مدیریت یادگیری

وبلاگ با نام مدیریت یادگیری
ـ آموزش و پرورش سنتی به دنبال تجلیل است و آموزش مدرن به دنبال تحلیل. ـ آموزش و پرورش سنتی می خواهد «آن چه هست» را «حفظ کند». حال آن که آموزش مدرن به دنبال آن است که آن چه هست را «تحوّل» ببخشد. ـ آموزش و پرورش مدرن، دانش آموز را به جلو حرکت می دهد ولی آموزش و پرورش سنتی او را نگه می دارد. ـآموزش و پرورش سنتی در تلاش است تا این نسل با دنیا و جهان پیرامونش بیگانه باشد و از آن بگریزد و آموزش مدرن می خواهد مخاطبانش «دنیا را بشناسند و با آن تعامل کنند».
ـ آموزش و پرورش سنتی مقلّد و پیرو می پروراند و آموزش مدرن، محقّق و پیشرو.
ـ آموزش و پرورش سنتی نگاه دانش آموز را به گذشته خیره می دارد و آموزش مدرن این نگاه را به حال و آینده معطوف می نماید. ـ آموزش و پرورش سنتی تشکیلاتی است تا همه را متحدالشکل، متحدالفکر، متحدالرأی و متحدالعقیده بسازد، حال آن که آموزش و پرورش مدرن امکانات می دهد تا توانایی و ظرفیت های درونی افراد توسعه یابد و در تلاش است که هر انسانی برابر با یک مفهوم جدید و تازه است. ـ آموزش و پرورش سنتی فقط آن چه خود داریم را مطلق همه خوبی ها و برترین معرفی می کند و آموزش مدرن مطلق نمی نگرد و آزاد شی را می آموزاند و نسبی شی را محقق می سازد. در آموزش و پرورش سنتی به دنبال افزایش آمار قبولی دانش آموزان ایم، هنوز به جای آن ها فکر می کنیم، برای آن ها تصمیم می گیریم و انتخاب می کنیم. نقش و تأثیری که آموزش و پرورش در فراهم آوردن لوازم توسعه یافتگی همه جانبه ایفا می کند با هیچ نهاد دیگری قابل مقایسه نیست. هسته اولیه مشارکت اجتماعی، مسؤولیت پذیری، احترام و عمل به قانون، استقلال شخصیت، تفکر انتقادی و خلاقیت در آموزش و پرورش شکل می گیرد. ما آموزش و پرورش به تابعی از متغیرات و برآیندی از تأثیرات نهاد سیاست و قدرت مبدل ساخته ایم در حالی که اگر خواهان ایفای نقش اساسی و صحیح نظام آموزشی در فرایند توسعه یافتگی هستیم، باید نهاد آموزش را برآیند عقلانیت و در خدمت ارتقاء تفکر انتقادی، رشد انگیزه های ملی و توسعه توانمندی های فردی و روحیه ابتکار و خلاقیت بدانیم.

منبع:https://www.ihoosh.ir
مقایسه آموزش و پرورش و مدرن

سنتی مدرن مدرسه دانش آموزان را برای زندگی آماده می کند. مدرسه بخشی از زندگی است. معلمان منبع قدرت و اطلاعات هستند و یادگیرندگان منفعلانه اطلاعات را جذب و از قدرت تبعیت می کنند. معلمان تسهیل گر، راهنما و پرورش دهنده تفکر هستند. والدین بیرون از آموزش مستند و در آن مشارکت ندارند. والدین به عنوان منبع با ارزشی در تعیین اه و برنامه ریزی آموزش مشارکت دارند. جامعه به جز در تأمین بودجه ی مدرسه کاملاً از آن جدا است. جامعه، توسعه مدرسه و کلاس و ادامه ی آنهاست. تصمیم گیری در آن متمرکز و بر عهده سیستم اداری است. تصمیم گیری با مشارکت نمایندگان گروه های مختلف دست اندرکار و لاینفع انجام می گیرد. معیارهای بیرونی، خصوصاً نتایج آزمون ناظر بر برنامه ریزی هستند. مأموریت، فلسفه و اه به برنامه ریزی شکل می­دهند. یادگیری خطی است و شامل انباشت معلومات و یادگیری مهارت از طریق سخنرانی، برگه های کار و متون درسی است. یادگیری ح ونی و شامل اه وسیع و عمیق است و از طرق بازی، تجربه مستقیمم و تعامل اجتماعی ساخته می شود. آموزش خطی و عمدتاً بر پاسخ­های درست متمرکز است آموزش بر سوال های به خصوص دانش آموزان متمرکز است. رشته های درسی خصوصاً زبان و ریاضی از هم جداست. رشته های درسی درهم تنیده هستند و دانش آموزان ارتباط آن ها را کشف و برقرار می سازند. مهارت ها هدف تلقی و با جدیت آموزش داده می شوند. مهارت ها به محتوا مربوط هستند و به عنوان ابزار در نظر گرفته می شوند. ارزشی نرم مرجع، بیرونی و نمره محورند. ارزشی های پیشرفت محورند و اشکال متنوعی دارند. موفقیت رقابت محور است و وابسته به مکان و زمان و حافظه و یادآوری است. موفقیت از طریق کاربرد در طی زمان فناوری تعیین می شود. محصول در نقطه پایانی مورد توجه قرار می گیرد. محصول طی فرایند شکل گیری مورد توجه قرار می گیرد. هوش به توانایی های زبانی و ریاضی منطقی اطلاق می شود. هوش به هنرها و حل خلاق مسائل واقعی زندگی اطلاق می شود. مدرسه وظیفه ای است که باید تحمّل کرد. مدرسه بخش سرگرم کننده ای از زندگی و یک چالش لذت بخش است.

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/27
  • مطالب مشابه: مقایسه آموزش و پرورش سنتی و مدرن
  • کلمات کلیدی: آموزش ,پرورش ,سنتی ,مدرن ,مدرسه ,توسعه ,پرورش سنتی ,آموزش مدرن ,دانش آموزان ,توجه قرار ,اطلاق می‌شود
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
باهوش مسئله را حل می کند. دمند از آن جلوگیری می کند. a clever person solves a problem. a wise person avoids it

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/28
  • مطالب مشابه: تفاوت باهوش و دمند
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
والدین، همواره بدنبال تربیت صحیح فرزندانشان هستند و آرزویشان موفقیت آنهاست. آنان از هیچ تلاشی برای به ثمر نشستن فرزندانشان، دست بر نمی دارند و برای آنها، بهترین آرزوها را در سر می پرورانند. اما گاهی به علت شدت علاقه به فرزند و اشتیاق به پیشرفت آنها، اه غیر واقع بینانه ای برای فرزندانشان تعریف کرده و آنها را به جهت های اشتباه راهنمایی می کنند. مناسب دیدم این مطلب رو در آستانه سال تحصیلی جدید از نظر بگذرانیم.
مدیر مدرسه ای در کلکته هندوستان، این نامه بسیار جالب و آموزنده را برای والدین دانش آموزان فرستاده است، که خواندن آن را به همه توصیه می کنیم؛ چه آنان که صاحب فرزند هستند و چه آنان که در آینده صاحب فرزند خواهند شد، و چه افرادی که همواره بدنبال فهم بیشتر از زندگی می باشند.

والدین عزیز سال تحصیلی فرزندان شما به زودی آغاز می شود.
من می دانم شما چقدر اضطراب دارید که فرزندانتان بتوانند جزء نفرات ممتاز کلاس شده و به خوبی از عهده امتحانات بر آیند.
اما لطفاً در نظر داشته باشید که در بین این دانش آموزان یک هنرمند وجود دارد که نیازی به دانستن ریاضیات ندارد.
یک کارآفرین وجود دارد که نیازی به درک عمیق تاریخ یا ادبیات انگلیسی ندارد.
یک موزیسین وجود دارد که ب نمرات بالا در شیمی برایش اهمیتی ندارد.
یک ورزشکار وجود دارد که آمادگی بدنی و فیزیکی برایش بیش از درس فیزیک اهمیت دارد.
اگر فرزندتان جزء نفرات ممتاز کلاس شد و نمرات بالایی ب کرد عالی است. در غیر این صورت، لطفا اعتماد به نفس و شخصیتش را از او نگیرید. به آنها بگویید، مشکلی نیست، آن فقط یک امتحان بود . آنها برای انجام چیزهای بزرگتری در زندگی به دنیا آمده اند.
به آنها بگویید، فارغ از هر نمره ای که ب کنند، شما آنها را دوست خواهید داشت و آنها را قضاوت نخواهید کرد.
لطفاً این را انجام دهید تا ببینید چگونه فرزندانتان، جهان را فتح خواهند کرد. یک امتحان یا نمره پایین، نبایستی آرزوها، استعداد و اعتماد به نفس آنها را فدا کند.
و در پایان، لطفا فکر نکنید که ها و ین، تنها انسان های خوشحال و خوشبخت روی زمین هستند.
با احترام فراوان
مدیر مدرسه
:dear parent
"the exams of your child are to start soon," the principal wrote. "i know you are all really anxious for your child to do well." the principal continued
"but, please do remember, amongst the students who will be sitting for the exams there is an artist, who doesn't need to understand math
there is an entrepreneur, who doesn't care about history or english literature
there is a ian, whose chemistry marks won't matter
there's an athlete…whose physical fitness is more important than physics
if your child does get top marks, that's great! but if he or she doesn't please don't take away their self-confidence and dignity from them
tell them it's ok, its just an exam! they are cut out for much bigger things in life
tell them, no matter what they score you love them and will not judge them
please do this, and when you do watch your children conquer the world
one exam or low mark won't take away their dreams and talent
and please, do not think that doctors and engineers…are the only happy people in the world




اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/29
  • مطالب مشابه: نامه مدیر مدرسه به والدین
  • کلمات کلیدی: وجود ,your ,child ,doesn ,them ,please ,وجود دارد ,your child ,آنها بگویید، ,take away ,away their
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
مقدمه کتاب تفکر و سواد رسانه ای درس ۱- رسانه در گذر زمان درس ۲- پیام همبرگری درس ۳- پنجگانه سواد رسانه ای درس ۴- تصاویر معصوم نیستند درس ۵ – از بازنمایی تا کلیشه درس ۶- کلیشه بدن-ویژه پسران درس ۷ و ۸- فنون اقناع- بخش ۱ درس ۷ و ۸- فنون اقناع- بخش ۲ درس-۹- ان-پیام درس-۱۰-بازیگردانان-بزرگ درس ۱۱ – دروازه بانی خبر درس ۱۲ – مخاطب خاص

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/30
  • مطالب مشابه: تفکروسوادرسانه ای
  • کلمات کلیدی: رسانه ,فنون اقناع ,سواد رسانه
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.



کات ساختارشکنانه زیر، پیشنهاداتی است برای معلمان محترم برای ارزی دانش آموزان محترمشان. اگر فقط تیترهای این 10 پیشنهاد را بخوانید متوجه می شوید که میزان بی شرمی در این عناوین به حدی است که شایسته است منِ معلم را به خاطر این همه بی توجهی به اصولِ نهادینه شده در ساختار آموزشی از کار بی کار کنند! نویسنده: محمدصادق باطنی با ورود کتاب تفکر و سواد رسانه ای به سبد آموزشی مدارس، پرسشهای زیادی برای دانش آموزان و معلمان ایجاد شد. با توجه به اینکه این کتاب نخستین سال تدریسِ خود را سپری می کند، شیوه ارزی از آن نیز یکی از پرسشهای رایج این روزهای معلمان سواد رسانه ای است. نکات ساختارشکنانه زیر، پیشنهاداتی است برای معلمان محترم برای ارزی دانش آموزان محترمشان. اگر فقط تیترهای این ۱۰ پیشنهاد را بخوانید متوجه می شوید که میزان بی شرمی در این عناوین به حدی است که شایسته است منِ معلم را به خاطر این همه بی توجهی به اصولِ نهادینه شده در ساختار آموزشی از کار بی کار کنند! ولی مطمئنا بیکار شدن من ارزشِ این ساختارشکنی را دارد! ساختارشکنی ای که عاملش خودِ آموزش و پرورش بوده است که اجازه داده است کتابِ ساختارشکنِ تفکر و سواد رسانه ای وارد مدارس کشور عزیزمان شود. *** ۱- حفظ ممنوع! رسانه را تعریف کنید؟ سواد رسانه ای را تعریف کنید؟ rfid چیست و چه کاربردهایی دارد؟ اینترنت اشیاء چیست؟ متن زیرمتن و فرامتن را تعریف کنید؟ پنجگانه سواد رسانه ای را نام ببردی؟ سونامی یا انقلاب ارتباطات بیشتر در چه زمینه هایی رشد می کنند؟ یاد گرفتنِ ……………… از مهمترین مهارتهای سواد رسانه ای است!!!! علی (ع) در مورد ارتباط قلب و زبان در نهج البلاغه چه فرمودند؟! چرا روباه را حیوانی مکار و حیله گر می دانیم؟! ساموئل در مورد خانواده چه می گویند؟! دیوید السون در زمینه بازنمایی خانواده چه می گویند؟! بله حقیقت دارد؛ سوالات فوق، نمونه ای از سوالات واقعی هستند که برخی از معلمان برای امتحان ترم اول تفکر و سواد رسانه ای در سال تحصیلی جاری طراحی کرده اند. به راستی این سوالات چه تفاوتی با سوالات سایر دروس و شیوه های کهنه پیشین ارزی در آموزش و پرورش دارند؟ اگر ی بخواهد به این سوالات پاسخ دهد بایست چه مهارتهایی داشته باشد؟ چگونه باید سر کلاس درس را گوش دهد و کتاب را مطالعه کند تا بتواند در آزمونی با این چنین سوالات موفق شود. نامناسب ترین شیوه طراحی سوال برای این درس این است که در لابلای صفحات کتاب، به دنبال جملات خاص بزرگان، یا بیرون کشیدن نکات عجیب و غریب از میان تصاویر و تمرینها، یا طراحی جای خالی از خطوط کتاب باشیم. چرا که در طراحی سوالاتی از این دست، معلم صرفا تمرکز خود را بر محفوظات دانش آموزان قرار داده است، برای اینکه یک نفر بتواند فلان سوال تستی یا فلان سوالِ دارای جای خالی را پاسخ بدهد بایست خط به خط کتاب درسی را مطالعه کرده باشد. حال آنکه در سردرِ این درس نوشته شده است: «تفکر» و سواد رسانه ای. دلیل تاکید بر تفکر در این درس این است که ما قرار است در آن توان تحلیل و تفکر دانش آموز را بسنجیم، نه قوه حافظه او را. درس تفکر و سواد رسانه ای اساسا درسی مسئله محور تعریف شده، نه مثل بسیاری از دروس دیگر درسی موضوع محور. از همین رو در طراحی ارزی این کتاب به شدت بایست از طرح سوالاتی که به جز محفوظات از هیچ مهارت دیگری از دانش آموزان استفاده نکرده است پرهیز نمود. ۲- اگر نمی خواهید فکر کنید، نمره ای هم در کار نیست! دانش آموزان بر اساس آنچه در طول سالهای متمادی بر آنها تحمیل شده است، ذائقه شان در سازوکار ارزی غلط شکل گرفته است. به نحوی که می دانند سوالات امتحانات هیچ کاری با هوش و فکر آنها ندارد. عبارت « زدن!» که به شوخی بین دانش آموزان رواج یافته است شاید ناخواسته معنادارترین توصیف باشد برای راه موفق شدنِ آنها در مسیر امتحانات. گویا آنها در قاعده ای نانوشته باور کرده اند که مسیر موفقیت در تحصیلاتشان به طور کامل جدا از مسیر شیدن است. اما شیوه ارزی شما بایست قوه عاقله دانش آموزانتان را به چالش بکشد. به عنوان مثال به جای آنکه از دانش آموزتان سوالِ پیش پا افتاده ی «رسانه چیست؟» را بپرسید، از وی سوال کنید، «امروز که به خانه می روید در خیابان ۳ پیام از لباسهای عابرین پیاده برای من بنویسید و جلسه بعد بیاورید.» پس از آنکه دانش آموز این سوال را پاسخ داد از او بپرسید: «آیا لباس هم می تواند رسانه باشد؟». یا مثلا به دانش آموزتان یک کتاب بدهید و به او بگویید کتاب را بخواند و آن را در پنج محور خلاصه کند. بعد ان ۵ محور را در ۵ جمله خلاصه کند. بعد آن ۵ جمله را در ۵ کلمه خلاصه کند و در آ کلِ آن فصل را در یک کلمه به شما تحویل دهد و به این طریق فکر او را تماماً در کلاستان به کار بگیرید. به همین دلیل است که اساسا نباید بشود برای آزمون این درس کلید طراحی کرد. چرا که پاسخهای این آزمون مانند نظام فکری دانش آموزان متفاوت است و ممکن است به ازای هر دانش آموز پاسخی متفاوت برای سوالاتتان داشته باشید. خلاصه اینکه بگذارید دانش آموزانتان این تجربه شیرین و سخت را پشت سر بگذارند؛ اینکه در درس تفکر و سواد رسانه ای اگر فکر نکنی نمره ای هم در کار نیست، حافظه تان را پشتِ درِ کلاس سواد رسانه ای بگذارید و با تفکرتان وارد این کلاس شوید! ۳- این آزمون کتاب باز است و همراه داشتن برگه تقلب آزاد است! در راستای آنچه پیش از این گفته شد، یکی از راههای سنجش هوش و تفکر دانش آموزان این است که به آنها بگویید می توانند سر جلسه آزمون با خودشان کتاب به همراه داشته باشند، یا مثلا می توانند پیش از آزمون در برگه ای هرچه دلشان می خواهد تقلب بنویسند و با خود به همراه بیاورند. یا حتی می توانید در سر آزمون به آنها آدرس بدهید که برای پاسخ به این سوال به مطالب کدام بخش از کتاب باید تسلط داشته باشند. در واقع شما می توانید در عمل به دانش آموزانتان بقبولانید که حتی اگر خودِ کتاب یا هر منبع کمک آموزشی دیگری هم همراه داشته باشند باز هم نمی توانند با تکیه بر کتاب از پسِ این آزمون بر بیایند. همانطور که در صحنه عمل و مواجهه با رسانه ها، همراه داشتن هیچ کت چاره ساز نیست. مهمترین ابزار مخاطب رسانه قوه تفکر اوست، اینکه بتواند در مواجهه با یک پیام رسانه ای درست بی شد، درست ع العمل نشان دهد، درست تصمیم بگیرد و درست انتخاب د. این ماجرا بایست سر آزمون هم اتفاق بیافتد. در واقع شما بایست سر جلسه آزمون موقعیتی موثر برای دانش آموزتان پدید بیاورید. مثلا برای او یک پخش کنید و همانجا از او بپرسید این پیام تبلیغاتی در زیرمتن خود از چه فنونی برای اقناع مخاطب استفاده کرده است؟ سریع هم به او آدرس بدهید که فلان جای کتاب فنون اقناع را نام برده است، اصلا مهم نیست که تو این فنون را حفظ باشی، فقط کافی است بتوانی تشخیص بدهی که فن مورد استفاده در این تبلیغ کدامیک بوده است. ۴- با هم پاسخ بدهید و با هم نمره بگیرید! یکی دیگر از راههای ارزی ، ارزی گروهی است، همواره یکی از بهترین راههای یافتن پاسخ یک سوال یا کشفِ یک اصل مباحثه است. در واقع ما با به اشتراک گذاشتن نظراتمان با دیگران، شه مان را کامل می کنیم و با استفاده از نظر دیگران ایرادات نظراتمان را برطرف می نماییم. شما هم می توانید برای سنجش دانش آموزانتان آنها را به چند گروه تقسیم کنید و به آنها تکالیف گروهی بدهید. مثلا به یک گروه دانش آموزی، ۱۰ تیتر خبری بدهید و از آنها بخواهید برای هفته بعد یا برای پایان ترم، یک «نیم تای» بالای رو مه طراحی کنند. در آنجا اخبار را اهم و مهم کنند، تیتر، روتیتر و خلاصه خبر تنظیم کنند و ع ها را در صفحه اول رو مه شان ضریب بدهند. مطمئنا دانش آموزان بدون هیچ علم و آگاهی از اصول رو مه نگاری، با این تکلیف گروهی و جدال بر سر چینش اخبار، به طور عملی و غریزی دروازه بانی خبر را تجربه می کنند و بدون حتی مطالعه یک خط خبرنگاری، با اصول خبرنگاری به طور عملی آشنا می شوند. مهمتر آنکه همه این اتفاقات را در بستر فعالیت گروهی و با تجربه د جمعی به دست می آورند. ۵- پاسخ را ول کنید، سوال و راه حل را کشف کنید! دو سوال زیر را ببینید: سوال اول- کلیشه را تعریف کنید و دو نمونه کلیشه برای دو مفهومِ «بستنی» و « » بیان کنید. سوال دوم- از شنیدنِ …………. های زیر، یاد چه چیزی یا چه ی می افتید؟! جای خالیِ سوال را با چه کلمه ای می شود پر کرد؟ …………… الف) تابستان + شیرین + یخ ——> ……… ب) پرچم سیاه + انتحاری + الله اکبر ——> ……… هر دو سوالِ فوق به مفهوم «کلیشه سازی» در رسانه ها می پردازند. اما این دو رویکرد به طراحی سوال چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟ در آموزشِ یک موضوع همواره با یک سه گانه مواجهیم: ۱- سوال، ۲- اصول و راه حل، ۳- پاسخ در نحوه آموزش و ارزی ِ ما معمولا این اتفاق می افتد: فردی که مورد ارزی قرار می گیرد با سوال ما مواجه می شود، راه حل و اصول موردنیاز برای پاسخگویی به این سوال را هم قبلا یاد گرفته و حفظ کرده است، حال بایست از طریق اصولی که می داند به «پاسخ» سوالی که از او پرسیده ایم دست یابد. شیوه ای مرسوم و جا افتاده که هم برای ارزیاب و هم برای افراد مورد ارزی به عادت و رسم تبدیل شده است. اما در شیوه آموزش و ارزی ِ «اکتشافی» اتفاقی که می افتد این است که از سه عنصر فوق، به جای آنکه عنصر پاسخ حذف شود، یکی از دو عنصرِ سوال یا راه حل حذف می شود. به این ترتیب، مخاطب بایست خودش از روی پاسخ، راه حل یا سوال را کشف نماید. همانطور که در دو سوال نخست می بینید. در سوال اول، سوال و اصول مشخص است و مخاطب بایست پاسخ را در قالب تعریف کلیشه و دو مثال برای آن بنویسد. اما در مورد دوم، اصول نامشخص است و به جای آن با پاسخ و سوال مواجهیم، اینجاست که مخاطب بایست خودش اصول را که همان کلیشه سازی باشد از میان پاسخها و سوالات کشف نماید. همچنین در گزینه های الف و ب از سوال دوم، دو عنصر حذف شده، یعنی ما به مخاطب فقط سه کلمه به دانش آموز به عنوان راه حل داده ایم، اما او هم باید پاسخ را خودش پیدا د و هم باید بخش جا افتاده از سوال را خودش تشخیص بدهد. امری که به شدت در ارتقای توان تفکر و تحلیل دانش آموز موثر است و می تواند با به چالش کشیدن حفظیاتِ مخاطب فرآیند یادگیری سواد رسانه ای را در او شتاب دهد و اینکه ما چیزی را که خودمان کشف کرده باشیم به این سادگی ها از دست نمی دهیم! ۶- بارم بندی نداریم، هرچه پاسخِ باکیفیت تر نمره ی بیشتر! همیشه یکی از استرسهای دانش آموزان سر جلسه آزمون، مواجهه با بارم سوالات است. اینکه معلم ۲۰ نمره خود را نیم نمره نیم نمره بین جاهای خالی، سوالات تستی و پاسخهای تک کلمه ای تقسیم کرده است و دانش آموز با بلد نبودن هر سوال مطمئن است که نیم نمره نیم نمره از نمره اش کاسته شده است. در صورتیکه شما در درس تفکر و سواد رسانه ای می توانید یا اساسا بارم بندی را از منظر چشمان دانش آموزان پاک کنید، یا بارمهای خود را درشت تر کنید، مثلا کل ۲۰ نمره تان را به ۴ یا نهایتا ۵ قسمت تقسیم کنید. مثلا ۵ نمره برای یک مجموعه سوال اختصاص دهید و به دانش آموزتان بگویید که کیفیت پاسخگویی اش به یک سوال می تواند نمره های از دست داده اش در سوالات دیگر را هم جبران د. خلاصه اینکه به جای درگیر ذهن دانش آموز با کمیت ارزی ، ذهن او را درگیر کیفیت سوالات ید و سعی ید پاسخهایی با کیفیت از او دریافت نمایید. ۷- به عمل کار برآید به سخندانی نیست! همانطور که در مورد ۴ توضیح داده شد یکی از مهمترین راههای ارزی یادگیری دانش آموزان فراهم شرایط برای تولید است. وقتی دانش آموز خودش تولید می کند در واقع به صورت عملی مباحث نظری را یاد می گیرد. این تولیدات از تاسیس یک کانال تلگرامی با تولید محتوا در موضوع سواد رسانه ای می تواند باشد تا بستن یک صفحه هفته نامه، تولید یک مستند کوتاه، تولید یک مجموعه ع ، نوشتن یک نامه کوتاه. این موارد می تواند بخش مهمی از نمره پایان ی دانش آموزان باشد و بسته به توانمندی معلم آنها را از موضع مصرف کننده به موضع تولیدکننده پیام تغییر دهد که این عالی ترین سطح سواد رسانه ای است. ۸- سوال از شما نمره از من! می گویند نیمی از فهمیدن یک موضوع، پرسیدن سوالات خوب راجع به آن است. شما هم می توانید فهمیدن دانش آموزانتان را از این طریق بررسی کنید. مثلا یک پیشنهاد جذاب این است که پیش از رسیدن به ایام امتحانات از بچه ها بخواهید خودشان سوالات پایان ترم را طراحی کنند، مثلا از آنها بخواهید برای روز آزمون با خود یک برگه سوال به همراه بیاورند که پاسخهایشان را هم خودشان در آن نوشته اند، یا پیش از آزمون از آنها بخواهید که تعدادی سوال برای آزمون پایان ترم پیشنهاد بدهند، سپس به بهترین سوالات نمره اختصاص بدهید و در آزمون هم از آنها استفاده کنید. خلاصه اینکه دانش آموزاتان را تحریک کنید تا برای این درس سوالاتی خوب در ذهنشان داشته باشند که این موضوع خود نیمی از مسیر یادگیری است. ۹- اینجا همه چیز با هم ترکیب شده است! یکی از مهمترین نکات در آموزش سواد رسانه ای این است که برخی مباحث نسبت به برخی دیگر عمومیت بیشتری دارند و ترکیبی از مباحث می تواند شما را در داشتن سواد رسانه ای یاری کند. مثلا مبحثِ «متن، فرامتن و زیرمتن» بحثی عام است که بسیاری از مباحث را می تواند در ذیل خود قرار دهد. در واقع شما در مواجهه با هر متن رسانه ای، می توانید آن را در این سه لایه مورد تحلیل قرار دهید. حال اگر این متن یک خبر باشد، شما می توانید ارزشهای خبری را در زیرمتنِ آن جستجو کنید؛ یا اگر این متن یک تبلیغ باشد، شما می توانید فنون اقناع را در فرامتنِ آن بررسی کنید. فلذا قرار نیست در ارزی مباحث شما سوالات را از هم جدا کنید، بلکه اتفاقا برای فهم بهتر دانش آموز صلاح در ترکیب مباحث است. مثلا به جای آنکه بپرسید «متن، زیرمتن و فرامتن در این تبلیغ چیست؟» از دانش آموز بخواهید که تکنیکهای اقناع که در زیر متن این تبلیغ به کار رفته است یا کلیشه هایی که در متن آن مورد استفاده قرار گرفته یا بازنماییِ خاصی که فرامتن آن به مخاطب القا می کند را برای شما توضیح دهد. اینگونه به او فهمانده اید که این مباحث در زنجیره ای به یکدیگر مرتبط شده اند و مرزبندی خاصی بین آنها وجود ندارد. ۱۰- از مصرف کننده بودن خسته نشده اید؟! …………………………………………………………………………………………………………….. …………………………………………………………………………………………………………….. دهمین پیشنهاد را خودتان در جای خالی فوق بنویسید! و یادتان نرود که اساسا فردِ با سواد در مواجهه با رسانه ها بایست آهسته آهسته خود را از موضع مصرف کننده ای منفعل به مصرف کننده ای فعال و هوشمند تغییر موضع دهد و زمانی می شود او را یک فرد باسوادِ واقعی نامید که وارد حوزه تولید شود. اگر ما معلمها خودمان یک مصرف کننده منفعل باشیم، چگونه می خواهیم دانش آموزانمان را به سمت تبدیل شدن به تولیدکننده ای خلاق در مواجهه با رسانه ها گرایش دهیم. وقتی کل تخصص ما «کپی پیست» و «فوروارد » باشد، دیگر چه انتظاری می شود از دانش آموزانمان داشت؟ پس بیاید پیش از هرچیز ارزی را از خودمان آغاز کنیم؛ برای خودمان آزمونی طراحی کنیم و ببینیم خودمان چقدر سوادِ دیدن و شنیدن داریم…
منبع:http://ayenehschool.ir

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/31
  • مطالب مشابه: پیشنهادات طراحی سوال درس سواد رسانه ای!
  • کلمات کلیدی: دانش ,سوال ,رسانه ,سواد ,نمره ,سوالات ,سواد رسانه ,دانش آموزان ,دانش آموز ,دانش آموزانتان ,مصرف کننده ,دانش آموزان محترمشان ,برای معلمان محترم
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
در روزگاران قدیم، مرد میانسالی دو زن داشت. یکی از زنها مسن و دیگری جوان بود. هر یک از زنها، شوهرشان را خیلی دوست داشتند و تمایل داشتند که او در سنی متناسب با آنها به نظر آید. پس از گذشت چند سال، موهای مرد به اصطلاح جوگندمی شد. برای زن جوان این اتفاق خوشایند نبود زیرا شوهرش را خیلی مسن تر از خودش نشان می داد. بنابراین هر شب موهای مرد را شانه می کرد و موهای سفیدش را می کَند. اما سفید شدن موهای مرد، زن مسن تر را خوشحال کرده بود زیرا دوست نداشت دیگران او را با مادر شوهرش اشتباه بگیرند. او هر روز صبح موهای مرد را مرتب می کرد و تا جایی که می توانست موهای سیاه مرد را می کَند. نتیجه این شد که شوهر آن دو زن، بعد از مدت کوتاهی فهمید کاملاً طاس شده است.
شرح: اگر به همه خواسته های متفاوت و متناقض اطرافیان خود پاسخ دهید به زودی خواهد فهمید که چیزی برای پاسخگویی نخواهید داشت. ی که اصول و قواعد را برای تأثیرگذاری، خوشایند یا همراهی دیگران زیر پا گذارد در نهایت به شرایطی خواهد رسید که دیگران در برخورد با او، اصول و قواعد لازم را رعایت نمی کنند. «نه» کلمه ای دوحرفی اما یکی از مهمترین کلمات در ی، مدیریت و رشد شغلی است. یادگیری «نه» گفتن (در مواقع وم)، یکی از مهمترین مهارتهای کاری، سازمانی و مدیریتی است. نه گفتن به معنی نپذیرفتن کار و مسئولیت یا از زیر کار در رفتن نیست بلکه روشی برای کنترل داشتن بر کار و زندگی شخصی و تعادل بین آنهاست به گونه ای که هم از عهده وظایف و مسئولیت ها به خوبی برآیید و هم رضایت شغلی داشته باشید.

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/26
  • مطالب مشابه: مرد ودو زنش
  • کلمات کلیدی: موهای ,دیگران
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
مقایسه آموزش و پرورش سنتی و مدرن









سنتی مدرن مدرسه دانش آموزان را برای زندگی آماده می کند. مدرسه بخشی از زندگی است. معلمان منبع قدرت و اطلاعات هستند و یادگیرندگان منفعلانه اطلاعات را جذب و از قدرت تبعیت می کنند. معلمان تسهیل گر، راهنما و پرورش دهنده تفکر هستند. والدین بیرون از آموزش مستند و در آن مشارکت ندارند. والدین به عنوان منبع با ارزشی در تعیین اه و برنامه ریزی آموزش مشارکت دارند. جامعه به جز در تأمین بودجه ی مدرسه کاملاً از آن جدا است. جامعه، توسعه مدرسه و کلاس و ادامه ی آنهاست. تصمیم گیری در آن متمرکز و بر عهده سیستم اداری است. تصمیم گیری با مشارکت نمایندگان گروه های مختلف دست اندرکار و لاینفع انجام می گیرد. معیارهای بیرونی، خصوصاً نتایج آزمون ناظر بر برنامه ریزی هستند. مأموریت، فلسفه و اه به برنامه ریزی شکل می­دهند. یادگیری خطی است و شامل انباشت معلومات و یادگیری مهارت از طریق سخنرانی، برگه های کار و متون درسی است. یادگیری ح ونی و شامل اه وسیع و عمیق است و از طرق بازی، تجربه مستقیمم و تعامل اجتماعی ساخته می شود. آموزش خطی و عمدتاً بر پاسخ­های درست متمرکز است آموزش بر سوال های به خصوص دانش آموزان متمرکز است. رشته های درسی خصوصاً زبان و ریاضی از هم جداست. رشته های درسی درهم تنیده هستند و دانش آموزان ارتباط آن ها را کشف و برقرار می سازند. مهارت ها هدف تلقی و با جدیت آموزش داده می شوند. مهارت ها به محتوا مربوط هستند و به عنوان ابزار در نظر گرفته می شوند. ارزشی نرم مرجع، بیرونی و نمره محورند. ارزشی های پیشرفت محورند و اشکال متنوعی دارند. موفقیت رقابت محور است و وابسته به مکان و زمان و حافظه و یادآوری است. موفقیت از طریق کاربرد در طی زمان فناوری تعیین می شود. محصول در نقطه پایانی مورد توجه قرار می گیرد. محصول طی فرایند شکل گیری مورد توجه قرار می گیرد. هوش به توانایی های زبانی و ریاضی منطقی اطلاق می شود. هوش به هنرها و حل خلاق مسائل واقعی زندگی اطلاق می شود. مدرسه وظیفه ای است که باید تحمّل کرد. مدرسه بخش سرگرم کننده ای از زندگی و یک چالش لذت بخش است.

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/27
  • مطالب مشابه: مقایسه آموزش و پرورش سنتی و مدرن
  • کلمات کلیدی: آموزش ,مدرسه ,می‌شود ,زندگی ,می‌گیرد ,یادگیری ,توجه قرار ,قرار می‌گیرد ,اطلاق می‌شود ,مورد توجه ,رشته‌های درسی
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
ژنرال در باغ قدم می زد. او درختان، میوه ها و محیط باغ را بررسی کرد و پس از مدتی به باغبان همراهش گفت: کاشت درختان الماس را باید زودتر شروع کنی.
باغبان گفت: چشم قربان. ولی... ولی درخت الماس پس از صد سال میوه می دهد.
ژنرال پیر اندکی در فکر فرو رفت، آنگاه نگاهش را به افق دور دست دوخت و با جدیت تمام به باغبان گفت: اگر اینطور است پس همین حالا شروع کن.

شرح:
یکی از مصادیق اولویت بندی صحیح، انجام کارهای مهم و دیربازده قبل از بقیه کارها و نیز انجام هر چه سریعتر اینگونه کارهاست.
باغبان به خود و نتایج زودبازده نگاه می کرد ولی ژنرال با دور شی، تصمیم گرفت نتیجه ای که قرار است صد سال دیگر بدست آید، صد سال دیگر بدست آید و نه صد و یک سال دیگر.

منبع:
http://www.mgtsolution.com

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/4
  • مطالب مشابه: درختان الماس
  • کلمات کلیدی: باغبان ,الماس ,ژنرال ,دیگر بدست ,درختان الماس
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
روزی لقمان در کنار چشمه ای نشسته بود. مردی که از آنجا می گذشت. از لقمان پرسید: «چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟» لقمان گفت: «راه برو.» آن مرد پنداشت که لقمان نشنیده است. دوباره سوال کرد: «مگر نشنیدی؟ پرسیدم چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟» لقمان گفت: «راه برو.» آن مرد پنداشت که لقمان دیوانه است و رفتن را پیشه کرد. زمانی که چند قدمی راه رفته بود، لقمان به بانگ بلند گفت: «ای مرد، یک ساعت دیگر بدان ده خواهی رسید.» مرد گفت: «چرا اول نگفتی؟» لقمان گفت: «چون راه رفتن تو را ندیده بودم، نمی دانستم تند می روی یا کند. حال که دیدم دانستم که تو یک ساعت دیگر به ده بعدی خواهی رسید.»

شرح: ارائه نظر باید مبتنی برارزی اولیه و مطالعه باشد و برای تصمیم گیری باید داده های اولیه را در اختیار داشته باشیم و برای رسیدن به اهدف سازمان باید امکانات واستعدادها ومنابع موجود خود را درنظر بگیریم

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/5
  • مطالب مشابه: کی خواهیم رسید؟
  • کلمات کلیدی: لقمان ,ساعت ,ساعت دیگر ,خواهی رسید ,رسید؟» لقمان ,خواهم رسید؟» ,بعدی خواهم ,خواهم رسید؟» لقمان ,بعدی خواهم رسید؟»
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
the biggest communication problem is we do not listen to understand. we listen to reply
بزرگترین مشکل ما در برقراری ارتباط با افراد این است که ما گوش نمی کنیم که بفهمیم و درک کنیم بلکه گوش می کنیم که پاسخ دهیم.

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/6
  • مطالب مشابه: بزرگترین مشکل ارتباط
  • کلمات کلیدی: بزرگترین مشکل
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
در زمان جنگ دوم جهانی در روسیه ایده ای به ذهن فرماندهان روسی برای نابود تانک های آلمانی رسیده بود به این شکل که به بدن سگهای آموزش دیده مواد منفجره می بستند که زیر تانک های آلمانی بروند و در زمان قرار گرفتن سگ زیر تانک چاشنی عمل کرده و تانک منفجر شود. در ظاهر امر ایده خیلی خوب و عالی به نظر می رسید اما در میدان واقعی جنگ، سگ ها به جای تانک های آلمانی به زیر تانک های روسی رفتند و آنها را منفجر د! فکر می کنید چرا؟ به این دلیل که تانک های آلمانی بنزینی شده بودند ولی تانکهای روسی گازوئیلی بودند و سگها هم با تانک های روسی گازوئیلی آموزش دیده بودند. نقطه قوت سگ ها حس شامه آنها بود به همین دلیل آنها طبق آموزشی که دیده بودند تانکهای گازوئیلی روسی را هدف قرار می دادند.
شرح: برخی از سازمان ها و شرکت ها، ویژگی هایی را نقاط قوت خود می دانند که در واقع در مقایسه با شرایط محیطی و رقبا یا نقطه قوت نیستند یا برع نقطه ضعف به حساب می آیند. اما این سازمان ها به دلیل نداشتن تفکر استراتژیک و بی توجهی به آن، عباراتی دهان پر کن را به عنوان نقاط قوت خود جار می زنند و به آنها عمل می کنند که موجب تضعیف یا نابودی سازمان می شوند.
منبع: www.mgtsolution.com

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/7
  • مطالب مشابه: نقاط قوت شما؟!
  • کلمات کلیدی: روسی ,بودند ,تانک ,آلمانی ,تانک‌های ,نقاط ,تانک‌های آلمانی ,دیده بودند ,آموزش دیده ,روسی گازوئیلی
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
روزی حاکم شهری دستور داد تا باغبان قصر را در میدان شهر گردن بزنند. حاکم که مردی دمند بود پیش حاکم رفت تا علت را جویا شود و جان باغبان بیچاره را نجات دهد. پس از انجام تشریفات معمول پرسید: «حاکم به سلامت باد، چه گناهی از این نگون بخت سر زده که چنین عقوبتی بر او رواست؟» حاکم با نگاهی خشمگین به گفت: «این نگون بخت که می گویی چند باریست که وقتی ان، به قصر دست درازی می کنند و از دیوار باغ راه فرار می جویند، هر چه در پی ان می دود بدانها نمی رسد. بار اول و دوم و سوم را بخشیدیم، ولی به حتم او را عمدی در کار است. تردید ندارم که این باغبان رفیق قافله و شریک ان است.» از شنیدن این موضوع لبخندی زد و گفت: «نه این مرد باغبان و نه هیچ باغبان دیگری ان را دست نتوان یافت. چون او برای حاکم می دود و ان برای خود.» حاکم از پاسخ خوشش آمد و از خون باغبان گذشت. شرح : اگر کارکنان، سازمان را از خود بدانند علاوه بر انجام تمام و کمال وظایف محوله، از انگیزه های لازم برای پیشبرد اه و تعالی سازمان نیز برخوردار خواهند بود.
منبع:www.freshiran.com

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/8
  • مطالب مشابه: باغبان قصر حاکم
  • کلمات کلیدی: باغبان ,حاکم , ان ,وزیر
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
محورهای توسعه پایدار بر محور انسانها و هماهنگ با طبیعت شکل می گیردو توسعه حقی است که باید به صورت مساوی، نسلهای کنونی و آینده را زیر پوشش قرار دهد . انسان عامل توسعه پایدار و تعلیم وتربیت ابزار این توسعه است در پاسخ به این سوال که چگونه می توان انسان را بعنوان مبنای توسعه مورد توجه قرار داد؟ و از چه سنی باید آغاز کرد ؟ بررسی های همه جانبه در جهان نشان می دهد عامل توسعه پایدار تربیت اوان کودکی است . داگلاس نورث نوبلیست اقتصادی معتقداست برای درک اینکه چه جامعه ای در آینده به توسعه دست پیدا می کند به جای بررسی فناوری های آن جامعه که از ظواهر توسعه است باید میزان خلاقیت، پرسشگری، تحرک، روحیه کار جمعی و تنوع طلبی ک ن آن کشور راسنجید . تجربیات و بررسیهای روان شناختی و تربیتی نیز حاکیست که سالهای اولیه زندگی ک ن نقش اساسی در رشد و پرورش آنان ایفا مینماید.چراکه ۸۰ درصد شخصیت کودک، پایه های اولیه اعتماد به نفس،مسئولیت پذیری و استقلال و خلاقیت ک ن، ظرف ۶ سال اولیه حیات او شکل میگیرد . براین اساس آموزش و پرورش پیش دبستانی از اهمیت ویژه ای برخورداست.اما این اهمیت و جایگاه وضروت آموزش های پیش دبستان ما را از توجه به شیوه های آموزش و متولیان آموزش مغفول گذاشته است.مغفولیتی که گاه این اهمیت و جایگاه تا حد ایجاد فرصت های شغلی – امر مطبوع و خوشایند تها- برای تحصیل کردگان بیکار با تنوع رشته های تحصیلی تنزل داده است. باتوجه به بند ۲ سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور ابلاغ شده از سوی ی،و بند ده، فصل ششم سند تحول بنیادین آموزش وپرورش که راهبردهای کلان آموزشی را برمی شمارد، آمده است: «…. ارتقای جایگاه نظام تعلیم و تربیت کشور به عنوان مهم ترین نهاد تربیت نیروی انسانی و مولد سرمایه اجتماعی و اعمال سیاست های مصوب و هدایت و نظارت بر آن، از پیش دبستانی تا به عنوان امر حاکمیتی* با توسعه مشارکت همگانی» است. با توجه به گزاره فوق آموزش امری حاکمیتی تلقی شده و امور حاکمیتی از آن دسته اموری هستند که قابل واگذاری به بخش غیر تی نیستند. با عنایت به این که در سند تحول بنیادین آموزش از دوره پیش دبستانی به عنوان بخشی از نظام آموزشی عمومی یادشده، «دوره رسمی غیراجباری» خواندن پیش دبستانی به معنای دور زدن قانونی است. بنابراین جعل عنوان «غیراجباری» هیچ معنایی ندارد. پیش دبستانی امری است که به تازگی عمومیت پیداکرده است و به نوعی امری مستحدثه است، بدین معنا که مفید بودن آن برای تقریباً همه خانواده ها مشهود بوده و رغبت والدین برای این که فرزندانشان را در این مراکز ثبت نام کنند، فراگیر شده است، پس منطقی است با توجه به روح حاکم بر اصل ۳۰ قانون اساسی -آموزش همگانی، بدون تبعیض، رایگان تا مقطعه متوسطه – این دوره باید منضم به دوران دبستان گردد. مطابق اصل ۳۰ قانون اساسی، آموزش باید تا پایان دوران متوسطه رایگان باشد، از سوی دیگر هم در متن سند مذکور، آموزش وپرورش ازجمله پیش دبستانی جزئی از وظایف حاکمیتی قلمداد شده است(بنده ده از فصل ششم)، بنابراین اخذ شهریه اجباری به هر میزان مانع قانونی دارد. ما بدون هر نوع تواضعی معترف هستیم که سیستم یا سیاست های طی شده کشورهای برتر آموزشی ، سالیان متمادی متحمل زحمات بی دریغی شده است و بد نیست از تجارب آنها بهره ببریم. یا همانند برخی از کشورها از جمله فرانسه و استرالیا و انگلیس ، سن آموزش ابتدائی را از 4 یا 5 سالگی آغاز کنیم یا با حذف دوره پیش دبستانی ، همانند کشورهای کانادا ، آلمان ، ، ژاپن ، ترکیه و اندونزی سن آموزش ابتدائی را رسما 6 یا 7 سالگی بدانیم.
*ماده ۸ قانون مدیریت خدمات کشوری، اَعمال حاکمیتی را این گونه تعریف می کند: «اموری است که تحقق آن موجب اقتدار و حاکمیت کشور است و منافع آن بدون محدودیت شامل همه اقشار جامعه گردیده و بهره مندی از این نوع خدمات موجب محدودیت برای استفاده دیگران نمی شود .

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/9
  • مطالب مشابه: پیش دبستان وامرحاکمیتی
  • کلمات کلیدی: آموزش ,توسعه ,پیش‌دبستانی ,حاکمیتی ,توجه ,تحول ,توسعه پایدار ,آموزش ابتدائی ,عامل توسعه ,تحول بنیادین ,عامل توسعه پایدار
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
گاهی احساس می شود برخی، « وزارت آموزش و پرورش » را با « بنیاد ملی نخبگان » اشتباه گرفته اند. این که چرا با اتخاذ سیاست « نخبه گرایی »، مأموریت اصلی و وظیفه ذاتی آموزش و پرورش که همانا توسعه و تعمیق « آموزش عمومی » نادیده گرفته می شود و با محوریت دادن به « نخبه گرایی »، موضوع آموزش و تربیت دانش آموزان عملاً تضعیف و ناکارآمد می شود؛ سؤالی مهم و در عین حال مسأله ای غیر قابل انکاری است. توجه بیش از حد به سیاست « نخبه گرایی » در آموزش و پرورش، بین عده کمی از دانش آموزان ( به عنوان نخبه ) با عده کثیری از ایشان، « شکاف آموزشی» ایجاد می کند؛ که رفته رفته عمیق تر و وسیع تر می شود، تا آن که به « ناعد ی آموزشی» می انجامد. در حالی که علی القاعده همه دانش آموزان کشور باید به یک اندازه از امکانات و شرایط آموزشی و تربیتی مناسب بهره مند شوند. این که چرا همواره این وزارت تعلیمی و تربیتی به جای « اقامه فریضه آموزش عمومی » و تحقق اه والای تعلیم و تربیت، آن هم به همه دانش آموزان کشور؛ بخش اعظمی از وقت و سرمایه های مادی و معنوی خود را صرف تحقق « فضیلتی به نام سیاست نخبه گرایی » می کند؛ » جای بررسی و سؤال است. اصطلاح « نخبه » در آموزش و پرورش، به دانش آموزی گفته می شود که یک یا چند استعداد او نسبت به سایر دانش آموزان پیشرفت بهتری داشته و یا از آمادگی بالاتری برخوردار است. طبق نسبت این دانش آموزان نسبت به سایرین حداکثر سه درصد است اما این که این تفکر سه درصدی به عنوان یک هژمونی و تفکر غالب تمامی طرح و برنامه های آموزش و پرورش را در سیطره خود گرفته و موجبات تعطیلی آشکار و پنهان آموزش عمومی را فراهم آورد، اعتراف ناگواری است که در ایران پیوسته تکرار می شود. وقتی طرحی مانند مسابقات فرهنگی یا علمی که در اصل خود فقط طریقیت دارند و نهم موضوعبت، محور فعالیت های اصلی و فوق برنامه می شود، برنامه های اصلی آموزشی و تربیتی تحت الشعاع آن به تدریج کنار گذاشته می شود. زیرا مطالبات مسئولان مهم تر از وظایف اصلی است که هرگز مطالبه نمی شود. توسعه علمی و فرهنگی در آموزش و پرورش را می توان بر اساس دو رویکرد « نخبه گرایانه » و « آموزش عمومی » صورت بندی و تدوین کرد : الف - در رویکرد نخبه گرایانه، موقعیت گروهی اندک، سرنوشت سایر دانش آموزان، معلمان و مدارس آموزش و پرورش را تعیین می کند. ب - در رویکرد آموزش عمومی، از طریق آموزش فراگیر و نظارت بر اجرا و ارزش ی از آن، اثر بخشی تعلیم و تربیت مورد توجه قرار می گیرد. نظارت مستمر و دقیق در آموزش مؤثر، امری ضروری است. بدون توجه به آموزش مؤثر، ارائه سبک صحیح زندگی فردی و اجتماعی تنها به یک شعار صرف تبدیل خواهد شد. اجرای تمام قد آموزش عمومی، با توجه به تمامی عوامل مورد نیاز آن، تنها راه موفقیت خواهد بود. این که چرا سیاست نخبه گرایی خواسته یا ناخواسته ( سنت و عادت ) مبنای برنامه ریزی و اجرای این گونه طرح و برنامه ها قرا می گیرد، شاید بتوان ریشه این وضعیت را در نگاه ساده لوحانه و ساده شانه به مفهوم، قلمرو و محدوده « نخبه گرایی » دانست ، مانند این که به دوره ابت در ایران به عنوان دوره ای کم ارزش و ابت نگاه می شود؛ همان طور که از خارج از آموزش و پرورش هم به این وزارت خانه به عنوان یک وزارت عیال وار مصرفی پرهزینه نگاه می شود و نه یک دستگاه مولد پر قدرت. در حال حاضر نیز در وزارت آموزش و پرورش، سیاست نخبه پروری مسیر خود را در پیش گرفته است و سایر بخش ها هم مسیر خود را، اما به دلیل دارا بودن امکانات و نیروی انسانی ماهر در بخش نخبه گرایی، امری که صرفاً « طریقیت » دارد ، چرا که باید در خدمت تعمیق و گسترش برنامه های اصلی باشد، متاسفانه « موضوعیت » پیدا کرده و کم کم جای آموزش عمومی را هم کرده است. نتیجه آن که آموزش عمومی و معلم عملاً امری رها شده و فرعی شده است و تنها در ویترین آموزش و پرورش جلوه نمایی می کنند. از سوی دیگر نخبه های شناسایی شده نیز پس از شناسایی و معرفی و ب افتخارات کشوری، استانی و شهری تاریخ مصرفشان به پایان می رسد و رها می شوند؛ بدون آن که از نخبه بودن اغلب ایشان بهره ای برده شده باشد. و نیز آینده ای برای ایشان متصور باشد. مهم ترین مرحله در « نخبه گرایی » یافتن فرد نخبه است. این مرحله دارای پیچیدگی های خاص خود است و با روش های مختص آن انجام می گیرد. اما در آموزش و پرورش این امر اغلب خیلی ساده انگاشته می شود و با اندک تلاشی شناسایی سپس در زمینه مورد نظر معرفی می شود. موضوعی که با کم ترین هزینه می تواند برای مدیران و مسئولان افتخار آفرین باشد. در مقابل مقوله « آموزش عمومی » اوضاع کاملاً متفاوتی دارد. بدین معنا که برای آموزش عمومی، نیروی انسانی ماهر و دوره دیده لازم است. معلم باید در صورت نیاز آموزش ببیند. امکانات و شرایط لازم مانند کتاب، وسایل آموزشی و کمک آموزشی، زمان و مکان مناسب باید فراهم شود. نظارت و پشتیبانی مستمر و دقیق و ... طبیعتاً چنین امری زود بازده نخواهد بود چرا که « دو صد من استخوان باید که صد من بار بردارد. » علی رغم این که این بخش یعنی آموزش عمومی اصلی و مأموریت ذاتی آموزش و پرورش است، اما هرگز نمی تواند مدبرانی را که دنبال ارائه آمار و گزارش های چشمگیر از موفقیت هستند را قانع کند. لذا سیستم مدیریتی آموزش و پرورش ترجیح می دهد فرا قانونی عمل کند و با پرداختن به نخبه گرایی پاسخ مطالبه مدیران بالادستی را بدهد. نتیجه آن اگر به امر « آموزش عمومی » اهمیت لازم داده شود، نخبه گرایی از دل آن زاده می شود و اتخاذ سیاست نخبه گرایی امری معقول و پسندیده و بلکه ضروری خواهد بود. توجه همه جانبه به سیاست نخبه گرایی با روح شعارهای نظام جمهوری ی مبنی بر « تحقق عد اجتماعی » چندان تناسبی ندارد زیرا زمینه های بسط عد اجتماعی را فراهم نمی آورد. شاید این فرمایش اکرم صلی الله علیه و آله به المؤمنین علیه السلام گویای همه آن چیزی باشد که خواستم بگویم : « یـا عَـلی ! اِذا رَأَیـتَ الـنـاسَ یَشـتَـغِـلونَ بِالـفَـضائِـلِ، فَاشـتَـغِل بِـاِتـمامِ الـفَـرائِـضِ » آن گاه که دیدی مردم به فضایل و مستحبات می پردازند، تو به اتمام فرائض و واجبات بپرداز.
منبع:sedayemoallem.ir

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/11
  • مطالب مشابه: نخبه گرایی؟؟؟؟
  • کلمات کلیدی: آموزش ,نخبه ,گرایی ,پرورش ,عمومی ,دانش ,نخبه گرایی ,آموزش عمومی ,دانش آموزان ,سیاست نخبه ,آموزش عمومی،
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
بزرگترین چالش جدی وزارت آموزش و پرورش در سال های تحصیلی گذشته به ویژه در سال تحصیلی جدید،چالش کمبود نیروی انسانی است. چالش کمبود نیروی انسانی به قدری جدی است که نه تنها به کارگیری نیروهای استخدامی جدید از طریق آزمون و فرهنگیان و شهید رجایی کفایت نخواهد کرد بلکه استفاده از نیروهای سرباز معلم، ید خدمات و حق دریس هم پاسخگو نخواهد بود. این موضوع سبب شده تا آموزش و پرورش برای تامین نیرو در سال تحصیلیِ آینده، روی شیوه هایی متمرکز شود که بدیهی ترین پیامد آنها کاهش کیفیت آموزشی خواهد بو د. یکی از روش های مورد نظر که البته چیز جدیدی نیست و فقط قرار است با جدیت بیشتری دنبال شود، تدریس اجباری مدیران، معاونان، مشاوران و س رستان بخش است که دستورالعمل آن نیز اخیراً از سوی مرکز برنامه ریزی منابع انسانی وزارت آموزش و پرورش تحت عنوان “راهنمای ساماندهی مدرسه محور” به استانها ابلاغ شده است. دستورالعملی که با هدف تامین کارکنان آموزشی و پرورشی مدارس تهیه شده است. اما نحوه توزیع نیروهای آموزشی و همچنین ساعات تدریس بین مدیران، معاونان، مشاوران و س رستان بخش هنرستان ها را بگونه ای انجام داده است که بیش از آنچه به ساماندهی بیانجامد به نابه سامانی منجر خواهد شد.
ا ام به تدریس عوامل اجرایی مدرسه در حالی صورت می گیرد که بسیاری از شاخص های نیاز مثل تعداد معاونان، مشاوران و س رستان بخش مورد نیاز مدارس همواره با اجرای سیاست های انقباضی و با توجیه صرفه جویی، تعدیل شده اند و اکنون همین تعداد اندک هم مجبور به تدریس شده اند تا شاخص های نیاز بازهم تعدیل تر! شوند.

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/15
  • مطالب مشابه: ساماندهی یا نابه سامانی!
  • کلمات کلیدی: تدریس ,مشاوران ,س رستان ,ساماندهی ,معاونان، ,آموزش ,معاونان، مشاوران ,نابه سامانی ,مدیران، معاونان، ,کمبود نیروی ,وزارت آموزش ,مدیران، معاونان
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
پیام نهفته در دل سیستم تستی کنکور برای ک ن و نوجوانان این است: "برای هر مسأله و مشکلی، تنها یک راه حل وجود دارد" و این، گزاره ای غیر واقعی است و گاه، بسیار ناامید کننده و م ب. پیام تست، که به طور ناخودآگاه منتقل می شود، در تضاد کامل با زندگی اجتماعی ما قرار دارد. ما باید یاد بگیریم و سپس به فرزندان یا دانش آموزان خود یاد بدهیم که برای حل هر مشکلی ، فقط به یک راه حل فکر نکنند بلکه راه های مختلفی را بررسی و طی نمایند. زندگی تستی"، که در آن فکر می کنیم برای هر مشکلی تنها یک راه وجود دارد که باید آن را از قبل آموخت، منشأ بسیاری از مشکلات ماست. بسیاری از ب و کارها ، به این خاطر ش ت خورده اند که صاحبان شان ، فکر می د که تنها یک راه برای موفقیت وجود دارد و آن راه هم همان راهی است که موفق های قبلی طی کرده اند. با این حال بعد از تقلید از راه موفقیت آمیز قبلی ها، چون به هدف شان نرسیده اند، کار و بارشان را تعطیل کرده اند. بسیاری از همسران از هم جدا شده اند، چون برای حل هر کدام ازمشکلات زندگی مشترک شان، تنها به راه حل های انجام یا توصیه شده توسط دیگران بسنده کرده اند و هرگز ننشسته اند که راه های جدیدتری بیابند چون اساساً یاد نگرفته اند که ممکن است راه دیگری هم وجود داشته باشد. فراموش نکنیم که دوران مطلق انگاری به پایان رسیده است و نسل جدید را باید برای عصری آماده کرد که در آن، باید یک پدیده را از زوایای گوناگون ببینند و برای رسیدن به یک مقصد راه های مختلفی را پیش روی خود ببینند و انتخاب کنند و حتی خود راه های جدیدی بسازند و بروند و پیشنهاد کنند. عصر جدید، زندگی تستی را بر نمی تابد.
منبع: www.asriran.com

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/21
  • مطالب مشابه: زندگی چهارگزینه ای
  • کلمات کلیدی: زندگی ,وجود ,کرده ,تستی ,بسیاری ,وجود دارد ,زندگی تستی
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
زنی به مشاور خانواده گفت:
من و همسرم زندگی کم نظیری داریم ؛
همه حسرت زندگی ما رو میخورند.
سراسر محبّت, شادی, توجّه, گذشت و هماهنگی.
امّا سؤالی از شوهرم پرسیدم که جواب او مرا سخت نگران کرده است.
پرسیدم اگر من و مادرت در دریا همزمان در حال غرق شدن باشیم,
چه ی را نجات خواهی داد؟
و او بیدرنگ جواب داد: معلوم است, مادرم را ؛
چون مرا زاییده و بزرگ کرده و زحمتهای زیادی برایم کشیده!
از آن روز تا حالا خیلی عصبی و ناراحتم به من بگویید چکار کنم؟
مشاور جواب داد:
شنا یاد بگیرید!
َشرح:
همیشه در زندگی روی پای خود بایستید حتی با داشتن همسر خوب......
به جای بالا بردن انتظار خود از دیگران ،توانایی خود را افزایش دهید...

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/25
  • مطالب مشابه: شنا یاد بگیرید
  • کلمات کلیدی: جواب ,زندگی
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
271-158
تست دو :برخلاف آداب و رسوم اکثر مردم جهان در گذشته و حال که احترامشان بر همدیگر، بیشتر احترام و تحیت ارباب رعیتی یا نوکر و آقائی و یا شاه و گدائی می باشد، تحیّت و احترام در ادیان الهی بالاخص ، در سطح عالی روحی و روانی و روانشناسی طراحی شده و حاکی از سلامت و ایجاد آرامش و امنیت می باشد. چرا که دستور هنگام ملاقات و برخورد انسان ها با همنوعان خود، لفظ «تحیت» و «سلام» است.وقتی ی به دیگری سلام می کند، در واقع به طرف مقابل می فهماند که از طرف من در امانی و یا خدا تو را از تمام بلیات و زشتی ها حفظ کند و آرزوی سلامت تو را دارم و زنده باشی.

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/2
  • مطالب مشابه: تست دو
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

تست یک :برخلاف آداب و رسوم اکثر مردم جهان در گذشته و حال که احترامشان بر همدیگر، بیشتر احترام و تحیت ارباب رعیتی یا نوکر و آقائی و یا شاه و گدائی می باشد، تحیّت و احترام در ادیان الهی بالاخص ، در سطح عالی روحی و روانی و روانشناسی طراحی شده و حاکی از سلامت و ایجاد آرامش و امنیت می باشد. چرا که دستور هنگام ملاقات و برخورد انسان ها با همنوعان خود، لفظ «تحیت» و «سلام» است.وقتی ی به دیگری سلام می کند، در واقع به طرف مقابل می فهماند که از طرف من در امانی و یا خدا تو را از تمام بلیات و زشتی ها حفظ کند و آرزوی سلامت تو را دارم و زنده باشی.

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/1
  • مطالب مشابه: تست یک
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
271-158
تست دو :برخلاف آداب و رسوم اکثر مردم جهان در گذشته و حال که احترامشان بر همدیگر، بیشتر احترام و تحیت ارباب رعیتی یا نوکر و آقائی و یا شاه و گدائی می باشد، تحیّت و احترام در ادیان الهی بالاخص ، در سطح عالی روحی و روانی و روانشناسی طراحی شده و حاکی از سلامت و ایجاد آرامش و امنیت می باشد. چرا که دستور هنگام ملاقات و برخورد انسان ها با همنوعان خود، لفظ «تحیت» و «سلام» است.وقتی ی به دیگری سلام می کند، در واقع به طرف مقابل می فهماند که از طرف من در امانی و یا خدا تو را از تمام بلیات و زشتی ها حفظ کند و آرزوی سلامت تو را دارم و زنده باشی.

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/2
  • مطالب مشابه: تست دو
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
تست سه:برخلاف آداب و رسوم اکثر مردم جهان در گذشته و حال که احترامشان بر همدیگر، بیشتر احترام و تحیت ارباب رعیتی یا نوکر و آقائی و یا شاه و گدائی می باشد، تحیّت و احترام در ادیان الهی بالاخص ، در سطح عالی روحی و روانی و روانشناسی طراحی شده و حاکی از سلامت و ایجاد آرامش و امنیت می باشد. چرا که دستور هنگام ملاقات و برخورد انسان ها با همنوعان خود، لفظ «تحیت» و «سلام» است.وقتی ی به دیگری سلام می کند، در واقع به طرف مقابل می فهماند که از طرف من در امانی و یا خدا تو را از تمام بلیات و زشتی ها حفظ کند و آرزوی سلامت تو را دارم و زنده باشی.


اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/3
  • مطالب مشابه: تست سه
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
حد اعلایی و با حداقل ها ه ن آه مرواریدِ اصلِ با بدل ها ه ن از معمّا ماندن ات چندی ست لذت می بری ای سؤال مشکلِ با راه حل ها هم نشین ادامه مطلب

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/4
  • مطالب مشابه: تست چهار
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
دستت را به من بده
همیشه رفتن، پا نمی خواهد
چه بسیار پاهایی که رفتن نمی دانند
دستت را به من بده
قبل از اینکه در جمجمه ام گیاه روییده باشد.

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/5
  • مطالب مشابه: رفتن پا نمی خواهد
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
خسته ام مثل تو از کمرنگی دیدارها
هر دو تنهاییم و لبریزیم از تکرارها

دنج و کوچک بود این شهری که حالا کشوریست
مملو از بسیارها بسیارها بسیارها

پیشتر اینجا به جای کافه های تنگ و تُرش
وعده میکردیم باهم بین شالیزارها

کور شد ذوق پسرها،شعرگفتن سخت شد
مد شد ازوقتی به جای دامن این شلوارها

از دیارم حال، تنها مانده در ذهنم فقط
یاد عطر شاخه های یاس بر دیوارها

آ از این شهر با هم می رویم،افسوس که
آرزوهای مرا با خنده کشتی بارها

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/6
  • مطالب مشابه: تست 6
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
گاهی
یک پیراهن چهارخانۀ مردانه هم حتی
می تواند خانۀ آدم باشد
که دلتنگی هایت را در جیبش بریزی
و دکمه هایش را
برای همیشه ببندی.

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/post/7
  • مطالب مشابه: تست هفت
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
برخلاف آداب و رسوم اکثر مردم جهان در گذشته و حال که احترامشان بر همدیگر، بیشتر احترام و تحیت ارباب رعیتی یا نوکر و آقائی و یا شاه و گدائی می باشد، تحیّت و احترام در ادیان الهی بالاخص ، در سطح عالی روحی و روانی و روانشناسی طراحی شده و حاکی از سلامت و ایجاد آرامش و امنیت می باشد. چرا که دستور هنگام ملاقات و برخورد انسان ها با همنوعان خود، لفظ «تحیت» و «سلام» است. وقتی ی به دیگری سلام می کند، در واقع به طرف مقابل می فهماند که از طرف من در امانی و یا خدا تو را از تمام بلیات و زشتی ها حفظ کند و آرزوی سلامت تو را دارم و زنده باشی.

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/1397/03/02/سلام
  • مطالب مشابه: تست2
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
برخلاف آداب و رسوم اکثر مردم جهان در گذشته و حال که احترامشان بر همدیگر، بیشتر احترام و تحیت ارباب رعیتی یا نوکر و آقائی و یا شاه و گدائی می باشد، تحیّت و احترام در ادیان الهی بالاخص ، در سطح عالی روحی و روانی و روانشناسی طراحی شده و حاکی از سلامت و ایجاد آرامش و امنیت می باشد. چرا که دستور هنگام ملاقات و برخورد انسان ها با همنوعان خود، لفظ «تحیت» و «سلام» است. وقتی ی به دیگری سلام می کند، در واقع به طرف مقابل می فهماند که از طرف من در امانی و یا خدا تو را از تمام بلیات و زشتی ها حفظ کند و آرزوی سلامت تو را دارم و زنده باشی.

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/1397/03/03/تست
  • مطالب مشابه: تست3
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
برخلاف آداب و رسوم اکثر مردم جهان در گذشته و حال که احترامشان بر همدیگر، بیشتر احترام و تحیت ارباب رعیتی یا نوکر و آقائی و یا شاه و گدائی می باشد، تحیّت و احترام در ادیان الهی بالاخص ، در سطح عالی روحی و روانی و روانشناسی طراحی شده و حاکی از سلامت و ایجاد آرامش و امنیت می باشد. چرا که دستور هنگام ملاقات و برخورد انسان ها با همنوعان خود، لفظ «تحیت» و «سلام» است. وقتی ی به دیگری سلام می کند، در واقع به طرف مقابل می فهماند که از طرف من در امانی و یا خدا تو را از تمام بلیات و زشتی ها حفظ کند و آرزوی سلامت تو را دارم و زنده باشی.

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/1397/03/06/چارت-سازمانی1
  • مطالب مشابه: تست4
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
برخلاف آداب و رسوم اکثر مردم جهان در گذشته و حال که احترامشان بر همدیگر، بیشتر احترام و تحیت ارباب رعیتی یا نوکر و آقائی و یا شاه و گدائی می باشد، تحیّت و احترام در ادیان الهی بالاخص ، در سطح عالی روحی و روانی و روانشناسی طراحی شده و حاکی از سلامت و ایجاد آرامش و امنیت می باشد. چرا که دستور هنگام ملاقات و برخورد انسان ها با همنوعان خود، لفظ «تحیت» و «سلام» است.

وقتی ی به دیگری سلام می کند، در واقع به طرف مقابل می فهماند که از طرف من در امانی و یا خدا تو را از تمام بلیات و زشتی ها حفظ کند و آرزوی سلامت تو را دارم و زنده باشی.

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/1397/03/27/تست5
  • مطالب مشابه: تست5
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
سیبصثقلثقلثقبلثقفثقفث
یبل
یلیب
لیب
لیبل ادامه مطلب

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/1397/03/27/تست7
  • مطالب مشابه: تست7
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
این متن دومین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد. زکات علم، نشر آن است. هر وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از وبلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید فارسی در اینترنت خواهد داشت. انتشار جزوات و متون درسی، یافته های تحقیقی و مقالات علمی از جمله کاربردهای علمی قابل تصور برای ,بلاگ ها است. همچنین وبلاگ نویسی یکی از موثرترین شیوه های نوین اطلاع رسانی است و در جهان کم نیستند وبلاگ هایی که با رسانه های رسمی خبری رقابت می کنند. در بعد ب و کار نیز، روز به روز بر تعداد شرکت هایی که اطلاع رسانی محصولات، خدمات و رویدادهای خود را از طریق بلاگ انجام می دهند افزوده می شود.

اطلاعات

برخلاف آداب و رسوم اکثر مردم جهان در گذشته و حال که احترامشان بر همدیگر، بیشتر احترام و تحیت ارباب رعیتی یا نوکر و آقائی و یا شاه و گدائی می باشد، تحیّت و احترام در ادیان الهی بالاخص ، در سطح عالی روحی و روانی و روانشناسی طراحی شده و حاکی از سلامت و ایجاد آرامش و امنیت می باشد. چرا که دستور هنگام ملاقات و برخورد انسان ها با همنوعان خود، لفظ «تحیت» و «سلام» است. وقتی ی به دیگری سلام می کند، در واقع به طرف مقابل می فهماند که از طرف من در امانی و یا خدا تو را از تمام بلیات و زشتی ها حفظ کند و آرزوی سلامت تو را دارم و زنده باشی. راستی غیر از در کدام مکتب اعم از مادی و معنوی دیده شده که احترام انسانها هنگام برخورد با یکدیگر تا ا ین اندازه با الفاظ لطیف و روحبخش و محبت آمیز و مایه صلح و دوستی آغاز شده باشد؟ در این مورد آنقدر پیش می رود که اگر ی بدون این که سلام بگوید، شروع به سخن گفتن کند، جواب ندهید چنان که پیشوای می فرماید: فَمَن بدأ بِالکلامِ قبلَ السَّلام فَلا تُجیبُوهُ؛ هر پیش از سلام، سخن گفتن آغاز نماید، پاسخ ندهید.[۱] همچنین فرمود: نزدیکترین مردم به خدا و ی است که سخن خود را با سلام شروع نماید: «إِنَّ اَولیَ النّاسِ بِاللّهِ و بِرَسُوله مَن بدءَ بِالسّلام»[۲] «نزدیک ترین مردم به خدا و ش، ی است که سخن خود را با سلام آغاز نماید». باز نقل شده است که رسول گرامی صلی الله علیه و آله به انس فرمود: «یا أنس سَلِّم علی مَن لقَیتَ یزید اللّه فِی حسناتِکَ و سلَّمْ فی بیتِکَ یزید اللّه فی برکتک».[۳] «ای انس هر را ملاقات کردی سلام کن که خدا بر حسنات تو می افزاید و (هروقت) به خانه خود وارد شدی سلام کن که خدا برکت خانه ات را زیاد می کند». چنان که از فرمایش رسول گرامی صلی الله علیه و آله استفاده می شود، باید به همه سلام کرد مگر جاهائی که استثناء شده که انشااللّه در شماره آینده تحت عنوان «سلام از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام» خواهد آمد. می بینیم حتی انسان هنگام ورود به خانه خود هم بهتر است سلام کند. در مقابل، توصیه شده است که جواب سلام را به بهتر از الفاظی که طرف سلام کرده یا حداقل مثل آن لفظ بدهد. چنان که در آیه شریفه 86 سوره نساء می خوانیم: «وَإِذَا حُیِّیْتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا...».[۴] هرگاه به شما تحیت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید؛ یا(لااقل) به همان گونه پاسخ گوئید...

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/1397/03/02/سلام
  • مطالب مشابه: سلام
  • کلمات کلیدی: سلام , ,آغاز ,چنان ,هنگام ,احترام ,یزید اللّه ,گرامی ,رسول گرامی ,رسول گرامی
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
کارشناس فناوری داخلی113 تماس کارشناس فناوری داخلی113 تماس کارشناس فناوری داخلی113 پیام

اطلاعات

  • منبع: http://samim.blog.ir/1397/03/06/چارت-سازمانی1
  • مطالب مشابه: چارت سازمانی1
  • کلمات کلیدی: داخلی113 ,فناوری ,کارشناس ,کارشناس فناوری ,فناوری داخلی113 ,تماس کارشناس ,داخلی113 تماس ,کارشناس فناوری داخلی113 ,تماس کارشناس فناوری
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها