مهمانی ها

پست با عنوان مهمانی ها از وبلاگ گاه نوشت های من
امشب یه جایی برای ختم قرآن دعوت بودم. یکی از بچه ها مادر زنش فوت کرده بود و براش ختم قران چهلمش گرفته بودند. خونه شون اون طرف شهر بود و مجبور بودم یک ساعت رانندگی کنم تا برسم. تو این جور مراسم ها چند تا چیز همیشه منو اذیت میکنه. اول از همه غذا! ماشالله همه جا هم گوشت سرو میکنند و من مجبورم به همه توضیح بدم که من گوشت نمیخورم! بعضی ها خوبن و درک میکنند اما بعضی ها شورش رو در میارن و دستپاچه میرن یه غذای دیگه درست میکنند که معمولاً اون هم افتضاح است. کلاً من بد خوراک هستم، هر چیزی رو نمیخورم. بدترین ح ماجرا اینه که یه عده شروع میکنند به مس ه و طعنه زدن به من! خدا پدر اون ی که سیستم بوفه رو تو مهمونی های اینجا رسم کرد رو بیامرزه. اینطوری خیلی خیلی بهتره. یاد اون روزهای چند سال پیش که این رسم نبود میفتم که میزبان باید برای همه غذا میکشید و مجبور بودی بخوریش! مشکل دومی که در مهمانی ها دارم اینه که همه ازم سوالهای خصوصی میکنند! البته من خیلی آدم اجتماعی ای هستم و برای همین هم منو همیشه دعوت میکنند. اما هر بار باید جواب یکی رو بدم. خب دوست ندارم جواب بدم چرا این قدر با سوال تون آدم رو تحت فشار قرار میدید. این چند تا سوال همیشه ازم میشه:مجردی یا متاهل؟- درآمدت چقدره؟ چند در میاری؟- فلان چیز رو چند یدی؟- چند قسط خونه ات رو میدی؟ - چقدر از درسهات مونده؟
مشکل سومی که من تو مهمونی ها دارم اینه که بعضی ها خیلی خودشون رو بزرگ جلوه میدند. هی میگن ما اینیم و اینقدر در میاریم و ماشینمون اینه و خونمون تو این نقطه و ما هم در جواب باید اینها رو تحسین کنیم. حالا هر چی درمیاری نوش جونت تو رو خدا سرکوفتش رو به ما نزنید که چرا مثل شما نیستیم!
به هر حال با همه بدی هایی که این مهمونی ها داره خوبی های خاص خودش رو هم داره! این یکی چون ختم قرآن بود باید یه کم جدی تر میبودیم و یک جزء قرآن رو تموم میکردیم تا بتونیم حرف بزنیم. اما مهمانی های شادتر همیشه خوش هم میگذره.

اطلاعات

  • منبع: http://rezacplus.blogsky.com/1397/04/04/post-64/مهمانی-ها
  • مطالب مشابه: مهمانی ها
  • کلمات کلیدی: میکنند ,خیلی ,اینه ,جواب ,مهمانی ,بعضی ,دارم اینه
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

آخرین ارسال ها