غزل کار آسانی که نیست

عبارت غزل کار آسانی که نیست در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

روزی گ وارد شد و کمک خواست.به او گفتم: می خواهی تعدادی کتاب به قیمت پخش به تو بدهم که ببری بفروشی و سود کنی تا دیگر گ نکنی؟گفت: فعلا یه کمکی ید تا با خانمم م کنم.گفتم: ببخشیدرفت و دیگر برنگشت.وقتی شما به این افراد کمک می کنید در حقیقت به آنها می گویید لازم نیست تو کار کنی، بلکه من و امثال من، جت را به آسانی می دهند. به تجربه ثابت شده که درآمد بالا و بی دردسری دارند. در محله ما زباله گرد و گ داریم که منزلش دو طبقه است ولی طبق عادت و بسیار راحت و بدون خ
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست می نشینی روبرویم،خستگی در می کنی چای می ریزم برایت،توی فنجانی که نیست بازمی خندی ومی پرسی که ح بهتر است؟! باز می خندم که خیلی،گرچه می دانی که نیست چشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمی دستهایم را بگیری،بین دستانی که نیست..؟! وقت رفتن می شود،با بغض می گویم نرو... پشت پایت اشک می ریزم, توی ایوانی که نیست بعد تو این کار هر روز من است باور این که نباشی،کار آسانی که نیست.....
به زیبــائی مـاه مــن ماه نیست به طنازی اش دخــترشاه نیستمیان همـه مــــاه رویان ، ی هماننـد او ناز و دلخــواه نیستولی با همه حسن و زیبائی اش مرا بی وفا یار و همـراه نیستبه عشق ی داده ام دل که اوز درد دل زارم آگـــــــاه نیستاگـر دل به دل راه دارد ،چــرامرا دردل سنگ اوراه نیست ؟چنین کاو جفا می کند با دلــماگر دق کنم جای اکراه نیستخـدایا چــرا شـام هجـران یاربه مثل شب وصل کوتاه نیست؟!
از هم بپاشانم به آسانی! مهم نیستاینها برای هیچ طوفانی مهم نیست! آغوش من م وبه ای رو به سقوط استدیگر برایم عمق ویرانی مهم نیست با دردِ خنجر، دردِ خار از خاطرم رفتبعد ازتو غم های فراوانی مهم نیست یک مُرده درد ِ زخم را حس می کند؟ نه!دیگر مرا هرچه برنجانی مهم نیست دارو ندارم سوخت در این آتش اماهرچه برایم دل بسوزانی، مهم نیست هر که با ایمان به راهی رفته باشد،دیگر برایش هیچ تاوانی مهم نیست...حالا چه خواهد شد پس از این؟هرچه باشد!این بار دیگر هیچ پایان
سرمربی تیم ملی والیبال ایران گفت: انتخاب ۱۴ بازیکن از بین ۱۶ نفر کار آسانی نیست. زیرا همه آنها برای حضور در لیگ جهانی آماده هستند
سرمربی تیم ملی فوتبال ایران تاکید کرد که دیدار برابر فلسطین نشان داد این تیم کار آسانی در رقابتهای جام ملت های آسیا ندارد.
محمد ستاری، م ع تیم فوتبال پارس جنوبی جم گفت: ش ت دادن پرسپولیس کار آسانی نیست، ولی تیم ما پتانسیل فنی بالایی دارد و تلاش می کنیم تا در ورزشگاه یک نتیجه خوب بگیریم.
در آن سرا که نشان از وجود مادر نیستامید نیست ، صفا نیست ، مه رور نیستز چشمه سار محبت نمی شود سیراب ی که مادر دریا دلیش در بر نیستهلا که قطره ای از چشمه سار عشق تو راقیاس با می تسنیم و شهد کوثر نیستاز آن زمان که تو را سایه رفت از سر منکدام لحظه که چشمم به خون شناور نیستاز آتش دل خود سوختم چو پروان ه شمع روی تو دیگر مرا برابر نیستبه پیش چشم منت گر به خاک بسپردندمرا مفارقت از تو هنوز باور نیستبه غیر بار گرانی به دوش نیست مراچو دستهای نوازشگر تو بر سر
انتخاب آتلیه عروس و آتلیه عکاسی کار آسانی نیست .در وهله اول توجه داشته باشید که کارهای هنری از جمله ع و میکاپ سلیقه ای می باشد.پس، اولین کار پیدا آتلیه عکاسی منطبق با سلیقه شماست.پیشنهاد می شود، در مورد تجهیزات مورد استفاده از جمله نوع دوربین ها، فلاشها، تجهیزاتی که برای عکاسی فضای باز آورده میشود، (مانند فلاش پرتابل ، هلی شات و رفلکتورها) با عکاس صحبت کنید.تعداد دوربین های مورد استفاده در شب مراسم، کیفیت دوربین ها، کرین و هلی شات می تواند ه
درگیر تجربه های مشابه مو دل بستن به تکیه گاه های نامطمئنامروز و نباید میرفت وقتش نبود...از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست بر خاکی نشسته ام که از آنِ من نیست با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست از لذّتی جان گرفته ام که از آنِ من نیستبه مرگی جان می سپارم که از آنِ من نیست
این موج زلف وشندهء تو نیستاین سیب سرخ ساختگی، خندهء تو نیستای حُسنت از تکلّف آرایه بی نیازاغراق صنعتی است که زیبندهء تو نیستدر فکر دلبری ز من بی نوا مباشصیدی چنین حقیر، برازندهء تو نیست مه گرفته مرداب بخت منای ماه! جای درخشنده ء تو نیستگمراهی مرا به حساب تو می نهنداین ر شأن چشم فریبندهء تو نیستای عمر! چیستی که به هرحال عاقبتجز حسرت گذشته در آینده ء تو نیست فاضل_نظری
عشق رخ تو بابت هر مختصری نیستوصل لب تو در خور هر بی خبری نیستهر چند نگه می کنم از روی حقیقتیک لحظه تو را سوی دل ما نظری نیستتا پای تو از دایره عهد برون شددر هستی خویشم به سر تو که سری نیستبر تو بدلی نارم و دیگر نکنم یادهر چند که آرام تو جز باد گری نیستدر بند خسی وین عجبی نیست که امروزاسبی که به کار آید بی داغ ی نیستخصم به بدی گفتن من لب چه گشایدمن بنده مقرم که خود از من بتری نیستبسیار جفا هات رسیدست به رویمالمنة الله که ترا دردسری نیستبسیار سمرها
نیا گل نرگس جهان که جای تو نیستدو صد ترانه به لبها یکی برای تو نیستنیا نیا گل نرگس که در زلال دلیهزار آینه نقش و یکی ز خال تو نیستنیا نیا گل نرگس تو را به خاک بقیعکه شهر ما نه مُهیای گامهای تو نیستنیا نیا گل نرگس به آسمان سوگندقسم به نام و نهادت دلی برای تو نیستنیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مکاه ی ز خلق و خلائق فدای راه تو نیستنیا نیا گل نرگس بدان و آگه باشکه جای سجده گه ِ ما هنوز مال تو نیستنیا نیا گل نرگس که چون علی تنهابه فجر صبح ظهورت ی کنار تو ن
در کوچه های شهر بجز اضطراب نیست دیگر ی به فکر سلام و جواب نیستتوفان گذشته است و ش تند شیشه هاهرگز برای بستن درها شتاب نیستصدها هزارخانه ی مردم اب هستیک مسجد از هزار ولیکن اب نیستگفتی همیشه دست دعا کارگر شدست؟نفرین که می کنید چرا مستجاب نیستتشخیص حق و باطل یک جمع مشکل استاین خمره واضح است برای نیستگیجی مردمان زمین از چه بوده است؟لازم به ذکر نیست که از قرص خواب نیست
یاد من کن یاد من زهر هلاهل نیستچشم هایم قاصد مهر است قاتل نیست خاطرت باشد که بر ما روزگاری رفتنازنین، آرام این دل دیگر آن دل نیست …..کوه کندن مثل کندن از تو مشکل نیستگفته بودم شوق در آغوش می میرد مامن یک موج بازیگوش ساحل نیستگفته بودم عشق یعنی رنجهم کلام آدم دیوانه عاقل نیست…..مرد بی غم زن بدون گریه کامل نیست ... مهدی فرجی
شعرم ردیف و قافیه هایش درست نیستهر واژه نابجاست، به جایش درست نیست می خواستم فضای قشنگی دهم به شعرمن مانده ام که از چه فضایش درست نیستبیمار روی یار اگر شد ی ز شوقاو را دوا مده که شفایش درست نیست باید میان خوف و رجا زندگی کنیمچون خوف اگر نبود رجایش درست نیستخود را به خواب اگر زده باشد ی شبیتا صبح اگر کنیم صدایش درست نیستپژمرده شد گلی اگر از دست باغبانکوشش برای نشو و نمایش درست نیست تشبیه کرده ام به طلا جنس یار راچون نور خالص است طلایش درست نیست
تو زخم مى زنى و شیوه ات لطافت نیست بگو ، جواب محبّت مگر محبّت نیست ؟ نگو به تلخى این اتفاق عادت کنکه عشق حادثه اى مبتلا به عادت نیست درون آینه غیر از خودت چه مى بینى ؟تو هم شبیه منى هیچ کنارت نیست پر از گلایه ام اما به جبر خندانمهمیشه واقعیت ناشى از حقیقت نیست برو سفر بسلامت ولى بدان از عشقاگر که خیر ندیدى بدون علت نیست فقط اجازه بده در نبودنت شب_هاکمى به فکر تو باشم اگر جسارت نیست ‏ سیدتقی_سیدی
یک نفر در شهر گفته یار من محبوب نیستبین هر معشوق عاشق این سخنها خوب نیستهر پیام نامه ای درخود نداردنام عشقهر پیام آور به دنیا حضرت ایوب نیستنیست هر لیلی به صحرا همدم مجنون عشقهر زلیخایی میا ن شهرشهر آشوب نیستیک نفر در چاه زندان عشق را پیدا کندگریه ی کنعان که نذر دیده ی یعقوب نیستتا دمادم کار این دنیا مصور استنقش از دلها زدودن کار هر جاروب نیستاین ضررها قابل درک است ای عقل معاشتا به این بازارها کالای ما مرغوب نیستقبل رفتن در صلات عشق موسی را
به جز فراق تو آقا مرا ملالی نیست به مثل قامت خم گشته ام، هلالی نیست اسیر زلف تو بوده تمام عمر این دل بدون یاد تو دل را که ماه و سالی نیست اگر خمیده مرا قامت، از فراق شماستخمیده چون قد من در جهان مثالی نیست همیشه هوش و حواسم به گفته های شماستبه غیر از این که مرا هیچ اشتغالی نیست برای آن که بگویم نیاز دل به شماخطوط کوی تو را هیچ اختلالی نیست تمام عمر نخواهم برید دل از توبه غیر زلف تو دل را که اتصالی نیست امید من به وصال تو رو به افزونی استاگر چه وصل
به جز فراق تو آقا مرا ملالی نیست به مثل قامت خم گشته ام، هلالی نیستاسیر زلف تو بوده تمام عمر این دل بدون یاد تو دل را که ماه و سالی نیستاگر خمیده مرا قامت، از فراق شماستخمیده چون قد من در جهان مثالی نیستهمیشه هوش و حواسم به گفته های شماستبه غیر از این که مرا هیچ اشتغالی نیستبرای آن که بگویم نیاز دل به شماخطوط کوی تو را هیچ اختلالی نیستتمام عمر نخواهم برید دل از توبه غیر زلف تو دل را که اتصالی نیست امید من به وصال تو رو به افزونی استاگر چه وصل تو
تنهایی این نیست که هیچ اطرافت نباشه!این نیست که با ی دوست نباشی!این نیست که آدمی گوشه گیر و منزوی باشی!این نیست که ی باهات حرف نزنه!این نیست که هیچوقت نتونی خوشحال باشی!این نیست که ی دوستت نداشته باشه!تنهایی، یه حس درونیه!تنهــــــایی یعنــــــی "هیچکـــس نمیفهــــمه حالـــت بـــده
دل به دریا می زنم با شوق دلداری که نیست بوسه باران می کنم در خاطرم یاری که نیست می برم دست گلی زیبا به رسم عاشقیمی کنم تقدیم معشوق سزاواری که نیستچشم براه کودکی زیبا به زایشگاه عشقمی نشینم در کنار تخت بیماری که نیستشور می گیرم و می خوانم به آواز حزین با صدا و نغمه های نازک تاری که نیستسالهاست بر دوش دارم این سر سنگین را می کشانم در خیالم سوی آن داری که نیست روز روشن با چراغ در شهر می گردم ، حیف در پی خود ! در پی انسان بیداری که نیست ...
محمد ستاری، م ع تیم فوتبال پارس جنوبی جم گفت: ش ت دادن پرسپولیس کار آسانی نیست، ولی تیم ما پتانسیل فنی بالایی دارد و تلاش می کنیم تا در ورزشگاه یک نتیجه خوب بگیریم.
محمد ستاری، م ع تیم فوتبال پارس جنوبی جم گفت: ش ت دادن پرسپولیس کار آسانی نیست، ولی تیم ما پتانسیل فنی بالایی دارد و تلاش می کنیم تا در ورزشگاه یک نتیجه خوب بگیریم.
تو را خبر ز دلِ بیقرار باید و نیستغمِ توهست ولی غمگسار باید و نیستاسیر گریه بی اختیار خویشتنمفغان که در کف من اختیار باید و نیستچو شام غم دلم اندوگین نباید و هستچو صبحدم نفسم بی غبار باید و نیستمرا ز باده نوشین نمی گشاید دلکه می به گرمی آغوش یار باید ونیستدرون آتش از آنم که آتشین گلِ منمرا چو دل در کنار باید و نیستبه سردمهری باد خزان نباید و هستبه فیض بخشی ابر بهار باید ونیستچگونه لاف محبت زنی که از غمِ عشقتو را چو لاله دلی داغدار باید و نیستک
برای آمدنت انتظار کافی نیستفقط سرودن شعر و شعار کافی نیست برای آمدن آقا تو یار می طلبینیامدی به گمانم که یار کافی نیست به صبح بخوانیم ندبه های فراقبرای آمدنت چشم زار کافی نیست صدای ناله ی ما تا به آسمان برسیدمگر که این همه داد و هوار کافی نیست؟ هزار سال گذشت و نیامدی آقاگذشت این همه لیل و نهار کافی نیست؟ بیا بیا که ف زیاد داری تونگو نگو که مرا جان نثار کافی نیست دعای ماست که تعجیل در فرج بشودنیامدی، چه کنم؟ اعتبار کافی نیست؟ ببین که اهل جهان ب
ماجرای ، باور باورها نیستماجرایی است که در حافظه ی دنیا نیست نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وهمذات عشقیم که در آینه ها پیدا نیستتو گمی درمن و من درتو گمم، باورکنجز در این شعر نشان و اثری از ما نیستشب که آرام تر از پلک تو را می بندمبا دلم طاقت دیدار تو، تافردا نیست ساحل و دریای همیم، اما نه!ساحل این قدر که در فاصله با دریا نیست... محمد علی بهمنی
بدانیم که: دخ در زندگی دیگران " کنجکاوی " نیست، " فضولیه". تندگویی و قضاوت در مورد دیگران " انتقاد " نیست، " توهین " است. هر کار یا حرفی که در آ ش بگی " شوخی " شوخی نیست، حمله به شخصیت آن فرد است. بازی با احساسات مردم " زرنگی " نیست، " هرزگی" است. اب یه نفر توی جمع " جوک" نیست، "کمبود" است.
گاهگاهی شعرهایت غم بود شاداب نیستپر ز احساس خوش و آن لحظه های ناب نیستآنقدر گاهی به شعرت یاس دامن میزندشک کنم بر خود که اینها گفته ی شهیاد نیستمن که میدانم تو زخمی خورده ای در زندگیعشق من جاوید می ماند فقط احساس نیستای که من دلبسته ی عشقت شدم این را بدانهیچ از بهر تو مانند من همراه نیستآن که هردم یادتو می باشد و عشقش منمچشم خود را باز کن جز عهدی کمیاب نیستآن که یادت می کند هر دم تو را با شور و شوق یک امین عاشق است او شعرهایش آب نیست گاهگاهی هم خ
ازدواج همه چیز نیست اما در خوشبختی و سعادت انسان بسیار تاثیرگذار است‎ به آسانی ازدواج کنید. این جمله را حتما از خیلی از افراد شنیده اید. اما حتما از خودتان می پرسید چگونه باید به آسانی ازدواج کنید. مگر ازدواج هم می تواند آسان باشد، آن هم به آسانی آب خوردن؟ چشمه علایی می گوید باور دارم که اگر جوان ها بعضی از مهارت های لازم را ب کنند و موانع ذهنی نادرست را کنار بگذارند و اگر از ازدواج در ذهن خود یک غول نسازند و موانع ذهنی شان را کنار بگذارند، ازد
قرآن، کت شگفت و اعجازی است که هیچ را توان آن نرسد که مثل آن را بیاورد حتی اگر جنیان و انسان ها با هم گردآیند و یک دیگر را در این امر پشتیبانی کنند و یاری رسانند.(اسراء، آیه 88)این کتاب با آن که قول ثقیل و سنگین و با وزانت است: در همان حال، بسیار آسان فهم است و سخت فهم نیست و به سادگی می توان هر ی در هر سطحی از ادراک باشد مطالب آن را بفهمد هر چند که به اعماق و بطون آن راه نیابد، ولی همان مطالبی که درک می کند به همان میزان راهنمای او در مسیر هدایت است.ای
ماجرای ، باور باورها نیستماجراییست که در حافظه دنیا نیستنه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وهمذات عشقیم که در آینه ها پیدا نیستتو گمی درمن و من درتو گمم باورکنجز دراین شعر نشان و اثری ازما نیستشب که آرام تر از پلک تو را میبندمبادلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست ساحل و دریای همیم اما نه!ساحل اینقدر که درفاصله با دریا نیست…“محمد علی بهمنی”
به اخمت خستگی در می رود ،لبخند لازم نیست کنـــــار سینی چــــای تـــــو اصلا قند لازم نیست همیشـه دوستت دارم ـ بــــــــه جــــــان مــادرم ـ امــــا تو از بس ساده ای ، خوش باوری ، سوگند لازم نیست به لطف طعم لبهای تو شیرین می شود شعرم غــــزل را با عسل می آورم ،هرچند لازم نیست مرا دیوانــــه کردی و هنــــــــوز از من طلبکاری بپوشان بافه های گیسویت را ،بند لازم نیست "به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را " عزیزم ، بس کن ، از این بیشتر ترفن
عاشقــان را گـرچـه داغ دل بـود ، تشویش نیستجــز چـــراغ لالـــه شمــع خـانـه ی درویش نیستخـــواب شیـــریـــن من از کابـوس چون گردید تلخخوب دانستم که نوشی در جهان بی نیش نیستهـــــر دلـــی کز بخت بـــد پیچیــــد در طـــول املفرصت او را غیـــر مــــدّ آه حســـرت پیش نیستدر دل عشــق آشنـــایـــــم رفت تــــا خـار هوسدر کنـــــار نفس دیدم دشمنی جز خویش نیستدل زمقصدچون که غافل شدچه حاصل جستجولفظ از معنـــا تهی جـــز خــطّ مبهم بیش نیستوصل
حال من خوب است حال روزگارم خوب نیست حال خوبم را خودم باور ندارم خوب نیست آب و خاک و باد و آتش شرمسارم می کنند این که از یاران خوبم شرمسارم خوب نیست روز وشب را می شمارم ؛ کار آسانی ست ؛ حیف روز و شب را هرچه آسان می شمارم خوب نیست من که هست و نیستم خاک است ،خاکی مشربم اینکه می خواهند برخی خا ارم خوب نیست ابرها در خش الی ها دعاگو داشتند حیرتا! بارانم و باید نبارم خوب نیست! ... ... محمدعلی بهمنی
دلگیرم از تقدیر و دستم بند جایی نیستلعنت به آغازی که آن را انتهایی نیست سقراطم و شاگردهایم دشمنم هستنداین درد را جز شوکران نوشی دوایی نیست دست گ پیش هر بردم، الا اوما را قنوتی هست، اما "ربنایی" نیست دنیا بجز غربت چه دارد؟ هیچ بعد از هیچدر دوستانت هم بگردی آشنایی نیست چشم تماشای شکوهت را ندارد دهرآن روز کفش ات میدهد دنیا که پایی نیست نجار پیری هستم و این آ عمریحالا که محتاج عصا هستم... عصایی نیست #حسین_زحمتکش
حال من خوب است حال روزگارم خوب نیستحال خوبم را خودم باور ندارم خوب نیستآب و خاک و باد و آتش شرمسارم می کننداین که از یاران خوبم شرمسارم خوب نیستروز وشب را می شمارم ؛ کار آسانی ست ؛ حیفروز و شب را هرچه آسان می شمارم خوب نیستمن که هست و نیستم خاک است ،خاکی مشربماینکه می خواهند برخی خا ارم خوب نیستابرها در خش الی ها دعاگو داشتندحیرتا! بارانم و بایدنبارم خوب نیست!در مرورخود به درک بی حضوری می رسمزنده ام ، اما خودم را سوگوارم خوب نیستمرگ هم آرامش خ
به بهانه روز کارمنداگر کارمند یعنی «صندلی پُر کُنِ ت ِ مجالس»، امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!اگر کارمتد بودن یعنی «زینة المجالسِ صاحب منصبان» بودن، امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!اگر کارمند ی است که بتوان به او گفت «تو چه حقّی داری اظهار نظر کنی؟!»، امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!اگر کارمند ی است که با یک «تشر» و «توبیخ» ت شود، امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!اگر کارمند بودن یعنی «آسّه برو آسّه بیا که گُربه شاخت نز
سجده گاه قسمت صد بــــــار دل شــ تی ،یــک بار باورم نیست عشقی زمن گرفتی ،عشقی که خاطرم نیست گفتی که در خیالـــت ،بش ته دل محال است با این دل ش ته،عــــقل است که یاورم نیست دل در طـــواف عشقت ، تــــقـــــدیر مـــن رقم زد در سجده گــــاه قسمت ، شکی به داورم نیست رفتی ولی نـــــگـــاهت در قــاب دل اسیــــر است گردنشسته برقاب خــــــاکی که بـــر سرم نیست سالها نظاره کـــردم ، بــــــا چـشم بسته ی خود صد بار دل شــ تی ایــن بــــــــــار آ م
گم میشوم از دست خود، دیگر مرا تدبیر نیستاینگونه سرد و تم، ذهن مرا تقصیر نیستگفتی قلم در دست گیر، اعجاز کن آئینه رااما دگر کو آینه؟، دیگر مرا تصویر نیستاز آن زمان که پله ها راه مرا سد کرده انددیگر نشد بینم رخم، دیگر مرا امید نیستروی همه آئینه ها خط میکشم با هق هقمتو گوش کن سوز مرا، همخانه ام تا عید نیست!حالا که گفتی بنگرم آئینه را، دریافتماین زهره دیگر معنیش، آن شمع چون خورشید نیست...

...

در خیالات خودم,در زیر بارانی که نیست… می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست… می نشینی روبرویم،خستگی در میکنی… چای می ریزم برایت،توی فنجانی که نیست… باز میخندی و میپرسی:که ح بهتر است؟! باز میخندم ، که خیلی،گرچه ، میدانی که نیست شعر می خوانم برایت،واژه ها گل می کنند!!! یاس و مریم میگذارم،توی گلدانی که نیست… چشم میدوزم به چشمت،می شود آیا کمی، دستهایم را بگیری،بین دستانی که نیست..؟! وقت رفتن می شود،با بغض می گویم: نرو.. پشت پایت اشک می ریزم،
خداوندا تورا دارم غمی نیست?خدا را داشتن کار کمی نیست??در آن وقتی که زخمی در دل آید??به جز لطف خدایم مرحمی نیست ??
هر کرا سودای لیلی نیست مجنون آن ست جدیدشمع ما شمعیست کو منظور هر پروانه نیست گنج ما گنجیست کو در کنج هر ویرانه نیست هر کرا سودای لیلی نیست مجنون آن ست ورنه مجنون را چو نیکو بنگری دیوانه نیست چشم صورت بین نبیند روی معنی را بخواب زانکه در هر کان درو در هر صدف دردانه نیست حاجیانرا کعبه بتخانه ست و ایشان بت پرست ور بینی در حقیقت کعبه جز بتخانه نیست مرغ وحشی گر ببوی دانه در دام اوفتد تا چه مرغم زانکه دامی در رهم جز دانه نیست هر کرا بینی در اینجا مسکن
گر مرا ترک کنی، من ز غمت می سوزم آسمان را به زمین، جان خودت می دوزم گر مرا ترک کنی، ترک نفس خواهم کرد بی وجود تو بدان خانه، قفس خواهم کرد بی تو یک لحظه رمق در دل و در جانم نیست بیقرارم نکنی ، طاقت هجرانم نیست بی تو با قافله ی غصه و غم ها چه کنم تار و پودم تو بگو ! با دل تنها چه کنم شده ام مرثیه خوان دل سودا زده ام از بد حادثه دلبسته و شیدا شده ام این دل پر ز ترک این همه غم لایق نیست دل چون سنگ تو را جز دل من عاشق نیست
غم دل با که تواند که بگوید خواجو جدیدورطه? پر خطر عشق ترا ساحل نیست راه پر آفت سودای ترا منزل نیست گر شوم کشته بدانید که در مذهب عشق خونبهای من دلسوخته بر قاتل نیست نشود فرقت صوری سبب منع وصال زانکه در عالم معنی دو جهان حائل نیست میل خوبان نه من بی سر و پا دارم و بس کیست آنکو برخ سرو قدان مایل نیست هیچ سائل ز درت باز نگردد محروم گرچه در کوی بازی دخترانه تو جز خون جگر سائل نیست چه دهم شرح جمال تو که در معنی حسن آیتی نیست که در شان رخت نازل نیست بنده
حق بده، آنقدرها از تو ب ساده نیستبی هوای تو برای دل تپیدن ساده نیست عشق تو چون کوه پشتم بود و بعد از رفتنتنعش خود را اینور و آنور کشیدن ساده نیست کاش پشتم از نگاه سرد و ت میش تپیش چشم دشمنان خود خمیدن ساده نیست گفته بودی "بعد ازین در خواب میبینی مرا"دلبر خود را فقط در خواب دیدن ساده نیست هیچ روی زمین جای ی را پر ن طمئنا جای تو غیری گزیدن ساده نیست وحید رحمانی
از هم بپاشانم به آسانی ! مهم نیست اینها برای هیچ طوفانی مهم نیست ! آغوش من م وبه ای رو به سقوط است دیگر برایم عمق ویرانی مهم نیست .. با دردِ خنجر ، دردِ خار از خاطرم رفت بعد از تو غم های فراوانی مهم نیست .. یک مُرده درد ِ زخم را حس می کند ؟ نه ! دیگر مرا هرچه برنجانی مهم نیست .. دار و ندارم سوخت در این آتش اما هرچه برایم دل بسوزانی ، مهم نیست .. هر که با ایمان به راهی رفته باشد ، دیگر برایش هیچ تاوانی مهم نیست .. حالا چه خواهد شد پس از این ؟ هر چه باشد ! این
در خیالات خودم,در زیر بارانی که نیست…می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست…می نشینی روبه رویم،خستگی در می کنی…چای می ریزم برایت،توی فنجانی که نیست…باز می خندی و می پرسی:که ح بهتر است؟!باز می خندم، که خیلی،گرچه، می دانی که نیست…شعر می خوانم برایت،واژه ها گل می کنند!!!یاس و مریم می گذارم،توی گلدانی که نیست…چشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمی،دست هایم را بگیری،بین دستانی که نیست...؟!وقت رفتن می شود،با بغض می گویم: نرو...پشت پایت اشک می ریزم،ر
جار زدنی در کاره واقعا¿¿¿!!!نعنیست که تعداد اونایی که منو میشناسند و از وجود این وبلاگ مطلع اند بیشتر از پنج نفر نیست... + فقط یه سررسید...فقط یه خلوت گاه...+ حالِ توضیحِ بیش از این،نیست...
بی وفایــی پیش چشم این اهالی خوب نیست بی وفایــی پیش چشم این اهالی خوب نیست ماست می کنم این بی خیالی خوب نیست خنده های رفتنت در کوچـــه ها ویــران گرندگریه های ماندنم در این حوالی خوب نیست مادرم می گفت:شاید یک غروبی آمدیانتظار سرنوشت احتمالی خوب نیست بی تو مشغــول تمـــام ِ خاطرات رفته امای تمام هستی ام خوداشتغالی خوب نیست کـــــوزه ای هستم کـــه با درد ترک خو کرده امجابه جایی های این ظرف سفالی خوب نیست چون رمیدن های آهـــو نازهایت جالب اس
دوست داشتنبرای تو کاش بدانی دوست داشتنت خورشید نیست که لحظه ای بیاید ولحظه ای برود...ماه نیست که یک شب باشد ویک شب نباشد!ستاره نیست که شبی پرشورباشد وشبی کم فروغباران نیست که گاه شدت گیرد وگاه نم نم بباردمثل نفس می ماند همیشه باقی است
با شما تنها نشستن در کناری خوب نیستیا چنین آسان به من دل میسپاری ! خوب نیست نا مسلمان اینقدر با موی خود بازی نکن م گفته برایم بی قراری خوب نیست طبق باورهای دینی با شما بودن بد است !این تعامل های نا مشروع ? آری خوب نیست گریه هم گاهی برای چشم هایت لازم استمثل ابری منقلب باشی ? نباری ! خوب نیست دل ش تن در کنار دلبری ها ؛خار را ....در کنار بوته ای از گل بکاری خوب نیست ! وحید حیاتلو
از تو بعید نیست جهان عاشقت شود رانده، سجده کنان عاشقت شود از تو بعید نیست میان دو خنده اتتاریخ گنگی از خفقان، عاشقت شود توران به خاک خاطره هایت بیافتد وآرش، بدون تیر و کمان، عاشقت شود چشمان تو، که رنگ پشیمانی خداستدرآینه، بدون گمان، عاشقت شود از تو بعید نیست، قیامت کنی و بعدخا تر جهنمیان عاشقت شود وقتی نوازش تو شبیخون زندگیستهر قلب مات بی ضربان، عاشقت شوداز من بعید بود ولی عاشقت شدم...از تو بعید نیست جهان عاشقت شود افشین یداللهی
زندگی یک آرزوی دور نیستزنذگی یک جستجوی کور نیستزیستن در پیله ی پروانه نیستزندگی کن زندگی افسانه نیست...
زن ماندن؛ زن بودنکارِ آسانی نیستاما من می مانمپایِ باورهایمپایِ زندگی بودنمپایِ عاشقی خواستنممن ناز و عشوه هایم را برایِ هزاران چشم نمایان نمی کنممی گذارم باشد برایِ چشمی که بفهمد؛ ببیند؛ بپرستدمن حواسم را هزارجا جای نمی گذارممن آنقدر پشتِ این پنجره می مانمتنها چای می نوشمتا اگر ی آمد و هم نشینم شددر چشمانم؛ ردِ آسمان باشدردِ خدا باشدردِ او؛ انعکاسِ او باشدزن ماندن؛ زن بودنکارِ آسانی نیستام شکمقدس است.انسی نوشت
چیزی که از من خواستی جز دل ب نیستچیزی مخواه از من که در اندازه ی من نیست دنبال آرامش مگرد ای رود سرگردانچیزی که در دریا نباشد در تو قطعا نیست گاهی برای گریه بس که تنهاییجایی برایت بهتر از آغوش دشمن نیست پیراهنم روزی گواهی می دهد پاکمای عشق خیلی وقت ها پاکی به دامن نیست در عشق باید پر تحمل بود و دور شپروانه گشتن چاره اش جز پیله نیست حسین زحمتکش
یار من یوسف نیا،اینجا ی یعقوب نیستلحظه ای چشمانشان از دوریت مرطوب نیست ای گل زیبای من،از غربتت اشکی نری زنین،اینجا خدا هم پیششان محبوب نیست گرچه در هر ای زیبا،دعایت میکنندبهترینم،این دعاها جنسشان مرغوب نیست...!
انتخاب موضوع در پایان نامه حسابداری2انجام پایان نامه حسابداری همانند هر رشته دیگری نیاز به موضوع دارد. برای انتخاب موضوع پایان نامه حسابداری شاید نتوانید یک موضوع جدید را پیدا کنید اما محتوای جدیدی را می توانید برای آن رقم بزنید. محتوای جدید و منحصر به فرد شرط موفقیت شما در انجام پروژه است. به عبارتی اگر شما انجام پایان نامه حسابداری خود را با محتوایی جدید و قابل اجرا به پایان برسانید می توان گفت یک پایان نامه عالی را به اتمام رسانده اید.پا
هرکه را با نجفت وعده و پیمانی نیست آ و عاقبتش غیر پشیمانی نیست اصلا از کِی گذرت بر دل من افتاده؟ اصلا این عشقِ مرا اول و پایانی نیست عاشقی شیوه ی مردان بلاکش باشد عاشقی بر در میخانه به ارزانی نیست ما بر آنیم که دیوانه ی ایین عشق شویم چه ی گفته که این عاشقی عقلانی نیست درد این عاشق غمدیده فراق نجف است بهر عشاق به جز یار که درمانی نیست چند وقتیست که رزق نجفم قطع شده چند وقتیست در این مصر فراوانی نیست من فقط بر سر ایوان تو سر خم همه جا جار زدم غیر تو
حتی دل آسمان هم برای با هم دیدن مان تنگ بودوگرنه حالا که وقت باران نیست!اسماعیل ساسانی

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها