پاییزِ شکوفه ها

پست با عنوان پاییزِ شکوفه ها از وبلاگ سیمین بالا
دیوار بلندیست... وقتی که تنگ نظران به کلمه ی خوشبختی نگاه میکنند، هیچ از خود ندارند و خوشبختی را در زندگی دیگری میابند... دیوار بلندیست وقتی گلبرگی را از دور بی آنکه بویش را بدانی دوست داری... دیوار بلندیست وقتی در پاییز درخت با برگ هایش شکوه مندانه خدانگهدار سر میدهد... دیوار بلندیست وقتی امروز و اکنون جایگاهی برایت ندارند... دیوار بلندیست وقتی همه ی پل های پشت سر ویران شده... دیوار بلندیست وقتی در کوچه ی خ زنگ دری را به صدا در می آوری و از ترس سِ پلشتِ ترسناک و زخم آلودِ شک بی آنکه منتظر پاسخی باشی آرام قدم بر میداری... دیوار بلندیست وقتی یک پا درون جوب عمیق و پای دیگر در کنار آسف خیابان... آری دیوار بلندیست دیوار بلند حسرت
باز با باد پاییزی برگ ها میریزند و با باد بهاری شکوفه ها... ولی دیگر در ده ما برگ ها رنگی ندارند... شکوفه ها بویی ندارند... در ده ما آسمان صاف است آبی آبی.. در ده ما ستاره ها شب ها به اهالی سر میزنند... هوای ده ما خوب است اما زمینش دهن خشکانیده... دل مردم ده ما خوب است اما گرسنگی امان از دل خوب هم میبُرَد....

اطلاعات

  • منبع: http://siimiin.blog.ir/1397/08/18/پاییز-شکوفه-ها
  • مطالب مشابه: پاییزِ شکوفه ها
  • کلمات کلیدی: بلندیست ,دیوار ,ندارند ,شکوفه , دیوار ,بلندیست وقتی ,دیوار بلندیست , دیوار بلندیست
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

آخرین ارسال ها