زندگی در سکوت

عبارت زندگی در سکوت در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

من سکوت خویش را گم کرده ام ای سکوت ای مادر فریادها گم شدم در این هیاهو گم شدم من که خود افسانه میپرداختم عاقبت افسانه مردم شدم ! تو کجایی تا بگیری داد من ؟ گر سکوت خویش را میداشتم زندگی پر بود از فریاد من ! "فریدون مشیری"
احساس میکنم همه ی ما به نوعی گیر کرده ایم هر کدام در جایی از زندگی گیر افتاده ایم جایی که نه راه پس داریم نه راه پیش احساس می کنم نمیتوانیم به دنبال گمشده هایمان برویم به هزاران دلیل!!! باید سکوت کنیم...باید سکوت کنیم وقتی دلمان به هوای ی پر می کشد باید سکوت کنیم وقتی درد و رنج و مرگ و انفجار انسانها را می بینیم باید سکوت کنیم باید در برابر هر آنچه که روحمان را بی رحمانه اش می دهد سکوت کنیم سکوت کنیم احساس می کنم بدجوری گیر افتاده ام در این نقطه از
زندگی را در جاده ای یافتم که سراسر سکوت بود و تنهاییعقربه ها کند شده اندگویی انتظار می کشنددر و دیوار سکوت کرده اندبه این امید که سلام ی سکوتشان را بشکندپنجره چشم به راه است من . . . اما . . . نه منتظر نیستممنتظر هیچ .....
هم از سکوت گریزان، هم از صدا بیزار چنین چرا دلتنگم؟ چنین چرا بیزار زمین از آمدن برف تازه خشنود است من از شلوغی بسیار رد پا بیزار قدم زدم! ریه هایم شد از هوا لبریز قدم زدم! ریه هایم شد از هوا بیزار اگر چه می گذریم از کنار هم آرام شما ز من متنفر، من از شما بیزار به مسجد آمدم و نا امید برگشتم دل از مشاهده ی تلخی ریا بیزار صدای قاری و گلدسته های پژمرده اذان مرده و دل های از خدا بیزار به خانه ام بروم؟خانه از سکوت پر است سکوت می کند از زندگی مرا بیزار تم
و ما پیروان ی هستیم که میفرمود تا عرق کارگر خشک نشده باید مزدش را پرداخت ...و آن ها 7 ماه حقوق نگرفته بودند *سکوت سکوت سکوت بغض...
و ما پیروان ی هستیم که میفرمود تا عرق کارگر خشک نشده باید مزدش را پرداخت ...و آن ها 17ماه حقوق نگرفته بودند *سکوت سکوت سکوت بغض...
پاییزست و دلم هوای انار میکندسکوت کرده ای رفیق! سکوت سهم ما نبودسکوت اگر چه حرف داشت به خوبی صدا نبوددل ش ته ی وبال گردن تو نیستچه بی هوا دلم ش ت! ولی نه بی هوا نبود ی که شیشه دل ترانه مرا ش تصدای بی محبتش برایم آشنا نبودرفیق! زندگی همین دو روز های و هوی نیستوگرنه عمر غاز ها به کوچ مبتلا نبودهزار بار گفته اند: “چرا سکوت میکنی؟”مگر همین سکوت تلخ جواب این چرا نبود؟!سکوت کرده ام رفیق! سکوت زخم کهنه ایستکبوتر صدایمان از اولش رها نبود!
بسم الله سکوت شاید بتواند غم را در خودش جای بدهد یا حتی عصبانیت را ، ولی دل تنگی را نه ، نمی تواند ، کم می آورد . دل تنگی بزرگ می شود ورم می کند، سکوت ترک بر می دارد، می شکند، از هم می پاشد.دل تنگی کلمه می شود ، شره می کند از سکوت می گذرد، شعر می شود ، ترانه می شود ، گاهی هم چند خط نوشته می شود . سکوت هر چقدر قلب بزرگی داشته باشد ، دل تنگی از آن بزرگتر است ...
بشتاب بە سمت سکوت و در آن آشیانە کن . صدای پرندگان را بشنو . و صدای باد ،وقتی کە با برگهای نخل عشق بازی می کند . بشتاب بە سمت سکوت و شاهد باش کە بهار کم کم از راه می رسد و گیاهان ، زمین را از خواب بیدار می کنند . تو فقط در خانەی سکوت بنشین و نگاه کن تا جهان با درونت هماهنگ شود...
سکوت کن ... سکوتگاهی حرفها پیش خودت بمانند بهتر استگاهی سکوت کن تا سبک نشویسبک نشوی سنگین تری
آهنگ جدید چنگیز حبیبیان به نام بغض سکوت new changiz habibian called bogz sokot برای آهنگ ” بغض سکوت ” به ادامه مطلب مراجعه فرمایید دریافت آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی به نام بغض سکوت از چنگیز حبیبیان (با کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸) + پخش انلاین موزیک ادامه مطلب
بعضی وقتا آدم باید حرف دلشو بزنه تا سبک بشه یه درد ... یه غم ... یه چیزی که عذاب میده آدم رو و ازش نگرانه ولی خیلی از این چیزا شخصین و فضای مجازی جای این حرفا نیست با اینکه سخته ولی ترجیح میدم ازش نگم من به این میگم سکوت سنگین ... سکوت سنگین ...
گاهی آنقدر دلم تنگ میشود،گاهی حضورت را حس میکنم گاهی خاطرات را مرور میکنم گاهی بغض آسمان دلم را بارانی میکند... هرچه هست لحظاتی ست که گذشت... سکوت،سکوت،سکوت و دیگر هیچ...

:::

با خودم خیلی کلنجار رفتم سعی خبری نگیرم ازت...اما... یهو دل زدم به دریا...اما... ... سکوت سکوت و دیگر هیچ:::
همچنان خانه در سکوت مطلق فرو رفته است...
پیاده رو خالی است درخت ها برگی ندارند آفت نیست ماه وجود ندارد حتی آسمان ناپدید شده گربه ای پرواز می کند زنی مرگ شیرین به مردها می فروشد و جوجه اردک زشت چشم به افقی دور دوخته است آقای هانس کریستین اندرسن به چه چیز فکر می کردی آن روز که رویاهای قشنگت را در مغز ما کاشتی که گمان کنیم روزی با بال و پر های سفید مان آسمان را زیباتر خواهیم کرد؟ آسمان ناپدید شده است آفت نیست ماه وجود ندارد. می خواهم اعتراض کنم به گربه ی پرنده ی به مرد های مست رو به زوال ا
مراقبه ، مراتب سکوت : یکی از راههای رشد و تعالی ، زیستن در سکوت است. فقط و فقط در سکوت است که انسان هم به لحاظ فکری و هم به لحاظ احساسی و هم به لحاظ نیازها و خواسته ها به روشنی و تعالی می‎رسد. ما در سخن گفتن غبار ایجاد می‎کنیم و در این غبار شکایت می‎کنیم که چرا نمی‎بینیم و چرا نمی رسیم ؟ چرا نیازهای خودمان را روشن و واضح تشخیص نمی‎دهیم؟ چرا از کاستی ها و نقاط ضعف خود بیخبر می‎مانیم؟ سخن گفتن فقط و فقط باید به قدر ضرورت و به وقت ضرورت باشد. عارفا
هیاهو که باشد، گوش شنوا که نباشد، قلم آبروی کلام را می د. تا چشم جور گوش را بکشد. وقتی قلم به ا یر ِ سکوت زنگِ صدا را به زر ِ انشا جاودانه می کند. تا به جادوی قلم چشم ها در سکوت بشنوند ... .
رضا علیه السلام: از نشانه های فهم عمیق و درست، بردباری، دانش و سکوت است. سکوت دری از درهای حکمت است. سکوت محبت می آورد و راهنمای هر خیری است. مِنْ عَلَامَاتِ الْفِقْهِ الْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ وَ الصَّمْتُ إِنَّ الصَّمْتَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْحِکْمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ یَکْسِبُ الْمَحَبَّةَ إِنَّهُ دَلِیلٌ عَلَى کُلِّ خَیْرٍ.کافی(ط-ال یه) ج 2، ص 113 در روایات متعددی بر رابطه تنگاتنگ حلم و علم تأکید شده است. و البته اگر ی بردبار نیست، سزاوار ا
سازنده مستند انتخاباتی در سال ۹۲ با حذف یک توئیت جنجالی اش علیه ، "اعلام سکوت" کرد.
بسم الله یک وقت هایی می مانم بین سکوت و حرف، نوشتن و ننوشتن. اصلا چرا باید ی ری از حرف ها را زد، چرا باید گفت، اصلا باید گفت؟! اینکه من بگویم یا نگویم، مشکلی را حل می کند، کاری را جلو می برد، فکری را تغییر می دهد... یک زمانی تا جایی که می شد حرف زدم، اما این روزها ترجیح می دهم، سکوت کنم. سکوت، شاید بعضی وقت ها علامت رضا باشد، اما بیشتر اوقات، علامت اعتراض است. این روزها سکوتم برای این است که نمی دانم چرا، کی، چگونه باید حرف بزنم
سکوت سرشار از سخنان ناگفته استاز حرکات ناکردهاعتراف به عشق های نهانو شگفتی های بر زبان نیامدهدر این سکوت حقیقت ما نهفته استحقیقت تو و من.مارگوت بیگل ترجمه احمد شاملو
خواست در پروژه شعر شرکت کنیم... گفتم: آقا اجازه؟! با سکوت...میشه؟! خواهش میکنم... - چشم! و یک شعر متولد شد: پیاده رو خالی است درخت ها برگی ندارند آفت نیست ماه وجود ندارد حتی آسمان ناپدید شده گربه ای پرواز می کند زنی مرگ شیرین به مردها می فروشد و جوجه اردک زشت چشم به افقی دوری دوخته است آقای هانس کریستین اندرسن به چه چیز فکر می کردی آن روز که رویاهای قشنگت را در مغز ما کاشتی که گمان کنیم روزی با بال و پر های سفید مان آسمان را زیباتر خواهیم کرد؟ آسمان ن
سکوت مرگ ...شاید همان راه باقیمانده تا مرگ باشد.. ی دیدم بنام سکوت بره هااستارلینگ به بیمارستان روانی در ب یمور می رود در ابتدا آرام است اما به ناگهان عصبانی می شود چرا که استارلینگ سعی دارد از او اطلاعات بکشدر حالی که استارلینگ با ترس در حال ترک سلول است، یکی از بیماران به کلاریس توهین بدی می کند که لکتر این عمل را بسیار زشت می پندارد و استارلینگ را صدا می کند که برگردد و به او می گوید که به دنبال یکی از بیماران سابقش بگردد. این راهنمایی، استار
دبیرکل حزب الله لبنان ضمن محکوم سکوت جهان عرب در قبال اعتصاب غذای اسرای فلسطینی اعلام کرد که نهادهای ی، ملت های عربی، اتحادیه عرب، سازمان همکاری ی و رسانه های عربی کجا هستند؟
یک چیزی مدام در دلم میگوید فرار کن.خودش را به در و دیوار میزند ،صورتش را چنگ میگیرد،زار میزند فریاد میکشد فرار کن.از همه ی این آدم ها.از همه ی این حرف هایشان و سکوت هایشان و نفهمیدن هایشان.از نفهمیدن هایشان.نفهمیدن هایشان.یک چیزی مدام میگوید خسته شده است از ارتباط.به جز یکی دو نفر محرم،از همه شان د ده شده است.به جز دنیای خودش،کتاب های خودش،عشق های خودش.میخواهم روزه ی سکوت بگیرم.نروم دنبال آدم هایی که به من زخم میزنند.نخوانم از آن ها،نشنوم.میخو
دل دادن اگرچه لحظه ی شادم بود دل دادن و دل ش تنت یادم بود هر چند که من خالق احساساتم در این قضیه سکوت ، فریادم بود علیرضا همتی فارسانی اسفند95 نظر بدهید
بعضی هاگمان میکنند آدم کلا از همان ابتدا نفهم است نفهم است و نمیفهمد نمیفهمد و شعورش به فهمیدنِ یک سری اتفاقات قد نمیدهد باید به عرض این بعضی ها برسانم که نخیر ! خیلی از آدم ها درست مثل خود من خوب میفهمند میفهمند و سکوت میکنند سکوت میکنند و هرگز به روی آن بعضی ها نمی آورند اتفاقات را سکوت آدم هایی مثل من از سر کم شعوری و نفهمی نیست جان دل ! مراعات حال است و لا غیر ... همه چیز را به حساب زرنگی نگذارید لطفا ! زرنگی رسم دیگری دارد که امثال شما بلد نیست
این طور که از شواهد پیداست مهاجم استقلال تنها به دلیل مشکلات مالى همچنان درباره تمدید قرارداد سکوت کرده است.
رقابت های هفته پایانی لیگ برتر برای ادای احترام به قربانیان حادثه معدن ذغال سنگ آذر شهر با یک دقیقه ‏سکوت و قرائت فاتحه برگزار می شود.‏
سلامحرف برای نوشتن زیاد دارم. دلم پر است. اما احساس میکنم که باید همه آنچه است را به تنهایی در خودم نگه دارم. احساس میکنم که باید تنها باشم. تنهاقبلا سکوت را دوست داشتم. ولی افسوس که هیچگاه به سکوت نخواهم رسید.همه میگویند عمر انسان چه کوتاه است. ولی چقدر طولانی است برای من.سخت بر من گذشت روزها. سخت. زندگی قسمت سختش را با من سهیم شد.خدا را شکر.تنهایی با وجود بودن آدمها در اطرافم.خدا را شکر.
سکوت برند زمانی است که یک برند در ح س و بدون فعالیت خاصی قرار می¬گیرد تا ع ¬العمل رقبا را بسنجد و به نقاط دیگر بازار نفوذ کند و مزیت رقابتی را از آن خود کند. به طور مثال،کوکاکولا و پپسی که در یک مدت زمان کوکاکولا ح silence of brand به خود می¬گیرد تا به بازار پپسی در قسمت شیکاگو نفوذ کند و با دادن off و پورسانت¬های عالی به کارکنان و مشتریان و تبلیغات گسترده توانست بازار پپسی را از آن خود کند. برند چهار اصطلاح دارد. زمانیکه در موقعیت این چهار اصطلاح قرار ب
دیدارهای هفته پایانی لیگ برتر برای ادای احترام به قربانیان حادثه معدن ذغال سنگ آزاد شهر با یک دقیقه ‏سکوت و قرائت فاتحه برگزار می شود.‏
نزدیک که میشوی ، وابسته میشویوابسته که میشوی ، پر توقع میشویو پرتوقع که میشوی ، دلش ته میشویدلش ته که میشوی ، ت میشویو ت که میشوی ، دیگر ت میمانیو بعد از آن ....سکوت است و سکوت و سکوت و دیگر ... هیچ* ی *
عضو هیات رئیسه جبهه مردمی نیروهای انقلاب گفت:اکثر سؤالاتی که در مناظره امروز خطاب به مطرح شد، بی پاسخ ماند؛ چون او و جهانگیری پاسخی نداشتند و شگرد آنها، لبخند، سکوت و فرار از مناقشه بود.
از یک جابه بعد یاد میگیری که هرچیز و هر را در ذهنت ناخودآگاه حتی قضاوت کردی، روزگار تورا در موقعیتی مشابه قرار میدهد تا آنجا که قضاوت بشوی... یاد میگیری قضاوت ن را... از یک جا به بعد شنونده شدن و بیشتر سکوت را تمرین میکنی... صبوری را سرلوحه زندگی قرار میدهی و سعی میکنی تنها محور زندگیت را بی توقعی و بی توقعی و بی توقعی قرار بدهی و ظاهر زندگی هیچ را با باطن زندگیت مقایسه نکنی... از یک جا به بعد یاد میگیری اگر آدم سیاستمداری نیستی فقط سکوت کنی... از یک
نامش و وقتی که عادات سالانه طبق تعریفشون تکرار میشن و من سر کلاسا میخوابم و شبا خوابم نمیبره.. +اونایی که من رو محکوم به قضاوت نا به جا میکنن خودشون دارن همین کار رو با شدت بیشتری انجام میدن :|و منم فقط نظراتی که ازم خواسته شده رو دارم میدم و در مورد چیزایی که واضحه حرف میزنم٫ نه چیزایی که بهم مربوط نیست :/ نه حداقل به اندازه شماها ++از بیان احساساتم عاجزم +++نمیدونم چقدر دیگه این مهدکودک رو میتونم تحمل کنم... ++++ سر مبانی ریاضی:- د جمعی چیه؟-چیزایی ک
میترسم از تنهایی..بی پناهی...از نداشتنش...از فاصله....از هر چ ک منو ازش دور کرده ...میترسم ازین سکوت...از دستهایی ک نیست...از سایه ای ک بر سرم نیست ...ازین همه سردی..ازین همه خالی و سکوت ...میترسم...میترسم...میترسم ....خدا جونم پشیمونی رو چطور بنویسم ک باورم کنه ...کمکم کن ....میترسم...میترسم
تا زمانی که : (می رنجمعصابم د می شودهمه ی عیوب بر من وارد اندهمه به من ده می گیرندمن می خواهم ؛حرفم را به کرسی بنشانمخُب ؛پس ،اگر مشکل از من است )سکوت اختیار می کنم یعنی وظیفه ای سخت تر «سکوت آنجا معنا پیدا می کند که حرفی برای گفتن باشد... عملی برای انجام دادن باشد...» اما می نویسم برای روزهایی که معلوم نیست ببینند یا خیر
گاهی تنهایی بلاهای بدی بر سر آدم می آورد...نه که بر سر جسم آدمی ، که بر روح و روانت...همه دور وبرت را خوشبخت و عاشق میبینی الا خودت، سندیت می ماند در گروی بودن همان یک نفری که نیست...همان همدل و همراه ورفیقی که نداریش...شب که میشود، انگار بمانی لب یک دره عمیق، تاریک و وهم انگیز، پایت را درونش بگذاری و تا تهش را یک سره بروی، غلت میخوری درون شب و میروی...آن وقت است که در این تنهایی غمگین، دراین سکوت ترسناک هر بلایی هم که سر خودت بیاوری هیچ نمیفهمد الا ه
او که به قربانش فرمود : سکوت بلندترینِ فریادهاست خدا را شکر که راضی هستی از زندگی ات ، خدا را شکر امیدوارم تا انتهای راه با هم بروید ، ، و اما .... همه آنچه نوشتی را به خودت ارجاع میدهم که آن را از بیخ باز بخوانی و کلاهت را قاضی کنی و خودت را قضاوت کنی ، حال برنده یا بازنده برای من ربطی ندارد ، و سر انجام باید این داستان انتهایی داشته باشد و از آنجایی که خیلی بی مزه شده بهتر است نقطه سر خط بعدی خدانگهدار و بعد از آن پایان باشد. اگر روزی در کالبدی دیگ
پیرمردی باهمسرش درفقر زیاد زندگی می د. هنگام خواب،همسر پیرمرد ازاو خواست تا شانه ای برای او ب د تا موهایش را سروسامانی بدهد. پیرمرد نگاهی حزن آمیز به همسرش کرد و گفت که نمیتوانم ب م حتی بند ساعتم شده ودرتوانم نیست تا بند جدیدی برایش بگیرم... پیرزن لبخندی زدوسکوت کرد. پیرمردفردای آن روزبعدازتمام شدن کارش به بازاررفت وساعت خودرا فروخت وشانه ای برای همسرش ید. وقتی به خانه بازگشت شانه دردست باتعجب دید که همسرش موهایش را کوتاه کرده است وبندساعت ن
سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در خصوص تناسب تاجر بودن و آموزش و پرورش بودن ف الدین دانش آشتیانی سکوت کرد.
درود در مورخ 18 /شهریور قسمت 1 را نوشتم حالا بقیه: اقای جراح 7 میلیون تومان پول نقد را گرفت گفت چندین جلسه باید شیمی درمانی انجام بدهی .اولین جلسه بیا ، یک میلیون هم بیاورید. خواهر مریض میگوید آقای یک ملیونزیاد نیست چند جلسه می خواد . معلوم نیست دقیقا بعد از جلسه اولمی گویم .سر قرار جلسه اول می رود با همشیر ه اش زمانی طو ل می کشد. مریض خواهرش ناراحت بر مگردنند به منزل . به آشنا و دوست و همسایه که احوال مریض را جویا می شوند .جریان مبلغ را می گویند . یکی

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها