن هم اطاعت از حضرات چهارده معصوم علیهم السلام، قبولی ت آنان و پیروی از آموزه ها، اعمال، سیره و تقریراتشان است و این ظهور در حصر دارد، یعنی تنها و تنها راه همین است».

اطلاعات

ای که گویی لعن بر آن دو مکن باشد این دوره ساز فرقت لعنشان
گوش بسپار به من دل سوخته تا نمایانم به تو ذره ای کردارشان
هیچ دانی چه د با نبی؟ هیچ خبر داری ز نیرنگ ها و بدعت هایشان؟
از خیانت هایی که داشتند روا از بسی ظلم و جنایت هایشان...
از هجوم و احتراق بیت وحی از کتک کاری ها و سرقت هایشان
سرقت باغ فدک آن ارثیه پیغامبر حمله چند زاده ناپاک بر دخت نیک نشان
سقط محسن آن نازنین کودک نازاده شرم بر این بی غیرتی ها و وقاحت هایشان
از حلال هایی که د حرام وز حرام هایی که شد حلال با دستشان
از دین ساختگی که ز دارد فقط اسم ور نه نیست اندر آن ز نشان
ای برادر! گر بود ندای همدلی ندای "آتش بس!" بین بشر در جنگشان
پس بگو و القاعده از کجاست؟ این چه است خلق را آتش انداز در بینشان
پس مگیر بر من خسته ده، ای رفیق! رحمت ایزد بر آن قوم که شد در کارشان
شعار "لعن الله عمر ثم ابابکر و عمر" نصب عین! پس رحمت ایزد به شیر پاکشان
«مهر طالع»

اطلاعات

  • منبع: http://policy-ghadiri.blog.ir/1396/11/13/شعر-برایتی
  • مطالب مشابه: شعر برائتی
  • کلمات کلیدی: ,هایشان ,هایی ,رحمت ایزد
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
شبهه ای از سوی طرفداران نظریه پان یسم مطرح می شود و آن این است که حسن به خاطر حمله روم به مرزهای ی و برای حفظ اصل حاضر شد حکومت را به معاویه بسپارد تا اصل هرچند همراه انحراف تسنن اموی باقی بماند.
این ادعا در کلام خود حسن علیه السلام رد شده و ایشان فرموده اند اگر یارانی داشتم می جنگیدم تا حق خلافت را پس بگیرم. بنا بر این اگر یاران کافی می بود، قطعا به وعده خود عمل نموده و با معاویه می جنگیدند که در این صورت حتی تهدید خارجی نیز مانع ایشان نبود.
‼️ بگذریم که گزارش حمله ی روم تنها در منابع اهل تسنن آمده و در آن هم گفته شده که بعد از صلح و بازگشت معاویه به شام خبر رسید که روم قصد حمله دارد. این مقدار میزان جدی بودند خطر خارجی و دخ آن در صلح حسن مجتبی را اثبات نمی کند.
علت صلح، حفظ جان و شیعیان معتقد به حقیقی بود و دلایل دیگر مانند حفظ اتحاد یا مصلحت مسلمین در منابع معتبر شیعی نیامده است.

روایات:
1️⃣ مجتبی علیه السلام در پاسخ شخصى که به صلح آن حضرت اعتراض کرد، عوامل و موجبات اقدام خود را چنین بیان نمود:
من به این علت حکومت و زمامدارى را به معاویه واگذار که اعوان و یارانى براى جنگ با وى نداشتم. اگر یارانى داشتم شبانه روز با او مى‏ جنگیدم تا کار ی ره شود. من کوفیان را خوب مى شناسم و بارها آن ها را امتحان کرده ام. آنها مردمان فاسدى هستند که اصلاح نخواهند شد، نه وفا دارند، نه به تعهدات و پیمان هاى خود پایبندند و نه دو نفر با هم موافقند. بر حسب ظاهر به ما اظهار اطاعت و علاقه مى‏ کنند، ولى عملاً با دشمنان ما همراهند.
مجلسى / بحار الانوار / تهران / المکتبة ال یة / جلد ۴۴ / صفحه ۱۴۷ - طبرسى / الاحتجاج / نجف / المطبعة المرتضویة / صفحه ١۵۷

2️⃣ به ابو سعید عقیصا فرمود: «اگر صلح نمی ، روی زمین از شیعیان ما ی نمی ماند.»
بحار الانوار / جلد ۴۴ / صفحه ۱ - حلیة الاولیاء / جلد ۲ / صفحه ۳۶


اطلاعات

شیخ ملا محمد مهدی حائری مازندرانی رضوان الله علیه پس از نقل وقایع حمله ی نیروهای ابن زیاد لعنت الله علیه به خانه عبد الله بن عفیف رضوان الله علیه می نویسد: اما عزیزانم، شما که از محبان اهل بیت علیهم السلام هستید، وقتی که شنیدید افراد ابن زیاد به خانه عبد الله بن عفیف حمله د ناراحت شدید و دلتان ش ت چون او از شیعیان بااخلاص المومنین علیه السلام بود پس یقینا برای این حادثه بیشتر دلتان خواهد سوخت آن وقتی که آن نامردها به خانه ی المومنین علیه السلام حمله د و بدون اجازه ی آن حضرت وارد خانه اش شدند و آن نانجیب (عمر بن خطاب لعنت الله علیه) در مقابل مومنان علیه السلام سیلی به صورت فاطمه علیها السلام که ی تن خدا صلی الله علیه و آله بود و محسن فاطمه علیهما السلام را سقط د. به خدا قسم اگر آن روز سقیفه را درست نمی د و درب خانه ی فاطمه را نمی سوزاندند، سال ها بعد، بنی امیه جرأت نمی د خیمه های حسین علیه السلام را به آتش بکشند. و اگر آن روز به خانه ی علی حمله نمی د، آن نانجیب ها در کربلا به خیمه ها حمله نمی د و هرچه که بود به غارت نمی بردند. اگر آن روز سیلی به صورت فاطمه علیها السلام نمی زدند، در کربلا ی جرأت نمی کرد که دختران فاطمه، دختر خدا را به اسیری ببرند و آن ها را بر شتران سوار نمی د نه معجری نه پوششی که شایسته آن ها باشد، همان گونه که زمان عجل الله فرجه خطاب به جدش عبد الله علیه السلام فرمود: یا جداه یادم نمی رود آن وقتی که خانواده ات را همچون بردگان به اسیری بردند در حالی که دست هایشان را با زنجیر به هم دیگر بسته بودند روی شتران سوار د...

معالی السبطین، تالیف شیخ ملا محمد مهدی حائری مازندرانی، صفحه ۷۹۶، چاپ انتشارات تهذیب اسکن
بر مهاجمین به خانه وحی لعنت

اطلاعات

مخنف رضوان الله علیه عالم و مورخ نامی شیعه می نویسد: حضرت جعفر صادق علیه السلام راوی است از جد بزرگوار خود محمد مصطفی صلی الله علیه و آله که فرمود به خواجه کائنات و سرور مخلوقات علی بن طالب علیهما السلام که یا یا علی، بدان و آگاه باش که من از این دنیای فانی و دون سفر کنم و امت بی وفای من نان و نمک مرا فراموش کنند و لگد بر شکم دخترم فاطمه ی زهرا سلام الله علیها خواهند زد چنانکه محسن در بطن مبارکش شهید شود و چون خصومت آورند، حرامزاده ی در میان امت تو پیدا شود و تیغ بر روی تو و فرزندان تو بکشند. اول ی که با تو حرب کند معاویه علیه اللعنه باشد. یا علی، لعنت کن بر آن سه خارجی (ابو بکر و عمر و عثمان) که خون فرزندان من در گردن آن هاست و چون مدت من تمام شود ولی و وصی من و پسر عم من و داماد من و شیر خدا تویی و جانشین من تو خواهی بود. چون روزگار به تو تمام شود، شخصی از جانب یمن بیاید و نام او ابن ملجم باشد تو را ضربت رساند و شهید کند و جناب حسن علیه السلام را جعده ملعونه الماس (نوعی زهر) دهد چنانکه هفتاد و دو ی جگرش از حلق مبارک وی برون آید و وی را بدین زاری شهید خواهند کرد. چون مدت حسن علیه السلام منتهی کرد، خوارجان کوفه نامه های خلاف خواهند نوشت و حسین مرا از کوی و خانه ی من برون خواهند برد و چون به زمین کربلا رسد، خوارجان وی را شهید نمایند. چون نوبت به زین العابدین علیه السلام برسد، خالد بن عبد الملک مروان علیه اللعنه وی را شهید کند و اولاد حسین علیهم السلام را خوارجان متفرق سازند و هر یک را به ولایتی شهید خواهند کرد و چون نوبت به محمد باقر علیه السلام رسد، او را هشام بن عبد الملک علیه اللعنه شهید خواهد کرد و اولاد زین العالدین علیه السلام نیز به ظلم هشام روی به اطراف و جوانب نهند و هر یک را در سهری شهید کنند و اولاد محمد باقر علیهم السلام به دست حجاج بن یوسف علیه اللعنه کشته خواهند شد. جعفر صادق علیه السلام را منصور علیه اللعنه شهید خواهد کرد. اما اولاد آن حضرت را در همان عصر شهید خواهند کرد و علی بن موسی الرضا علیهما السلام را مامون به زهر شهید خواهد کرد و محمد تقی علیه السلام به دست زن خود ام الفضل علیها اللعنها کشته خواهد شد و او را زهر خواهد داد و اولاد آن حضرت به دست معتصم بن هارون علیه اللعنه کشته خواهند شد. اما علی نقی علیه السلام را متوکل علیه اللعنه شهید خواهد کرد و اولاد آن حضرت به دست همان خوارج کشته خواهند شد. اما حسن عسکری علیه السلام را معتصم علیه اللعنه شهید خواهد کرد و او را یک فرزند خواهد بود که کنیت او کنیت من و اسم او اسم من و القاب او القاب من است و مرا ابو القاسم گویند و او را هادی گویند و در آن عصر که ظهور کند، عالم را از نور پروردگار منور سازد چنانکه پر شده باشد از ظلم. چون المومنین علیه السلام این سخنان را بشنید، زار زار بگریست و گفت: یا رسول الله، در حق فرزندان من چندان جفا و محنت و مصیبت و ستم رخ روی دهد از امت تو در حق ایشان و رحم نخواهند کرد. حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله آب از دیده ی مبارک بگردانید و سر به سوی آسمان کرد و گفت: الها ملکا پادشاها، هر که در حق اولاد من جفا کند تو آن قوم را رحمت نکن.
بحر الانساب، نسخه خطی، تالیف مخنف، با ترجمه فارسی سید مرتضی رازی، صفحه ۱-۳ اسکن
بر دشمنان اهل بیت علیهم السلام لعنت

اطلاعات

مرجع عالیقدر آیت الله العظمی سید صادق حسینی مدظله العالی:
«بی تردید اگر انسان ها کاری را به قصد و نیت بانوی دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها انجام دهند، به مقام و عزت دست یافته، ماندگار خواهند ماند».

اطلاعات

یکایک ما بر اساس توانمندى هاى جسمى و مادیى که خداى ـ عز وجل ـ در اختیارمان گذارده، باید در بزرگداشت آن چه مرتبط به فاطمه زهرا علیها السلام است بکوشیم و از هیچ خدمتى فروگذار نکنیم، زیرا بزرگداشت شعایر ایشان، بزرگ داشتن شعایر الهى است. آنچه بایسته و شایسته مجالس این بانوى بزرگوار است این که مجالس منتسب به حضرتش هماره گرم و پرشور از وجود شیعیان و محبان ایشان باشد. مبادا این مجالس بى رونق شود و باید افزون بر حضور خود در مجالس حضرت فاطمه علیها السلام، بستگان، دوستان و آشنایانى که در کشورهاى ى و غیر ى هستند را به برگزارى مجالس فاطمى و راه اندازى دسته هاى عزادارى تشویق کنیم. اگر بتوانید در این مناسبت اطعام کنید چه خوب و اگر نه در جمع آورى کمک هاى مالى براى اطعام، برگزارى مجالس و عزادارى براى حضرت بکوشید. و بدانیم که فوائد احیاء شعایر فاطمى براى ماست و حضرت فاطمه علیها السلام احتیاجى به این امور ندارند؛ و البته این خدمت ها ارج نهادن به ساحت مقدس ایشان نیز هست.
بنابراین، خدمت به فاطمه زهرا علیها السلام سرآمد خدمت هاست و هیچ کار نیکى سودمندتر از فداکارى و خدمت به آن بانو نیست، و خوشبخت ى است که توفیق خدمت در این برنامه ها را بیابد. کوتاه سخن آن که هر چه توفیق افزون تر باشد، خدمت و فداکارى در راه حضرت زهرا علیها السلام بیشتر خواهد بود.
برگرفته بخشی از کتاب بزرگداشت شعائر فاطمی علیهاالسلام
سخنرانی آیت اللّه العظمی سید صادق شیرازى

اطلاعات


متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.


کلیپ
سخنرانی حضرت آیت الله العظمی سید صادق (دام ظله)

اطلاعات

طبری شیعه رضوان الله علیه روایت کرده است که صادق علیه السلام در برابر جمعی از عمریون بصره فرمودند: عَائِشَةُ کَبِیرٌ جُرْمُهَا، عَظِیمٌ إِثْمُهَا، مَا أُهْرِقَتْ مِحْجَمَةٌ مِنْ دَمٍ إِلَّا وَ إِثْمُ ذَلِکَ فِی عُنُقِهَا وَ عُنُقِ صَاحِبَیْهِا.
جرم عایشه بزرگ و گناهش عظیم است! هیچ خونی ریخته نشده و نمی شود مگر آنکه گناه آن بر گردن او و دو همراهش (طلحه و زبیر) باشد!
دلائل ال ة، تالیف طبری شیعه، صفحه ۲۶۱ اسکن

اطلاعات


یکی دیگر از علمای معاصر حضرت سجاد زین العابدین علیه السلام شخصی است به نام «سعید بن المسیّب» که افتخار شاگردی حضرت را داشت و خود را جزو اصحاب حضرت می دانست، ولی در اثر بی تقوایی و کج فهمی موفق نشد بر سجاد علیه السلام بگذارد و نیز از اقتدا به باقر علیه السلام محروم گردید، او با اینکه آگاه به مقام ت هم بود تا آنجا که می گفت وقتی باقر علیه السلام بر بدن مطهر سجاد علیه السلام می خواندند تمام زمین و زمان، و مکان همزمان با تکبیر آن همام، الله اکبر می گفتند. او این سخنان را در وقتی گفت که از او سؤال شد چرا هنگامی که سجاد علیه السلام به شهادت رسیدند و بدن مطهرشان را (که اولین تشییع علنی و آشکار در تاریخ اهل بیت علیهم السلام در مدینه بشمار می رفت) برای خواندن به بقیع آوردند، به باقر علیه السلام اقتدا نکردی؟ او در جواب گفت: به مسجد النبی رفتم دو رکعت کنم، چراکه از حضرت سجاد علیه السلام شنیده بودم دو رکعت در مسجد النبی هنگام خلوت سبب آمرزش گناهان گذشته و آینده است، خواستم این دو رکعت را در خلوت مسجد بخوانم که ثوابش بیشتر است! ولی همین که خواستم دو رکعت را بجا آورم از تکبیر گفتن زمین و زمان، و مکان همراه با تکبیر باقر علیه السلام در بر پدر خود بیهوش شدم و از توفیق مسجد النبی، و نیز از توفیق اقامه بر بدن مطهر سجاد علیه السلام محروم گشتم.(1)
اینجاست که حضرت زهرا سلام الله علیها با تعبیر «حضنة ال » از آن خواص و نخبگان یاد می کنند و می فرمایند: شما افرادی هستید که ادعا می کنید: در دامان شما رشد و نمو کرده و صاحب فتوا خود را معرفی نموده و مردم ناآگاه حلال و حرام خود را از شما می گیرند، با این ادعا شما در مقابل ظلم بزرگی که به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام شد بی تفاوت هستید و خود را به بی اطلاعی می زنید.
عالم بی تقوا بهتر است در عالَم نباشد. عالم بی تقوا روز به روز از خدا دور می شود و خود را از معصومین علیهم السلام که چراغ هدایت بشریت اند دور می کند.

(1). رجال کشی، صفحه 116، سعید بن المسیّب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برگرفته بخشی از کتاب روشنگری در کلام مرجعیت
سخنرانی مرجع عالیقدر حضرت آیت اللّه العظمی حاج سید صادق حسینی شیرازى مدظله العالی، در 28 صفر 1434 هجری قمری

اطلاعات

مدتی پیش برای ت یب مرجعیت مثل همیشه دروغ های جدیدی ساختن تحت عنوان سکوت در برابر و حمایت آیت الله العظمی سید صادق (دام ظله)از این در حالی است که گردان انصار الحسین علیه السلام طبق فتوای مرجع عالیقدر آیت الله العظمی سید صادق (دام ظله)در عراق تشکیل شده است
ما نه حکومت داریم نه دوست داریم روی این مسائل مانور بدهیم چون برای رضای خدا هست و بس اما یک عده از این فرصت سو استفاده کرده و شروع میکنن به تهمت زدن به مرجعیت و.. لااقل یکم مرد باشید به قول حسین علیه السلام دین ندارید آزاده باشید اینقدر دروغ نگید اینقدر افترا نبندین به مرجعیت ما فقط یک سوال از شما داریم اگر حق هستید چرا دروغ میگویید??

اطلاعات

نوائب الدهور:- فی حدیث- فقال المفضّل للصادق علیه السّلام: یا مولای، ما فی الدموع من ثواب؟ قال: ما لا یحصى إذا کان من محقّ. فبکى المفضّل (بکاء) طویلا. و یقول: یا بن رسول اللّه، إنّ یومکم فی القصاص لأعظم من یوم‏ محنتکم‏. فقال له الصادق علیه السّلام: و لا کیوم محنتنا بکربلاء، و إن کان یوم السقیفة، و إحراق النار على باب أمیر المؤمنین و فاطمة و الحسن و الحسین و زینب و أمّ کلثوم علیهم السّلام و فضّة؛ و قتل محسن بالرفسة، أعظم و أدهى و أمرّ ، لأنّه أصل یوم العذاب.
مرحوم میرجهانی رضوان الله علیه در کتاب نوائب الدهور در ذیل حدیثی طولانی چنین ذکر کرده است که مفضل به صادق علیه السلام عرض کرد: آقای من! چه ثو در گریه بر شماست؟ فرمودند: ثو است که اگر از حقیقت باشد به حساب نمی آید. پس مفضل بسیار گریست و می گفت: ای فرزند رسول خدا! روز قصاص شما از روز اندوهتان بزرگ تر است. علیه السلام فرمودند: اما همچون روز مصیبت ما در کربلا نمی شود. هر چند که روز ب ایی سقیفه و سوزاندن درب خانه ی المومنین و صدیقه شهیده و فرزندانشان علیهم السلام و روز قتل حضرت محسن بن علی علیهما السلام به علت لگد خوردن بزرگ تر و سخت تر و جانگدازتر بود؛ زیرا اصل روز عذاب همان روز بود.
عوالم العلوم و المعارف، تالیف شیخ عبدالله بحرانی قدس سره، جلد ‏۱۱، صفحه ۵۶۷ اسکن

اطلاعات

حضرت زهرا سلام الله علیها نسبت به جریاناتی که پس از شهادت رسول خدا صلی الله علیه وآله بوجود آمد و قرآن کریم در آیه «144» سوره مبارکه آل عمران آن را به عنوان ارتداد به جاهلیت شناخته، خطبه ای ایراد فرمودند که در آن معارف بسیاری از جمله ز از چهره ماسک زده ی آن مرتدّان به جاهلیت نهفته است. این فرصت را غنیمت می شمارم و به همه شما خصوصاً به جوان ها و نوجوان ها توصیه می کنم که این خطبه ی بسیار پربار و بسیار بااهمیت حضرت زهرا سلام الله علیها را حفظ کنند.

برگرفته بخشی از کتاب روشنگری در کلام مرجعیت
سخنرانی مرجع عالیقدر حضرت آیت اللّه العظمی حاج سید صادق حسینی شیرازى مدظله العالی، در 28 صفر 1434 هجری قمری

اطلاعات

ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تعزیت باد ایام شهادت جانگداز وجود ، سَروَر ن عالم و اوّل شهیده در راه ولایت، حضرت صدیقه شهیده فاطمه زهرا سلام الله علیها را به ساحت مقدس یکتا منتقم خون آن مظلومه شهیده، حضرت مهدی موعود ارواحنا فداه و دلسوختگان فاطمی تسلیت و تعزیت عرض می نماییم.
به مناسبت ایام مصیبت و عزای آل الله علیهم السلام، خیمه عزای حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها، در بیت مرجع عالیقدر آیت الله العظمی سید صادق حسینی مدظله العالی ب ا خواهد شد.
این مراسم از روز چهارشنبه 13 جمادی الأول بمدت 3 روز، صبح ساعت 10 (فارسی) و عصر ساعت 16:30 (عربی) برقرار می باشد.

اطلاعات

در روز بیستم ماه ربیع الأول ۱۴۳۸ق (۳۰/۹/۱۳۹۵) یک رو مه نگار ی از کشور بلژیک در شهر مقدس قم با مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید صادق حسینی دام ظله دیدار کرد و از سوی ایشان مورد استقبال قرار گرفت.
مرجع عالیقدر از این دیدار ابراز سندی و خوشوقتی د و به میهمان خود فرمودند: می خواهم مطالبی را برای شما بیان کنم، اگر تمایل دارید آن را بنویسید.
میهمان مرجع عالیقدر در پاسخ گفت: بله، بیانات شما را تیترگونه خواهم نوشت؛ و پاسخ شنید: در نشر آنچه از من می شنوید در رسانه های ک ان و دیگر رسانه ها د، مشروط به این که قبل از نشر، آنچه را برای نشر آماده می کنید ببینم و این، حق من است و میهمان پاسخ مثبت داد.
آن گاه مرجع عالیقدر فرمودند: چند مطلب را بایسته ی بیان می دانم:
۱٫ در تاریخ ما شخصیتی وجود داشت به نام علی بن طالب علیهما السلام. او ۱۴۰۰ سال قبل و در روزگاری که جهان تحت حکومت و سلطه ی دیکتاتورها قرار داشت حکومت می کرد. این شخص رئیس حکومت ی در کشورش بود و گستره ی حکومت او بزرگ ترین حکومت در سراسر جهان بود که دامنه اش تمام خاورمیانه، بخشی از اروپا و تا عمق آفریقا را شامل می شد. در تمام دوران حکومت او حتی یک فرد به جرم ، یا زندان نشد و از تظاهرات افراد بر علیه حکومت ممانعت نگردید. آن حاکم تنها و تنها به انگیزه ی دفاع در مقابله هجوم مسلحانه از اسلحه استفاده می کرد و در پاسخ به دشنام یا سخنی اعتراض آمیز یا ناخوشایند که از ی می شنید هرگز دست به اسلحه نمی برد.
۲٫ در جهان آزاد امروز مانند بلژیک، دیگر کشورهای اروپایی و حتی امریکا، و تظاهرات مردمی برگزار می شود که برگزارکنندگان آن ابتدا باید برای و تظاهرات خود از ت مجوز بگیرند و برای به دست آوردن چنین مجوزی باید مسیر و محل و نیز شعارهای خود را مشخص و معیّن کنند، ولی علی بن طالب علیهما السلام به معترضان اجازه می داد به تظاهرات پیراسته از خشونت، بر ضد خودش بپردازند و برای چنین کاری به پر فرم، دریافت مجوز و تعیین محل و شعارهایی که در سر داده می شد نیازی نبود.
رو مه نگار بلژیکی به ایشان گفت: روشن باشد که در غرب گاهی پیش می آید که برای تظاهرات مجوز داده نمی شود.
معظم له افزودند: در نهایت علی بن طالب علیهما السلام خواسته های معترضان را می شنید و به آن پاسخ مثبت می داد. این مطلب بر ی پوشیده نیست و نویسندگان ی این مطلب و موضوع را در کتاب های خود ثبت کرده اند، از جمله دانشمند ی، آقای جرج جرداق در کتاب خود تحت عنوان «ال علی صوت العدالة الإنسانیة؛ علی صدای عد انسانی» به بیان و نقل این موضوع پرداخته است.
۳٫ در گستره ی حکومت حضرت علی علیه السلام حتی یک پسر یا دختر جوان وجود نداشت که به علت فقر و تهیدستی ازدواج نکرده باشد.
۴٫ در طول دوران حکومت علی علیه السلام اجاره نشینی وجود نداشت و هیچ برای زندگیِ خود و افراد خانواده اش خانه ای اجاره نمی کرد و این مطلب نشان می دهد که همه ی مردم خانه و س ناه داشتند و تنها مسافران که از شهری دیگر به یک شهر می آمدند موقتاً خانه یا اتاقی کرایه می د.
۵٫ در دوران حکومت علی بن طالب صلوات الله علیه زمین برای همه مباح بود و آن حضرت حتی یک وجب زمین به مردم نفروختند. بلکه مردم را در استفاده از آن آزاد گذاشتند تا هر بخواهد در آن کشت کند یا در آن خانه بسازد و ایشان به تعیین مسئولانی بسنده د تا ی یا انی دست و تعدی به سوی دیگری یا دیگران دراز نکند.
جان سخن این که ایشان یک وجب زمین هم نفروختند، بلکه بر اساس «الأرض لله ولمن عمّرها؛ زمین از آن خدا و ی است که آن را آباد کند» قانون الهی را اجرا می د. بر همین مبنا آن حضرت اعلام د که هر هر مقداری که می خواست مالک زمین می شد، مشروط به این که آن را با کشت و زراعت یا احداث بنا و ساختمان یا مواردی جز آن آباد کند و در مقابل، هیچ وجهی از ی بابت زمین نگرفتند.
۶٫ در تاریخ ایشان ـ که درود خداوند بر او باد ـ و در سراسر گستره ی تحت حکومت او نمی توان یکی را یافت که بگوید شبی را از ترس حاکم، یعنی علی بن طالب علیهما السلام نخو ده است، در مقابل [در حکومت هایی غیر از حکومت آن حضرت] موارد زیادی در این زمینه وجود داشته و ثبت شده است.
آن گاه معظم له از میهمان خود پرسیدند: آیا امروزه در سراسر جهان حکومتی مانند حکومت علی علیه السلام وجود دارد؟رو مه نگار بلژیکی در پاسخ گفت: کوتاه و خلاصه بگویم که نه. در اروپا این گونه نیست، چراکه حکومت ها غالباً لائیک یا سوسیالیست هستند و مخالفان و مع ن خود را عملاً در تنگنا می گذارند، اما از زندان و مواردی شبیه به آن در برخورد با مخالفان و مع ن ت خبری نیست.
این رو مه نگار افزود: بایسته ی گفتن است که در شهر «انتوربن» بلژیک یهودیان فراوانی زندگی می کنند که بخشی از آنان حامیان صهیونیسم و صهیونیست ها هستند و ای دیگر این گونه نیستند. زمانی که گروه دوم که با صهیونیست ها میانه ی خوبی ندارند برای جمع آوری کمک های مردمی برای فلسطینیان اقدام می کنند، گروه اول، یعنی طرفداران صهیونیست ها بر ت فشار وارد می کنند و در نتیجه ی همین فشار، پلیس به دستور ت از کار گروه اول جلوگیری می کند. این امر نشان می دهد که در آن جا خط قرمزهایی وجود دارد.
خبرنگار ی در ادامه تأکید کرد: درباره ی خط قرمزها نمونه ای دیگر بیان می کنم و آن این است که بیشتر ثروت های اروپا در اختیار ده درصد مردم است که از یهودیان صهیونیست هستند و هر به آنان تعرض کند، او را به یهودی ستیزی متهم می کنند و البته او را بازداشت نمی کنند، اما مشکلات فراوانی برای او به وجود می آورند.
مرجع عالیقدر خطاب به میهمان خود فرمودند: یک مطلب را به شما یادآوری و بر آن تأکید می کنم و آن، خدمت به بشر و ضعیفان است. شما در پیام ها، گفتارها و نوشته های خود، جهان را به در پیش گرفتن سیره ی رفتاری و حکومتی علی بن طالب علیهما السلام دعوت کنید تا در ت ها و حکومت های آینده حتی یک خط قرمز وجود نداشته باشد و تنها استفاده از سلاح بر ضد مردم، خط قرمز باشد.
میهمان مرجع عالیقدر به معظم له گفت: متأسفانه باید بگویم که رسانه های اروپا با خط قرمزهایی دست به گریبان هستند و من عمل کامل ندارم، اما نظر خود را بیان و منتقل می کنم. به عنوان مثال، زمانی که می خواستم درباره ی جنگ بر ضد مطلب بنویسم، به من گفتند: در این مورد نقطه نظرها و خط قرمزهایی وجود دارد، تو می خواهی با شه و برنامه ی اساسی ما مخالفت کنی، لذا به من اجازه ی نشر افکارم را نمی دهند. وانگهی مردم غرب نیز از دیرباز تا به امروز در معرض شستشوی مغزی قرار داشته و دارند، مثلاً از کشورهایی از جمله ایران و با نام حقیقی آن ها یاد نمی کنند، بلکه به جای نام بردن، آنها را محور شر می نامند.
من این مطلب را با خبرگزاری و خبرگزاری فرانس پرس و جز آن در میان گذاشته ام. آنان همچنین وقتی درباره ی جنگ در سخن می گویند، عبارت ها و عناوینی همچون بشار اسد به کار می برند و از گفتن خودداری می کنند.
در پایان این دیدار حضرت آیت الله العظمی دام ظله خطاب به میهمان خود فرمودند: در حدّ توان خود در نجات دادن و رهانیدن انسان ها از این مشکلات کوشا باشید؛ متشکرم. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ همه نه به بگوییم به "خشونت"

اطلاعات

صوفی مشهور شمس الدین افلاکی نقل می کند:
فردی می خواست به خدمت ابا یزید بسطامی در آید و از مریدان او گردد. شیخ به او گفت: «از این گناهان مشهور که در افواه اناث و ذکور مذکور است هیچ کرده؟ گفت: نی. فرمود که برو همه را ببین و بگذر و آنگاه بیا و مرید شو تا مبادا که در خلوت آن زهد صرف تو ترا ره زنی کند و عجبی در باطن تو سر زند و به کلی ذلول ذلیل شوی و از شومی خودبینی از خد نی محروم مانی» !!!
مناقب العارفین، تالیف افلاکی، جلد ۱، صفحه ۴۳۹-۴۴۰ اسکن مدعیان عرفان گاهی مریدان خود را به انجام گناه تشویق می کنند تا مبادا دچار غرور شوند. برای این که فرد به مقام توبه نائل شده و به درک این حقیقت دست یابد که « ائب من الذنب کمن لاذنب له» او را به انجام گناه تشویق می کنند.

اطلاعات

افتخار حافظ ابراهیم شاعر مصری معروف به شاعر نیل به حمله عمر به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها !!! شیعه همیشه برای اثبات فاجعه وحشتناک حمله به خانه دختر رسول خدا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها اسنادی از کتب خود سنی ها در دست دارد. حال برای بعضی سوال می شود چگونه آن ها این حقایق را در کتب خود آورده اند؟
پاسخ این است که این جماعت به واقعه حمله به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها افتخار می کنند و آن را جز کرامات عمر بن خطاب لعنت الله علیه می دانند همان طور که ما به کرامات المومنین علیه السلام مانند کندن در قلعه های خیبر افتخار می کنیم. این امر باعث شده که حافظ ابراهیم، شاعر مصری، (۱۹۳۲ ـ ۱۸۷۲) در مجلسی عمومی که برگزار شده بود تا این شاعر قصیده ای در مدح عمر بخواند، نه تنها این جریان را قبول می کند بلکه به این تهدید عمر علیه دخت پیغمبر افتخار می کند و مورد تشویق مستمعین قرار می گیرد و به این شاعر لقب شاعر نیل و شاعر مردم مصر می دهند.

و اما اشعار:

و قولة لعلی قالها عمر / أکرم بسامعها أعظم بملقیها

حرقت دارک لا أبقی علیک بها / إن لم تبایع وبنت المصطفى فیها

ما کان غیر أبی حفص یفوه بها / أمام فارس عدنان و حامیها

ترجمه بیت اول: عجب کلام ارزشمند و بلند مرتبه ایست که عمر به علی خطاب نمود! چقدر کریم و بزرگوار است شنونده آن و چقدر عظیم و بلند مرتبه است گوینده آن!

ترجمه بیت دوم: قطعا بدان که خانه تو را به آتش می کشم و تو را در آن خانه باقی نمی گذارم، اگر از بیعت با خلیفه أبوبکر س یچی نمایی، با اینکه دختر در آن خانه باشد و بماند.

ترجمه بیت سوم: این کلام کلامی نیست که از دهان هر ی خارج شود، گوینده ای چون عمر را می طلبد که بتواند در مقابل اول پهلوان عرب و تک سوار عدنان و نگهبان و پاسدار امت عرب، (علی بن طالب) ایراد کند.

دیوان حافظ ابراهیم، صفحه ۸۲ اسکن

در پاورقی نوشته:
أنشدها فی الحفل الذی أقیم لسماع هذه القصیدة ...
ترجمه: این شعر را در محفل یا جشنی قرائت کرد که به قصد شنیده همین قصیده ب ا شده بود، در وزارت معارف

قضاوت با شما

لعنت به این شاعران ملعون و مهاجمین کفتار صفت

اطلاعات

رستگاری در دنیا و آ ت گرو تمسک به قرآن و عترت است، سعی کنیم جزو متمسکین به قرآن و عترت که اهل بیت علیهم السلام هستند باشیم. همانطوری که رسول خدا صلی الله علیه وآله بارها به آن تأکید نموده و فرمودند: «کتاب الله و عترتی اهل بیتـی ما ان تمسکتم بهما لن تضلّوا بعدی أبداً». قرآن آن وقت سودمند است که با اهل بیت توأم باشد، زیرا اهل بیت مفسّر قرآن، مبیّن احکام آن و تداوم بخش رس رسول خدا می باشند و با کنار گذاشتن اهل بیت علیهم السلام هم قرآن و هم رسول خدا، در واقع کنار گذاشته می شوند.
در حدیث شریفی از مؤمنان حضرت علی علیه السلام آمده است که حضرت فرمودند: «خدای متعال، توحید بدون نبوت را نمی پذیرد، و توحید و نبوت بدون ولایت را قبول ندارد» و لذا می بایست قرآن و عترت، یعنی: قرآن و چهارده معصوم علیهم السلام را با هم تبعیت کنیم که شرط نجات و رستگاری دنیا و آ ت در این دو گوهر گرانبها است.
برگرفته بخشی از کتاب روشنگری در کلام مرجعیت
سخنرانی مرجع عالیقدر حضرت آیت اللّه العظمی حاج سید صادق حسینی شیرازى مدظله العالی، در 28 صفر 1434 هجری قمری.

اطلاعات

آخرین مطالب

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها