نوشته های سعید علی مددی

وبلاگ با نام نوشته های سعید علی مددی
حق نشر ع thinkstockدرک رفتارهای کودک آزارانه و شناخت علائم آن ممکن است بسادگی میسر نباشد اما هوشیاری و آگاهی می تواند به بزرگسالان مسئول کمک کند کودکی که مورد سوء استفاده و آزار قرار دارد را از درد و رنج و مشکلاتی که تمام عمر گریبانگیرش خواهد بود شاید نجات دهند. در ابتدا توجه به اینکه بسیار مهم است که بر اساس کنوانسیون حقوق کودک هر فرد زیر ۱۸ سال کودک (یا نوجوان) محسوب می شود. هر یک از موارد زیر را که مشاهده کردید (یا اگر خود انجام دادید) کودک آزاری است یا دستکم احتمال کودک آزاری را مطرح می کند. حق نشر ع thinkstockکودک آزاری در کل چهار نوع دارد: عاطفی (روانی)، بدنی، و غفلت و بی توجهی. آزار جسمی: هر گونه لطمه یا آزار بدنی؛ هر نوع کتک زدن، تکان دادن شدید، سوزاندن، پرتاب و هل دادن، مسموم ، خفه و امثال آن. بعنوان یک قاعده کلی هر نوع آسیب یا لطمه ای در بدن که یکی از سه ویژگی زیر را داشته باشد باید احتمال کودک آزاری را مطرح کند: هر گونه علامت یا نشانه آسیب در بدن کودکی که توانایی حرکت ندارد (هنوز رشد نکرده یا دچار معلولیت است) در جایی از بدن که چنین آسیبی غیر معمول است، هیچ توضیح یا دلیل پزشکی برای آن وجود ندارد توضیح پدر و مادر/س رست درباره چگونگی ایجاد آسیب با ماهیت آن تطبیق ندارد یا منطقی به نظر نمی رسد (توجه به این موضوع برای پزشکان، کارکنان درمانی و معلمان بسیار مهم است.) پدر و مادر/س رست رفتاری مشکوک دارند، با تاخیر از پزشک یا کادر درمانی کمک خواسته اند یا اصلا کمک نگرفته اند، برای ترخیص کودک از بیمارستان عجله دارند و اصرار می کنند که با بچه خوب رفتار می کنند. پدر و مادر از هم جدا شده باشند و مراقبت از کودک گاهی بعهده همسر (یا /دختر) مادر یا پدر باشد. کودک اغلب غم زده، منزوی، ترسیده یا با بهت زدگی ناظر است یا ممکن است چیزی بگوبد که حاکی از آزار دیدن باشد علائم و نشانه های آزار جسمی توضیح؛ ویژگی ها کبودی کبودی یا اثر هر نوع شیء بر بدن مثلا قلاب کمربند، کبودی های متعدد، هم اندازه و هم شکل جای گاز گرفتن جای گاز گرفتن انسان (نه متعلق به کودک دیگر)، جای گاز گرفتن حیوانات (می تواند حاکی از غفلت و بی توجهی باشد) انواع زخم زخم های متعدد، قرینه، هم شکل در جاهای غیر معمول، جای طناب بر مچ دست و پا یا گردن سوختگی وقتی جای سوختگی شبیه یک شیء شناخته شده مثل اتو باشد؛ وقتی به نظر برسد علت، فرو عضو به زور در آب جوش است ش تگی ش تگی های متعدد در زمان های متفاوت، ش تگی های نهفته که در ع رادیولوژی دیده شود آسیب های سر و جمجمه بخصوص اگر در کودک زیر سه سال دیده شود، همراه با ش تگی های دیگر، خونریزی داخل چشم، آسیب ستون فقرات، اعضای داخلی و دهان اگر توضیح پزشکی نداشته باشد حق نشر ع thinkstock غفلت و بی توجهی انواع توضیح، ویژگی ها عدم رسیدگی و مراقبت درمورد نیازهای ضروری کودک (غذا، لباس، جای امن) نداشتن لباس، کفش و پوشش کافی، تکرر مشکلاتی مثل شپش سر یا گال، عدم رشد کافی متناسب با سن، بوی بد یا کثیف بودن کودک، نخوردن غذای کافی و مناسب، تنها گذاشتن کودک بدون مراقبت و س رستی، خانه کثیف و غیر بهداشتی، نبردن و شستشوی ناکافی، تصادف عدم رسیدگی های بهداشتی و درمانی و بی توجهی به سلامت کودک وا ن نزدن، ندادن دارو به کودک، عدم مراجعه به پزشک، مسمومیت کودک، گاز گرفتن حیوانات، در آب افتادن و خطر غرق شدن، پوسیدگی دندان، عدم رسیدگی به آموزش و فعالیت های فوق برنامه مدرسه نرفتن، غیبت زیاد از مدرسه، نبود فعالیت های مختلف در اوقات فراغت که مانع از رشد شناختی (هوش، مهارت های اجتماعی، تمرکز) کودک می شود نبود قاعده و قانون در خانه نداشتن استمرار در گذاشتن قاعده و اعمال آن، نبود برنامه خواب، غذا، درس و غیره حق نشر ع thinkstockآزار روانی (عاطفی): این نوع آزار کمتر از انواع دیگر گزارش می شود یا شناسایی می شود اما بسیاری آن را شایع ترین نوع کودک آزاری می دانند. این نوع آزار معمولا با سه نوع آزار دیگر همراه است. ابتدا به انواع آزار روانی می پردازیم بعد به نشانه ها و علائم آن در کودک آزار دیده. آزار روانی (عاطفی) انواع توضیح، ویژگی ها پرخاشگری و انتقاد بیش از حد پدر و مادر فقط به رفتارهای نامناسب کودک توجه می کند و با خشونت و انتقاد به آن پاسخ می دهند، توانایی و شخصیت کودک را زیر سوال می برند و او را تحقیر می کنند آبروی کودک را جلوی دیگران می برند، ایجاد احساس بی اهمیتی و ناچیز بودن در کودک نبود محبت و عاطفه و طرد کودک در آغوش نگرفتن، عدم اظهار محبت کلامی و غیرکلامی، نداشتن رابطه صمیمانه و نزدیک، تبعیض گذاشتن بین خواهر یا برادرها محرومیت از توجه پاداش ندادن به رفتارهای مناسب کودک، نادیده گرفتن کودک، بازی ن با کودک، نداشتن همبازی، غیبت زیاد از خانه یا در دسترس نبودن پدر و مادر ناهماهنگی و رفتارهای متناقض خواسته های پدر با مادر با هم تناقض اساسی دارد، پدر یا مادر یک بار به رفتاری پاداش می دهند بار دیگر بشدت تنبیه می کنند، پدر یا مادر صبح خوش خلق هستند شب پرخاشگر و تندخو و کودک را طرد می کنند (مانع اعتماد کودک به والدین می شود) تهدید به ترک کودک تهدید کودک (گاهی بعلت خطای جزئی) به بیرون انداخته شدن از خانه، سر راه گذاشتن، به یتیم خانه فرستادن، یا تهدید پدر و مادر که خود خانه را ترک می کنند (منجر به رابطه اضطر با والدین می شود) خواسته ها یا استرس های نامناسب کتک خوردن مادر، خشونت خانگی، اعتیاد، انداختن گناه ها مثل طلاق به گردن کودک، استفاده از کودک برای رساندن پیام های خشن پدر و مادر به یکدیگر، زیر فشار گذاشتن کودک برای طرفداری از یکی از والدین، استفاده از کودک برای آشتی بین پدر و مادر، توقع اینکه کودک کارهایی را بعهده بگیرد که مناسب سنش نیست، مثل روبرو شدن با طلبکار کودکی که از نظر روانی آزار می بیند رفتارهایی بروز می دهد که برای آنها دلیل پزشکی یا دلیل موجهی پیدا نمی شود، یا متناسب با سنش نیستند یا نشانه های عدم رشد کافی از جنبه های مختلف وجود دارد. حق نشر ع علائم و نشانه های آزار روانی کودک رفتار کودک رفتار پدر و مادر/س رست کابوس های مکرر با مضامین مشابه طرد کودک اضطراب، رنج و غم شدید مقصر دانستن کودک برای هر چیز پرهیز از ارتباط با دیگران انتظارات و توقع نابجا و نامتناسب با سن کودک (رفتاری، تحصیلی، اجتماعی) انزوا و در دنیای خود بودن تهدید یا تنبیه نامناسب پرخاشگری استفاده از کودک برای برآوردن نیازهای خود رفتارهای نامتناسب با سن استفاده از کودک برای برآوردن آرزوهای دست نیافته خود ترسیده و نگران با عزت نفس پایین بی تفاوتی وقتی که باید به کودک توجه شود تکان دادن بدن به جلو غقب قرار دادن کودک در شرایط ترسناک، مثل شاهد خشونت خانگی بودن رفتارهایی برای جلب توجه یا محبت کمک ن به رشد مهارت های اجتماعی کودک صمیمیت بیش از حد با غریبه ها یا با پزشک و پرستار نگرانی از صحبت کودک با پزشک یا پرستار بدون حضور والدین/س رست بیش از حد چسبیدن به دیگران بدبینی به کودک رابطه نامناسب با ی که از او مراقبت می کند خشونت و پرخاش با کودک اطاعت افراطی واکنش های عاطفی نامناسب یا شدید که با سن تناسب ندارند و دلیل پزشکی هم ندارند گریه و قشقرق و جنجال در سن مدرسه خشم شدید بدون دلیل از دست دادن علاققه به چیزها یا کارهایی که کودک قبلا به آنها علاقه داشته گریه تسکین ناپذیر کودک بسیار کمتر از گذشته احساسات مختلف نشان می دهد و دیگر نمی تواند به دیگران ابراز علاقه کند مشکل تمرکز واکنش های نامعمول به حضور برخی بزرگسالان ادرار یا مدفوع در رختخواب (در حالی که این مشکل قبلا نبوده یا اینکه عمدا اتفاق می افتد) تنبیه برای شب ادراری حتی اگر پزشکان به پدر و مادر گفته باشند که غیر ارادی اتفاق می افتد مشکلات خوردن ( یدن یا پنهان غذا) عقب بودن رشد جسمی، روانی، عاطفی و کلامی واکنش نامناسب به معاینه پزشکی فرار خودآزاری و آسیب زدن به خود آزار : حق نشر ع thinkstockبرای دختربچه ها بیشتر از پسربچه ها اتفاق می افتد، اما در پسربچه ها هم کم نیست. نکته مهم در رابطه رضایت هر دو طرف است. در فرد زیر پانزده سال در هر ح ی رابطه ، سوء استفاده است. رابطه فرد بالای هجده سال با فرد زیر هجده سال هم آزار است. آزار علائم و نشانه ها توضیح ترشح، زخم و خونریزی و آسیب در ناحیه و بخصوص وقتی تکرار شود بدون وجود دلیل پزشکی عفونت ادراری مکرر بدون وجود دلیل پزشکی پیدا شدن اشیا مختلف در یا باز بودن غیر عادی در حین معاینه پزشکی بدون وجود دلیل پزشکی هپاتیت بی یا زگیل بخصوص در کودکی که هنوز به سن رابطه نرسیده (یا زیر ۱۵ سال) وقتی که تزریق خون آلوده مطرح نیست حاملگی در نوجوانی بیماری های ی وقتی کودک به سن رابطه نرسیده خودآزاری فرار شب ادراری یا شب مدفوعی که قبلا وجود نداشته خودآزاری و آسیب زدن به خود رفتارهایی با مضامین که متناسب با سن نیست پرخاشگری و خشونت بدون دلیل انزوا، در خود رفتن، سکوت و تلخی از دست دادن دوستان خودداری از مدرسه رفتن خودکشی همیشه نگران و گوش بزنگ است و با کوچکترین صدا یا اتفاقی پریشان می شود در ایران برای کمک گرفتن از متخصصان و سازمان های مسئول در مورد کودک آزاری می توانید با اورژانس اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید، یا با صدای یارا (خط تلفنی انجمن حمایت از حقوق ک ن). دادستانی تهران هم شماره تلفنی را برای گزارش موارد کودک آزاری اعلام کرده و در استان های دیگر هم با بهزیستی یا دادستانی استان می توان تماس گرفت.

اطلاعات

  • منبع: http://samadadi.blog.ir/post/9
  • مطالب مشابه: چگونه کودک آزاری را تشخیص دهیم؟
  • کلمات کلیدی: کودک ,آزار ,مادر ,جنسی ,پزشکی ,دلیل ,دلیل پزشکی ,کودک برای ,رابطه جنسی ,آزار جنسی ,بدون وجود ,انواع توضیح، ویژگی‌ها
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

سلام به همه خوانندگان عزیز
این چند وقته از ریتم هر روزه افتادم چون چنتا سریال جدید شروع به دیدن که منو میبره به گذشته ها و آ ت خندس. میتونید لیست سریال هایی که من دیدم رو توی این صفحه ببینید. خلاصه چون تا دیروقت میبینم یادم میره مطلب بزارم. بپردازیم به این چند روز مطابق هر روز صبحا میرفتم سرکار و غروب میومدم خونه. منتها این 3 روز چون پولای صبحونه رو خورده بودم، قرضی زندگی می . به نانوا و ی محل پول بد ار بودم. تا آ وقت 5 شنبه که یکم پول از شرکت گرفتم و رفتم تسویه . این چند روز هم از برف شنبه هنوز یخ بندون بود و دیگه اینکه در تهران یکم شلوغ شده بود به خاطر دختران خیابان انقلاب و از اون طرف عرازشه که در پروژه ای ش ت خورده میخواستن تحقیر کنن که نتونستن. هیچی دیگه ب ساعت 9 خو دم و امروز ساعت 11 بیدار شدم. تا ساعت 2 داشتم سریال میدیدم و ناهار درست می . ( قیمه با برنج :دی) بعدش یکم نت بودمو و ظرفا رو شستم و رفتم و و لباس شستمو اومدم بیرون شب شد. شام درست و یکم فیزیک خوندمو بعد اون اومدم اینا رو برای شما بنویسم و برم بخوابم. روزتون خوش

اطلاعات

  • منبع: http://samadadi.blog.ir/post/10
  • مطالب مشابه: از 10 تا 13 بهمن
  • کلمات کلیدی: ساعت ,سریال
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

سلام دوباره اومدم با خاطرات این چند روزه!! شنبه مطابق هر روز ساعت 8 و نیم راه افتادم سمت شرکت، اونجا تا غروب مشغول کار بودم و برای ناهار صبوری یه خورشت اوورد که مثل قیمه بود ولی توش برگه قیصی بود. نمیدونم اسمش چی بود! خوردیم. شب اومدم خونه کال بازی و می دیدم تا آ شب و بعد خو دم. یک شنبه رفتم دوباره سرکار و اونروز ناهار نوبت سید بود که هم ناهار و هم ولیمه بچش که تازه اومده بود خونه جوجه داد.
شب اومدم خونه و چون فردا نوبت من بود ناهار بدم، مقدمات ساخت ماکارونی رو آماده و یه قابلمه بزرگ ماکارونی پختم که فردا همه دخترای شرکت انگشت به کف موندن. هیچی شب اومدم خونه مثل سنگ افتادم از 6 تا 8 صبح فرداش خواب بودم. رفتم شرکت، کلن امروز هیچی نفهمیدم که چی کار میکنم. فقط وقت گذروندم تا شب شد اومدم خونه. اومدم خونه اولش یه کرمی افتاد توی جونم یه جمله رو از توی کتاب " نون والقلم" جلال آل احمد پیدا کنم که این یه جمله تبدیل شد به خوندن کل کتاب. بعدش مامانم زنگ زد، یکم صحبت . اومدم ظرفا رو شستم که یک ساعت طول کشید. در اون حین باز سری به رادیو جوان زدم. یه سری آهنگ و یکم توی ویکیپدیا چرخیدم. آ شم از یوتیوب یه چنتا موزیک ویدیو و کامل مراسم طوفان رو و دارم میبینم و اینو مینویسم. الانم ساعت 1 و 40 دقیقه بعد نیمه شب یا 2 بیست کم به قول لرا هست و هنوز دارم رو میبینم. تا دیدار بعد بدورود

اطلاعات

  • منبع: http://samadadi.blog.ir/post/11
  • مطالب مشابه: از شنبه 14 بهمن تا 17 بهمن
  • کلمات کلیدی: اومدم ,خونه ,ناهار ,فیلم ,ساعت ,اومدم خونه ,
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
توی این 35 روز که چیزی ننوشتم خیلی اتفاقا افتاد که اونقدر جریانش سریع بود که منو با خودش برد. توی این مدت در سطح حکومتی کشتار دراویش در گلستان هفتم، زیرگرفته شدن ا توی گلستان هفتم، خودکشی متهمان در بازداشت گاه های جمهوری ی به روش هایی مثل آفتاب-مهتاب که سید کاووس سید ی خودشو باهاش کُشوند تا ترومای مغزی طالب بساطی دانشجوی پزشکی ایلام کم داشتیم و هنوز زاگرس از زیر بار غم هواپیمای آسمان بیرون نیومده بود-هواپیمای تهران یاسوج که به کوه برخورد کرد و همه مسافراش تیکه تیکه شدن به مدد جمهوری ی- که یک هواپیمای شخصی ترکیه ای در حالی که داشت از دبی به سمت ترکیه برای جشن عروسی عروس رو میبرد توی همون منطقه سقوط کرد و به حمدالله تونستیم از کشورای دیگه هم توی سوانح کشته بگیریم. این ها بود و در کنارش البته کمی خبر خوب هم بود ولی دیگه نسبت به هر خبری سر و بی حس شدیم. تا اینکه امروز صبح خبر رسید پروفسور استیون هاوکینگ بزرگترین مغز فیزیک نجومی درگذشت.
خبرهای خوب این بود که مثلا 3 تا عروسی توی اسفند داشتم که به یکی و نصفیش رسیدم.
یه اتفاق دیگه که افتاد این بود که یه روز دخترای ارشد شرکت - یعنی خانم های ا.م. ه.ش. ه.ی - منو از طریق رئیس گیر انداختن تا داستان و ماجرای مهیا یا همون ماهایاس رو براشون بگم. که منم داستان رو خیلی خلاصه گفتم و خلاصه اش یه نیم ساعت طول کشید. در انتها چون یه بخش داستان رو نگفته بودم، متهم شدم به بی وفایی. اون بخش هم بخشی بود که به خاطر ورش تگی مالی مجبور شدم ازش دل م و بزارم به زندگیش برسه. شاید یه روزی داستانش رو برای شما هم گفتم.
اتفاق دیگه که توی این مدت افتاده دوست شدن داداشم با یه دختری هست. این داداش ما همش از اون روز پست ها و استور های عاشقونه میزاره و من میترسم که اونم مثل من عشقی که داره رو از دست بده. من اون دختر رو ندیدم. ولی یه حس مبهمی راجع بهش دارم که یکم انگار داره داداشمو بازی میده. اون هم توی حس کودکی مونده . چون تازه 18 سالش تموم شده و داره کار میکنه. از شب تا صبح میره سرکار، و دلخوشیش همین بودن با این دوست جدیدش هست.
خب برای امروز خیلی حرف زدم . تا نوشته دیگه خدا نگه دار

اطلاعات


سلام به همه اونهایی که این ها رو میخونن. امروز شنبه 30 دیماه بود و از الان فقط 59 روز تا تحویل سال نو و عید مونده. امروز ساعت 8 و 20 بیدار شدم و راه افتادم به سمت محل کار.
ساعت 9 و نیم با رئیس صبحونه زدیم اونم تخم مرغ نیمرو. بعد از اون کار ما شروع شد که یه سری تلفن جواب دادن و مطلب گذاشتن تو سایت و طراحی سایت میشد. همه اینا تا ساعت 5 بود . البته کلی هم وقت باطل اون بین داشتم که توش وب گردی می . ولی اونقدر فشار کار بالا بود که آ اش قاطی و اشتباه جواب میدادم. مثلا یکی برای استخدام زنگ زده بود و ساعت کار رو میخواست . به جای 9 و نیم صبح تا 4 بعدازظهر گفتم از ساعت 4 صبح تا 9 بعدازظهر!!!!
اینم دلیل داشت. 2 تا خانوم بازاریاب داریم یعنی با مشتریاشون منو زخم . یکیشون که ادعای تحصیلات دار بودنش هم میشه، بدیهی ترین چیزها رو میبره روی اعصاب آدم.
از کارای دفتر که بگذریم. ساعت 6 رسیدم خونه. یه تیکه مرغ دراووردم از یخچال گذاشتم یخش آب بشه، بعد به 3 قسمت آ سریال بیگ بنگ تئوری رو با قسمت جدید نچرال. و بعد شام اونا رو دیدم. بعد با خونه تلفنی صحبت و بعدش توی دنیای نت غرق شدم. تا الان که ساعت11 و 27 دقیقه شبه و دارم این رو مینویسم.
تا فردا خدانگهدار

اطلاعات

  • منبع: http://samadadi.blog.ir/post/3
  • مطالب مشابه: شنبه 30 دی ماه
  • کلمات کلیدی: ساعت
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

سلام به همه اونهایی که این مطلب رو میخونند.
امروز با بدبختی ساعت 8 و 20 دقیقه از جا بلند شدم . رفتم دوش گرفتم و راهی شدم به سمت شرکت. دیروز کارت هامو توی شرکت جا گذاشته بودم و کارت اتوبوسم هم شارژ نداشت. کلن 1500 تومن پول نقد همراه بود که میخواستم باهاش برای صبحونه نون بگیرم. هی تا آ مسیر داشتم بین راه های نون گرفتن و دادن پول اتوبوس محاسبه می که در انتهای مسیر هزاری دادم به راننده اونم نمیدونم چی شده بود که 500 پس داد. با این 500 و 500 باقی مونده از بقیه پولام، یه بربری یدم و رفتیم با رئیس کره و عسل به عنوان صبحونه خوردیم. بعد از اون من درحال بررسی سایت ها و چچرخیدن توی اونها بودم و بخشی از کارهای شرکت رو انجام میدادم. تا شد ظهر. ظهر نوبت یکی از بچه ها بود برامون غذا اوورد - قرمه سبزی که خانومش پخته بود - هیچی دیگه با هم دیگه با روسا و اون دوتا دیگه و من غذا رو با شوخی و خنده خوردیم و اونها رفتن قلیون بکشن و از اونجایی که من نمی کشم با هاشون نرفتم. بعدازظهر هم درحال انجام کار بودیم که یهو سایت شرکت داون -down- شد و پیگیر رفع مشکل اون بودم تا ساعت 4 و بعد از اون به طراحی یک ربات تلگرامی به آدرس https://t.me/digibook724bot شدم و تونستم توی اون ربات گزینه دریافت اپلیکیشن سایت - سایت دیجی بوک 724 - , و توضیحات سایت و هم چنین فرم ارسال سوال رو درست کنم. و الان اون ربات آماده است تا بتونم ان شاءالله از فردا کارای بازاری ش رو شروع کنم و تا آ سال که دقیقا 58 روز دیگس اون سایتو به جاهای خوبی برسونم.
ساعت 5 هم دفتر رو بستم که بیام خونه دیدم یک خانومی داره از پله ها میاد بالا. کارشو پرسیدم که گفت برای استخدام اومده و گفتم ی نیست برو فردا بیا؛ که دیدم همینجوری کلشو انداخته پایین داره میره. گفتم کجا؟ گفت میخوام فرم استخدام پر کنم. گفتم بیا برو بیرون خانوم ی نیست. هیچی دیگه اونو که انداختم بیرونُ راه افتادم سمت خونه. ساعت 6 اینا بود که رسیدم به خونه و تازه اول بدبختی بود. چون فردا نوبت من بود ناهار ببرم. هیچی دیگه مخلفات الویه رو آماده و تا ساعت 8 و 9 داشتم اون رو درست می . بعدش هم یکم رفتم سایت رادیو جوان 2 تا آهنگ خوب کنم. دیدم هیشکدوم خواننده ها رو نمی شناسم. رفتم توی برترین های تمام دوران ها هم حتی یکی از 10 تای اول رو من نمی شناختم.
یعنی سلیقه نسل جدید درحد پمپرزه. اسامی نفرات اول اینا بود: هوروش بند، بهنام بانی ( پسر عموی باگز بانی) ، حامد همایون و .... این افرادی که خواننده های یک ماهی هستن. اونایی که هیچ کدوم جاودانه نمیشن توی موسیقی ایران. خلاصه بعد از این که مجبوری چنتا آهنگ که باهاش خاطره داشتم رو مجبور شدم کنمُ در انتها قسمت 30 the sina show رو و نشستم اون رو دیدم.
بعد هم ظرف ها رو شستم و الان هم که دارم این رو مینویسم و میخوام بخوابم.
شب و روزگار برهمگی خوش.

اطلاعات

  • منبع: http://samadadi.blog.ir/post/4
  • مطالب مشابه: یکشنبه 1 بهمن 1396
  • کلمات کلیدی: سایت ,ساعت ,شرکت , ,خونه ,هیچی ,هیچی دیگه
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

امروز از ساعت 6 و نیم 7 تو ح خواب و بیداری بودم. دیگه بعد از ساعت 8 پاشدم غذایی که آماده کرده بودم، ریختم توی قابلمه. یه چرت زدم و پاشدم لباس پوشیدم رفتم شرکت. ساعت 10 اینا تو شرکت یه چاشت خوردیم و شروع به کار هامون کردیم. گفتم که دیروز سایت شرکت بهم ریخته بود امروز تا ظهر داشتم اونو درست می و پیگیر بودم. بعد ی ری از این دخترای شرکت هی میومدن کار فلانی چی شد، کار بیساری چی شد. هیچی دیگه تا اینا رو از سر وا کنم شرکت ساعت کاریشون تموم شد. هیچ دیگه این وسطا لابلای اون جمعیت، داغون شدیما۷ له له. که رفتم نون و خیارشور و نوشابه گرفتم دادم ناهار بخورن. یه جوری ساندویچ درست که انگار از قحطی سال 30 دراومده بودن. هیچی دیگه تا ساعت 5 داشتم فرما رو وارد می و بعد از اون هم اومدم یه چنت لینک بزارم شه ، ترافیک تموم بشه که یهو فیوز پرید. راه افتادم اومدم خونه . تا الان که ساعت 10 دقیقه به 12 س یا به قول لرا 12 ده کم توی نت بودم الانم بخو م.

اطلاعات

  • منبع: http://samadadi.blog.ir/post/5
  • مطالب مشابه: دوشنبه 2 بهمن
  • کلمات کلیدی: ساعت ,شرکت ,هیچی دیگه ,شرکت ساعت
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
شوهر آهو خانم:
پخش سخنان رییس جمهور امشب با مجری گری #رشیدپور اونم از #شبکه۳ کاملا مشخصه با هدف ریختن آبی بر آتش خشم مردم طراحی شده .وقتی مردم شعار دادن اصلاحطلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا اونام باهم متحد شدن تا دو ترکه سوار مردم بشن.
داکتر هو؟ مگه من براش چی کم گذاشته بودم که رفت سراغ یکی دیگه؟حیدری
شراره داوودی: شما هم احساس می کنید # جواب به سوال #رشیدپور درباره ماشین ضدگلوله رو پیچوند یا فقط من اینطوری ام؟!


برو با #رشیدپور یه گفتگو بامزه و شبهه چالشی از قبل برنامه ریزی شده انجام بده .. تا مردم موقتا گرانی و دلار رو فراموش کنن ..بعد بیا ببینیم چه خاکی رو سرمون بریزیم
rozbeh: چکیده سخنان # در این زمینه تصمیماتی گرفته شده، در اون زمینه گفت و گوهایی شده، در بقیه زمینه ها هم طرح هایی در دست تهیه س نشست های یک جانبه، دو جانبه چهار جانبه برگزار شده تیم های فینالیست هم مشخص شدن مردم هم حق اعتراض دارن
maghsoud: خلاصه مصاحبه امشب # :ایشالا در آینده درست میشه masoodt taheriyazdi: #رشیدپور :اقای روم به دیوار شرمنده اخلاقتون فدای مرامتون یه سوال میخوام م البته چون میبینم لبخند می زنید می پرسما وگرنه من را چه به این گ. خوریها اصلا نمی پرسم ولش کن... ملت مگه مس ه شماها هستن بعد میگن زمان شاه دیکتاتوری بود. یه خبر نگار با شاه راحت تر حرف میزد
dani minimal: خوبه حالا برای تلطیف فضا و نشاط جامعه بجای #رشیدپور احسان علیخانی رو نیاوردن
سید عطا‏ @seyed_ata_j قطعاً اگر #رئیس_جمهور و ت گوش شنوایی داشته باشند و به توصیه های دلسوزانه حجت ال # در گفتگوی تلویزیونی امشب عمل کنند، همه مشکلات کشور حل خواهد شد!
بغض فروخورده‏ @boghze_foroo ۷ دقیقه7 دقیقه پیش خوب خداروشکر ایشالا با همین فرمونِ #تدبیر و امیدِ پریزدنت # ،آسیایی شدن تو چنگ ماست شایدم زد رفتیم ۴ تای نهایی⚽️
mohammad reza firoozi‏ @firoozi_org ۱۲ دقیقه12 دقیقه پیش خلاصه صحبت های امشب # شروع خواهیم کرد انجام خواهیم داد انجام خواهد شد میخواهیم انجام دهیم ما میخواهیم در آینده خواهد شد #رشیدپور چقد برنامه خوبی دارین (برنامه تمام میشود)



اطلاعات

  • منبع: http://samadadi.blog.ir/post/6
  • مطالب مشابه: سخنرانی در توئتر
  • کلمات کلیدی: روحانی ,رشیدپور ,انجام ,امشب ,مردم ,زمینه ,امشب روحانی
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
سلام به همه خوانندگان محترم این وبلاگ. هفتم بهمن ماه رو درحالی به پایان میبریم که در این چند روز اهم موضوعات کشور به ترتیب بی خاصیتی سخنان ، سگ هار نامیده شدن اینترنت از طرف آیت الله ها ، و مهم ترینش تبرئه حاج محمد گندم نژاد ملقب به سعید طوسی از اتهام به 19 نوجوان که برای حفظ قرآن پیشش میرفتن با وجود اعتراف خودش در حکم دادگاه بدوی بود. من نمیدونم چرا همه نظر کرده های آقا تو زرد از آب درمیان!!! این آش اونقدری شور شده که من ضد باید بیام هشتگ بزنم از حیثت و شرف و اون ارزشی های ولایت معاش در مقابل گرگان در لباس میش موجود در جامعه دفاع کنم. خدا رو شکر که من زن ندارم ولی اگر به فرض محال تا زمانی که پول فرار از این مملکت رو نداشته باشم زن گرفتم بچه دار نخواهم شد. چون معلوم نیست توی این جامعه چی به سرش میاد.
خب بپردازیم به این چند روز. از اون سوم تا پنجم که همینجوری میرفتم سرکار و میومدم خونه . تا پنج شنیه که مامان اینا اومدن خونه و تا موندن. این وسطا یه بحثی با بابام داشتم که به اعلام تکفیر من از اون رسید. من کلا با اینایی که بلندگوی خدان و فکر میکنن فقط خودشون در صراط مستقیمن نم تونم زندگی کنم. اونایی که تا یه حرفی میزنی که با اعتقاداتشون هماهنگ نیست سریع بهت انگ میزنن که از خارج خط میگیری. والا امن کل حرفایی که میزنم نتیجه بررسی های خودم از روی منابع زیادی هست . کلا با تئوری تکفیر هم مسئله دارم. همین تکفیر و تکفیری گری باعث بدبختی مسلموناس. تنها راهش هم ج کامل دین از سیاسته. چرا که دین با معنویت و عالم غیب سروکار داره ولی سیاست با عالم ماده. خوبی فیزیک خوندن اینه که 2 تا چیز رو خیلی بهتر از دیگران میفهمی: 1- تمام قطعیات قابل شک هستند و هیچ قطعیتی وجود نداره. ( اصل عدم قطعیت هایزنبرگ)
2- اینکه یک پدیده واحد میتونه 2 تا تفسیر متفاوت داشته باشه. دوگانگی موجی-ذره ای نور یا دوگانگی ماده-انرژی ولی اونهایی که این مفاهیم بلند رو درک نکرده باشن نمیتونن بفهمن که هر فرد و هر دستور حتی در معنویت و دین میتونه 2 چهره داشته باشه.
خب بعد اینا که هیچ کاری ن فقط کال آف دیوتی 4 و میخواستم بازی کنم که هی گیم پلیش خطا میداد. امروزم که رفتیم صبح سرکار این چند روز صاحبکارم میخواست دست ما رو بند کنه به یکی از این دخترای اونجا که من با خنده از کنارش رد میشدم. بعد امروز نوبت یکی از بچه ها بود خورشت آلو اسفناج آورد. من دوست نداشتم ولی یکم خوردم. بعد اون ساعت 5 ونیم اومدم خونه . توی راه بارون گرفت و این آ شبی هم برف اومد درحدی که مدارس فردا تعطیل شد. الانم ساعت 12 و ربعه و میخوام بخوابم. راستی برای شام قرمه سبزی داشتم.

اطلاعات

سلام به همه خوانندگان و بینندگان و شنوندگان و لمس کنندگان عزیز.
با اخبار و کردار دو روز گذشته در خدمت شما هستیم.
دیروز یعنی یک شنبه 8 بهمن 1396 از شب قبلش تو این تهران برف گرفته بود. صبح وس خونش از خواب بیدار شدم و خوابم نبرد. پاشدم رفتم سمت شرکت . تو راه یه نون گرفتم و برای صبحونه . به خاطر این برف 90 درصد کارمندای دختر نیومده بودن و خیلی خوب بود چون راحت بودم و کار نداشتم. تا شب که ساعت 4 و نیم بعدازظهر راه افتادم شمت شریف برای شرکت در همایش که بدرد نخورد. این که میگن هیچ ارزونی بی علت نیست و هر گرونی بی حکمت دقیقا وصف این برنامه بود. یارو یه برنامه گذاشته رایگان برای تبلیغ و بازاری و بیاید اینقدر پول بدید به من بهتون یاد بدم پول چجوری درآرید. همون قضیه یک دلار بده تا بهت مرغ تخم طلا بدم. خلاصه ساعت 9 رسیدم خونه و اومدم ناهار فردای شرکت رو درست کنم که برقا رفت و تا 1 نیومد. هیچی دیگه خو دم گفتم فردا میرم شرکت یه چیزی میگیرم براشون که دوتایی مثلا میخواستن به من فشار نیاد عوضش غرورمو له . منم در عین بی پولی بردمشون بیرون بهشون کباب تابه ای دادم با دو تا قلیون در حالی که مثلا خودشون برا ناهار برای 5 نفر یه سوسیس تخم مرغ 3 نفره میگیرن. حالا این هیچی. هفته دیگه دهن همشون رو میبندم. پول میاد دستم به همشون نفری یک دست سلطانی میدم تا فکر نکنن که ما بی پولا آره.
من اون موقع که تا سه برابر قدم زیر قرض بودم دست از شاه بازی برنمی داشتم. موقعی که 20 میلیون بد ار بودم برای یه جشن تولدش 500 هزار ج . حالا که تمام ر موجودی من 10 هزار تومن بود. هیچی دیگه ناهارشونو دادم و اومدیم شرکت . تا ساعت 4 الکی ور رفتیم. 5 هم راه افتادم اومدم خونه.6 رسیدم و یکم کوکوی آماده خوردم. یکم آنلاین کال آف 4 بازی به یاد دوران . بعد اون هم رفتم اینترنت که بحث روز توئیتر دختران خیابان انقلاب بود و تحسین دختران سرزمینم که آزادانه و بدون هراس از پلیس مخفی حکومت بدون هیچ جنجالی ولایت .قی. رو به آتیش میکشن.در کنارش هشتگ فرعی #یابو-فقط-.. دیگه در آ هم قسمت جدید از فصل جدید شبکه نیم رو که دیدم این برنامه فصل به فصل داره عقب میره از استانداردها و دیگه شده یک برنامه لوس بی نمک . این تفاوت بین قسمت اول فصل یک و تمام قسمتای فصل 6 قابل مشاهده است. هیچی دیگه الانم ساعت 12 و نیمه و میخوام بخوابم. تا فردا

اطلاعات


سلام به هر ی که این مطلب رو میخونه. من سعید علی مددی هستم. این مطلب اولین مطلب از بخش روزنگاشت منه.
حتم دارم که قضیه جهنم ایرانی ها و قیف و قیر رو شنیدی. دقیقا احوال امروز من بود. دیروز موفق شدم یک پورت اینترنت گیر بیارم و روی خط خونه اینترنت بگیرم. اما از اون جایی که خیلی رو مود موفقیتم!!! بعد از تنظیم مودم، ادامه مطلب

اطلاعات

  • منبع: http://samadadi.blog.ir/post/1
  • مطالب مشابه: 29 دیماه 96
  • کلمات کلیدی: مطلب
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

نه ی کرد .
نه احساسی شد و از دیوار سفارتی بالا رفت.
بر علیه هیچ ی پرونده سازی نکرد .
افتخارش این نبود که از ی آتویی دارد تا به موقعش حیثیت طرف ر ابه باد بدهد .
براستی خدا را درونی قبول داشت نه ظاهری.
چون انقلاب شده بود و قدرت به دستش افتاده بود به دنبال ی نبود . حتی تلاش می کرد که از های بی وریه جلوگیری کند .
هر چه ابتدای انقلاب فریاد زد و برخی از رفتارهای اشتباه را به برخی از نادمین این دوران گوشزد کرد ی گوشش بد ار نبود . نادمین این دوران فقط به دنبال این بودند که برایش پاپوش درست کنند . این افراد دو نوع بودند .
برخی هدفشان احساسی بود و برخی منافعشان ایجاب می کرد که با امثال او به مبارزه برخیزند .
اواز معدود سیاست مدارانی بود که پس از فتح مشهر، با ادامه جنگ ایران و عراق مخالفت بود. وی در سال ۱۳۶۷ در یک نامه به یادآور شد که مخالف ادامه جنگ بوده و مشکلاتی که ادامه جنگ به وجود می آورد را ذکر کرده بود و ادامه جنگ را عامل نابودی نامیده بود.
برای دومین دوره ریاست جمهوری ثبت نام کرد که این اقدام او از جانب مردم حمایت شد، اما شورای نگهبان صلاحیت او را رد کرد.
همه آنهایی که روزگاری بر علیه اش اقدام د و در کار و اه او سنگ اندازی د خود به همان سرنوشت و شاید بدتر از آن دچار شدند .
افرادی بودند که روزگاری آرزوی مرگش را می د و انواع و اقسام اهانت ها را به او روا داشتند ولی روزگار کاری با انها کرد که در تشییع پیکرش از همه جلوتر زیر تابوتش را گرفته و اشک ندامت می ریختند .
هیچگاه اقازاده اش چون برخی از اقازاده های این دوران به دنبال منفعت طلبی نبود و از ملت انتظار نداشت که چون پدرم جزو انقل ون بوده است باید سهم مرا از این انقلاب بدهید .
حقم است و باید حق به حقدار برسد .
جالب است فرزند این بزرگوار که آنقدر تهمت ها به او زده شد هم اکنون جزو مفسرین بزرگ قرآن کریم در خارج از کشور می باشند که آثار او در بین مسلمانان دست به دست می چرخد .
و حال روزگار برخی از آقاها و آقازاده هایشان را در این دوران می بینیم که به چه سرنوشتی دچار شده اند .
او فرزندش را به گونه ایی تربیت کرد که در خارج از کشور واقعی را به گونه ایی که مهربانی و عطوفت درونش هویداست به بیگانگان بیاموزد و برخی دیگر را چگونه به بیگانگان نشان می دهند ؟
دینی سراسر خشونت و آدمکشی و زور
آنها که روزگاری برای مردم بهشت و جهنم را به تصویر می کشیدند حال آقازاده های شان راهشان را بر خلاف پدرانشان انتخاب د . ولی فرزند او همان راه پدر را ادامه داد و وسعت بخشید ، چون راهی درست و خ بود .
خدا جای حق نشسته است .
این زنده یاد #مهدی_بازرگان معروف به بازرگان، سیاستمدار، از یاران مرحوم مصدق و از مؤسسان حزب نهضت ایران، ، پژوهشگر قرآن و نخست ت موقت ایران پس از پیروزی انقلاب است.
سی ام دی ماه سالگرد درگذشت اوست .
ایشان در سی ام دیماه هزار و سیصد و هفتاد و سه خورشیدی در ضمن سفر درمانی، در خ درگذشت و بعد از انتقال پیکر او به تهران و تشییع از مقابل حسینیه ارشاد، در قم و در مقبره خانوادگی گورستان بیات در حرم حضرت معصومه (س) به خاک س شد.
از ایشان حدود هشتاد و هشت عنوان کتاب به یادگار مانده است که به تعدادی از آنها اشاره می شود .
انقلاب ایران در دو حرکت ،
آموزش قرآن ، اختیار ،
از خداپرستی تا خودپرستی ،
اول به فکر ایران! دوم به فکر ایران سوم هم به فکر ایران.
بازی جوانان با سیاست ، چرا با استبداد مخالفیم ، خدا در اجتماع
خالی از لطف نیست که #داش_فرید در این مطلب نیز از # _ابراهیم_یزدی و # _علی_اکبر_معین_فر که در سال جاری روحشان به بازرگان پیوست یادی کنم.
روحشان شاد و یادش گرامی باد.



کانال #داش_فریدصلواتی
رو مه نگار. هنرمند
https://telegram.me/farid_salavati

اطلاعات

  • منبع: http://samadadi.blog.ir/post/2
  • مطالب مشابه: بازرگان
  • کلمات کلیدی: انقلاب , ,نبود ,دوران ,بازرگان ,بودند , بازرگان
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.