درباره ی سلوک...

پست با عنوان درباره ی سلوک... از وبلاگ ...
- کاملن با نظر به فردیّت - شاید قابل استقراء به جمعیت! اول با حس شروع شد... حس یعنی من از تجربه های زیستی و محیطی ام خوف و رجا دریافت می ... امید می گرفتم و نا امید می شدم... در تخیل به ترسیم دست می زدم با همان هایی که داشتم حسشان می نه چیزی بیشتر.. این احساسات د کم کم به ایمان می رسید ...که رسید و ایمان را شکل داد یعنی حداقل برای من اینگونه بوده که تجمیع احساسات و برآیند احساساتی که نسبت به یک محیط داشتم گرایش و ایمان آمد و بعدتر این حس عمیق تر شد...

اطلاعات

آخرین ارسال ها