ترسی که در وجودم رخنه کرده

پست با عنوان ترسی که در وجودم رخنه کرده از وبلاگ ثبت لحظه های مبهم
واقعا دلیل اینهمه ترسم از بابام چی میتونه باشه؟ترس از آبروم؟ترس از اینکه گوشیمو بگیره؟ترس از اینکه نذاره برم ؟ترس از اینکه نتونم درس بخونم؟ترس از اینکه عذابم بده؟ترس از اینکه با مامان بد تا کنه؟ترس از اینکه حرف و حدیث پیش بیاره؟ترس از حرف مردم؟واقعا دلیلش چیه...ب نظر خودم مورد ۱ و ۲ و ۶ و ۷ محتمل تر هستن!الان ک فکر متوجه شدم مورد ۲ با اختلاف زیادی اول شد :|بله درسته .. من تو گوشیم زندگی میکنم :( اخه خارج از گوشی زندگی شادی ندارم.. داخل گوشیم زندگیم خیلی شاد نیستا ولی حداقل سرگرمی و رنگی رنگی زیاد داره..خب من یه دختر ۲۱ ساله، نیاز دارم افکارم و احساساتم رو یه جوری بیان کنم. راه دیگه ای جز گوشی ندارم! نزدیک ۳۰ تا کانال جورواجور دارم که از ترس بابا قایمشون چون اگ ببینه میخواد بگه اینا ب دردت نمیخورن حذفشون کن. شایدم گوشیمو بگیره و مطمئنم هربار دعوا ی اون کانالا رو میکوبه تو سرم و ب همه میگه! اینجاس ک مورد ۱ و ۷ مطرح میشن و ب دنبال اونا موارد ۶ و ۵ و بقیه شون!خلاصه اینکه اگ گوشیمو بگیره درواقع یه بخشی از زندگیمو میگیرهراستشو بخواین خودمم خیلی از زندگی تو گوشیم راضی نیستم :( دلم میخواد زندگی واقعیم انقد واسم جذاب بشه ک اصن یادم نیفته دنیای مجازی هم وجود داره.. ولی خب هنوز این اتفاق نیفتاده و خودمم هنوز هیچ تلاشی در این راستا ن :(
+ کاش تلگرامو یه جوری کنن ک هیچ جوره نشه واردش شد.. شاید اینطوری از زندگی مجازیم بتونم دس بکشم...

اطلاعات

آخرین ارسال ها