شی ها

وبلاگ با نام شی ها
انقلاب می کنمعلیه کودتای مخملی چشمانتنمی دانم چرانمی شود که نمی شودمن که تو را در دموکراسی محض ، مبتلا شده امو اینگونهژرف و بی همتا ، تو را بلدماین بارتو بیا و مرا بلد شوباید مثل همیشه ، به خیال تو تن بدهمو تو رادر همه ی لحظاتم قدم بزنمشیدا!تاکنون اینقدر صبور و سنگیندیده بودی مرا؟

اطلاعات

گفتی قهر تا روز شنبهوقتی که می رفتی که مهمترین شخصیتِ زندگی ات را ببینی!واقعا دلت می آید؟!حتی به زبان آوردنِ قهرِ با من!شیدا!همه ی ته مانده ی عشقم و وجودم را جمع که به تو بگویم چقدر عاشقت هستماماتو همچنان گیج و منگِ کلافی هستیکه دور خودت پیچیده ای و پاسخ می دهی نمی دانم!اماوقتی می نویسیviva lifeخوشحالم می کنی که هنوز ، همانی که بودیامانمی دا شنیدنِ واژگان عاشقانه ی من ، چه حسی داریکاشیک بار هم شده ، واکنش دلت را می دیدم...

اطلاعات

وقتی دلمباکرگی اساطیری اش راتقدیم شبیخون لذتبخش رویایت نمودو بی محاباگرمای یاد و نگاهت را در آغوش کشید،هندسه ی زیبای قامتِ خی در انحنای پیکرِ ذهنم، به هم آمیختحالدیگ هنه ی سِتَروَنِ خیالمآبستن رویای تو شده...

اطلاعات

می دانی که من به گونه ای عاشق متولد شده امو همیشهتُنگ بلورین عشقت را ، شیداگونه بر کف گرفته امنازنین شیدای من!زیباترین حرفمچه چیز می تواند باشد ، جز نام تو!؟امااز بیان عیان و همیشگی عشقم به توواز آشکارا شکنجه ی پنهانی که در وجودم سیلان دارد، می ترسم!مبادا خاری باشددر جریان نو به نویی ات...تو ، می دانی-یقین دارم که می دانی-یگانه حس زیبایِ بودنِ منیو می دانم که از تو گفتن ، ترانه ی بیهودگی نیستولی وقتی که اینگونه چهار میخ بر چهار دیوار ، معلقیو خودتدر گیرودار طی هدفمند راهی هستی ، به غایت مشوش کننده،چه کنم ، جز تعلیق در انبوه خاطراتت؟!و تلاش برای یاور همیشگی ات بودن، در تمامی فرازها و فرودها! بانوی مهر و ماهِ من!خاتون زیبای من!تا همیشه شیدای من!توبرای منخودِ آفت !اصلاتوفر !لطفاهمیشه بر من بتاب،((خورشید خانوم)) هزار داستان کودکی ام!

اطلاعات

آخرین ارسال ها