چه سخت است انتخاب!

پست با عنوان چه سخت است انتخاب! از وبلاگ رافائل تنها
اونقدر خسته ام که نگو.صبح اول وقت رفتم بانک و کرکره اش رو دادم بالا و موجودی حساب بلندمدتم رو کشیدم بیرون و حواله تهران برا ید ماشین.بعد سریع رفتم شرکت. هم بازدیدکننده اداره جاتی داشتیم. هم مدیرعاملمون با دارو دسته نیویورکیش(دفتر تهرانی ها) اومده بودند. یه روز خسته کننده و پر از بدو بدو. بعد از کار رفتم خونه ی هستی. با هستی و آقای میم رفتیم بیرون. قاشق و چنگال یدم و ست پاسماوری! برا همکلاسی هم و مسواک و یه چیزای دیگه یدم.الان اومدم جلوی تلویزیون غش . جون ندارم پاشم چیزی بخورم.نمیدونم چرا اینقدر زود انرژیم ته میکشه. چقدر به استراحت نیاز دارم. فردا هم باید برم سر کار.

اطلاعات

آخرین ارسال ها