تفسر یک توپ دارم قلقلیه

پست با عنوان تفسر یک توپ دارم قلقلیه از وبلاگ مشاوره شویی


microsoft



تفسر یک توپ دارم قلقلیه


در این مطلب قصد داریم شعر معروف «یه توپ دارم قلقلیه» را مورد بررسی قرار دهیم تا متوجه شویم شاعر این شعر قصد داشته چه مفاهیمی را به ما منتقل کند:



یه توپ دارم قلقلیه:
توپ: جسمی کروی که بیشتر وقتها جنسش از چرم یا پلاستیک است. البته برخی مواقع بچه های نسل سومی کلمه توپ را در معنای «درست و حس » هم به کار می برند!
قلقلی: بازیگر برنامه کودک که با وجود داشتن زبان، سالهاست که حرف نمی زند!
تفسیر: از آنجا که شاعر آدم ندید بدیدی است در همان بیت اول داشته هایش را به رخ مخاطب کشیده و می گوید یک عدد توپ دارد، و از آنجا که فکر می کند همه مثل خودش آی کیو پایین هستند توضیح می دهد که توپش قلقلی است؛ آخه یکی نیست بگوید مگه توپ مکعب یا مربع هم داریم؟!



سرخ و سفید و آبیه:
تفسیر: از آنجا که شاعر تحت تاثیر کلاس های کنکورش بوده پاسخ این سئوال را که توپش چه رنگی است، در قالب سه گزینه الف- سرخ ب- سفید ج آبی مطرح کرده است!



می زنم زمین هوا می ره:
هوا می ره: یعنی هوا می رود. گفته می شود بعد از «رفتن هوا» خلا به وجود می آید که در این صورت زندگی در چنین شرایطی، محال است!

تفسیر: این مصرع کمی اشکال مفهومی دارد و فاقد ساختار منطقی است. شاعر در اینجا می گوید:« می زنم زمین هوا می ره»، حال غیر از اینکه زدن توپ به زمین، چه ربطی به «رفتن هوا» دارد، این سئوال نیز برای مخاطب مطرح می شود که هوا کجا می رود؟ البته در نسخه های قدیمی آمده است: «می زنم زمین برقا می ره!» که این اتفاق به خاطر آن بوده که بعد از اثابت توپ به زمین شی ء گرد مورد نظر به سمت بالا حرکت و در نهایت به لامپ برق برخورد می کرده. در مجموع ما از این بیت نتیجه می گیریم نباید در خانه توپ بازی کنیم!



نمی دونی تا کجا می ره:
تفسیر: شاعر در اینجا یک نظریه علمی را مطرح می کند و آن اینکه وقتی توپش را به زمین می زند و هوا می رود، در اثر بوجود آمدن خلا، توپش به دوردستها می رود، طوری که خود شاعر هم نمی داند کجا رفته است!(توضیح: رابطه بین بوجود آمدن خلا و دور شدن توپ در این مطلب نمی گنجد و نیازمند پاس شونصد واحد فیزیک اتمی است!)
البته در برخی نسخه های قدیمی در ادامه این مصرع که «می زنم زمین برقا می ره» آمده است که «نمی دونی تو کجا می ره؟». بدیهی است که به علت ترکیدن لامپ، خانه تاریک شده است و شاعر نمی توانسته توپش را پیدا کند، به همین خاطر دست به دامن مخاطب شده و از او می پرسد:« نمی دونی تو [توپ من] کجا می ره؟!»



من این توپو نداشتم:
تفسیر: معلوم است که شاعر در اینجا توانسته توپش را پیدا کند، زیرا با اشاره به توپش می گوید: من «این توپو» نداشتم. همینجا پیدا شدن توپ را به این شاعر عزیز تبریک می گویم!



مشقامو خوب نوشتم:
تفسیر: احتمالا شاعر کاری را بر خلاف امور گذشته انجام داده چون آن را با ذوق و شوق بسیار تعریف می کند!



بابام بهم عیدی داد:
تفسیر: پیام شاعر این است که مشقهایتان را تنها در ایام عید خوب بنویسید تا زحماتتان هدر نرود و پدرتان به شما یک عیدی توپ بدهد!
توضیح نه چندان ضروری: توپ در جمله فوق به معنای «درست و حس » است.



یه توپ قلقلی داد:
تفسیر: پیداست شاعر آی کیو درست و حس نداشته، چون هم مشقهایش را خوب نوشته و هم ایام عید بوده، اما او به یک توپ رضایت داده؛ من اگه به جای او بودم به کمتر از پلی استیشن راضی نمی شدم!


نتیجه گیری اخلاقی: خانه جای توپ بازی نیست!
نتیجه : ایام عید زمان مناسبی برای انجام مذاکرات است!



اطلاعات

آخرین ارسال ها