missing good old days

پست با عنوان missing good old days از وبلاگ باد پاییزی
خواستم بدانی که دلم می خواهد بیایم دیدنت. می دانم . می دانم دیگر نمی شود تورا دید. اما راستش از مرور خاطره ها خسته ام. دلم می خواهد بیایم وصورتم را بگذارم روی آن سنگ سیاهی که پنج سال است شده لحافت . شاید مثل قدیمها که من بی هوا و آرام صورتم را روی صورتت می گذاشتم ،لبخند بزنی و سفت بغلم کنی. خواستم بدانی که چه دلتنگم این روزها. چه می کنی ؟ کجایی؟ راحتی و خوشحال؟ دیگر درد نداری ؟ دیگر حسرت چیزی را نمی خوری؟ ح خوب است؟ می بینی؟ ...مثل تو که دائم دلت می گرفت به یاد گذشته و بغض می کردی و می گفتی گود الد دیز... من هم مدام این روزها می گویم گود الد دیز که با تو سپری شد.

اطلاعات

آخرین مطالب

آخرین ارسال ها