حرف و فقط حرف

پست با عنوان حرف و فقط حرف از وبلاگ نوشته های دل
چهل و هشتم هم تموم شد و بروبچ خوابگاه امشب به اندازه ی عقده های 50 روزه شون زدند و تر دند.این روزها آرامش دارم اما دلم گرفته جای یک چیزی خیلی خالیه تو زندگیم نمی دونم چیه که تا این اندازه اذیتم میکنه و این همه غمگینه حال و روزم.امروزم نتونستم برم حرم تقریبا 90 درصد بچه هایی که بودن رفتن زیارت, اما من جونی برای رفتن نداشتم و به اندازه کافی گریه کلا دلم تنگ شده برای بیرون برای پاییز برای خیابون ها برای آسمون , دلم قدم زدن های دو نفره میخواد, دلم اکیپ های چند نفره میخواد اما امکان هیچ کدومش برام فراهم نیست

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

اطلاعات

آخرین ارسال ها