در انتظار ظهور

وبلاگ با نام در انتظار ظهور

با توجه و دقت در روایات و اجادیث درمی ی م که خداوند چند گناه را به سختی می بخشد:

1- عمداً نخواندن

2- به ناحق آدم کشتن
3- عقوق والدین
4- آبرو بردن





این گناهان این قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی شوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش العلما بود، برای تعریف می کرد: «به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من ی چه می گویی؟ می گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی ی را نبر!» الان در زمان ما هیئتی ها، مسجدی ها و مقدس ها آبرو می برند.

عزیز من می خواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضی ها با زبانشان می روند جهنم.

روایت داریم که می فرماید اغلب جهنمی ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه می خورند و از دیوار مردم بالا می روند. یک مشت مؤمن مقدس را می آورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیئت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می برند.

المؤمنین به حارث همدانی می فرماید:

اگر هر چه را که می شنوی بگویی؛ دروغ گو هستی.

گنا ار چند نوع است:

عده ای گناه می کنند، بعد ناراحت و پشیمان می شوند؛ سوز و گداز دارند؛ توبه می کنند و هرگز فکر نمی کنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره می شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه ش تن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر پیروز می شود.





حفظ آبرو در نگاه قرآن

خداوند متعال در قرآن کریم برای حفظ آبرو و حیثیت مؤمنان اهمیت ویژه ای قائل شده است. از این رو، تحریم ای از گناهان مانند غیبت، تجسّس بیجا، تهمت، سوء ظن، بازگویی عیب دیگران، مس ه ، بدزبانی و ... به دلیل حفظ آبروی مؤمنان است. اموری که در ذیل یاد می شود، عوامل و زمینه هایی برای از میان بردن آبرو است که در قرآن کریم حرام شمرده شده است:

الف - حرمت سوءظن، تجسس، غیبت؛ «یا أیّها الّذین ءامنوا اجتنبوا کثیراً من الظنّ إنّ بعض الظنّ إثم و لا تجسّسوا و لا یغتب بعضکم بعضاً».

ب - حرمت تهمت؛ «و من ی ب خطیئة أو إثماً ثمّ یرم به بریئاً فقد احتمل بهتاناً و إثماً مبیناً».

ج - تمس ؛«یا أیّها الّذین ءامنوا لا یس قوم من قوم».

د - بدزبانی؛ «و لا تنابزوا بالألقاب بئس الاسم الفسوق بعد الإیمان».

ه - اشاعه ی ا؛ «إنّ الّذین یحبّون أن تشیع الفاحشة فی الّذین ءامنوا».

و - فاش عیوب مؤمنان؛ «لا یحبّ اللّه الجهر بالسّوء من القول إلاّ من ظلم».

با استفاده از کتاب هزار و یک نکته از قرآن کریم







ریختن آبروی مؤمن از گناهان بزرگ است

در حدیثی از رسول گرامی توهین، بدگویی و اهانت به شخص مؤمن موجب فسق عنوان شده و اگر با مؤمنی بجنگند، نشانه کفر است.

بخش دیگری از حدیث بیان می کند که خوردن گوشت افراد با ایمان حرام است .این نکته منظور از این حدیثی از باقر(علیه السلام) است که حضرت می فرمایند :

ی که از ریختن آبرو و حیثیت مردم چشم پوشی کرده و آبروی آن ها را نریزد، خداوند در روز قیامت از گناهان او صرف نظر خواهد کرد.

آبروی افراد را ریختن کار ساده ای نیست و از نظر آبرو بسیار اهمیت داشته و و ریختن آبروی مؤمن از گناهان بزرگ است.




ریختن ابروی مسلمان گناهی نابخشودنی است

قرآن کریم مؤمنان را از هرگونه قضاوت درباره دیگران بدون علم و آگاهی ممنوع کرده است، چنان که فرمود : « ولاتقفُ ما لیس لک به علمُ انّ السّمع و البَصرَ والفؤاد کلّ اولئک کان عنهُ مسئولاً»

چیزی را که به آن علم و آگاهی نداری دنبال مکن زیرا گوش و چشم و دل ، همه در پیشگاه خدای متعال مورد سؤال خواهد گرفت.

بعضی چیزها بسیار گران به دست می آیند، ولی بسیار ارزان از دست می روند. شاید نتوان باور کرد که پس از ایمان، چیزی گران تر از آبروی مسلمان وجود ندارد. آبروی یک فرد محصول یک عمر زندگی ، تلاش و سختی است که ممکن است در یک لحظه از دست برود، بنابراین گناهی نیز بالاتر و بزرگ تر از ریختن آبروی مسلمان وجود ندارد.





عمداً نخواندن

عبودیت و پرستش یکی از نیازهای انسان است. تمامی انسان ها از ابتدا تا کنون به شکلی پرستش داشته اند. روح انسان نیاز به عبادت و پرستش دارد. هیچ چیزی جای آن را پر نمی کند، و خداوند تنها موجودی است که لایق پرستش است .

صادق(علیه السلام) فرمود: اولین عملی که از انسان محاسبه می شود اوست و اگر درست بود به مابقی اعمال او نظر می شود و اگر نه به مابقی اعمال او نگاه نمی شود. و باقر(علیه السلام) فرمود: اولین چیزی که(در روز قیامت) محاسبه می شود است اگر پذیرفته شد مابقی اعمال را می پذیرند(وگرنه پذیرفته نمی شود).(منبع روایت فوق، منتخب المیزان، همان، ص298 روایت 3591-3604)






آثار نخواندن

خشم خدای متعال

خدا صلّی الله علیه و آله : هر ی را نخواند، خداوند را می بیند که بر او خشمناک است.

تباه شدن عمل

خدا صلّی الله علیه و آله : هر را از روی قصد ترک کند، خداوند عملش را تباه می کند[صحیح بخاری و سنن نسایی و مسند ابن حنبل].

کفر

خدا صلّی الله علیه و آله : هر را عمداً ترک کند، آشکارا کفر ورزیده است[عوالی اللآلی].

صادق علیه السلام : مردی نزد آمد و گفت: ای خدا، مرا سفارش کن. فرمود: را از روی قصد وامگذار که هر آن را از روی قصد ترک کند، دین از او وا رهیده است. (مسلمان نیست)[ رغیب و رهیب].

خدا صلّی الله علیه و آله ـ در سفارش به معاذ ـ : هرگز واجب را از روی قصد ترک مکن ، که هر واجب را از روی قصد ترک کند، خداوند تعهدی در برابر او ندارد[در المستدرک علی الصحیحین].

صادق علیه السلام ـ به ی که از گناهان بزرگ پرسیده بود ـ فرمود: ترک از روی قصد یا هر آنچه خدای جلّ جلاله واجب کرده است؛ زیرا خدا صلّی الله علیه و آله فرمود: هر را از روی قصد ترک کند ، از پیمان خداوند جلّ جلاله و پیمان ش ، بیرون رفته است.




عاق والدین

آنچه را خداوند از آن نهی فرموده است، برای سلامتی مادی و معنوی انسان زیان آور است. هیچ گناهی بدون خسران و ضرر نخواهد بود هرچه گناه شنیع تر باشد زیانبارتر است.

عقوق والدین نیز آثار و عواقب ناگواری برای فرد دارد که در اینجا به خلاصه ای از آنان اشاره می کنیم :

ذلت و درماندگی

در زمان اکرم «صلی الله علیه و آله وسلم»، جوان ثروتمندی پدر خویش را آزرده ساخت و از مال هنگفتش او را بهره ای نداد. بر اثر این کار زشت خداوند تمام اموالش را نابود کرد به طوری که به نان شب هم محتاج شد و همراه فقر و تنگدستی، مریضی هم به او روی آورد و ذلیل و درمانده گشت. وقتی صلی الله علیه وآله وسلم از این جریان مطلع شد فرمود: «ای انی که پدر و مادرتان را آزرده می سازید! از حال این جوان (نگون بخت) عبرت بگیرید و بدانید همان طور که در دنیا سرمایه او از کفش رفت، در آ ت نیز هر درجه ای در بهشت داشت تبدیل به درکه ای در جهنم شد. »

هادی «علیه السلام» نیز می فرماید: «العقوق یعقب القله ویودی إلی الذله »؛ «جفا به پدر و مادر، کمبود و پریشانی در پی دارد و منجر به خواری و ذلت می گردد.»


رد شدن

صادق علیه السلام فرمود: «هر به پدر و مادر خویش نگاه خشمگین افکند، هر چند آنان به او ستم کرده باشند خداوند ش را نمی پذیرد »

از این روایت استفاده می شود که اگر پدر و مادر به فرزند ظلم و ستم هم ند باز هم فرزند حق ندارد با ایشان بد رفتاری کند، چه رسد به اینکه آنان به او بدی هم نکرده باشند


محروم شدن از نظر لطف خدا

اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «به سه نفر خدای متعال نظر مرحمت نمی کند :

1-آنکه کاری انجام دهد و منت زیاد بگذارد

2-جفا کار به پدر و مادر

3-معتاد به خوری »


برخوردار نشدن از بوی بهشت

یعقوب بن شعیب می گوید: صادق «علیه السلام» فرمود: «روز قیامت ای از های بهشت کنار می رود و هر صاحب روحی بوی بهشت را (حتی) با 500 سال فاصله استشمام می کند. مگر یک گروه. پرسیدم آن ها کیستند؟ فرمود: آزار دهندگان پدر و مادر » رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «نسبت به مادر و پدر، نیکو کار باش، جایگاهت بهشت است و اگر جفاکار شدی با جهنم بساز »

اطلاعات

آ ا مان است و عصر جاهلیت ثانی مخترعان غربی عِلمشان سر به ثریا کشیده و دار و ندارشان را به حرامی ها هدیه کرده اند؛ حالا وقتی از بازار شام گذر می کنی، به جای سنگ ها، خم ها هلهله می کشند و فرود می آیند ...






دخترم، آرام باش و گوش فراده!
حرامی ها دو سال است منتظرند تا سه ساله شوی
خانه ات به جای سقف، آسمان دارد و همه چیز برای پرواز مهیاست
حرامی ها ابش کرده اند تا "ویرانه نشین شام" شوی
حرامی ها دو سال است که مشق تاریخ می کنند در دمشق؛
تا صحنه نمایش شومشان آماده شود و تو تماشاچی باشی و به تماشاگه راز دختر پادشاه کشور عشق پا بگذاری
شاهزاده خاتون رقیه سلام الله علیها را می گویم
زنجیرهای اسیری دستت،
شاهدند که خارهای بیابان به تاول پای شاهزاده رقیه بوسه می زدند، وقتی او را فرسخ ها پیاده آوردند به همین ابه ها؛
به همین مسلخ عشق!
آن ها نیک می دانستند که سه ساله حسین علیه السلام با سر پدر آرام گرفت و چون لب به لب های پدر نهاد، جان سپرد.
پس چشمان تو شهادت داد که چگونه پدرت را به مهر حسین علیه السلام سر ب د و
چشمان یتیم تو شاهد بود که مادرت را پیشت سر ب د تا اگر بهانه گرفتی، نگوید "پدرت به سفر رفته"

همه جا کربلاست و همیشه عاشورا
پس شیعه را تا به بلای کربلا نیازمایند از دنیا نخواهند برد!
سرت را بالا بگیر، که طعم بلای کربلا را چشیده ای؛ و لایق زیارت شاهزاده خاتون رقیه شده ای!
سرت را بالا بگیر و بگو

السلام علیکِ یا بنت الحسین


تصویر بالا یک دختر شیعه سوری را نشان می دهد که توسط سلفی ها به زنجیر کشیده شده و پدر و مادرش را پیش چشمش سر ب د.

اطلاعات

زردآلو گول تان نزند!!
زرد آلو
بعضی وقت ها آدم ها با انجام بعضی از کارها خودشان را از امور مهمی محروم می کنند؛ کارهای واجبی که بعداً کلی هم حسرت می خورند که ای کاش از کارهای غیر ضروری کم کرده بودند تا اصل را از دست ندهند. این داستان هر روزه زندگی انسان است که فراموش می کند کارهای مهمی در این دنیا دارد و تنها خود را سرگرم بازیچه های دنیایی می کند. و روزی خواهد رسید که او حتماً پشیمان خواهد شد!!
پس اگر سوگند خورده است آدمیان را بفریبد و مشغول زردآلوهای دنیایی شان کند پس ای فرزندان آدم شما نیز سوگند یاد کنید که هرگز در بازی های بیهوده این طرّاح کارکشته شرکت نکنید.


زردآلو!
از نظر پزشکی خوردن زردآلو قبل از غذا سبب می شود حجم معده پر شده و دیگر نتوان از وعده غذایی استفاده کامل نمود. در واقع با خوردن زردآلو نوعی سیری کاذب در انسان ایجاد می شود که اشتها به غذا خوردن را در او از بین می برد و از آنجایی که میوه ها به سرعت هضم می شوند شخص پس از مدت کوتاهی احساس گرسنگی خواهد کرد. از این رو توصیه می شود قبل از غذا زردآلو خورده نشود به خصوص اگر در جایی مهمان باشید حتماً مراقب باشید که گول زردآلوی قبل از غذا را نخورید وگرنه کلّی به نفع صاحبخانه کار کرده اید!!




بازیچه های زردآلویی!!
مَثل انسان در این دنیا مثل ی است که مهمان سفره مجلّلی است که همه اط و اشربه در آن یافت می شود. حال اگر او قبل از غذا به خوردن زردآلو! مشغول شود حتماً سیر خواهد شد و دیگر نمی تواند از آن همه غذای لذیذ استفاده کند. او فرصتی اندک دارد تا خود را برای یک سفر ابدی آماده کند و اگر زیرک باشد هرگز خود را با بازیچه های آنی دنیایی که مثل زردآلوی قبل از غذا هستند، مشغول نمی کند تا او را از مقصد و هدف نهایی اش باز دارند؛ هدفی والا که سعادت انسان در گرو آن است. «إنّ الحیوه الدنیا لهوٌ و لعبٌ»؛ زندگی دنیا بازیچه ای بیش نیست. پس انسان باید هشیار باشد و خود را با خوشی های زودگذر مشغول نکند و گول زردآلوهای ی را نخورد!


لهو و لعب دنیایی
لهو و لعب دنیایی

لهو به معنای چیزی است که از هوا و هوس انسان برخاسته است و او را به بُعد دنیایی و جسمانی اش تنزّل می دهد و فرصت کار برای آ ت را از او سلب می کند. حتماً اصطلاح «موسیقی لهوی» را شنیده اید. این نوع موسیقی از نظر فقهی حرام است و شنونده آن عملی ی را انجام می دهد. در واقع این نوع موسیقی با غافل انسان از یاد خدا او را در شهوات و جسمانیات خود فرو می برد و سبب می شود افق دید انسان محدود به دنیا گردد. لعب به معنای بازی است امّا بازی هایی که انسان را از یاد خدا غافل گرداند. از این رو انسان را از رسیدن به سعادت ابدی که با یاد الهی تأمین می شود محروم می گرداند.
تا به حال بچه های کوچک را دیده اید؟ وقتی غرق در بازی ک نه خویش اند از اطراف خویش کاملاً غافل بوده و حتی گاهی فراموش می کنند که هستند و چه هستند! انی هم که در بازیچه های دنیایی غرق می شوند فراموش می کنند که هستند و برای چه آمده اند و با غفلت از یاد خدا شقاوت را برای خویش رقم می زنند. لعب دنیا مصادیق بسیاری دارد و انواع و اقسام مختلفی از آن موجود است!
از تلف وقت، پای جعبه جادویی تلویزیون بگیر تا مبتلا شدن به ثروت اندوزی و شهرت طلبی!! چشم و هم چشمی و رقابت ها و مسابقات خانوادگی و نژادی و قومی بر سر پول و مال و نام و مقام! همه شان بازی های این دنیا هستند که اگر به لهو کشیده نشوند با همان صبغه لعبی و بازیچه بودن کافی هستند تا انسان از سعادت ابدی محروم گردد.
توصیه می شود قبل از غذا زردآلو خورده نشود به خصوص اگر در جایی مهمان باشید حتماً مراقب باشید که گول زردآلوی قبل از غذا را نخورید وگرنه کلّی به نفع صاحبخانه کار کرده اید!!


طرّاح بازی های دنیا!

حتماً او را می شناسید! منظورم طرّاح این بازی های متنوع دنیاست که مشغول شدن به هر کدام از آنها شادی را برای او به ارمغان می آورد! آری و فرزندان او در روز نخست سوگند یاد د که آدم و فرزندانش را بفریبند و او را به بازی گیرند تا فراموش کند و غافل شود که چرا آمده و برای چه آمده است! او در درون و بیرون انسان ط هایش را می گستراند و انسان نادان را بازیچه خویش می کند و در آن لحظه آ که با مرگ چشمان بسته او باز شد از او تبرّی جسته و رهایش می کند: کمثل ال إذ قال للإنسانِ اکفُر فَلَمّا کفَر قال إنّی بریءٌ منک أنّی أخافُ اللهَ ربَّ العالمینَ؛ در مثل مانند ند که به انسان گفت به خدا کافر شو پس وقتی انسان به اطاعت او کافر شد به او می گوید من از تو بیزارم که من از عقاب پروردگار عالمیان بسیار می ترسم. ( /16)

نتیجه گیری
پس دریافتیم که سوگند خورده است آدمیان را بفریبد و مشغول زردآلوهای دنیایی شان کند. پس ای فرزندان آدم شما نیز سوگند یاد کنید که هرگز در بازی های بیهوده این طرّاح کارکشته شرکت نکنید و فریب او را نخورید شاید به لطف الهی این سفر پر مخاطره دنیا به مقصد عالی خویش برسد.

اطلاعات

  • منبع: http://sobhan313.ParsiBlog.com/Posts/312/زردآلو گولتان نزند!!!/
  • مطالب مشابه: زردآلو گولتان نزند!!!
  • کلمات کلیدی: انسان ,دنيا ,زردآلو ,مشغول ,حتماً ,سوگند ,خوردن زردآلو ,حتماً مراقب ,باشيد حتماً ,مهمان باشيد ,مراقب باشيد ,باشيد حتماً مراقب ,حتماً مراقب باشيد
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.


می دانیم که همه برای رسیدن به موفقیت به طور خستگی ناپذیر تلاش می کنند اما به آنچه که در آرزویش هستند دست نمی یابند آیا مسیر موفقیت را اشتباه انتخاب کرده اند؟ هدف و مقصود مشخص و روشنی نداشته اند؟ به توانایی ها و امکانات خود بی توجه بوده اند؟ آیا در نیمه راه پی برده اند که هدف مورد نظر در رسیدن به موفقیت سعادتی به دنبال نخواهد داشت؟ سایت آسمونی در این مقاله مطالب بسیار مفید و کاربردی در مورد موفقت عنوان می کند که در ادامه می خوانید
«موفقیت همراه با حیثیت طلبی به عصبیت ، ناکامی ، محرومیت و ناخشنودی می انجامد.» ما ول م ز
موفقیت چیست ؟
چرا همواره از انسانهاى خوشبخت می پرسند: راز موفقیت شما چیست؟
هیچ جز خود فرد نمی داند که چقدر موفق است چون موفقیت یک حس درونی است که تا فرد باور نداشته باشد ی نمی تواند بگوید که او فرد موفقی است. پس به حرف دیگران بیاهمیت باشید و سعی کنید که به نظر اطرافیان نسبت به خود فقط لبخند بزنید. ببینید انی که درباره شما قضاوت می کنند خودشان چگونه هستند و در کجای راه قرار گرفته اند. در مسیرموفقیت فراز و نشیب ها و چالش های بسیاری است اما باید به آنها بی توجه باشید تا به آنچه می خواهید برسید. یکی از ویژگی های موفقیت داشتن هدف است، با یافتن راههای درست می توان به موفقیت دست پیدا کرد .
تعریف موفقیت چیست ؟
موفقیت یعنی پیشبرد تمام فاکتورهای انسان (سلامتی، معنویت، ثروت، آرامش، عشق و خدمت به دیگران)
انسان باید دارای باورهای مثبت باشد و همیشه خود را فردی ببیند که آرزو دارد باشد. افکار منفی فرد را از رسیدن به خواسته ها و اه ش دور می کند. این افکار از کودکی درون ذهنمان لانه کرده و ما را به سمتی پیش می برد که نمی خواهیم.
یک شخصیت موفق از 7 جزء تشکیل شده :
1- موقعیت شناسی
لازم است بدانید کار انسان شبیه کار دوچرخه است. تعادل دوچرخه تا زمانی حفظ می شود که در یک جهتی حرکت کند. اشکال برخی انسانها این است که می خواهند بدون حرکت و بدون مقصد تعادل خویش را حفظ کنند و برای همین است که احساس تز ل می کنند
باید برای خودتان هدف با ارزشی تعیین کنید و مهم تر از آن طرحی برای دستی به آن هدف بریزید. ببینید به دنبال چه می گردید. به آینده فکر کنید و از گذشته دست بردارید اینطوری جوان و شاداب می مانید. بی هدف حتی جسم هم وظایف خودش را درست انجام نمی دهد وقتی هدف ندارید در واقع زندگی نمی کنید شما بجز هدفهای شخصی به اه غیر شخصی هم نیاز دارید مثل کمک به دیگران
2- تفاهم
اغلب ناکامیهای ما در روابط انسانی حاصل سوء تفاهمات است و برای برخورد موثر با مسائل باید از ماهیت واقعی آن اطلاع داشت. ما با توجه به مجموعه ای از واقعیات یا شرایط انتظار داریم که دیگران هم مثل ما واکنش یا حساسیت نشان دهند ولی فراموش نکنید که هر انسانی با توجه به تصاویر ذهنی خودش نسبت به مسائل واکنش نشان می دهد. اغلب اوقات واکنش یک فرد نسبت به شما بخاطر اذیت و آزار و بدخواهی نیست بلکه به این دلیل است که آن فرد وضعیت را جور دیگری درک می کند اگر اینگونه به افراد و واکنش آنها نگاه کنید سطح تفاهم در روابط شما بالا خواهد رفت
ما تا حقیقت را درک نکنیم نمی توانیم واکنش مناسبی نشان دهیم باید بتوانیم حقیقت را ببینیم و آنرا چه خوب چه بد قبول کنیم. بسیاری از ما این اشتباه فاحش را انجام می دهیم که تقصیرات و اشکالات خود را نمی پذیریم حتی قبول نمی کنیم که جانب اشتباه را گرفته ایم قبول نمی کنیم که شرایط به غیر از آن چیزی است که ما دوست داریم و خود را فریب می دهیم و چون حقیقت را نمی شناسیم نمی توانیم حرکت مناسبی انجام دهیم
3- شجاعت
داشتن هدف و درک شرایط کافی نیست، شجاعت عمل لازم است. تنها با عمل می توان اه ، امیال و باورها را به حقیقت تبدیل کرد. اصولا در این دنیا چیز 100 % مطمئن وجود ندارد. تفاوت میان آدم موفق و غیر موفق در زمینه نقطه نظر ها و توانائیها نیست مسئله شهامتی است که انسان موفق روی نقطه نظرهای خودش نشان می دهد خطرات حساب شده را می پذیرد و دست به عمل می زند
بی تحرکی و دست روی دست گذاشتن انسان را در مواجهه با مسائل عصبی و ناتوان می کند اگر آنقدر صبر کنیم و دست روی دست بگذاریم تا از نتیجه کاری مطمئن شویم هرگز قدمی برنخواهیم داشت. هر کاری که ید احتمال اشتباه در آن هست
4- خیرخواهی
شخصیت های موفق به سایرین هم اهمیت می دهند و برای هم نوعانشان احترام قائل می شوند با دیگران همانطور که زیبنده انسانهاست رفتار می کنند. وقتی نسبت به سایرین احساس خیرخواهی بیشتری می کنیم بدون استثنا نسبت به خودمان هم خیرخواه تر می شویم یکی از بهترین شیوه های مبارزه با احساس گناه و تقصیر این است که گناه را به گردن سایرین نیندازید. ی که شخصیت موفق دارد نسبت به سایرین احساس خیرخواهی می کند مردم البته که مهم هستند و نمی توانید با آنها مانند اشیاء بی جان روبرو شوید اما برای اینکه بتوانید خیرخواهی را در خودتان افزایش دهید 3 کار می توانید انجام دهید
– سعی کنید با درک حقیقت درباره مردم ارج و قرب آنها را نزد خود بالا ببرید و فراموش نکنید که مردم بنده خداوند هستند
– به خودتان فرصت دهید کمی درباره احساسات ، نقطه نظرها ، امیال و نیازهای سایرین فکر کنید
– مردم را مهم بدانید و با این روحیه با آنان برخورد کنید. بدانید رفتاری که نشان می دهید با احساس شما رابطه مستقیم دارد
5- مناعت
از میان تمامی پستی و بلندیهایی که در زندگی وجود دارد نداشتن مناعت نفس کشنده تر از همه و غلبه بر آن از هر کاری دشوارتر است. علتش این است که چاله را به دست خودمان کنده ایم. قبول کرده ایم که ” فایده ای ندارد “، ” این کار از دست من ساخته نیست “. خیلی ساده باید در ذهن خود فرو کنیم که دست کم گرفتن خویش ، فروتنی و ش ته نفسی نیست، عیب و گناه است. شخصی که به اندازه کافی مناعت نفس دارد نسبت به دیگران احساس دشمنی نمی کند. به زور در صدد اثبات چیزی بر نمی آید. حقایق را واضح تر می بیند
حالا سوال این است که برای بهبود مناعت خود چه کنیم ؟ تصویر ذهنی انسانهای ش ت خورده و بی ارزش را فراموش کنید – مفهوم کلمه مناعت این است که قدر و ارزش خود را می دانید – و قدر ارزشهای خود را دانستن خودبینی نیست مگر اینکه گمان کنید که خودتان آفریدگار خویش هستید. بزرگترین راز ب مناعت این است که از مردم قدردانی بیشتری ید. برای فرد فرد مردم احترام قائل شوید زیرا همه انسانها بندگان خداوند هستند بنابراین موجود باارزشی به شمار می روند و عجیب آنکه مناعت خود شما با این روحیه بالا می رود
6- اعتماد به نفس
اعتماد به نفس با تجربه موفقیت ایجاد می شود وقتی کاری را برای نخستین بار شروع می کنیم از نتیجه اش آنقدرها اطلاعی نداریم علتش این است که موفقیت را تجربه نکرده ایم و باید بدانید که موفقیت تولید موفقیت می کند و حتی یک موفقیت کوچک قدمی برای موارد بعدی است و شما هم می توانید از این روش ساده برای ب اعتماد به نفس استفاده کنید
روش دیگر ایجاد عادت یادآوری موفقیتها و فراموش ناکامی های گذشته است در حالیکه بسیاری از افراد موفقیتهای گذشته را فراموش می کنند و ش تها را در خاطر نگه می دارند و در نتیجه اعتماد به نفس را از بین می برند
اما راه حل چیست ؟ برای پیروز شدن از اشتباهات پند بگیرید و بعد اشتباه را از ذهن بیرون کنید موفقیتهای گذشته را بخاطر آورید و آنها را برای خودتان تصویر کنید هر بالا ه برای یکبار هم که شده موفقیت را تجربه کرده است
7- خود پذیری
تا انسان خود را نشناسد به خوشبختی واقعی نمی رسد. مفلوک ترین انسانها آنهایی هستند که همه سعی شان بر این است که خود و دیگران را به قبول چیزی جز آنچه که هستند مجاب کنند. بی جهت خودتان را جز آنچه هستید نشان ندهید. همین هستید که هستید.
اغلب ما بهتر ، قوی تر و شایسته تر از آن هستیم که می پنداریم. با ایجاد تصویر ذهنی بهتر ، توانایی ، استعداد و قدرت جدیدی در خودتان ایجاد نمی کنید شما همه اینها را دارید و در واقع فقط آنها را مورد استفاده قرار می دهید.
خودتان را آنطور که هستید قبول کنید با تمام تقصیرها ، نقاط ضعف ، نواقص و نقاط قوت شروع حرکت شما باید از اینجا باشد. نواقص خویش را تحمل کنید. اطلاع از کمبود ها لازم است ولی خودتان را بخاطر این کمبود ها تکفیر نکنید.
میان خویش و رفتارتان فرق بگذارید. چه غم که کامل نیستید خودتان را ناراحت نکنید خیلی چیزها دارید و همه مثل شما هستند هر کدام که جز این تظاهر می کنند خودشان را گول می زنند



اطلاعات



حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!
حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!

از نظر قرآن کریم انفاق در راه خدا، تجارتى پرسود و معامله اى ارزشمند است که موجب جلب پاداش هاى عظیم و رسیدن به بهشت الهى شده، انسان را از هول و هراس قیامت ایمن نموده و موجب نجات از عذاب دردناک الهى مى شود.

آیا چیزی هست که تو مالک آن باشی؟ اگر گمان می کنی آنچه داری، تو مالک واقعی اش هستی، اشتباه بزرگی کرده ای و اگر می دانی آنچه داری، مالک واقعی آن نیستی، چرا از آن نمی بخشی؟ و حق خدا و مردم را نمی پردازی تا از وبال و گرفتاری آن روزی که مال و فرزندان به حال ی نفعی ندارند و جز برای ی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا رفته در امان باشی؟

عالیقدر در مقام مقایسه میان فقر و غنا و اینکه کدام یک برای سعادت انسان بهتر است، می فرماید: «تهیدستی از ثروت بهتر است، مگر ثروت ثروتمندی که از مال خود، قرض اشخاص پریشان حال و مقروض را ادا کند و آنان را از زیر بار قرض و فشار زندگی نجات دهد و به مسلمانان بی بضاعت و گرفتار کمک کند».

قطعاً آنچه بر پایه محکمی استوار نباشد، دوام نخواهد آورد، فرو خواهد ریخت و درهم خواهد ش ت. از این رو، انفاق و بخشش و بالاتر از آن ایثار، به زیر بناهای محکمی نیازمند هستند. مادام که این پایه ها استوار نباشند، انفاق شکل نخواهد گرفت و رشد نخواهد کرد.

آثار و برکات انفاق
انفاق در راه خدا و رفع حاجت نیازمندان آثار و برکاتِ فردی و اجتماعی متعددی در بر دارد. این آثار اعم از مادی و معنوی، و دنیوی و ا وی است. برخی از مهم ترین آثار انفاق عبارت است از:

1 تزکیه و طهارت نفس: انفاق موجب پاک شدن نفس از بسیاری از رذایل اخلاقی است؛ چنان که وجود این ویژگی برای زکات دادن، که خود گونه ای از انفاق به شمار می رود در قرآن تصریح شده است.

2 آرامش روحی: پیامد دیگر انفاق، آرامش روحی انفاقگر در دنیا و آ ت است: «اَلَّذینَ یُنفِقونَ اَمولَهُم فی سَبیلِ اللّهِ... لا خَوفٌ عَلَیهِم ولا هُم یَحزَنون» (بقره/سوره2، آیه274) «خوف» را نگرانی از آینده و «حزن» را ناراحتی و اندوه از گذشته معنا کرده اند. به نظر شماری از مفسران مراد از «تَثبیت ًا مِن اَنفُسِهِم» در آیه 265 سوره بقره آرامشی است که پس از انفاق برای انفاق کننده و انفاق شونده و در پی آن برای جامعه حاصل می شود.
انفاق در راه خدا در شمار اعمالی است که جلب رحمت خداوند و آمرزش گناهان را در پی دارد.

3 جبران و افزایش اموال: طبق وعده در قرآن خداوند کمبود مادی را که بر اثر انفاق در مال انفاق کننده پدید می آید، جبران می کند: «و ما اَنفَقتُم مِن شَیء فَهُوَ یُخلِفُهُ» (سبأ/سوره34، آیه39) مفسران مراد از «یُخلِفُه» را در این آیه جبران مادیِ اموال در دنیا یا ثواب و پاداش ا وی دانسته اند.

4 تقرب به خداوند: به تصریح آیات قرآنی خداوند انفاق گران را دوست داردو انفاق موجب قرب و انسان به خدا می شود.
5 امنیت اجتماعی: از جمله آثار خوشایند گسترش انفاق در جامعه، نقش مهم آن در گسترش امنیت و سلامت جامعه است، آن چنان که آن را از لوازم حیات اجتماعی شمرده اند. (گاه این ویژگیِ انفاق را از آیه 38 سوره محمد برداشت کرده اند.)

6 رحمت و بخشش الهی: انفاق در راه خدا در شمار اعمالی است که جلب رحمت خداوند و آمرزش گناهان را در پی دارد.
7 پاداش ا وی و فرجام نیک: انفاق مالی یا غیر مالی، هر چند کوچک باشد بر خداوند مخفی نیست و کم ترین انفاق در پرونده اعمال انسان نوشته می شود تا خداوند وی را بهتر از آنچه انفاق کرده، پاداش دهد.

شیوه کمک مالی
شخصی از انصار (مسلمین مدینه) به حضور حسین (علیه السلام) برای درخواست کمک مالی آمد و تقاضای کمک کرد. حسین (علیه السلام) فرمود: ای برادر انصاری آبرو و شخصیت خود را از سو ال رودررو، حفظ کن ، درخواست خود را در نامه ای بنویس ، که من به خواست خدا آنچه را که موجب شادی تو است انجام خواهم داد. مرد انصاری در نامه ای نوشت : ای حسین (علیه السلام) پانصد دینار به فلانی بد ارم ، و اصرار می کند که طلبش را بپردازم ، با او صحبت کن تا وقتی که پولدار شدم ، صبر کند.

وقتی حسین (علیه السلام) نامه او را خواند، به منزل تشریف برد و کیسه ای حاوی هزار دینار آورد و به آن مرد انصاری داد و فرمود: با پانصد دینار، بدهی خود را بپرداز و با پانصد دینار دیگر، زندگی خود را سروسامان بده ، و حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو 1- دیندار 2- جوانمرد 3- صاحب اص خانوادگی
چرا که در مورد آدم دیندار، دین ، نگهدار او است (و مانع آنست که آبروی تو را ببرد) و در مورد جوانمرد، او بخاطر جوانمردی ، حیا و شرم می کند، و در مورد ی که اص خانوادگی دارد، او بخاطر نیازت ، آبروی تو را نمی ریزد، بلکه شخصیت تو را حفظ می کند و بدون برآوردن حاجتت ، رد نمی شود.

اطلاعات

آخرین ارسال ها